هر کس بد ما به خلق گوید/ ما چهرهی او نمیخراشیم
چکیده :معتقدم که حضور همه سلایق در انتخابات، لازمه خلق حماسه سیاسی است ولی آنچه مرا به میدان آورد، نگرانی از القای ناکارآمدی دین در اداره جامعه، رکود تولید، بیکاری جوانان، اقتصاد بیمار، ایران هراسی همسایگان، تناقضات اخلاقی و فرهنگی و تحریمهای بینالمللی است که ماحصل همه اینها، معضلات معیشتی جامعه است که تلاش پیگیر مسئولان سطوح مختلف کشور، با همراهی مردم از صبح فردای پس از انتخابات را برای غلبه تدریجی بر این مشکلات میطلبد. نتیجه اینکه رقیب اصلی همه ی کاندیداها؛ مشکلات جامعه است و باید برای حل آن با کمک مردم و همکاری و همیاری یکدیگر؛ فکری اساسی با توجه به شرایط زمانی و امکانات داشت....
آیت الله هاشمی رفسنجانی در سومین بیانیه خود نوشت: ميخواهم به دوستان توصيه نمايم كه مبادا گرد و غبار تخريبي بعضيها كه متأسفانه عادتي زشت در رقابتهاي انتخاباتي شده؛ چشم انصاف و اخلاق را ببندد و شما نيز خرقه توهين و تهمت بپوشيد.
به گزارش آفتاب صبح امید در بخش دیگری از این بیانیه آمده است: “معتقدم که حضور همه سلایق در انتخابات، لازمه خلق حماسه سیاسی است ولی آنچه مرا به میدان آورد، نگرانی از القای ناکارآمدی دین در اداره جامعه، رکود تولید، بیکاری جوانان، اقتصاد بیمار، ایران هراسی همسایگان، تناقضات اخلاقی و فرهنگی و تحریمهای بینالمللی است که ماحصل همه اینها، معضلات معیشتی جامعه است که تلاش پیگیر مسئولان سطوح مختلف کشور، با همراهی مردم از صبح فردای پس از انتخابات را برای غلبه تدریجی بر این مشکلات میطلبد. نتیجه اینکه رقیب اصلی همه ی کاندیداها؛ مشکلات جامعه است و باید برای حل آن با کمک مردم و همکاری و همیاری یکدیگر؛ فکری اساسی با توجه به شرایط زمانی و امکانات داشت.”
متن کامل این بیانیه در پی می آید:
بسم الله الرحمن الرحيم
«وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ، هرگز نيکي و بدي در جهان يکسان نيست، هميشه بدي (خلق) را به بهترين شيوه (که خير ونيکي است پاداش ده و) دور کن تا همان کس که گويي با تو بر سر دشمني است دوست و خويشتو گردد.»( سوره مباركه فصلت، آيه شريفه 34)
از 14 سالگي كه به عنوان يك طلبه روستايي به قم آمدم و در كوچه يخچال قاضي با آيتالله روح الله خميني(ره) آشنا شدم تا زماني كه در مسجد سلماسي پاي درس ايشان نشستم و بعدها كه اين كوه صبر و بردباري؛ مرجع ديني و مبارزاتي علماي بلاد، روشنفكران ديني، جوانان غيور حوزه و دانشگاه و مردم متدين، براي مبارزه با دو لبه قيچي چپاول ملتها، يعني استبداد و استعمار، شدند ، هميشه «تلاش براي ساختن دنيا و آخرت مردم» و «پرهيز از رذيلههاي اخلاقي» را به عنوان امر به معروف و نهي از منكر در انديشههاي مديريتي و رهبري امام(ره) برجسته ميديدم و در اوج مبارزات نيز فراوان ديديم كه راضي نبودند حتي براي تسريع فروپاشي رژيم پهلوي ؛مبارزين از منابر و تريبونها، دروغ بگويند، تهمت بزنند و يا مردم در مضيقه قرار گيرند.
بردباري امام در برخورد با كساني كه تدريس فلسفه ي ايشان را برنميتافتند؛زبانزد است و بهترين گواه براي يادآوري مردمداري و مردمخواهي ايشان، حتي در زمان تبعيد، تشكيل كميته سوخت براي كم كردن زحمت مردم در اوج اعتصابات مبارزاتي كاركنان نفت در زمستان سرد 1357 بود . اگرچه آن اعتصاب كمر رژيم پهلوي را شكست و حاميان خارجياش را در حمايت تمامقد از اين رژيم مردد و سست كرد، اما امام با انتخاب اعضاي اين كميته كه من هم عضو آن بودم و دستور اعزام آنها به مناطق نفت خيز تأكيد كردند كه مبادا اعتصاب كاركنان در مبارزه ، عمل واجب رسيدگي به رفاه مردم را مخدوش نمايد.
در بعد اخلاق انساني و اسلامي و تلاش براي نهادينه كردن مكارم اخلاقي در جامعه و پرهيز از رذيلتها، «صحيفه امام» ارزشمندترين آيينه صديق براي تطبيق رفتار و گفتارها با معيارهاي اسلامي است كه گاه تشويق ايستادگي ملتهاي مسلمان در برابر استكبار، گاه تنبيهي مدبّرانه به افراط كاريهاي سياسي در بيانيه معروف «اَيْنَ تذهبون؟!» و سرانجام دايرهالمعارفي بزرگ براي ترسيم بايدها و نبايدهاي زندگي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي در همه اعصار است و شگفتا كه 24 سال پس از كوچ آسماني ايشان، چنان است كه انگار همين امروز براي ما زمينيها گفتهاند و يا نوشتهاند.
رهبانيتگريزي و عرفانگزيني و تلاش براي بهرهگيري از نعمتهاي خدا از سوي امام(ره) ، درسي بود كه در مكتب«عدل و اعتدال علوي» آموخته بودند كه: «كن لدنياك كانّك تعيش ابداً و كن لآخرتك كانّك تموتُ غداً، براي دنيا به گونهاي باش كه گويي تا ابد زندهاي و براي آخرت به گونهاي زندگي كن كه گويي لحظه مرگت نزديك است.»
امام عزيز دراوج احساسات عاطفي حاصل از 8 سال دفاع مقدس و سنگرنشيني جوانان اين سرزمين ، با التفات به نيازهاي جامعه در زمان جنگ و صلح، دستور تدوين «سياستهاي بازسازي و سازندگي كشور» را براي آينده و آيندگان صادر كردند و در نخستين سالهاي پس از امام، با اينكه كوه فراقش بر دوش همگان سنگيني ميكرد، اما با تابلويي كه از ايشان براي تصميمسازيها و تصميمگيريها در اداره جامعه داشتيم، وارد «دوران سازندگي» شديم. اگرچه توسعه فضا ونرم افزار تعليم وتربيت و ساختن سد، نيروگاه، جاده، پالايشگاه، پتروشيمي، بندر، ايجاد اشتغال و توجه به همه زيرساختها و به خصوص توازن اجتماعي و منطقهاي، آبرو و اعتباري براي كشور به حساب ميآمد، اما بزرگترين دستاورد آن دوران، انسانسازي در ابعاد تعهد و تخصص بود كه اگر با همان آهنگ ادامه مييافت، امروز مجبور نميشديم در مقام مقايسه زماني و مكاني حسرت بخوريم. مخصوصاً وقتي ميبينيم آن روزها براي شروع سازندگي، علاوه بر افسردگيهاي روحي و ويراني 5 استان اشغال شده كشور و خسارتهاي هزار ميليارد دلاري و عقبافتادگيهاي 8 سال جنگ تحميلي و عقبماندگيهاي تاريخي دوران حاكميت طاغوت و بيبرنامگي و روزمرگي؛ توانستيم نسبتاً موفق عمل كنيم.
ولي اين سالها، علاوه بر زيرساختهاي اقتصادي و انديشههاي متعهد و متخصص، برنامههاي پنج ساله، سياستهاي كلي، اصلاح اصل 44 قانون اساسي و سند چشماندار 20 ساله مصوب مقام ولايت كه داشتيم و مي شد با افزايش قيمت نفت؛ نيازمند قرضهاي خارجي و تهاتر طرحها و پروژههاي بزرگ نباشيم و با الويت بخشي به برداشت منابع از مخازن مشترك با همسايه ها، شركتهاي نفتي را محتاج و تسليم قراردادهاي خويش كنيم و با تقويت بخش خصوصي كه ميتوانست به تعبير رهبرمعظم انقلاب، يك انقلاب اقتصادي باشد، با حركتي متوازن به توسعه پايدار برسيم و نگذاريم سفرههاي مردم آلوده به بوي نفت شود و منابع فراوان انرژي را به عنوان سرمايه انقلاب براي نسلهاي آينده بگذاريم.امّا متاسفانه وضع كشور چنان است كه نيازي به توضيح ندارد.
در اين مقال بر آن نيستم كه با يادآوري سوءمديريتها، خاطر مردم عزيز را در آستانه خلق حماسه سياسي مورد تأكيد رهبري كه مطمئناً زمينه ساز و نقطه آغاز خلق حماسه اقتصادي خواهد بود، مكدّرتر نمايم، بلكه ميخواهم به دوستان توصيه نمايم كه مبادا گرد و غبار تخريبي بعضيها كه متأسفانه عادتي زشت در رقابتهاي انتخاباتي شده؛ چشم انصاف و اخلاق را ببندد و شما نيز خرقه توهين و تهمت بپوشيد.
معتقدم كه حضور همه سلايق در انتخابات، لازمه ي خلق حماسه سياسي است؛ ولي آنچه مرا به ميدان آورد، نگراني از القاي ناكارآمدي دين در اداره جامعه، ركود توليد، بيكاري جوانان، اقتصاد بيمار، ايران هراسي همسايگان، تناقضات اخلاقي و فرهنگي و تحريمهاي بينالمللي است كه ماحصل همه اينها، معضلات معيشتي جامعه است كه تلاش پيگير مسئولان سطوح مختلف كشور، با همراهي مردم از صبح فرداي پس از انتخابات را براي غلبه تدريجي بر اين مشكلات ميطلبد. نتيجه اينكه رقيب اصلي همه ي كانديدا ها؛ مشكلات جامعه است و بايد براي حل آن با كمك مردم و همكاري و همياري يكديگر؛فكري اساسي با توجه به شرايط زماني و امكانات داشت.
توجيهپذير نيست كه با هدف آباداني دنياي مردم، آخرت خويش را با توسل به تخريب و تهمت و دروغ، خراب كنيم و بايد در مواجهه با بي اخلاقي ها، آيه 63 سوره مباركه فرقان را تلاوت كنيم كه « وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَاخَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا، وبندگان خاص خداي رحمان آنان هستند که بر روي زمين به تواضع و فروتني راه روند وهرگاه مردم جاهل به آنها خطاب (و عتابي) کنند با سلامت نفس (و زبان خوش) جوابدهند »كه يك بار ديگر در آيه 55 سوره مباركه قصص دستور ميدهند كه « وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ لا نَبْتَغِي الْجَاهِلِينَ، چون سخن لغوي (از دشمنان دين) بشنوند از آن اعراض کنند و گويند: اعمال ما از ما واعمال شما از شما، برويد سلامت باشيد، که ما هرگز مردم (هرزهگوي) نادان رانميطلبيم.»
سيوطي در تفسير « الدرّ المنثور في التفسير الماثور» ذيل آيه 63 سوره فرقان آورده كه كسي نزد پيغمبر(ص) به شخصي ناسزا گفت و آن شخص در جواب به او؛ سلام داد و رسول اكرم(ص) با شنيدن آن فرمودند:« أما إن ملكا بينكما يذب عنك كلّما شتمك هذا قال له: بل أنت وأنت أحق به وإذا قال له: عليك السلام قال: لا بل لك أنت أحق به،( فرشته در ميان دو نفري كه در نزاع هستند؛ قرار دارد و به توهين كننده ميگويد: خود استحقاق اين صفات زشت را داري و نه فرد توهين شده و به اهانت شده اي كه با سلام جواب ميدهد؛ ميگويد: تو هستي كه استحقاق دريافت سلام را داري.) و جان كلام را امام باقر(ع ) فرمودند كه: «سِلاحُ اللِّئامِ قَبيحُ الكَلامِ، سلاح انسانهاي پست كلام زشت است.»
من نيز بايد براي اعتلاي نظام؛ نا ملايمات را تحمل كنم و نيم قرن است كه اين سخنان را از ماركسيست ها، سلطنت طلب ها، منافقين، گروهكها و افراطيون جناحهاي سياسي در داخل و خارج ميشنوم و هميشه از خداوند متعال ميخواهم كه توفيق رعايت اخلاق را از ما دريغ نفرمايد و گاهي كه بي انصافيها به اوج ميرسد؛ همه زمزمه كنيم:
هر کس بد ما به خلق گوید ما چهرهي او نمیخراشیم
***
باش همچون درخت سايه فكن هر كه سنگت زند، ثمر بخشش
بدگويان و بدخواهان ما از نوع كساني نيستند كه آنها را مستحق هر نوع مقابله به مثل بدانيم؛ بلكه مستحق آنند كه برايشان دعا كنيم تا به راه حق پايبند باشند و اگر هدف دفاع از حق، اسلام، مردم و كشور را داريم، بايد از راه همدلي جامعه و تشكيل صفي چون بنيان مرصوص در مقابل دشمنان اسلام مقاومت كنيم؛ چون درشت گويي و برخورد خشن ما را از هدف دور ميكند و آيه 53 سوره مباركه يوسف:« وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّيَ، ؛ (و منخودستايي نکرده و خويش را از عيب و تقصير مبرّا نميدانم، زيرا نفس امّارهانسان را به کارهاي زشت و ناروا سخت وا ميدارد جز آنکه خداي من رحم کند،) درس خوبي براي راهروان راه حق است.














الله اکبر از گفتار این مرد که سخنی از سر خودپسندی نمی زند که درستی گفتارش در کردار و عمل کرد او نمایان است و دلیل درستی این همه اشارات فراوان امام درباره ی فضائل شخصی ایشان و البته حجم انبوه توهین ها و تخریب ها نسبت به شخصصیتی که می توان غربت بهشتی را در حال امروز او دریافت
خواستم اشاره ای داشته باشم به اظهارات عجیب و غریب و غیر قانونی که امروز آقای کدخدائی سخنگوی محترم شورای نگهبان داشته است ، چون این خبر را شما منعکس نکردید همین جا باید نکاتی را عرض کنم
1) آقای کدخدائی که از لزوم توانائی جسمانی کاندیداها صحبت کرده اند ، توجه کنند که بر خلاف اسمشان ایشان کدخدای عرصه سیاست کشور اسلامی ایران نیستند ، ایشان همانطور که نوعا اظهار میکند باید فقط ملتزم به توجه و تطبیق و اجرای قوانین حاکم بر نهاد شورای نگهبان باشد
در اصل 115 قانون اساسی چنین آمده است:”اصل 115-
رييس جمهور بايد از ميان رجال مذهبى و سياسى كه واجد شرايط زير باشند انتخاب گردد:
ايرانىالاصل، تابع ايران، مدير و مدبر، داراى حسن سابقه و امانت و تقوى، مومن و معتقد به مبانى جمهورى اسلامى ايران و مذهب رسمى كشور”
این اصل تمام شرائط لازم در رئیس جمهور را بلسان الزام و حصر شمارش کرده است ، چنانکه ملاحظه میشود در این اصل نه صحبتی از سن و سال کاندیدای ریاست جمهوری شده است ، و نه از شرط سلامتی جسمانی بحثی بمیان آمده است، و نه از میزان ساعاتی که یک رئیس جمهور در روز کار کند صحبتی شده است
البته لازمه مدیر و مدبر بودن این است که یک رئیس جمهور فردی باشد که مبتلا به امراض یا موانعی که منافات با ایفاء وظایف راست جمهوری هست نباشد
اما از کجای این عبارات قانون اساسی استفاده میشود که رئیس جمهوری اگر مثلا هشت ساعت کارروزانه کند توانائی جسمانی کافی برای ایفاء نقش ندارد و باید رد صلاحیت شود!؟
اساسا مگر آقای کدخدائی و اعضاء محترم شورای نگهبان کولیس یا شاقول و معیاری دارند برای اظهار نظر در باره توانائی جسمانی اشخاص ؟
من از شما سوال میکنم شما از چه طریق و با چه ابزاری توانسته اید یا می توانید حدس بزنید توان جسمانی آقای هاشمی چقدر است؟
مگر در قانون آمده که رئیس جمهور باید هرکول باشد!؟
مثالی میزنم ، اگر فرض کنید در کنار آقای هاشمی ، آقای توکلی تقریبا هفتاد ساله هم بود شما باز هم به همین شکل مساله توان جسمانی ایشان را هم مطرح می کردید؟ در حالیکه واقعا معلوم نیست قدرت جسمانی و توان اداره و تحمل مشکلات در آقای توکلی بیشتر باشد یا در آقای هاشمی
من پیشنهاد میکنم الان آقای جنتی و یزدی و هاشمی با هم به چک آپ پزشکی بروند ببینیم کدام سالمتر هستند!چرا شما اظهاراتی غیر قانونی میکنید که شائبه عدم بیطرفی در شورای نگهبان ایجاد کند؟ البته مرگ و میر هم دست خداست ممکن است رئیس جمهوری جوان هم باشد و بقضای الهی از دنیا برود که خوب قانون برای آنهم پیش بینی کرده است
2) نکته بعدی این است که اصلا مگر در نظام اداره کشور معیار خوب مدیریت کردن به بالا بردن ساعت کاری است؟ مگر رئیس جمهور میخواهد یکنفره همه کارها را به دوش بکشد که شما بحث توان جسمانی بالا و ساعات کاری بالا را معیار گرفته اید؟
نه آقا جان در مدیریت های امروز خصوصا با بوجود آمدن ابزارها ی پیشرفته ارتباطی و تکنولوژیهای مختلف مهم کیفیت مدیریت است نه کمیت ها ، یک رئیس جمهور کار کشته با انتخاب معاونان و معاونتهای فنی و کاری ، و با انتخاب وزرای کارکشته و مجرب و دانا و با برنامه ریزی صحیح و مشاوره های فنی ،براحتی میتواند امور مدیریتی خویش را سامان دهد ولو فرد 95 ساله یا کمتر یا بیشتر باشد ،مهم برنامه ریزی صحیح است ، گویا ذهن جنابعالی هنوز مانوس به مدیریت های خاص آقای احمدی نژاد است که خیال میشد به این است که 18 ساعت بدود و با انحلال سازمان برنامه و بودجه و مصوبات کیلوئی و صلواتی ، و بهم ریختن بودجه های مصوب استانی باید کشور را اداره کرد!؟
آقای کدخدائی “حبذا نوم الاکیاس” چه بسا رئیس جمهوری 8 ساعت خوابش را بکند، بعد در کمال متانت و سلامتی در ساعات دیگر به تمشیت امور بپردازد و هیچ نیازی هم به ورجه وورجه و دوندگی های بیحاصل آنچنانی نداشته باشد
بله البته رئیس جمهور مسن نباید از نظر پیری به حد خرافت و نفهمی رسیده باشد ، آیا شما از این جهات چیزی در آقای هاشمی مشاهده میکنید؟
انصافا چنین نیست و ما الان در بین هم سن وسالان ایشان شخصی را سراغ نداریم به هوشیاری ایشان و وزانت و اعتدال و مراقبت در گفتار
پس هدف شما از این سخنان غیر قانونی چیست؟
انچه وظیفه شما و دیگر اعضاء محترم شورای نگهبان است تطبیق مر قانون است نه بیش و نه کم
البته شورای نگهبان ممکن است به جهات و مفاهیم دیگری که قابل بحث و تنقیب است، مثل واژه های فتنه و ساکت فتنه و بی بصیرت و چنین وچنان، که همه قابل تاویل و بررسی و مورد نزاع بین اهل سیاست است آقای هاشمی را رد کند
ولی بدانید که با چنین کاری باعث بروز یاس و دلسردی در اقشار وسیعی از مردم خصوصا جوانان خواهید شد که دنباله این قضیه خط بطلان کشیدن بر ایده حماسه سیاسی خواهد بود
آقای کدخدائی! قانونمند و قانون مدارباشیم نه فقط قانون دان و قانون خوان
حیف که رد صلاحیتش کردند
اخلاق بازیچه این دوره کسانی که کارنامه ای سر شار از بد اخلاقی ، بی عدالتی ، تخریف و حذف برترین فرزندان این سرزمین را از خود به یاد گار گذاشته اند است.
اصلاح شده:
هرگز ندیده ام آقای هاشمی در مورد اجرای
قانون اساسی صحبت کنند . قانونی که خود نقش اساسی در نا کارامد کردن و رواج سنت بی
توجهی به آن را داشته اند ،قانونی که اجرای کامل آن ظرفیت تنگ شدن عرصه به قانون شکنان
، مدیران کم توان ، متوهمان ، قدرت طلبان ، ظالمان را دارد و توان باز کردن عرصه برای
مردم که حقوقشان را بدون ترس مطالبه کنند و نیکان و بهترینها را به مدیریت بگمارند
و در صورت اشتباه آنها را از مدیریت خلع کنند.قانونی که می توانست ما را از رابینهودی شدن احقاق حقوق اساسی مردم نجات دهد .آقای هاشمی پاسخ دهند ساختاری که ایشان
در شکل گیری آن نقش اساسی داشته است چگونه ساختاری است که در بالا ترین سطوح مدیریتی
میتوان زشت ترین کارها و بزرگترین قانون شکنیها و فجیع ترین سوئ مدیریتها را بدون کمترین
هزینه مرتکب شد . میتوان سالها با دروغ مردم را فریفت و نخبگان و دانایان را به سکوتی
مرگبار محکوم کرد . .آقای هاشمی از نگاه شما این ساختار هیچ عیبی ندارد تنها ایراد
امروزش آنست که در تنوری که شما گرمش کرده اید برای شما دیگر نانی پخته نمیشود و بعبارتی
این چرخی که برای خود و همفکرانتان طراحی و به حرکت در آوردید برای غیر شما میچرخد.
سلام به امید خدا موفق شدید انشاالله هوای مردم خوزستان را داشته باشید
ما مردم خوزستان میگوییم که هوادار شما هستیم
آنچه آقای هاشمی را از سایرین متمایز میسازد بینش عمیق سیاسی ایشان و نگاه جامعه شناسانه و تحلیل بجا و به موقع از وضعیت سیاسی ایران , منطقه و جهان است .
ایشان بخوبی میدانند که راه نجات از وضعیت کنونی , اعتدال و اخلاق مداری و برخورد با احترام حتی با کسانی است که به آنها پایبند نیستند
بیانیه شماره 3 ایشان نشانه ای از تدبیر و هوش سرشار ایشان و نشان از عزم راسخ برای پیروزی در این رقابت حماسی دارد
جنتی با رد هاشمی ریشه انقلاب را هدف گرفته . چرا انقلابیون سکت نشستن
مرد شماره 1
اول که چه بگیم از این مردم که یه روز یکی رو شاه می کنن، فرداییش دزد. یه روز متهم به مذهبش می کنن و فردایی گردنبند بی دینی و فساد بر گردنش آویزون می کنن.
اما از نگاه من حضور آقاقی هاشمی در صحنه انتخابات نشان از دغدغه های ایشون از وضعیت موجود بود و فقط وسیله ای برای حذف هر چه ساکت تر بعضی از افراد. یه جورایی فکر می کنم ایشون خودشونو قربانی آنچه برای مردم بهتره کردن
امیدوارم موفق باشن، هرجایی که هستن
آنچه در این چند هفته شنیده ام و نظرسنجی هایی که در داخل صورت گرفته ، به حمد خداوند جناب آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور بی چون و چرای ایران عزیز خواهند بود. در غیر این صورت و در صورت تقلب و یا رد صلاحیت ایشان ، عواقب این اتفاق ناگوار برای ایران و مردم ایران بسیار بسیار ناگوار خواهد بود . انشالله ایشان با درایت و سیاست بسیار مثبتی که دارند کشور را از این منجلاب نجات خواهند داد . انشالله .
آب سرد شورای نگهبان بر پیکره انقلاب از عصبانیت چیزی نمی توانم بگویم
وقتی خداوند به زندگی کسی برکت بدهد. آنوقت ردصلاحیتش هم میشود، درس اخلاق برای آیندگان