سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

آخرین بازمانده

چکیده :شاید هاشمی آخرین تلاش یک ملت برای اصلاح از درون بود. آخرین بازمانده این انقلاب بود که پرچم سفیدش را به پرچم سبز معترضان سال 88 برای مدارا و همدلی بلند کرده بود، آیا هنوز فرصتی هست تا هاشمی در درون نظام، کشتی شکسته را با همیاری ساکنانش باز ترمیم کند و بادبان ها را برای عبور از گردبادها بکشد یا آخرین روزنه های امید هم رو به خاموشی می رود؟ ...


کلمه_ سیدحامد آرین

 

در بهت و ناباوری میلیون ها ایرانی، شبانگاهان سیمایی که امید به ملی شدنش نمی رود اسامی تایید صلاحیت شده ها را اعلام کرد. در میان صدها کاندیدایی که در این دوره خود را نامزد ریاست جمهوری کرده بودند، نام یک کاندیدا بیش از دیگران می درخشید، همان کسی که در آخرین دقایق باقی مانده از زمان ثبت نام به وزارت کشور رفت و به درخواست مردمی که با نامه و تلفن و رایزنی از او خواسته بودند برای نجات ایران از این وضعیت بحرانی نامزد انتخابات شود، همه ملاحظات را به زمین گذاشته و به ستاد ثبت نامه رفته بود.

آیت الله هاشمی رفسنجانی، نامی آشنا برای هر ایرانی است. همو که وقتی بعد از جنگ هشت ساله و رحلت جانسوز امام، بنیانگذار جمهوری اسلامی سکان کشور را به دست گرفت و کشتی ناآرام در اقیانوس مواج مدبرانه به سرمنزل مقصود رساند و خاطره ای خوش با نام سردار سازندگی از خود در میان مردم باقی گذاشت.

همو که رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، کسی که ریاست جمهوری، مجلس، خبرگان و فرماندهی کل قوا را در این سی و سه سال گذشته به عهده داشته است، بعد از اینکه به ” بی بصیرتی ” متهم شد و فرزندانش به اتهام اقدام علیه ” امنیت ملی” به زندان رفتند، اینک رای به عدم صلاحیتش برای مسندی داده شده که در بحرانی ترین شرایط هشت سال بخوبی از عهده آن برآمده است.

رایی که اعضای شورای نگهبان به هاشمی رفسنجانی دادند و صلاحیت او را برای ریاست بر قوه مجریه احراز نکردند، هرچند برگ زرینی در پرونده این همراه انقلاب و جمهوری اسلامی خواهد بود، اما مهر تایید دیگری بر این باور عمومی است که انقلاب و نظام در دست ” نااهلان” و بیگانگان با مردم است.

سال هاست که حملات بر یاران و همراهان انقلاب اغاز شده، حملاتی که بانیان جمهوری اسلامی را به حصر و حبس کشانده و جبهه ندیده و بیگانگان با آرمان های امام را تعیین صلاحیت کرده و بر کرسی ریاست قوه مجریه نشانده است.

عدم تایید صلاحیت اکبر هاشمی بهرمانی که سالهاست به نام هاشمی رفسنجانی شناخته می شود، رد صلاحیت انقلاب و مهر پایان بر جمهوری اسلامی است.

این عدم احراز یعنی از دست رفتن آخرین فرصت و امیدی برای اصلاح و بازگرداندن انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی بر ریلی که امام بنیان نهاده بود. این عدم احراز صلاحیت، تایید رسمی و قانونی سپردن کشور به نااهلان است و نامحرمان.

رای شورای نگهبان تنها عدم احراز صلاحیت یک فرد نبود، پشت پا زدن بود به آرمان های ده ها هزار شهیدی که به فرماندهی فرمانده جنگ جان بر کف نهاده بودند و راهی نبرد شده بودند. نادیده گرفتن آرمان آنان است که سال هاست با فرمان آن فرمانده منتخب امامشان گوشه نشین آسایشگاه شده و هنوز دل در گروی انقلاب و نظامی دارند که برایش جان، سلامت، جوانی و سلامت خود را پیشکش کرده اند.

همه می دانند که هاشمی رفسنجانی ر چرا که او هم د صلاحیت شد چون مثل میلیون ها ایرانی که رای خود را طلب می کردند، با نگاهی پرسشگرانه گفته بود “چطور می‌شود میلیونها نفر در خیابان بیانند و بگویند در انتخابات تقلب شده‌است و به انتخابات تردید نکرد.”

هاشمی رد صلاحیت شد چرا که وقتی صدای رسای اعتراض مردم را شنید، همه تجربه پنجاه ساله اش را به مدد گرفت و خواست که به تردیدها پاسخی در خور داده شود و زندانی ها را آزاد کنند و با رسانه ها مطابق قانون رفتار شود. اظهار تاسف کرد که قشر آگاه و متفکر جامعه در حال جدا شدن از نظام نوپای اسلامی هستند. واقعیت را دیده بود که سه میلیون دانشجوی فرهیخته با نظام همراه نیستند.

هاشمی که ثمره انقلاب و نهضت اسلامی امام بود و بنیانگذار جمهوری اسلامی وجودش نظام را با او پیوند زده بود، اینک ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظامی را عهده دار است که خودش در این نظام فاقد صلاحیت است. زمانی سایتش مسدود می شود، گاه به کتابش اجازه انتشار نمی دهند و اینک صلاحیتش برای مسندی احراز نمی شود که دو دوره با موفقیت به پایان رسانده است.

کسی که خود را “مادر” نظام می داند بخاطر “دایه” های مدعی ظاهرساز، سال هاست سکوت کرده است. در هر تریبوبی به او و خانواده اش ناسزاها می گویند. صلاحیتش رد می شود. دوست قدیمی اش حتی یک بار هم اعتراض نمی کند. و ای بسا که قافله سالار این تهاجمات هم باشد.

هاشمی تا باشد اجازه نخواهد داد که انقلاب را مصادره کنند، بارها هشدار داده است که اگر لازم باشد سخن ها برای گفتن دارد. وقتی محمد یزدی از حدش گذشته بود، هاشمی با نرمی از کنارش گذشت ولی وعده داد. این روزها هم گفته است که خط قرمز برای سکوتش ” انقلاب و نظام ” است.

زمان زیادی باقی نمانده است. همه یاران و بانیان انقلاب در یک سنگر باز دور هم گرد آمده اند، دست یاری به هم داده و پیمان بسته اند تا آخرین نفس بر سر آرمان های انقلاب پایداری کنند. یکی در حبس است و دیگری در حصر و آنکه در خط مقدم در آماج تیرهای کینه است، خط دار این مبارزه شده است.

باید دید که آیااو هم مثل نخست وزیر هشت سال دفاع مقدس و رییس دو دوره مجلس و نماینده امام خمینی هم باید در نظامی که خود در معماریش سهیم بوده، طعم حبس و حصر را بکشد یا هاشمی نخواهد گذاشت نهضتی که امامش بنیان گذاشت و خون ده ها هزار شهید نهالش را بارور کرد به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد.

آیا هاشمی که ثبت نامش موجی از شور و شعف در میان مردم ایجاد کرد، عدم احراز صلاحیتش می تواند نخبگان و علمای خفته را بیدار و سکوت از سر تقیه آنان برای حفظ نظام را به فریادی برای احیای نظام جمهوری اسلامی بدل کند.

روزهای بهاری پیش رو زمستان اقتدارگرایانی خواهد بود که این بار به جای مهندسی آرا به مهندسی نامزدهای انتخابات پرداخته اند. همان ها که به جای الگو برداری از حکومت عدل علوی چشم به پیونگ یانگ دوخته و سبز محمدی را با پرچم سرخ معاوضه کرده اند.

آنان که همه روزنه های امید مردمی را بسته اند که جناتیکاران و عاملان قتل و سرکوب فرزندانشان بعد از چهار سال حتی به محکمه عدل هم فرستاده نشده اند.

هاشمی آمده بود که اقتدارگرایان را از منجلابی که به آن گرفتار آمده اند برهاند. آمده بود که باز مثل میرحسین با صدای بلند فریاد بزند که قانون اساسی جمهوری اسلامی ظرفیت اصلاح دارد. آمده بگوید که هنوز مردم پشت سر یک ” انقلابی ” بازمانده از انقلاب از دست رفته شان می توانند گرد هم بیایند و هنوز برای این مردم آرمان های انقلابی که پدرانشان خلق کردند” استقلال آزادی جمهوری اسلامی ” می تواند چراغ راهی برای آینده ای بهتر است.

شاید هاشمی آخرین تلاش یک ملت برای اصلاح از درون بود. آخرین بازمانده این انقلاب بود که پرچم سفیدش را به پرچم سبز معترضان سال 88 برای مدارا و همدلی بلند کرده بود، آیا هنوز فرصتی هست تا هاشمی در درون نظام، کشتی شکسته را با همیاری ساکنانش باز ترمیم کند و بادبان ها را برای عبور از گردبادها بکشد یا آخرین روزنه های امید هم رو به خاموشی می رود؟

فاعتبروا يا أولي الأبصار


3 پاسخ به “آخرین بازمانده”

  1. حسین گفت:

    دقت کنید که در این گرداگرد بحران های مختلف سیاسی بت سازی نکنید

    به نظر من ادبیات این مقاله بسیار متملقانه است

    فراموش نکنید یکی از دلایلی که رهبر امروز اینچنین شده است و انقلاب به اینجا رسیده است همین طرز نگرش وخطاب قرار دادن انسانهای معمولی و جایزالخطا به این شکل است

    وقتی ما خودمان هنوز درس عبرت نمی گیریم چطور توقع داریم حکومت درس عبرت بگیرد

  2. فواد گفت:

    حقا که علمای خفته

  3. فواد گفت:

    “”شاید هاشمی آخرین تلاش یک ملت برای اصلاح از درون بود””
    آخرین تلاش برای اصلاح از درون، میرحسینِ 88 بود
    آقای هاشمی فقط مهر تایید به آن موضوع شد