سعید جلیلی؛ نشانه ویرانی و تباهی دیپلماسی کشور
چکیده :تهیدستی فکری، فقر زبانی، زمختی و بیظرافتی سعيد جليلی اگر نشانهی ويرانی و تباهی دستگاه سياست خارجی نباشد، نشانهی چیست؟ او حتی وقتی قرار است از دين سخن بگويد، قشریترين و عاميانهترین روايتها را از دين دارد. يعنی اشعریگری و سلفیگری دست به دست هم دادهاند تا خطوط چهرهای تفکری که در روايت امام صادق مسما به «جاهل متنسک» است آشکار شود. ...
چهرهی کليدی ديپلماسی نظام به جز واژگان ظرفیت، فرصت، تهديد، هيچ تعبیر و کلمهی پربسامدی نداشت. در واقع چنان سخن گفتن او انباشته از اين کلمات بود که خود اينها متن سخن او بودند و بقيهی کلمات حاشيه. يعنی اصل سخن، مغز مدعا به مثابهی آجرپارههایی برای تزيين بیسليقهی اين چند کلمهی معدود به کار میرفتند.
روز گذشته مناظره سعید جلیلی بعنوان کاندیدای ریاست جمهوری بازتاب های زیادی در میان اهل فرهنگ و سیاست و افکار عمومی به همراه داشت.
تایید صلاحیت سعید جلیلی تاکنون بارها مورد انتقاد شخصیت های سیاسی قرار گرفته است اما روز گذشته، سخنان بی مایه و کلیشه ای این نماینده منتخب رهبری در مذاکرات هسته ای، نگرانی های جدی را در میان پیگیران اخبار هسته ای به دنبال داشت.
وبلاگ ملکوت در آخرین نوشته خود با انتقاد از سخنان سعید جلیلی در این مذاکره نوشته است: جلیلی آيا پيادهای است که بايد وزير میشد؟ يا حتی با این بیان الکن، با اين تفکر و انديشهی ورشکسته و ناتوان، حتی قابليت پيادگی را ندارد و به دقيقترين تعبير انسان پيادهای است؟ نمیدانم. شايد تعابيری که برای او به کار بردهام درشت باشد. شايد هم از جادهی انصاف خارج شده باشم. اما اينقدر میدانم که حسام به او حس ترحم نيست. حس درد است. درد است از اينکه چطور انسانی میتواند اين همه فرصت، اين همه امکان، اين همه قابليت در اختيارش بوده باشد اما همه را مهمل و معطل بگذارد و اين اندازه در حق خودش ستم کرده باشد و حتی در حد و اندازه و قد و قامت همين نظام جمهوری اسلامی هم نباشد؟
متن این نوشته در پی می آید:
آدمی مخفی است در زير زبان…
دکتر سعيد جلیلی. مذاکرهکنندهی هستهای. ديپلمات وزارت خارجه. آينهی ديپلماسی کشور.
اين طنز نيست. حکايت يک فاجعهی تمامعيار فرهنگی و ادبی است. نظام جمهوری اسلامی با برگزاری اين مناظرهها بزرگترین خدمت را به ملت ايران کرد. بليغتر از اين نمیشد توانایی ادبی، زبانی، ديپلماتيک و قابليتهای عقلی و همچنین قابليتهای طنز و تفریح را نمايش داد.
چهرهی کليدی ديپلماسی نظام به جز واژگان ظرفیت، فرصت، تهديد، هيچ تعبیر و کلمهی پربسامدی نداشت. در واقع چنان سخن گفتن او انباشته از اين کلمات بود که خود اينها متن سخن او بودند و بقيهی کلمات حاشيه. يعنی اصل سخن، مغز مدعا به مثابهی آجرپارههایی برای تزيين بیسليقهی اين چند کلمهی معدود به کار میرفتند.
سؤالی که پيش میآيد اين است که اين چهرهی ناشناختهی دستگاه ديپلماسی کشور که امروز تشتاش از آسمان افتاده است و همه ميزان «ظرفيت» و چيرهدستی او را در زبان، بیان، مذاکره و گفتوگو دريافتهاند، در اين چند سال مشغول چه مذاکرهای بوده است؟ بهترین و خوشبينانهترين ظن اين است که ضبط صوتی به او داده باشند و سخنان سياستمدار بليغی و خوشسخن و فصيحی را به او داده باشند که هنگام مذاکرات از آن استفاده کنند. تنها مشکل اين است که مذاکره زنده است و دو طرفه. قرار نيست يک طرف بنشيند و سخنانی ضبطشده را گوش کند. پس آيا عجيب است که در اين دورهی تصدیگری سعيد جليلی دستگاه ديپلماسی کشور تجلی تمامعيار شکست سياست خارجی بوده است؟
سعيد جليلی مصداق بارز سخن حکيمانهی حضرت امير است: المرء مخبوء تحت لسانه. پردهای که از کار و وجود، شخصيت و توانايی سعيد جلیلی برانداخته شده، به هيچ شيوهی ديگری جز نامزدی او برای رياست جمهوری فرو نمیافتاد.
تهیدستی فکری، فقر زبانی، زمختی و بیظرافتی سعيد جليلی اگر نشانهی ويرانی و تباهی دستگاه سياست خارجی نباشد، نشانهی چیست؟ او حتی وقتی قرار است از دين سخن بگويد، قشریترين و عاميانهترین روايتها را از دين دارد. يعنی اشعریگری و سلفیگری دست به دست هم دادهاند تا خطوط چهرهای تفکری که در روايت امام صادق مسما به «جاهل متنسک» است آشکار شود.
دانشگاه امام صادق دانشگاهی است (یا بوده است) نخبهپرور. خلاصه و چکيدهی کارگزاران زبدهی جمهوری اسلامی یا دانشوران علم سياست در اين دانشگاه يا تحصیل کردهاند يا تدريس. دست بر قضا سعيد جليلی هم دانشآموختهی اين دانشگاه است. اما کدام دانش؟ نمیدانم. در واقع باید پرسيد اگر ايشان به آن دانشگاه میرفته است در سالهای دانشجويی آيا مشغول کسب علم بوده است يا کار ديگری؟!
اين بلعجبی البته فاجعهای تمامعیار برای دستگاه سياست خارجی است. هیچ عجیب و بعید نيست اگر چهرهی ديپلماسی کشور در نگاه سياستمداران غربی که مخاطب و حریفشان را خوب میشناسند، مهرهی خوبی برای بازی دادن و سرگرمی باشد. نشانهاش اين است که هيچ تحريمی نه متوقف شده است و نه از سرعت آنها کاسته شده است بلکه روز به روز در تزايد بوده است.
جلیلی آيا پيادهای است که بايد وزير میشد؟ يا حتی با این بیان الکن، با اين تفکر و انديشهی ورشکسته و ناتوان، حتی قابليت پيادگی را ندارد و به دقيقترين تعبير انسان پيادهای است؟ نمیدانم. شايد تعابيری که برای او به کار بردهام درشت باشد. شايد هم از جادهی انصاف خارج شده باشم. اما اينقدر میدانم که حسام به او حس ترحم نيست. حس درد است. درد است از اينکه چطور انسانی میتواند اين همه فرصت، اين همه امکان، اين همه قابليت در اختيارش بوده باشد اما همه را مهمل و معطل بگذارد و اين اندازه در حق خودش ستم کرده باشد و حتی در حد و اندازه و قد و قامت همين نظام جمهوری اسلامی هم نباشد؟
آنچه خوبان همه يکجا دارند… در سعید جليلی اندکی از هيچ کدام از توانايیهای شاخص ساير نامزدها نيست. سعید جلیلی نه دريدگی و وقاحت احمدینژاد و هوش شيطانی او را دارد. نه به قدر حداد عادل توانايی چاپلوسی دارد. نه دستاش در اعداد و ارقام مانند محسن رضايی پر است. نه میتواند مثل ولایتی دانشوریاش را – با تمام نقايصاش – نشان بدهد. نه لطافت و خوشمزهگی محمد غرضی را دارد. نه مديريت و فرهيختگی و سلامت فکری عارف را دارد. نه اقتدار زبانی و سخنوری روحانی را دارد. نه میتواند مثل قاليباف لباس تکنوکرات خوشفکر و زحمتکش و ملايم و محبوبی را به تن کند. هيچ اندر هيچ. رنج ضايع سعی باطل پای ريش. بيهودگی و تهیدستی محض. آيا پای اختيار و انتخاب و تصميم مردم در ميان است؟ آيا نظام قرار است برای برکشيدن او متوسل به مهندسی شود؟ آيا غريزه و هوش جامعه متوجه است که باید دورهی تحصیلات تکميلی در زبان، بیان، گفتار و انديشه برای سعيد جليلی بگذارند؟ نمیدانم. ولی تماشای سعيد جلیلی اندوهبار است. تأسف خوردن است برای کسی که احتمالاً واقعاً میتوانست – حتی در چارچوب همان باورها و عقايد خودش – کسی باشد و بشود ولی نيست و نشده است.














احسنت بر نکته سنجی شما لذت بردم
به قول ما آذری ها، بله دیگ بله چغندر. ازاین دستگاه عریض وطویل به ازاین بیرون نمی آمدونمی آید ونخواهدآمد. شما برای چه دل به آن بسته اید الله واعلم!…
درواقع هیچ کدام ازحضرات موردتائید، صلاحیت لازم برای پست ریاست چمهوری را ندارند.به تمام کسانی هم که اینان را تائید کرده ومی کنند نیز باید شک کرد. معلوم نیست تا به کی باید شاهد ضرر هنگفت بر بدنه نحیف این کشور بود! تهش را حضرات ومخصوصا” آنکه خودش را خیلی فقیه می داند بگوید تا همگان تکلیف خود بدانند.
برای خودت متاسف باش.
از نظر من دوباره باید احمدی نژاد بیاد
ey khoda age ye zare mardome iran ro doost dari,ye kari kon ke jalili Reisjomhoor Nashe.
چرا مزخزف میگی؟ معنای فرهیخته رو میدونی اصن چیه؟چطور این رو با میر ما مقایسه می کنی
بعد از خواندن این نوشتار و اظهار نظر خوانندگان چون شناختی از آقای جلیلی نداشتم مصاحبه 26 می امسال را در یوتیوپ تماشا کردم. خلاصه برداشت من از ایشان این است که یا ایشان خیلی بی تقوا هستند و آگاهانه این فرمایشات بی سر و ته را میفرمایند یا اینکه خیلی جاهل هستند. مطالبی که ایشان میفرمایند در قالب بحث مدیریتی بنام SWOT analysis است. SWOT مخفف چهار کلمه Strength, Weakness, Opportunity, and Thread (قوت و ضعف محیط داخلی و فرصت و تهدیدات محیط بیرونی ) است. اینکه از این محمل برای انتقال مسایل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه استفاده میکند به گفته های ایشان رنگ و بوی علمی را میدهد و شنونده در مرحله نخست احساس میکند که طرف میداند راجع به چه حرف میزند اما پس از چند لحظه تار و پودر کلام از هم میپاشد. ایشان راجع به ترمیم ساختار برای ایجاد فرصت ها و رفع ضعفها در داخل کشور حرف میزند و براحتی از آن میگذرد. از اول انقلاب هدف همین بوده که ساختار هایی در کشور برقرار باشد که اهداف اولیه انقلاب تحقق یابند. اما پس از بیش زا سه دهه، همان ساختار های اولیه زمان رضا خان را هنوز در ایران داریم. برای مثال قانون تجارت ما از همان دوران است. با وجود اینکه یک انقلاب اسلامی شده ، قانون اساسی دگر گون و باز نویسی شده، هنوز به دلیل ضعف قوه مقننه نتوانسته ایم آن را عوض کنیم. ایشان به فساد بانکی 3000 میلیاردی اشاره میکنند اما نمی گویند که سیستم های اطلاعاتی و کنترلی بانکهای ما از ده سی تا حالا تغییر بنیادی نکرده. نمی فرمایند که هیچ کنترلی بر بانکها حاکم نیست. سازمان حسابرسی که مسئولیت حسابرسی بانکها را بعهده دارد معاون همان وزیر دارایی است که بانکها کشور تحت امریت ایشان است. کدام مدیرعاملی میتواند در ایران مدیر بالا دستی خود را زیر سئوال برد و بر مسند مدیریت هم تکیه زند. این فساد ساختاری است. 3000 میلیارد گوشه ای از فجایع مود در بانکها کشور است که به دلیل سیاسی رو شد. تمام ساختار های دولتی ناکارآمد، غیر اقتصادی و غیر موثر اند. ایشان چگونه میتوانند در عرض چهار سال این ساختار های اصلاح کنند و هم قادر باشند که ضعف ها را به قدرت و تهدیدات را به فرصت تبدیل کنند؟؟ با چه نیرو و چه سافتور ها و هارد هایی میخواهند اینکار را انچام دهند؟ کدام نیروی انسانی در ایران وجود دارد که قادر به انجام اینکار باشند؟ دانشجویان دانشگاهی که ایشان از آن قارغ التحصیل شده اند، سر کلاس مثل چوبند؟ وقتی سرکلاس صحبت میشود، مبهوب به استاد خیره میشوند و همشان میدانند که بعداز قارغ التحصیلی اولیت استخدام با آنهاست.
آقای دکتر نمیفرمایند که چرا این ساختار ها بعد از بیش از سه دهه فراهم نشده؟ چرا هنوز ما سیب زمینی، گندم و محصولات کشاورزی را بعد از این همه سال هنوز از خارج وارد میکنیم؟ مگر ما نبودم که اویل انقلاب هر روز آمار میدادم که از واردات این محصول و آن محصول بی نیاز شدیم؟؟؟ چرا هنوز باید گندم آلوده هندی و گوشت یخ زده نیوزلندی وارد کنیم.؟ایشان خیلی خوش خیالند که فکر میکنند یک شبه ساختار ها کشوری مانند ایران قابل تغیر است؟ کدام مدیران میخواهند این تغییرات را پیاده کنند؟ بهر حال در سی و چند سال گذشته در این نظام یک سری مدیرانی تربیت شده که نتایج کارش همینه که در فرمایشات آقای بهمنی متبلور بود ” توان ما اینقدر بود” تمام. کسی نبود بگوید که شما اگر توانتان اینقدر بود خیلی بی جا کردید که پستی به این مهمی را قبول کردید؟ یا از مافوق ایشان حسابخواهدی شود؟؟
الان 20 سال است که در ورارت امور خارجه امریکا دفتری برای تحریم هایی علیه ایران دایر شده و در این مدت شرایط کامل را برای اجرای این تحریم ها زمینه چینی میکردند و بهمه نیز آشکار بود. دولت مردان ایران در خواب بودند. آقای دکتر نمیفرمایند که چگونه است که ایشان با اینهمه علم مدیریت استراتژیکی و مقام بالای شان در وزارت امور خارجه نتوانستند به همکاری بفهمانند که ساختار های فساد و بیمار کشور را باید علاج کنند؟؟ همه این حرفها بیهوده است!!! باید دید این دوره کی به ریاست جمهوری انتصاب خواهد شد. بازی که سر آقای موسوی درآمد شاید موجب تکدر خاطرشان شده باشد و رنچهای فراوانی به ایشان و خانوادشان تحمیل کرده باشد، از جهتی دیگر شاید خداوند ایشان را دوست میداشت که ایشان رئیس جمهور نشدند. تا این مردم خوب ما دیگر هوس نکنند کسی را در ماه ببیند!!! خداوند ما را از خودمان حفظ فرماید.
واقعا که گل گفتی! ولی فکر کردی که الان اشتون چه میگه؟ حتما در جلسات وزارت امور خارجه اتحادیه اروپا میگه اگر بعد از حدود چهل سال این یارو محصول ایرانه، از هیچ نترسید!
دقیقا
میخواستم جوابتوبدم از بس خندیدم نتونستم!!!!
احمدی نژاد دور اول خوب بود. متاسفانه رای دادن بهش در دور دوم اشتباه بود. کلا رای دادن دوباره به کسی اشتباه است.
درد مردم گرانی و فقر و بی کاری است.
نه جناح چپ وراست.نه موسوی و احمدی نژاد!
به جای این همه دعوا و تعصب کورکورانه، به این مملکت فکر کنید.من یک محقق ام.خیلی غصه می خورم که جوانان این کشوررا وارد این دعواهای بی فایده می کنید!