دنیس راس: انتخابات ریاست جمهوری تاثیر شگفت انگیزی بر مذاکرات هسته ای دارد
چکیده :بسیاری از تفسیرگران با این توجیه که تصمیمات مهم سیاسی توسط رهبر گرفته می شود، اتنخابات ریاست جمهوری ایران را مهم نمی دانند. اما به نظر می رسد این انتخابات برای رهبر ایران بسیار مهم است و دقیقا به همین دلیل نیز باید برای ناظران غربی نیز مهم باشد.او معتقد است که انتخابات ریاست جمهوری ایران باید به عنوان محل ظهور نیات رهبر ایران در نظر گرفته شود و مطمئنا موضوع هسته ای را نیز در بر می گیرد....
کلمه- گروه بین الملل: دنیس راس، مشاور موسسه واشنگتن، که پیش از این معاون ویژه باراک اوباما بود و مدیریت ارشد بخش مرکزی شورای امنیت ملی آمریکا را به عهده داشت. در مقاله ای با عنوان «انتخابات ایران را دست کم نگیرید» به تحلیل انتخابات ایران پرداخته و می نویسد که بین انتخابات ریاست جمهوری ایران و مذاکرات هسته ای ارتباطی شگفت انگیز وجود دارد.
دنیس راس در نشریه فارین افرز می نویسد: بسیاری از تفسیرگران با این توجیه که تصمیمات مهم سیاسی توسط رهبر گرفته می شود، اتنخابات ریاست جمهوری ایران را مهم نمی دانند. اما به نظر می رسد این انتخابات برای رهبر ایران بسیار مهم است و دقیقا به همین دلیل نیز باید برای ناظران غربی نیز مهم باشد.
او معتقد است که انتخابات ریاست جمهوری ایران باید به عنوان محل ظهور نیات رهبر ایران در نظر گرفته شود و مطمئنا موضوع هسته ای را نیز در بر می گیرد.
این تحلیل گر ارشد کاخ سفید می نویسد که اگر چه رهبر معظم همواره تلاش کرده که خود را بالاتر از نزاع های سیاسی نشان دهد، اما او بارها قدرت خود را در عمل و در مقابل رئیس جمهور ایران به کار گرفته و سعی کرده است که توانایی اجرایی و اهداف سیاسی تمامی روسای جمهور را به چالش بکشاند.
مشاور ویژه باراک اوباما در بخش دیگری از یادداشت خود می نویسد: علی خامنه ای رهبر ایران همیشه به معامله با واشنگتن مشکوک بوده، زیرا او استدلال می کند که دادن امتیاز به غربی ها نشانه ضعف است. رهبر ایران تمایل دارد که نخبگان سیاسی کشور را به شدت کنترل کند و آنها را برای اهداف محافظه کارانه خود به خدمت بگیرد. در واقع او پس از رسیدن به جایگاه رهبری برای تشکیل یک اجماع سیاسی جدید تلاش کرده است، اجماعی که بازتاب دهنده فلسفه سیاسی خودش باشد که این فلسفه سیاسی ترکیبی از خودکفایی اقتصادی و دشمنی با ایالات متحده است.
مدیر ارشد بخش مرکزی شورای امنیت ملی آمریکا در این مقاله می افزاید: علی خامنه ای در طول انتخابات سال 2009 (1388) با وجود اینکه وانمود می کرد که در دعواهای سیاسی دخالت نمی کند اما برای پیروزی محمود احمدی نژاد علنا وارد نبرد شد. او برای محافظت از احمدی نژاد نیروهای اصلاح طلب و عملگرا را مستقیما به چالش کشید و احمدی نژاد را از شکست در انتخابات نجات داد.
دنیس راس که مدیر اداره شرقنزدیک و آسیایجنوبی شورای امنیت ملی آمریکا در دوران رونالد ریگان نیز بوده است، رد صلاحیت اکبر هاشمی رفسنجانی و اسفندیار رحیم مشایی را انعکاس خواسته رهبر ایران در شورای نگهبان می داند و می نویسد رهبر ایران ترجیح می دهد که رئیس جمهور بعدی مطیع او و معاون اجرایی خودش باشد و نه یک فرد مستقل. و حذف هاشمی که یکی از بنیان گذاران جمهوری اسلامی است به طور خاص گویای همین نکته است.
راس با توجه به حمایت اصلاح طلبان ایرانی از هاشمی رفسنجانی معتقد است که حذف هاشمی به رهبری اجازه داد که از وقوع هر احتمالی در انتخابات جلوگیری کند. واضح است که رهبر ایران با رد صلاحیت هاشمی می خواست از ایجاد هر هیجانی در انتخابات جلوگیری کند.
او می نویسد: جدای از نگرانی هایی که سخنان هاشمی در مورد ترمیم اقتصاد ایران و جلوگیری از انزوای در سطح بین المللی ایجاد کرده بود. حذف هاشمی نشانه ای مهم در مورد برنامه هسته ای ایران است.
مشاور باراک اوباما معتقد است که اگر رهبر ایران تمایلی به انجام معامله در مورد برنامه هسته ای داشت هاشمی رفسنجانی بهترین گزینه برای ریاست جمهوری بود. اما ممانعت از شرکت هاشمی در انتخابات تنها نشانه وجود مشکل برای حل برنامه هسته ای نیست، نشانه های دیگری نیز وجود دارند.
نماینده آمریکا در خاورمیانه در دوران بیل کلینتون در ادامه می افزاید: از هشت نامزد تایید صلاحیت شده در ایران، چهار نفر به مقام رهبری نزدیک هستند و اعتبار لازم برای مذاکره در مورد پرونده هسته ای را دارند؛ علی اکبر ولایتی، مشاور سیاست خارجی رهبر، محمد باقر قالیباف، شهردار تهران و فرمانده سابق سپاه پاسداران، حسن روحانی، مذاکره کننده سابق ایران در برنامه هسته ای، و سعید جلیلی، نماینده خامنه ای در مذاکرات هسته ای با گروه 5+1.
دنیس راس معتقد است که در تئوری تمامی این نامزد ها می توانند پیروز انتخابات ایران باشند و در پایان استدلال می کند که اگر جلیلی رئیس جمهور ایران شود می توان نتیجه گرفت که رهبر ایران علاقه چندانی به حل بحران و مناقشات پرونده هسته ای ایران با آمریکا ندارد.
او می افزاید: بی شک جلیلی با مشی رهبر سازگار است و اشتیاقی ایدئولوژیک و تعهد کامل به مقام رهبری دارد و آماده است که برای همیشه به مذاکرات بی نتیجه ادامه دهد.
دنیس راس با اشاره به تبلیغات جلیلی در انتخابات می نویسد: او در مبارزات انتخاباتی خود نیز مدام از مقاومت سخن می گوید نه تنها از مقاومت در مقابل استکبار بین المللی، بلکه از اقتصاد مقاومتی نیز می گوید. شعاری که برای مردم ایران قوت قلب نیست اما در گوش علی خامنه ای مانند یک موسیقی است.
او در پایان می نویسد: رئیس جمهور شدن سعید جلیلی مقاصد رهبر ایران را در مورد مذاکرات هسته ای به ما نشان خواهد داد و دیگر نیازی نیست که ما در این مورد به حدس و گمان بپردازیم.














من فکر میکنم برعکس تصور دنیس رایس مقام رهبری به این نتیجه رسیده است این بار کج تر از آنست که به نیمه منزل هم برسد و هنگام سر کشیدن جام زهر فرا رسیده است منتها ایشان نمیخواست و نمیخواهد سرکشیدن این جام ناگواراز طرف شخصی صورت گیرد که بر حسب پیشنیه فاصله با رهبری، برای او در میان مردم و جامعه جهانی امتیاز آور باشد و ایجاد اقتدار کند. رهبر میخواهد خود را کنار بکشد و این جام را بدست رئیس جمهوری بدهد که هم از وفاداری نوکرمنشانه او اطمینان دارد و هم با کنار کشیدن خود از این قضیه، حفظ ظاهر کرده، از مواضع سخت خود عقب نکشیده و یک صورت کاذبی از استقلال رأی هم برای تدارکچی خود ایجاد کند. آقای خمینی فتوای قتل رشدی را داد ولی سرکشیدن جام زهرِ پس گرفتن آن حکم بعهده رئیس جمهور وقت آقای خاتمی افتاد در حالیکه آقای خاتمی درجایگاهی نبود که آن فتوا را لغو کند. و تا آنجا که به کاندیدای مورد نظر رهبر مربوط میشود ، بنظر من رهبر میخواهد کسی رئیس جمهور شود که بتواند بخشی از جامعه را که از نظام فاصله گرفته است را بسوی نظام بکشاند و این شخص کسی جز قالیباف نیست مطرح کردن جلیلی بعنوان شخص مورد نظر رهبر فقط به این منظور انجام میشود که برنده انتخابات چه قالیباف چه ولایتی بتوانند بگویند ما از اول نظرمان تعامل و نه تقابل با غرب و 5 +1 بوده است و از سوی دیگر با نشان دادن نظر مساعد رهبری به جلیلی نفرت مردم از رهبر را به سرمایه ایی برای قالی باف تبدیل کنند که ظاهراً شخص مطلوب رهبر نیست. از ساده لوحی جماعتی که واقعاً فکر میکنند جلیلی رئیس جمهور خواهد شد در حیرتم. قالیباف یا ولایتی رئیس جمهور آینده ایران خواهند بود، اگر اتفاق خاصی نیفتد که معادله را تغیر دهد. تا روز انتخابات نمیتوان گفت که آیا اتفاقی که معادله را بهم بزند خواهد افتاد یانه!
اگر ولایتی و یا قالیباف به ریاست جمهوری برسند نه تنها با کارت سبز اختیارات زیاد این پست را میگیریند بلکه برای دست زدن به یکرشته عقب نشینیها در عرصه مدنی هم بمیدان می آیند آنها می آیند تا اصلاحطلبان را خلع صلاح کنند. تا وصایای جنبش اصلاحات و جنبش سبز را نصفه و نیمه از سوی خود بنام خود و به روش خود پیاده کنند.
این کامنت مرا بخاطر بسپارید!
ن،
این مقاله را باید اشخاصی بخوانند که اخیرا با استدلال اینکه اگر بشار اسد گفت کسانی که بی بی سی نگاه میکنند هوادار من هستند ما نباید بی بی سی ببینیم وارد شده اند تا مردم را به سمت انتصابات بکشانند. این مقاله به خوبی نشان میدهد که در حل حاضر رهبر جمهور اسلامی تمام توانش کسب مشروعیت است تا بتوانداین به اصطلاح اقتدار را به جهانیان نشان دهد که بله دیدید که ملت ایران گقدر ما را دوست دارند؟ پس امتیاز بدهید و کوتاه بیائید…از طرف دیگر وقتی قرار نیست ارا شمرده شوند و پیروز انتخابات از همین الان مشخص است این مناظره های اخیر و افشاگری های چنین و چنان هم فقط به همین خاطر انجام میشود که به مردم بگویند: ببینید به حرفتان توجه کردیم و کاندیداها علنا به هم میپرندو پته هم را روی اب میریزند؟؟ببینید چقدر آزادی دارید؟؟؟ببینید ما خودمان را نقد میکنیم؟؟؟همه اینها به این خاطر است که دوباره شما را به پای صندوقهای رای بکشانند و مشروعیت بگیرند..پس از انتخابات هم معلوم است چه میشود: روز از نو روزی از نو…فقط سر مردم این وسط کلاه رفته است و با این ترفندها چند صباحی بیشتر ماندگار شده اند….تحریم انتصابات وظیفه ماست..اگر خیلی میخواهند دل مردم را به دست بیاورند رئیس جمهور منتخب مردم ایران را آزاد کنندو بر مسند قدرت بنشانند….میرحسین رئیس جمهور ماست..اگر آقایان حسن نیت دارند ایشان را به کاخ ریاست جموری بفرستند تا مردم هم پشتیبان باشند در غیر اینصورت بیهوده وقتتان را تلف نکنید