مرگ یک معترض میدان تقسیم؛ دعوت به اعتصاب عمومی در ترکیه
چکیده : آمریکا از نحوۀ برخورد مقامهای ترکیه با تظاهرات استانبول و زخمی شدن معترضان اظهار نگرانی کرده بود.سازمان عفو بینالملل هم از آنچه که "استفاده بیش از حد از زور توسط پلیس" نامیده، انتقاد کرد. ...
یکی از معترضان چپگرایی که در روزهای اخیر به میدان تقسیم استانبول آمدهاند، درگذشت.
مهمت وای معترضی بود که دیروز در تصادف با ماشینی که به میان معترضان رفته بود زخمی شده و امروز درگذشت. مشخص نیست که این ماشین متعلق به چه کسی بوده است.
به گزارش بی بی سی، درهمین حال یکی از مهم ترین اتحادیه های کارگری در ترکیه ضمن محکوم کردن شیوه دولت در برخورد با معترضان در روزهای اخیر، خواستار اعتصاب در روزهای سه شنبه و چهار شنبه هفته جاری ( ۴ و ۵ ژوئن) شده است.
رهبران این اتحادیه گفتهاند انتظار دارند که سایر اتحادیه ها از این درخواست آنها حمایت کنند.
این در حالی است که رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه بار دیگر خواستار برقراری آرامش در کشور شده است.
او که در کنفرانسی خبری در فرودگاه استانبول و قبل از ترک کشور برای دیداری رسمی از مراکش صحبت می کرد، از مردم خواست تا تحت تاثیر اعتراضاتی که به گفته او توسط “عناصر تندرو” سازماندهی شده، قرار نگیرند.
نخست وزیر ترکیه افزود که این اقدامات چهره ترکیه را در جهان مخدوش خواهد کرد.
عبدالله گل، رئیس جمهور ترکیه هم از معترضان خواسته تا به اعتراضات خود پایان دهند. خبرگزاری آناتولی به نقل از آقای گل نوشته است: “دمکراسی تنها به معنای برگزاری انتخابات نیست.”
خبرنگار بی بی سی فارسی در استانبول می گوید: “لحن آقای اردوغان برای ما که تحولات بهار عربی را پوشش داده ایم بسیار آشناست، اما فرق آقای اردوغان با رهبران کشورهای عربی این است که او به صورت دمکراتیک و با رای مردم انتخاب شده، ولی منتقدانش می گویند نخست وزیر کاریزماتیک ترکیه در چند سال گذشته نفوذ ترکیه را در کشورهای منطقه افزایش داده، اما رفتاری غیر دمکراتیک داشته است.”
اعتراضات گسترده در استانبول و چندین شهر ترکیه از جمعه (۳۱ مه) و در اعتراض به طرح دولت مبنی بر ساخت یک مجتمع تجاری در محل پارک گزی در استانبول آغاز شد.
اما این اعتراضات به سرعت جنبه سیاسی به خود گرفت و به شهرهای دیگر از جمله آنکارا و ازمیر کشیده شد. گستردگی اعتراضات به ترتیبی است که از ۸۲ شهر ترکیه، در ۶۷ شهر آن ناآرامیهایی در جریان است.
گزارش ها از ادامه درگیری بین پلیس و معترضان ضد دولتی طی شب گذشته در شهرهای مختلف حکایت دارد.
گفته شده که پلیس با توسل به گاز اشک آور در صدد متوقف کردن معترضانی برآمد که صبح امروز به سمت دفتر نخست وزیر در استانبول درحرکت بودند.
دولت ترکیه اعلام کرده که دست کم ۱۷۰۰ معترض را بازداشت کرده است.
معترضان که عمدتا جوان هستند، دولت ترکیه را به استبداد و تلاش برای اسلامی کردن کشور متهم می کنند.
این یکی از بزرگترین اعتراضها علیه دولت ترکیه در سالهای اخیر است.
واکنشها به اعتراضات
آلمان خواستار برقراری آرامش در ترکیه شده است. در همین رابطه استفان شیبرت، سخنگوی دولت آلمان در کنفرانسی خبری گفت: “بسیار مهم است که در شرایط فعلی تمامی گروهها از خود آرامش نشان دهند.”
سخنگوی دولت آلمان همچنین تاکید کرد کرد که این کشور “با نگرانی” حوادث ترکیه را دنبال میکند.
آقای شیبرت افزود آزادی بیان و عقیده از” حقوق ابتدایی” در یک جامعه دموکراتیک است و مقامات امنیتی باید عملکردی “مناسب “داشته باشند.
او همچنین گفت که این خشونت ها “تاثیر مستقیمی” بر تلاش های ترکیه در مورد پیوستن به اتحادیه اروپا ندارد.
ترکیه از سال ۲۰۰۵ رسما تلاش هایش را برای پیوستن به اتحادیه اروپا آغاز کرده، اما در سال های اخیر به دلیل عوامل مختلف از جمله وضعیت حقوق بشر نتوانسته به این اتحادیه بپیوندد.
در حدود سه میلیون ترک در آلمان زندگی می کنند که نماینده بزرگترین اقلیت نژادی در آن کشور هستند.
پیشتر آمریکا از نحوۀ برخورد مقامهای ترکیه با تظاهرات استانبول و زخمی شدن معترضان اظهار نگرانی کرده بود.
سازمان عفو بینالملل هم از آنچه که ”استفاده بیش از حد از زور توسط پلیس” نامیده، انتقاد کرد.














اميدورام دولت و مردم تركيه وارد بحران نشوند و هر در از اين آمون دموكراتيك سربلند بيرون بيايند.
آنچه در ترکیه میگذرد!
تنظیم شده بر اساس گزارشهای نشریه حریت ترکیه و دیگر نشریات منطقهو گزارشی مفصال توسط روزنامه سوئدی یوتوبوری پستن
امید وارم سانسور نفرمائید
رجب طیب اردوغان، در آستانه سفر به کشورهای شمال آفریقا که از مراکش شروع میشود با اشاره به تظاهر کنندگان ضد دولتی،
آنها را غارتگران خواند که میتوان این عنوان را با خس و خاشاک نامیدن جنبش اعتراضی ۸۸ خودمان مقایسه کرد. او معترضین را تهدید کرد که ممکن است آن ۵۰%ی از ملت که به او رأی داده اند، آرام ننشینند که این اظهارات عملاً تهدید به این بود که او میتواند نیمی از ملت راعلیه نیمی دیگر به خیابانها برای رویارویی بکشاند. او گفت آنها که او را به خویشتنداری فرامیخوانند بهتر است به خودشان نگاه کنند. او همچنین در عکس اللعملی منفی به رسانه های عمومی از تویتر بعنوان “دشمن” نام برد و تلویحاً ممنوع کردن آنرا محتمل دانست. او با اطمینان دهی به اینکه اتفاقی نخواهد افتاد و بزودی غائله ختم میشود سفر خود را آغاز کرد تا در مراکش، تونس، لیبی و الجزایر در مزایای دموکراسی خطابه ایراد کند.
در همین حال خبر گزاریها گزارش میدهند که اعتراضات بسرعت در حال گسترش است و دیگر بجوانان محدود نشده، تاکسی رانان، زنان خانه دار و بخش بزرگی از اقشار میانه جامعه را در بر گرفته است. یکی از بزرگترین اتحادیه های کارکنان دولتی شامل معلمان، کارکنان بخش فرهنگ و دانشگاهها با ۲۴۰٫۰۰۰ عضو، یک اعتصاب دو روزه سیاسی را علیه متدهای بکار گرفته شده فاشیستی از سوی دولت اعلام کرده است. علاوه بر گسترش یابی اجتماعی اعتراضات از نظر جغرافیایی نیز، این اعتراضات به ازمیر و انکارا و برخی شهرهای دیگر نیز سرایت کرده است. در محافل اجتماعی و سیاسی گفته میشود که هرچند طی ده سال حاکمیت حزب عدالت و توسعه اردوغان، توسعه اقتصادی بسیار چشمگیر بوده است ولی دولت او متهم میشود که در صدد اسلامیزه کردن خزش وار جامعه است. سروِ مشروبات الکلی از ساعات ۹ عصر ببعد ممنوع شده است و بوسیدن دختران و پسران در مترو نیز ممنوع گردیده است.
در سالهای اخیر فشار روی اصحاب مطبوعات فزونی یافته و هم اکنون بیش از ۱۰۰۰ نفر روزنامه نگار یا نویسنده با استفاده از قانون ضد ترور در زندان بسر میبرند. گفته میشود اردوغان روز بروز با نخوت بیشتری اراده خود را به عرصه سیاست عمومی تحمیل کرده و اقتدارگرایانه تر رفتار میکند تا جائیکه این امر در درون حزب خود وی نیز برای او مسئله ساز شده است. دیروز سوم ژوئن دومین کشته در میدان تقیسم که جوانی ۲۲ ساله بود نیز ثبت شد که شگفت انگیزانه مانند ایران ما در دوران تظاهرات انتخاباتی ۸۸ با راندن علنی یک ماشین از روی بدن وی جانش گرفته شد. مخالفین، اردوغان را به استفاده از روشهای فاشیستی و استفاده غیر قابل توجیه از نیروی پلیس متهم میکنندو اردوغان مانند همه دیکتاتور های دیگر به “دستهای خارجی” در اعتراضات اشاره میکند.
اصل ماجرا از طرح تبدیل یک پارک عمومی در مرکز شهر به یک مرکز خرید ناشی میشود که قرار بر این بوده است که ۲۹۴۵مین مسجد استانبول هم در آنجا ساخته شود. ساختن هر مرکز خریدی در ترکیه فرصت و مناسبتی برای دولت اسلامگرای اردوغان است تا با استفاده از آن و در در پس برنامه آباد سازی یک مسجد جدید هم بسازد.
تلاش برای درک عمق اجتماعی تظاهرات روزهای اخیر ترکیه از منظر نگاه صرف ژورنالیستی راه بجایی نمیبرد و انسان ممکنست این تظاهرات را با هزاران مورد مشابه در کشورهای برخوردار از دموکراسی اروپایی مشابه تصور کند. ببنیم آنچه در ورای این اعتراضات نهفته است چیست؟
سوئد یکی از پیش رفته ترین و آزاد ترین کشورهای جهان است. ولی در همین سوئد اگر از مردم رأی گرفته شود که آیا موافق ممنوع کردن سرو الکل پس از ساعت ۹ عصر هستند بجرعت میتوان گفت شاید یک تعداد ۴۰%ی که حتی بسیاری از آنها هم خودشان مشروب میخوردند حد اقل در حرف میگویند بسیار عالی است. کما اینکه وقتی محوطه های عمومی را یکی پس از دیگری سیگارکشیدن ممنوع کردند حتی سیگاری ترین آدمها هم جرئت اعتراض نداشت. اگر در همین سوئد که بلحاظ جنسی یکی از آزاد ترین کشورهای دنیاست رأی بگیرندکه چند % موافق مغازله جوانان در خیابان ها و اماکن عمومی هستند نتیجه ایی غیر از همان که در مورد نظر سنجی سیگار و مشروب شد حاصل نمیشود. سئوال در اینجا یک پاسخ ندارد. دو گروه اجتماعی متفاوت از دو منظر متفاوت با مغازله علنی جوانان و یا با سیگارکشیدن در اماکن عمومی، یا سرو مشروبات در ساعت دیرگاهی شب مخالفند. گروه نخست از یک موضع محافظه کارانه سنتی و غالباً مذهبی و گروه دوم بر حسب یک اجماع نا نوشته عمومی و بهداشت و فرهنگ گرایانه مخالفت خواهند کرد. فهم اینکه کسان زیادی در جامعه وجود ندارند که جرعت کنند رسماً از سیگار کشیدن و مشروب خوردن و لاس زدن در خیابانها دفاع کنند چندان دشوار نیست. رفتن در بحرمعنای جامعه شناختی این تناقض موضوع این یادداشت نیست ولی بطور خلاصه میتوان گفت در بسیاری از همین جوامع، هستند گروههایی که با دلایلی جامعه شناسانه از آزادی مصرف مواد مخدر هم دفاع میکنند. این موضعگیری ربطی به سنتی یا غیر سنتی بودن قضیه ندارد بلکه نگاهی لیبرال به نظم و نسق روابط و آزادیهای اجتماعی است.
اعمال محدویت بر موارد پیش گفته، در جوامع سنتی از زمینه های بسیار بیشتری برخوردار است و راز اصرار جریانهای اسلامیستی سیاسی در کشورهای مشرق یا اسلام زده نیز دقیقاً در این اینجاست. خوب یا بد بودن مغازله در معابر عمومی به لحاظ حرمت افکار عمومی یک چیز و خزیدن زیر این نگاه و تبدیل آن به یک ابزار سیاسی برای تزریق اسلام سیاسی در رگ و پی جامعه بقصد نردبان سازی برای کسب قدرت سیاسی از آن چیز دیگری است. در جوامع اسلامی دروغگویی و لواطگری ( به معنای پدوفیلیسم و نه هموسکسوالیتی)، ربا خواری، در مقایسه با جوامع دیگر مخصوصاً غربی، یک پدیده رایج است. باید پرسید چرا این اسلامیستها جهاد اخلاقی خود را از اینجا شروع نمیکنند و یکراست به شراب خواری و و آزادی جنسی و بی حجابی بند میکنند؟ پاسخ ساده است. این رفتارها که میتوان آنها را ـ خوب یا بد ـ رفتارهای مدرن نامید خاص اقشار مدرن و سکولار جامعه است و پارادولکسال، آسیب پذیرترین نقطه رفتاری این اقشار در برابر توده عوام و سنتی جامعه است. حال آنکه لواطگری و رباخواری و دروغگویی بیشتر پدیده جاع و اقشار سنتی و مذهبی است. اگر امروز در جوامع غربی این آزادیها برای بخشی از مردم مستقیم و غیر مستقیم برسمیت شناخته شده است بدین معنا نیست که صرف این رفتارها و آزادیها روزی به قضاوت عمومی گذارده شده و در یک جبهه بندی سیاسی روی آنها نظرخواهی عمومی شده است بلکه در آنروزهایی که آزادیهای مدنی “بطورعام” در این جوامع پایه گذاری و نهادینه میشده است زمینه ایی فرهنگی یا سیاسی برای تبصره و استثناء گذاری وجود نداشته و آزادی اینگونه رفتارها نیز بعنوان بخش لایتجزای آن بسته بندی تاریخی “لیبرال دموکراسی” به اجماع عمومی رسیده است و در دوران نهادینه شدن دموکراسی در این کشورها هم انگیزه چندانی هم برای سیاسی کردن این مسائل و سوء استفاده ابزاری از آنها برای مقاصد سیاسی و حذف رقیبان وجود نداشته است.
عصای موسای جریانهای اسلامیستی که توانسته اند، در این دموکراسیهای مبتذل شده صندوق رأیی*، توده عوام را از ایران تا افغانستان، عراق و مصر و تونس و امروز ترکیه بدنبال خودبکشانند، نه تنها سیاسی کردن دین و تبدیل و تسعیر آن به سرمایه سیاسی بوده است بلکه این جریانها مزورانه علاوه بر اعتقادات دینی، پوشش و رفتار ویژه سنتی جامعه را هم که در مقابل نوآوریهای دنیای مدرن از خود مقاومت و جان سختی نشان میدهند به سرمایه سیاسی کرده اندو یک روانشناسی عقده بنیادِ فرو ـ و ـ فرادستی اجتماعی نیز در بطن آن قرار دارد. در جوامع اسلامی مخالفت با تأسیس یک دانشگاه در یک محل کمترین واکنش سیاسی یا اجتماعی ایجاد نمیکند ولی مخالفت با ساختن یک مسجد، تکیه، حسینه و یا امامزاده میتواند خشم و حتی شورش عمومی را علیه شخص مخالف برانگیزد. از این رو ترویج حجاب، مسجد سازی ، مخالفت با شرابخوری، مخالفت با ماچ و بوسه در معابر عمومی در حقیقت چیزی نیست جز بسیج نیروهای سنتی بمنظور بهره بردار ی ابزاری از آناهن علیه مخالفینی که بعلت مدرن بودن در برابر آن قرار دارند.
دردوران شاه بیشترین بخش مدرن جامعه که مدرن پوش بودند، زنان و دخترانشان بی حجاب بیرون آمده، با بیکینی آب تنی میکردند، یا در رستورانها شراب هم میخوردند برخی که حتی به بارها و دانسینگها هم میرفتند، مردمانی معتقد و خدا باور بودند. متولیان و پرچمداران انقلاب اسلامی همین پاشنه آشیل طبقه متوسط را هدف گرفتند تا هم حکومت سکولار شاه را ساقط کنند و هم دیگر رقیبان سکولار خود را پس از انقلاب با تکیه بر رفتار و روانشناسی توده ایی و نردبانسازی از آن، از میدان بدر کنند تا آنجا که مردم در برابر حذف فیزکی آنها( دگر اندیشان، دگر فرهنگان و دگر رفتاران) هم بی تفاوتی تأئید آمیز نشان میدادند همچنانکه د رعصر تفتیش عقاید در اروپا جامعه سنتی نسبت به آتش زدن سست دینان بی تفاوت بود.
برداشتن علم مخالفت حزب عدالت و توسعه اردوغان و عبدلله گل علیه سرو مشروبات الکلی در غروب و ممنوع کردن ماچ و بوسه، پیش از آنکه از یک اعتقاد دینی ناشی شود از یک کلاهبرداری دینی سیاسی با تکیه بر برجسته کردن و حرمت آفرینی برای سنن رفتاری جامعه سنتی ناشی میشود.
حال ببینیم با واکنش جوانان ترکیه و پشتیبانی اقشار متوسط از آنها در برابر اسلامیزاسیون جامعه چه خواهد شد؟
در جریان استقرار مدرنیته در غرب مطالبات اقتصادی و سیاسی موضوع جنگ کهنه و نو بود در حالیکه درخاورمیانه ما و کلاً ممالک اسلامی، مذهب و فرهنگ رفتاری و عادات زندگی طبقاتی و مدنی موضوع پیکار است و مطالبات اقتصادی و اجتماعی، خود را در پس این موضوعات عمیقاًپنهان میکنند و لذا دیدن آنها از پس این حجاب زمخت دینی و قداست سازی آئینی آسان نیست. عامل دیگری که شناخت جوهر اجتماعی اقتصادی جنبشهای اسلامیستی را دشوار میکند، پیشینه مبارزاتی بخشی از جریانات رسمی و غیر رسمی دینی علیه دیکتاتوریهای سکولار غربگرا در این ممالک است که همچنان با تأئید ضمنی مردم حتی برخی روشنفکران سکولار روبروست بدون اینکه در عمق این استعمار و دیکتاتور ستیزی نگاهی تحلیلگرانه و جامعه شناسانه انداخته شود. پرچم اسلام در این ممالک از همین منظر و با همین مضمون پرچم مبارزات ضد استعمار نیز بوده است. که میتوان امروزه این را بخوبی درک کرد که مبارزه جریانات دینی با سلطه استعماری در گذشته هم، اغلب از موضع ارتجاعی و علیه تعرضات استعماری به باروی مذهبی این جوامع بوده است و نه از موضع یک استقلال طلبی ناسیونالیستی و میهن پرستانه مدرن.
در برابر سابقه مبارزاتی اسلامگرایان با ویژگی پیش گفته، کلیسای کاتولیک اروپایی و پاپ ها و کاردینالهای آن، در کنار و حتی بخشی از اشرافیت رسمی قدرت و بخشی از استحکامات فکری و ایدئولوژیک امپراطوریهای استعماری بودند لذا جنبش مردم اروپا در همان آغاز پیکار خود با اشرافیت فتودالی در کنار آن با قدرت کلیسایی حاکم هم در افتاد و لذا زمینه ایی برای سوء استفاده کشیشان از مبارزه مدنی مردم باقی نمیگذاشت.
خلاصه اینکه نه تنها دین بلکه عادات و رفتار سنتی در کشور های اسلام زده به ابزار سوء استفاده سیاسی اسلامیستها تبدیل شده است. در اینجا بد نیست یاد آور شوم که نواسلامگرایان دینی در میهن ما پس از تحمیل اینهمه هزینه سازی جبران ناپذیر برای تجربه کردن مدل ” مردمسالاری دینی” خود در میهن ما، هم وظیفه اخلاقی و هم دینی دارند تا بزبان صریح به ملت بگویند این تجربه ورشکسته شده و موجب سوء استفاده شیادان مذهبی نما قرار گرفته و مصادره گردیده است. اگر کسی در میان روشنفکران دینی به این نتیجه نرسیده باشد یا بلحاظ فهم مشکل دارد و یا بلحاظ اخلاق و مسئولیت مدنی.
و اما در باره آنچه امروز در ترکیه میگذرد میتوان گفت این همان اتفاقی است که ۳۴ سال پیش بنحوی دیگر و بسی خشنتر، در ایران ما تجربه شد و از دو سال پیش در مصر، تونس، و از ۱۰ سال پیش در عراق و در همین ترکیه شروع به تجربه شدن کرده است. تفاوت بین مصر با ترکیه نه در ماهیت اصل جریان بلکه در میزان متفاوت قدرت و مقاومت جامعه مدنی و مدرن در آنهاست والی تفاوت ماهوی بین محمد مُرسی با طیب اردوغان نیست.
ولی اینکه کار این پیکار بکجا خواهد انجامید مستلزم اینست که خود ویژگی دینی؛ اعتقادی و فرهنگی شدن تحولات سیاسی را در این کشورها درک کنیم. اعتقادات جامعه ریشه هایی هزاران ساله دارد که اغلب در تقابل با منافع اجتماعی همان گروههای اجتماعی تحت ستمی قرار میگیرد که میخواهند خود را برهانند و لی در دامی بدتر می افتند بطوریکه جامعه تحت ستم سنتی، برای دفاع از حقش و بیرون آمدن از فرو دستی اجتماعی پس آن فرهنگ سنتی و اعتقادی خود سنگر میگیرد، سنگری که اسارتگاه و زمینگیر کننده او نیز بوده است و زنجیر های فقر وفرودستی را با کمک تخدیر اواهام دینی بر آنها محکمتر میکند. حل چنین تضاد اجتماعی ایدئولوژیزه شده ایی در جامعه به آسانی حل تضادهای صرفاً اجتماعی مانند بین کار و سرمایه یا به تعامل کشاندن این دو در جوامع لیبرال دموکرات نیست. مسلمان سیاسی میخواهد بی عدالتی های اجتماعی و سیاسی را در چهار چوب ایدئولوژی دینی خود برطرف کند و این خواست مانند شنا کردن با دستهای بسته در یک دریای طوفانی است. یا دستها باید باز شوند و یا فرد باید تسلیم مرگ شود. زنجیر دین دست و پای این جوامع را در دنیای متحول امروز گرفته است و کار درآنجا دشوار تر میشود که؛ لایه هایی وسیعی در نهاد دینی یا احزاب دینی از رانت دین در عرصه سیاست سود میبرند و در این سوء استفاده ابزاری خود، منافع کلان مادی و سیاسی و حرفه ایی دارند و حاضر نیستند به آسانی از این رانت باد آورده یا خدادادی دست بردارند.
حزب عدالت و توسعه اردوغان جامعه ترکیه را وارد بن بستی کرده است که این بن بست به آسانی برطرف شدنی نیست . نه اردوغان به صرف آن ۵۰% آرای جمعیت سنتی، روستایی حاشیه شهری خود میتوان این ۵۰ % دیگر مدرن جامعه را که مواضع کلیدی نظم اقتصادی، سیاسی و قضایی مملکت را در اختیار دارند سرکوب کند و نه این ۵۰% مدرن جامعه میتوانند شعور اجتماعی را با سرنگی معجره آسا به کله آن بخش عقب افتاده ایی که با کشیدن عکس مار توسط اردوغان دنبال او و حزبش راه افتاده اند تزریق کنند. این موازنه به این آسانی شکستنی نیست. ان توده عقب مانده ایی که طی چند ده سال زیر علم اسلام سیاسی برخاسته است به آسانی مغلوب شدنی نیست حتی اگر از صحنه قدرت سیاسی رانده هم بشود.
فقط یک تجزیه از ضلع لیبرال تر حزب عدالت و توسعه میتواند بخشهای ارتجاعی تر این حزب اسلامگرا را به عقب رانده و یک فاز تعامل سیاسی جدیدی را برای یک مدت دیگر در ترکیه آغاز کند که پله ایی از پله کنونی بالاتر باشد.