يادداشتهاي یک فرمانده
چکیده :كتابي كه با عنوان "يادداشتهاي فرمانده"در دست داريد، مجموعهاي است از يادداشتهاي روزانة سردار سرلشكر پاسدار شهيد دكتر مجيد بقايي كه در سال 1361 نوشته شده...
يادداشتهاي روزانه جنگ، حال و هواي خاص خود را دارد. اين حال و هوا را نميتوان در مقالات و تحليلهاي جنگ و خاطرات و خطرات مربوط به عرصههاي نبرد يافت، كه هر چيزي جايي دارد و هر نوشتهاي پيامگذاري مربوط به خود را پي ميگيرد تا اثرگذاري كند.
در ميان يادداشتهايي كه دراين باره نشر يافتهاند، يادداشتهاي فرمانده كه توسط مؤسسه فرهنگي هنري جنات فكه منتشر شده است يك نمونه و مصداق از آن مجموعه است. اين يادداشتها توسط سردار سرلشكر پاسدار شهيد دكتر مجيد بقايي فرمانده قرارگاه كربلا و در دورههاي نبرد و عملياتهاي جنگي نوشته شده است.
به نوشته روزنامه جمهوری اسلامی، كتابي كه با عنوان “يادداشتهاي فرمانده”در دست داريد، مجموعهاي است از يادداشتهاي روزانة سردار سرلشكر پاسدار شهيد دكتر مجيد بقايي كه در سال 1361 نوشته شده. اين روزنگار ارزشمند كه در جريان برگزاري اولين كنگره بزرگداشت اين شهيد عزيز توسط برادر ارجمندش، مهندس حميد بقايي به دستمان رسيد، تحفهاي بود گرانبها. سررسيد كه دستمان رسيد، نوبت به نوبت هر كس آن را برداشت و كنجي خريد و با خودش خلوت كرد. گرد راه را كه روي جلد قديمياش سترديم، چشمهايمان باراني شد و شامهمان مست از بوي خوشش. دستخط زيباي مجيد، انگار كه جان داشته باشد، شروع كرد به حرف زدن. از صلابت انگشتان مردانة صاحبش گفت و از غناي قلمش. از اشكهايي گفت كه وقت روضهخواني بر صفحاتش ريخته شده بود. از حماسة جلساتي گفت كه شهيد با ثبت ضميرش – گاه علني و قابل فهم و گاه محرمانه و رمزآلود – جاودانهاش كرده بود. روز به روز و ماه به ماه او را بيشتر شناختيم و بيشتر از قبل سر در گريبان فرو برديم كه صد حيف…
وقتي به صفحات مربوط به محاسبه و بازخواست نفس رسيديم، انگار كسي با يك پتك افتاد به جان انديشه و افكارمان كه اگر مجيد بقايي اين طور ميگويد و اين طور التماس خدايش را ميكند، پس واي بر ما خاكيان و واي بر خوش خياليمان.
سرتاسر سالنامه، نواي حزين “يا حسين”درست مثل يك موسيقي متن، گوشهايمان را نوازش كرد. مجيد داشت، پله پله راه را نشانمان ميداد. خيلي طول نكشيد كه بفهميم مشغلهها و دغدغههايش به عنوان فرمانده قرارگاه كربلا آنقدر زياد بوده كه اجازه نميداده، وقت بيشتري براي نگارش روزمره و ثبت فعاليتهايش داشته باشد. همه اينها و خيلي موارد ديگر را ميشود به راحتي از يادداشت كردن تيتروار اتفاقهاي پيرامونش فهميد. مجيد، اين سردار شيداي حضرت امام(ره) در خيلي از صفحهها به لحاظ محدوديتهاي نظامي در ثبت گزارشها از حروف اختصاري و سري استفاده كرده، البته تعدادي از اين حروف قابل فهم هستند، اما تعدادي ديگر هنوز باقي ماندهاند.
نام شهيدان سپهبد علي صياد شيرازي، سرلشكر حسنباقري، سردار حاج حسين خرازي، سردار حاج احمد كاظمي، سردار مصطفي ردانيپور و ديگر فرماندهان جنگ در سطر سطر اين يادداشتها، بارها به چشم ميخورد. آن چه در اين اثر آمده، تقريبا دو سوم سالنامهاي است كه در اختيار داشتيم. با وسواس بسيار سعي كرديم تا آن جا كه امكان دارد از هيچ صفحه و خطي نگذريم، اما در حقيقت مطالب باقي صفحهها آن قدر محرمانه و اختصاري بود كه باخواندنش چيز زيادي دستگير مخاطب نميشد، به همين دليل ناگزير شديم آنها را گلچين كنيم و در اختيارتان قرار دهيم.
دوشنبه 8 شهريور
بسمه تعالي
خدايا كمكمان فرما و هدايتمان فرما. آمين يا ربالعالمين
جلسه در قرارگاه كربلا در حضور سرهنگ شيرازي – برادر رشيد – برادر حسن و برادران صفاري – خرازي دوشنبه 12/7/61 ساعت 21:50
صحبت سرهنگ شيرازي: اللهم كن لوليك الحجه بنالحسن…
روح معنوي عمليات فتحالمبين بالا بود و همچنين در عمليات مسلمبن عقيل بسيار بالا بود.
برادرانه و مسئولانه توصيه و تأكيد ميكنم براي اين قدم جديد سعي كنيم در معنوي كردن جريان قدم برداريم و كوشش نماييم و از همين الان زمينهها را جور نماييم. مهمات را هميشه كمبود داشتيم. ولي همه عادت كرديم به كمبود و با كمبود طرح ميريزيم و اين كمبود به وسيله خدا پشتيباني ميشود.
در جلسه با برادر رضایی به نتيجه خوبي رسيديم و اين جلسه براي ابلاغ است و انشاءالله حركت كنيم…
عمليات: تك به منطقه غرب رودخانه دويرج در شمال محدود به رودخانه ميمه ميشود و در جنوبي ميرسد به جاده چمهندي (از بيات تا ربوط)و از بين بردن سرپل چمهندي و چمسري – سازمان رزمي: سپاه لشكر 3 صاحبالزمان با 4 تيپ و لشكر فجر با حداقل 2 تيپ ارتش: تيپ 84 پياده و يك تيپ از لشكر 21 و يك تيپ از لشكر 16 در اين سازمان شركت ميكند. زمان شناسايي و طرحريزي: زمان كندن نيروها.
جمعه 19 شهريور
بسمه تعالي
رب اني مغلوب فانتصر…1
جلسه در قرارگاه كربلا فرماندهان لشكر سپاه و ارتش در مورد خط پدافندي لشكر فجر و قدس (16 و 21 و 92) برادر حسن باقري… جمعه 23/7/61
تلاوت قرآن سوره صف: يا ايهاالذين آمنوا هل ادلكم علي تجاره تنجيكم2
صحبت سرهنگ نياكي: موضوع وضعيت نامساعد پدافند در منطقه قرارگاه كربلا.
سرهنگ موسوي قويدل:براي اين كه تغيير و تحول مرتب نباشد و برادران بتوانند خوب و مطمئن جايگزين شوند پيشنهاد ترتيب جلسه بدهيم لذا پدافند مطمئن هم مد نظر بگيريم. برادر حسن باقري در مورد غرب صحبت كردند.
سرهنگ محمدزاده: فرضيات اين كه واحد اضافه نميشود.
وسيع بودن خط پدافندي لشكر 92 باعث شده استحكام لازم در خط ندارد. بارندگي و فصل زمستان باعث اين كه دچار ناراحتي نميشوند. بنا به عمليات منطقه قائم تيپ 1 لشكر 21 تيپ 3 از لشكر 16 و لشكر 3 و مقداري از فجر سپاه به منطقه رفته است و دشمن احتمال دارد مناطقي را بگيرد لذا در غرب و منطقه قائم شايد نيروهايي اضافه از ما جذب ميشود و با توجه به اين…














hmm jaleb bood.