عکسنوشت جبههها/ نفس تازه کن، فردا آغازی دیگر است
چکیده :خسته که می شوی فقط اندکی می توانی بنشینی و نفسی تازه کنی.فرقی نمی کند جبهه باشی یا در شهر. داستان تو و این وطن تمامی ندارد. سالها گذشته است از روزهای جنگ. اما این خاک همچنان تو را صدا می کند. تو را که می داند برای همیشه تاریخ دل نگران او هستی. نفس تازه کن. دوباره آغازی دیگر...
خسته که می شوی فقط اندکی می توانی بنشینی و نفسی تازه کنی.فرقی نمی کند جبهه باشی یا در شهر.
داستان تو و این وطن تمامی ندارد. سالها گذشته است از روزهای جنگ. اما این خاک همچنان تو را صدا می کند. تو را که می داند برای همیشه تاریخ دل نگران او هستی.
نفس تازه کن. دوباره آغازی دیگر است.















وطن ای هستی من..