سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » دلایل اصلی رد صلاحیت هاشمی از زبان همکار سردار مشفق...

دلایل اصلی رد صلاحیت هاشمی از زبان همکار سردار مشفق

چکیده :اظهارات زودهنگام سردار سراج (که هم چون سردار مشفق به سربازجوگری در انتخابات ۸۸ هم مفتخر است) درباره ی انتخابات ۹۲ و اظهارات صریح درباره ی نقش و نقشه شورای نگهبان در رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی، پرونده اعترافات صریح به دخالت های غیرقانونی و فراقانونی در انتخابات را یک پله جلوتر می برد. تا جایی که به نظر میرسد دیگر هراسی از بیان مداخله های عریان اربابان قدرت در فرآیند انتخابات «آزاد» و میلی برای پوشاندن آن وجود ندارد. شاید تاکید رهبری برای تاکید نکردن بر این لفظ از همین وجه است. ...


کلمه_ گروه خبر: با این که تلاش زیادی شد تا علت رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی سن بالای او معرفی شود، گویی کم کم اعتراف به علت اصلی صریحتر میشود. دست کم مضمون صحبت های رضا سراج از اعضای سپاه چنین میگوید.

گزارشی که خبرگزاری فارس از سخنرانی این «کارشناس عالی مسائل راهبردی و استراتژیک» و بازجوی سپاه در جمع ۲ هزار بسیجی در مشهد داده است تصویر روشن و بی ابهامی از برنامه حکومت به دست میدهد. سراج که از سربازجویان اصلی تعدادی از اصلاح طلبان در جریان کودتای سال ۸۸ بود می گوید: «رأی شورای نگهبان در انتخابات نقشه‌های گفتمان تغییر را برآب کرد و این نشان دهنده شجاعت، اقتدار و روشن‌ضمیری ولایت و شورای نگهبان است.»

مضمون این سخنرانی اعتراف صریحی بر این است که شورای نگهبان، با هماهنگی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی و زیر نظر رهبری، دست به حذف هاشمی -کاندیدای گفتمان تغییر- زده است، چرا که نگران رای آوری این گفتمان و خطرات بعدی آن برای خود بوده است. چنان که وی می گوید: «طرح این مباحث از سوی آقای هاشمی می‌توانست کشور را دچار دوگانگی در حاکمیت و امنیت ملی بکند و این گفتمان تغییر می‌توانست کشور را با خطر مواجه کند.»

به گزارش کلمه وی با وارونه سازی مفاهیم و مسائل اصلی، فرصت سوزی های شکل گرفته در سیاست خارجی و دشمن تراشی ها را «گفتمان مقاومت» میخواند و در مقابل، تلاش دلسوزان نظام برای بازگرداندن ثبات و آرامش به فضای سیاست خارجی و داخلی و بازسازی اقتصاد را عامل «فرصت سوزی و بی ثباتی» قلمداد میکند:«رد صلاحیت آقای هاشمی باعث شد تغییر گفتمان مقاومت و عدم سازش اتفاق نیفتد، اگر این گفتمان پیش می‌رفت فرصت‌سوزی بیشتری در بعد اقتصادی اتفاق می‌افتاد و کشور را به سمت بی‌ثباتی و بحران پیش‌ می‌برد.»
با چنین منطقی است که از نگاه این «کارشناس»، کاری که شورای نگهبان کرد و از نظر بسیاری موجب تحمیل هزینه ای بسیار گزاف به نظام و انقلاب شد، نه تنها اشتباه نبوده است بلکه به «بازی دو سر برد نظام» برای نظام انجامیده است: «کشور با استراتژی خود سناریوی دشمن را رصد کرد و بازی دوسر برد آمریکا و غرب را به بازی دوسر برد برای نظام بدل کرد.»

این «کارشناس» اما تنها درباره گذشته سخن نمیگوید و تحلیلها و پیشنهادهای اش را برای آینده انتخابات هم ارائه میکند. به باور او اولا انتخابات انتخاباتی دو مرحله ای خواهد بود (نشانی از این که نیروهای اطلاعاتی و امنیتی برای چنین انتخاباتی آماده شده اند): «آرایش سیاسی در انتخابات و بررسی نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد انتخاباتی دو مرحله‌ای در پیش داریم، اولا جامعه هنوز صد در صد انتخاباتی نشده و اگر مبارزات انتخاباتی بین درون یک گفتمان باشد نیز اشکالی وجود ندارد.»

و ثانیا بر مبنای این تحلیل، برنامه ریزی نهایی برای مرحله دوم و «چرخش» در آن است: «نیازی به اجماع در بین اصولگرایان نیست و در مرحله دوم گفتمان به سمت اصولگرایی چرخش و نهایی می‌شود.»

چرخشی که باید به سوی «اصلح گزینی» با «مکانیسم حجت شرعی» و بر مبنای «کشف حقایق و صلاحیت ها» صورت بگیرد: «وی مدل اصلح‌گزینی رابر مبنای سازوکار نظام اسلامی توصیف کرد و اذعان داشت:‌ نباید از مدل‌های غربی و وارداتی استفاده کنیم چرا که مبنای ایران در انتخابات کشف حقایق و کشف صلاحیت‌هااست.»

اظهارات این مقام امنیتی سخنرانی مقام امنیتی دیگری به نام «سردار مشفق» را به یاد می آورد؛ سخنرانی ای که در آن به صراحت از دخالت نیروهای امنیتی در انتخابات ۸۸ سخن رفت و از تخلف ها و قانون شکنی های بسیاری پرده برداشته شد. این حقایق پیشتر هم توسط فعالان جنبش سبز بیان شده بود، اما سکوت یا انکار حاکمیت را به همراه داشت.

اینک به نظر میرسد اظهارات زودهنگام سردار سراج (که هم چون سردار مشفق به سربازجوگری در انتخابات ۸۸ هم مفتخر است) درباره ی انتخابات ۹۲ و اظهارات صریح درباره ی نقش و نقشه شورای نگهبان در رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی، پرونده اعترافات صریح به دخالت های غیرقانونی و فراقانونی در انتخابات را یک پله جلوتر می برد. تا جایی که به نظر میرسد دیگر هراسی از بیان مداخله های عریان اربابان قدرت در فرآیند انتخابات «آزاد» و میلی برای پوشاندن آن وجود ندارد. شاید تاکید رهبری برای تاکید نکردن بر این لفظ از همین وجه است.


8 پاسخ به “دلایل اصلی رد صلاحیت هاشمی از زبان همکار سردار مشفق”

  1. کاکتوس گفت:

    سلام

    ببخشید فقط می خواستم بگم یه چند تا شکلک هم بذارین برای استفاده
    آدم وقتی نظر میده واقعا نمی دونه چطوری احساسش رو بروز بده
    با تشکر

  2. امیر صیاد گفت:

    «انتخاباتی دو مرحله‌ای در پیش داریم، اولا جامعه هنوز صد در صد
    انتخاباتی نشده و اگر مبارزات انتخاباتی بین درون یک گفتمان باشد نیز اشکالی وجود
    ندارد.»
    «نیازی به اجماع در بین
    اصولگرایان نیست و در مرحله دوم گفتمان به سمت اصولگرایی چرخش و نهایی می‌شود.»

    بنظر میرسد
    بر خلاف سال 88 احتمال پیروزی منتقدین در دور اول را نمیدهند و به همین دلیل کودتای
    انتخاباتی را به دور دوم موکول نموده اند

  3. مرتضی گفت:

    اگر این اظهارات رسوا هم نبود مقاصدشان کاملا معلوم بود ، نکته ای که هست این است که این اظهارات دوقلوی سردار مشفق ، این بار پیش از انتخابات اظهار میشود ! در سال 88 کودتای مفتضح را انجام دادند ، بعد سردار مشفق آمد و آنرا تشریح کرد ، اکنون پیش از انتخابات بخوبی پرده از مقاصد ضد مردمی خویش برمی دارند
    دقت کنید که آیا رسواتر از این جمله وجود دارد که این سردار به آن اعتراف و افتخار میکند؟ میگوید : “اگر مبارزات انتخاباتی بین درون یک گفتمان باشد نیز اشکالی وجود ندارد “!
    باید گفت آنوقت شما نام این کار را انتخابات آزاد میگذارید؟
    انتخابات آزاد آن است که بین همه گفتمان ها باشد نه بین یک گفتمان ، اینکه شما به آن راضی شدید و عمل شورای نگهبان را به آن معلل میکنید ، انتخابات آزاد نیست ، این یک جابجایی قدرت و صندلی بین یک گروه یا بتعبیر شما یک گفتمان است
    بله شما نیازی دیگر به اجماع ندارید ، چون بلدید چگونه با ابزارها و مهندسی تان چرخش بسوی اصولگرایی را سامان دهید ، نگران نباشید ، تا این ابزارها و راهکارها و تا شورای نگهبان این چنینی را دارید ، همیشه چرخش بسوی شماهاست ، فرق نمیکند در مرحله اول باشد یا در مرحله دوم
    البته توصیه این است که تا کار به رسوائیهای بزرگتر نرسیده اصلا حق انتخاب را کاملا از مردم بگیرید و در یک مجلس فرمایشی رئیس جمهور تعیین و نصب کنید ، تا متحمل صرف وقت و هزینه و اینطور نگرانیها نشوید

  4. محمد امین گفت:

    1) اولین مرحله ی کودتا بطور جدی بر علیه مردم بی دفاع در سال 88 رخ داد ! مرحله ی بعدی با حذف ایت الله هاشمی در شورای سقیفه اتفاق افتاد و قطعات پازل این سناریوی شوم در 24 خرداد کامل خواهد شد! چه به مرحله دوم برود یا نرود! 24 خرداد درتقویم اذهان ایرانیان بعنوان روزی شوم به ثبت خواهد رسید!! روز براندازی کامل جمهوری اسلامی و تبدیل آن به خلافت و سلطنت مطلقه ی یک غیرِ فیقهِ غاصبِ جایگاه فقیه! 2) همه به نیکی میدانند که چرا آقای هاشمی را از ادمه ی راه باز داشتند! برای تکمیل کودتای شوم! من چندان به روحانی و عارف امیدی ندارم! اگر کسی اندک شناختی از خامنه ای داشته باشد به این نتیجه خواهد رسید! خامنه ای مکارترین والیی است که ایران در ادوار تاریخ به خود دیده است! گمان نمی برم حتی خلفای اموی و عباسی نیز تا این اندازه مکار بوده باشند! او روی همه ی مکاران تاریخ را سپید کرده است! اما خامنه ای به دولیل کور خوانده است! یک : مکر(تدبیر) خداوند! خداوند با تدبیر و لطف خود او را رسواتر خواهد کرد و به اهداف شوم خود نخواهد رساند! از سنتهای الهی است که حکمرانی با کفر میماند اما با ظلم هرگز! کشتار جوانان و منع مردم از تعیین سرنوشت حقه ی خود از اعظم مظالم و از گناهان کبیره ی نا بخشودنی است!! دو : گردش آزاد اطلاعات! امروز دیگر عصر اموی و عباسی نیست که مردم را بی خبر گذاشت!مردم امروز اخبار موثق را همانگونه که هست حتی از زیر سنگ بیرون میکشند!و به یاد داشته باشیم که : “آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است” به گمان من با این دو دلیل مردم پیروز خواهند شد! اندکی صبر سحر نزدیک است! الیس الصبح بقریب؟

  5. میهمان گفت:

    اینها و رهبرشان در سال ۸۸ کودتا کردند، دست خود را به خون بیگناهان آلودند زندگی‌ بیگناهان بیشتری را در حبس و زندان و شکنجه جسمی‌ و روحی‌ تباه کردند، مملکت را با مشکلات عدیده دست به گریبان کردند، نفرت مردم و خسران آخرت را برای خود خریدند، که چندی بیشتر به چاپند و به حکومت حرام خویش ادامه دهند. مگر یزید که بیش از هزار سال است او را نفرین میکنند غیر از این کرد؟ عاقبت این دین فروشان هم همان خواهد بود.

    در نهایت این حکومت ظلم و جنایت رفتنیست، فقط ای کاش آنروز آنقدر دور نباشد که کاسه صبر مردم چندان لبریز شود که این قصه پر غصه با خشونت تمام شود.

  6. زهرا گفت:

    دوستان عزیز همراه لطفا آگاهی بخشی کنید مردم از بسیاری موضوعات بی خبرند . از فضای آزاد نسبی دم انتخابات استفاده کنیم . به ستادها برویم و تفکرات پوچشان را به چالش بکشیم .

  7. ناشناس آشنا گفت:

    این رد صلاحیت همان شاخه”بریده” ایست ،که خود روی آن نشسته‌اند!

  8. معظم گفت:

    به نظر من که صحبت های ایشان را باید به فال نیک گرفت. نخست آن که ایشان اسم گذاری بسیار با مسمایی انجام داده اند: گفتمان تغییر و گفتمان مقاومت.
    به عبارت ساده تر، ایشان اعلام کرده اند که امروز دیگر منتقدان حکومت دیگر سبزها یا اصلاح طلبان نیستند بلکه طیف های وسیعی از جامعه هستند که باید آنها را تحت عنوان گفتمان تغییر نامدهی کرد. از طرف دیگر، این نوع نامگذاری که تاکید را از یک قشر خاص (مانند سبزها) برداشته و آن را عمومی می کند به سادگی این فضا را ایجاد می کند که اقشار بیشتری نیز در آینده در این گفتمان قرار گیرند. یعنی نامدهی آن قدر عمومیت دارد که به سادگی همگان را در زیر لوای خویش جای می دهد.

    من فکر می کنم تمامی اصلاح طلبان و سبزها نیز باید از تاکید بر نامگذاری ها و به تبع آن ارزشگذاری های متفرقه اجتناب کنند و صرفا خود را با نام گفتمان تغییر معرفی کنند. یعنی کسانی که فکر می کنند شرایط کشور تحت رهبری آیت الله خامنه ای نیازمند تغییر است و ادامه روند کنونی منجر به فروپاشی بیش از پیش کشور می شود.

    نکته مهم دیگری که در این سخنان وجود دارد آن است که ایشان با تعریف این دو گفتمان، به طور ضمنی برنده انتنخابات را نیز مشخص کرده اند. یعنی کسی رییس جمهور می شود که در خط گفتمان مقاومت باشد. به این ترتیب تکلیف بسیاری از کاندیداهایی که به گونه ای تغییر را تبلیغ می کنند مشخص است. یعنی در بین 4 کاندیدای اصلی یعنی ولایتی، قالیباف، حداد و جلیلی کسی رای خواهد آورد که در خط گفتمان تغییر باشد.

    نکته مهم بعدی باز هم تشابه سیاست داخلی و خارجی آقایان است. اگر دقت کنید این دوستان در سیاست خارجی نیز گفتمان مقاومت را ترویج می کنند و اصولا در آن میدان نیز با همین سیاستها و با همین ادبیات عمل می کنند.

    به این ترتیب برای آن که درکی از روند پیش رو در سیاست داخلی کشور داشته باشیم، کافی است به سیاست خارجی ایران، روندهای آن و نتایج آن نگاهی بیفکنیم. برای آن که روندها را دریابیم سوریه نمونه بسیار مناسبی است. نمونه ای که نشان می دهد ایران هیچ خط قرمز و حریمی نمی شناسد و برای رسیدن به خواست خود دو کارعمده کرده است.

    1. منافع دراز مدت را قربانی منافع کوتاه مدت کرده است

    2. با صراحت و با خشونت تمام برای پیش بردن خواست کوتاه مدت خود عمل می کند.

    به این ترتیب می توان فهمید که در سیاست داخلی نیز همان روند طی خواهد شد. یعنی حکومت با صراحت و با خشونت تمام به دنبال منافع کوتاه مدت خواهد رفت و به قیمت از دست دادن پایگاه ها و حامیان خود خواست امروز خود را حاکم خواهد کرد. به عبارت ساده تر، حکومت با صرف همه گونه هزینه ای کسی که نماینده گفتمان مقاومت است را به کرسی رییس جمهوری خواهد رساند.

    برای درک نتایج سیاست های داخلی نیز کافی است نتایج سیاست های خارجی را نگاهی بیفکنیم. حکومت اسلامی در بعد جهانی به انزوای بی سابقه ای رسیده است و با از دست دادن منابع و منافع کلان به سرعت در حال تبدیل به یک کره شمالی دیگر است.
    این روند به وضوح در بعد داخلی نیز قابل مشابه است. حکومت با سرعت خوبی در حال از دست دادن قشرهای مختلف جامعه است و ریا و تزویر آن هر روز بیش از پیش بر اقشار جامعه و فرهیختگان جامعه روشن می شود.
    کافی است نظری به کسانی بیفکنیم که در این روزها با آیت الله هاشمی رفسنجانی همدردی کردند و صد البته این موضوع که آیت الله خمینی، آیت الله هاشمی را نیز مناسب رهبری دانسته بودند.