سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » سید محمد خاتمی: بیاییم هم حق نداریم بیش از آن چه می خواهند رأی بیاوریم...
» کوچکترین نگرانی از رأی اکثریت مردم ندارم

سید محمد خاتمی: بیاییم هم حق نداریم بیش از آن چه می خواهند رأی بیاوریم

چکیده :جناب هاشمی اعلام کردند که آماده اند بیایند در صورتی که مخالفت رهبری نباشد. امیدوارم این تصمیم عملی شود. جایگاه جناب آقای هاشمی معلوم است. واقعاً هم در این سال ها مظلوم واقع شده اند و ایشان قادر است که به سوی توسعه همه جانبه و رفع مشکلات کشور و مردم حرکت کنند و ان شاء الله فضای سیاسی و فرهنگی هم بازتر خواهد شد و با هماهنگی با بالا می تونند خطرات را کمتر کنند....


سید محمد خاتمی رییس جمهور سابق کشورمان گفت: جناب هاشمی اعلام کردند که آماده اند بیایند در صورتی که مخالفت رهبری نباشد. امیدوارم این تصمیم عملی شود. جایگاه جناب آقای هاشمی معلوم است. واقعاً هم در این سال ها مظلوم واقع شده اند و ایشان قادر است که به سوی توسعه همه جانبه و رفع مشکلات کشور و مردم حرکت کنند و ان شاء الله فضای سیاسی و فرهنگی هم بازتر خواهد شد و با هماهنگی با بالا می تونند خطرات را کمتر کنند.

به گزارش کلمه، خاتمی که صبح امروز در جمع  دانشجویان سخن می گفت در پاسخ به دعوت این دانشجویان از وی برای شرکت در انتخابات گفت که کوچکترین تردیدی در رای اکثریت مردم ندارد، با این حال ادامه داد: اگر بنا باشد اصلاح طلبان یا افرادی از آنان را از رده خارج کنند هیچ حساب افکار عمومی و افکار جهانی را هم نمی کنند. آن چه مهم است این است که کسانی را که نمی خواهند نیایند و من مطمئن هستم که نمی خواهند ما بیاییم. تازه اگر از این مرحله هم بگذریم حق نداریم بیش از آن چه می خواهند رأی بیاوریم.

وی همچنین گفت : همه حرف های شما و دیگران این بود که کشور در بحران است. من هم قبول دارم ولی اگر یک نفر که مورد توجه مردم ست و قائل به اعتدال است با او برخورد کنند آیا بحران کم تر می شود یا بیشتر؟ آیا اعتماد مردم به حکومت و سوء ظن برطرف می شود یا بیشتر می شود؟ آیا بهانه ای برای کسانی که می خواهند فشار و تحریم و احیاناً اقدامات خطرناک دیگر را علیه ما راه بیاندازند نمی دهد؟

جمعی از دانشجویان صبح امروز با سید محمد خاتمی دیدار و برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری از وی دعوت کردند. در این نشست  که با اعتراض ها، درخواست ها و استدلال های دانشجویان همراه بود افراد مختلف به بیان دیدگاه ها و دغدغه های خود در این واپسین روزهای ثبت نام نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری پرداختند و در ادامه سید محمد خاتمی به ایراد سخن پرداخت.

متن کامل سخنان رئیس دولت اصلاحات در پی می آید:

به نام خدا

خوش آمدید

دانشگاه ها حتی از برگزاری یک اجتماع از سوی دانشجویان مستقل محروم شده اند

ای کاش چنین جمعی می توانست در فضای گسترده تری در دانشگاه برگزار شود. دانشگاه های ما در طی سال های گذشته از برگزاری یک اجتماع باشکوه از سوی دانشجویانی که مستقل فکر می کنند محروم شده اند و این مشکلی است که کشور و نظام با آن رو به رو هست.

بسیاری از تشکل ها مستقل و ریشه دار و واقعاً وفادار به اسلام و انقلاب و ایران امروز دچار محدودیت هستند و در دانشگاه جایگزین آنها تشکل هایی متکی به نهاد هایی می آیند که گرچه اصل آن نهادها محترم هستند، ولی فضا را بر تشکل های اصلی تنگ می کنند و چون جایگاه قوی ندارند لطمه به فعالیت های اصیل دانشجویی می خورد، گرچه صدایشان بلند تر از دیگران است.

فضا باید باز شود تا دانشجو و دانشگاه با حفظ هویت دانشجویی، دلسوزی و امیدی که به آینده دارند فعال باشند نه اینکه حتی نگران این باشیم که یک جمع کوچک که با نیت خیرخواهانه و دلسوزانه نسبت به کشور و مردم دور هم گرد می آیند ممکن است با محدودیت مضاعف مواجه شوند و تحت فشار قرار بگیرند. این وضع باید عوض شود.

به هرحال ما دارای جمهوری اسلامی هستیم که بر آمده از انقلاب است. ما و همه افراد در جمهوری اسلامی زندگی می کنیم و به قانون پایبندیم. من و شما به جمهوری اسلامی معتقدیم ولی می گوییم اشکالات آن مرتفع شود. بدترین وضعیت این است که جامعه یک طرف قرار بگیرد و آن چه به نام جمهوری اسلامی است، با نهادهایش در طرف دیگر قرار بگیرد.

امام فرمودند نگذارید انقلاب به دست نا اهلان بیفتد. خوب طرف دیگر می گوید نااهلان کسانی هستند که آن ها را از حکومت بیرون کرده ایم و شما نااهلان را گروه دیگری می دانید. چطور باید این مساله را حل کرد؟ ما همه جمهوری اسلامی را قبول داریم و اگر بخواهد به هم بخورد به وضعیت بسیار ناگواری پیش می آید.

ما می خواهیم جمهوریت سازگار با معیارهای اسلامی تقویت شود. اگر تفکری یا شبه تفکری باشد که بگوید جمهوریت مخالف اسلام است و هرکس غیر این بگوید باید زندان برود و طرد شود این انحراف از اصل است.

به هر حال می خواهیم این انتخاب سبب ایجاد فضایی شود که ما و شما بتوانیم بحث و گفت و گو کنیم و جمع شویم و آزادی داشته باشیم نقد کنیم و البته زمینه یک رقابت منطقی و عادلانه را فراهم آوریم که داور نهایی آن مردم باشند. می گوییم به همین قانون اساسی پای بند باشیم. البته همه باید پای بند باشند. حکومت باید از مردم بخواهد که قانونی عمل کنند، ولی بیش و پیش از مردم این حکومت است که باید پای بند قانون اساسی باشد. فضای بد بینی، رعب و سوء ظن و تقابلی که وجود دارد و مدام برای مردم و برای نظام هزینه ایجاد می کند تبدیل به فضای منطق و حق و خوش بینی شود.

حق برخورداری از فن آوری هسته در زمان ما رسماً در قطع نامه آژانس اعلام شد

در سال 76 که نتیجه انتخابات آن شد که می دانید گفتند مردم اسلام می خواستند، سید بود و دوستش داشتند و … و از اوضاع و احوال ناراحت بودند و رأی دادند و این رأی به اصلاحات و جامعه مدنی و آزادی اندیشه و … نبود. در سال 80 در نخستین سخنرانی بعد از انتخابات گفتم در همه جا رأی دوره دوم یک رئیس جمهور افت بسیاری دارد؛ حالا ممکن است استثناء هایی هم باشد، ولی در ایران برای اولین بار رأی مردم در دور دوم 1.5 میلیون بیش از دور اول بود. کسی نمی تواند بگوید که مردم ناآگاهانه رأی دادند و خوب بود این پیام از سوی همه گرفته شود که نشد.

برای مقابله با ما بهانه کردند که دولت و اصلاحات نسبت به اصول و منافع کشور کوتاهی می کند. کجا کوتاهی شد. در همین مسأله هسته ای آنچه که امروز آرزوی به دست آوردن آن را دارند، یعنی شناخت حق برخورداری از فن آوری هسته در زمان ما رسماً در قطع نامه آژانس اعلام شد که ایران حق داشتن تکنولوژی هسته ای را دارد. گروه سه جانبه اروپایی و بسیاری از سیاستمداران هم تأیید کردند. و این دست آورد ما بود و نیز شکستن تحریم ها. آمریکا هر شرکتی را که بیش از 20 میلیارد دلار در نفت و گاز سرمایه گذاری کند تحریم کرد و مجازات های سنگین گذاشت در همان تنگنا ما توانستیم توتال را بیاوریم که چهار میلیارد دلار سرمایه گذاری کرد و به دنبال او شرکت های دیگر که بسیاری از پروژه های عظیم پارس جنوبی و عسلویه را اجرا کردند و ما هم خیلی چیزها یاد گرفتیم. آمریکا هم هیچ کاری نتوانست بکند.

در دنیا هم اعتبار جمهوری اسلامی و حرمت مردم بیشتر شد. پس اصولی را کنار نگذاشتیم و منافع و حرمت و حقوق ملت هم تأمین شد.

در سال 80 تا 84، سالانه 700 هزار شغل و از 84 تا امروز سالانه 14 هزار شغل ایجاد شده است

اما در برابر این راه و روش مانع ایجاد شد و حتی جریانی اینچنینی به عنوان جریان غیرخودی از قدرت بیرون رانده شد و آیا به سادگی می گذارند که این جریان به صحنه بازگردد؟!

امروز در آستانه انتخابات هستیم. غلط یا درست، با همه نقص ها و اشکالاتی که دارم شده ام نماد اصلاح طلبی و حتی وسیع تر، بخش مهمی از جامعه که تغییر می خواهد و بنده همواره کوشیده ام که بگویم تغییر در درون نظام، نه تغییر نظام.

مردم می خواهند زندگیشان بعتر شود، تهدیدهای خطرناک خارجی رفع یا کم شود، برای خودشان و فرزندانشان آینده بهتری در انتظار باشد. خصوصاً طبقات متوسط به پایین طلب و تقاضای جدی تری دارند و احساس می کنند غیر خودی به حساب می آیند، بگذریم از نخبگان که گلایه و نارضایتی ایشان بیشتر است.

مورد مقایسه ملموس هم پدید آمده است. اوضاع و احوال در 8 سال اصلاحات که در ذهن مردم زنده است با اوضاع هشت ساله گذشته مقایسه می شود.

مردم مقایسه می کنند و طبیعی است که وضع گذشته را ترجیح می دهند

در سال 80 تا 84، سالانه 700 هزار شغل و از 84 تا امروز سالانه 14 هزار شغل ایجاد شده. تمام درآمد ارزی 8 ساله اول حدود 150 میلیارد دلار و در 7 ساله گذشته حدود 600 میلیارد دلار بوده است. تورم افزایش یافته و بچه های تحصیل کرده ما برای رفتن از ایران مسابقه می دهند. تهدیدهای خارجی هم زیادتر شده است. خوب مردم مقایسه می کنند و طبیعی است که وضع گذشته را ترجیح می دهند. حاکمیت است که باید از این وضع استقبال کند و دریابد که با رویکردهای دیگر و مطلوب تر می شود از این ظرفیت استفاده کرد.

آیا با تغییر رویکرد (صرف نظر از این که چه کسی بیاید) اعتماد لطمه دیده مردم ترمیم نمی شود؟ سرمایه اجتماعی که لطمه دیدن آن بزرگترین خسارت و خطر است زنده نمی شود؟ خوب توجه شود به خواست و طلب و ترجیح مردم.

من فرد کوچکی هستم از مجموعه ملت بزرگ ایران. معتقدم یک جناح و یک دسته نمی تواند کشور را اداره کند. عقلانیت باید حاکم باشد وقتی اصلاح طلبی فساد در زمین تعبیر می شود و در اصول گرایی هم فقط تندروها و افراطیون میدان دار می شوند طبیعی است که همه زیان می کنیم. مردم هم که این وضع را نمی پسندند دلزده می شوند. به هر حال اداره مملکت با همه نیروهای که تدبیر دارند و عقل دارند ممکن است. اما مهم این است که کدام تفکر حاکم باشد. امروز باید بنگریم کدام تفکر و رویکرد قدر می بیند و بر صدر می نشیند و می کوشد که همه امکانات را به انحصار خود درآورد و کدام تفکر توسری می خورد و محکوم است و طرفه این که اکثریت مردم تمایل به تفکری دارند که کنار زده می شود.

دستگاه های رسمی اعلام می کنند که فلانی و فلانی را نمی گذاریم بیایند

شما به کسی می گویید بیاید، اما وقتی که به او اجازه داده نمی شود در یک جمع چند صد نفری آزادانه شرکت کند و حرف بزند و حتی یک انجمن اسلامی وقتی می خواهد مراسم 16 آذر را برگزار کند، شرط این است که آن فرد را دعوت نکنید و حتی کسانی که تمایل به او دارند نیز ممنوع هستند. آیا تصور می کنید ولو مردم بخواهند، به سادگی راه را برای او برای گرفتن مسؤولیت باز می گذارند؟

سخن من از ناسزاگویی ها و اباطیلی نیست که بعضی تریبون های کین توز و دروغ پرداز آن را نشر می دهند، از جمله نسبت به جناب آقای هاشمی رفسنجانی که از ارکان انقلاب است.

دستگاه های رسمی اعلام می کنند که فلانی و فلانی را نمی گذاریم بیایند و افراد را به خاطر رابطه با آن ها تحت فشار و تهدید و حتی تنبیه قرار می دهند.

امروز برای شورای انتخابات شهر احضار می کنند، تشویق و تهدید می کنند که بکشید کنار، اجازه نمی دهیم بیایید. خوب با این وضعیت آمدن یعنی چه؟ و چه فایده ای دارد؟

کوچکترین نگرانی از رأی اکثریت مردم ندارم

من کوچک ترین تردیدی در پیروزی اصلاحات در یک فضای منصفانه و منطقی ندارم. کوچکترین نگرانی از رأی اکثریت مردم ندارم.

در مورد صلاحیت هم اولاً با معیاری که هست که احراز صلاحیت شود موافق نیستم و بحثش را هم کرده ام، بلکه می گویم احراز عدم صلاحیت مانع است. حال چه کنیم، قانون این است که باید احراز صلاحیت شود ولی با کارکردها و رویکردهایی نهادی که رسالت اصلی اش بیطرفی و استقلال است، نه داوری مثبت آنان درباره کسی موجب سرفرازی است و نه قضاوت منفی شان موجب سرافکندگی، ولی خوب حالا ریش و قیچی به دست آنان است.

اگر بنا باشد اصلاح طلبان  را از رده خارج کنند هیچ حساب افکار عمومی و افکار جهانی را هم نمی کنند

اگر بنا باشد اصلاح طلبان یا افرادی از آنان را از رده خارج کنند هیچ حساب افکار عمومی و افکار جهانی را هم نمی کنن. آن چه مهم است این است که کسانی را که نمی خواهند نیایند و من مطمئن هستم که نمی خواهند ما بیاییم. تازه اگر از این مرحله هم بگذریم حق نداریم بیش از آن چه می خواهند رأی بیاوریم.

همه حرف های شما و دیگران این بود که کشور در بحران است. من هم قبول دارم ولی اگر یک نفر که مورد توجه مردم ست و قائل به اعتدال است با او برخورد کنند آیا بحران کم تر می شود یا بیشتر؟ آیا اعتماد مردم به حکومت و سوء ظن برطرف می شود یا بیشتر می شود؟ آیا بهانه ای برای کسانی که می خواهند فشار و تحریم و احیاناً اقدامات خطرناک دیگر را علیه ما راه بیاندازند نمی دهد؟

و این ها خود زمینه ساز فشار و بحران بیشتر، افزایش محدودیت ها و لطمه دیدن کشور و مردم و بخصوص اصلاحات نمی شود؟

آمدن من شما را به مطلوبتان نمی رساند، بلکه دورتر می کند

من از محبت بی دریغ شما و انبوهی از نیروهای ارزنده و نیز مردم بزرگوار سپاسگزارم و واقعا توان تشکر ندارم، ولی می گویم آمدن من شما را به مطلوبتان نمی رساند، بلکه دورتر می کند و دست کم احتمال زیان های بیشتر خیلی زیاد است.

آنچه ما می خواهیم و باید بخواهیم نه به قدرت رسیدن، که تلاش برای کاهش سوء تفاهم و زمینه سازی گفت و گوی بهتر بخصوص میان حاکمیت و مردم و گذر از فضای امنیتی و امکان فعالیت قانونی گروه ها و تشکل ها است هر کس بتواند بهتر این فضا را فراهم کند باید از او استقبال کرد.

آمدن هاشمی هم به نفع مردم است و هم حاکمیت و نظام

جناب هاشمی اعلام کردند که آماده اند بیایند در صورتی که مخالفت رهبری نباشد. امیدوارم این تصمیم عملی شود. جایگاه جناب آقای هاشمی معلوم است. واقعاً هم در این سال ها مظلوم واقع شده اند و ایشان قادر است که به سوی توسعه همه جانبه و رفع مشکلات کشور و مردم حرکت کنند و ان شاء الله فضای سیاسی و فرهنگی هم بازتر خواهد شد و با هماهنگی با بالا می تونند خطرات را کمتر کنند. مورد اقبال خوب مردم هم هستند. اگر این واقعه رخ دهد هم به نفع مردم است و هم حاکمیت و نظام و هم جریانات مختلف می توانند با امنیت بیشتر در چارچوب قانون حرکت کنند.

پس همگی به فکر تفاهم و کاستن سوء ظن ها باشیم، در این صورت است که هم حکومت و هم نظام و هم مردم برنده واقعی هستند و امیداورم چنین شود.


21 پاسخ به “سید محمد خاتمی: بیاییم هم حق نداریم بیش از آن چه می خواهند رأی بیاوریم”

  1. امیر گفت:

    سید خیلی دوستت دارم
    کاش امام بود و می گفت از شما اهل تر برای این انقلاب نیست

  2. قاسم صبوری گفت:

    اگر بنا باشد اصلاح طلبان را از رده خارج کنند هیچ حساب افکار عمومی و افکار جهانی را هم نمی کنند

    اگر بنا باشد اصلاح طلبان یا افرادی از آنان را از رده خارج کنند هیچ حساب افکار عمومی و افکار جهانی را هم نمی کنن. آن چه مهم است این است که کسانی را که نمی خواهند نیایند و من مطمئن هستم که نمی خواهند ما بیاییم. تازه اگر از این مرحله هم بگذریم حق نداریم بیش از
    آن چه می خواهند رأی بیاوریم

    دستگاه های رسمی اعلام می کنند که فلانی و فلانی را نمی گذاریم بیایند و افراد را به خاطر رابطه با آن ها تحت فشار و تهدید و حتی تنبیه قرار می دهند.

    امروز برای شورای انتخابات شهر احضار می کنند، تشویق و تهدید می کنند که بکشید کنار، اجازه نمی دهیم بیایید. خوب با این وضعیت آمدن یعنی چه؟ و چه فایده ای دارد؟

    در سال ۷۶ که نتیجه انتخابات آن شد که می دانید گفتند مردم اسلام می خواستند، سید بود و دوستش داشتند و … و از اوضاع و احوال ناراحت بودند و رأی دادند و این رأی به اصلاحات و جامعه مدنی و آزادی اندیشه و … نبود. در سال ۸۰ در نخستین سخنرانی بعد از انتخابات گفتم در همه جا رأی دوره دوم یک رئیس جمهور افت بسیاری دارد؛ حالا ممکن است استثناء هایی هم باشد، ولی در ایران برای اولین بار رأی مردم در دور دوم ۱٫۵ میلیون بیش از دور اول بود. کسی نمی تواند بگوید که مردم ناآگاهانه رأی دادند و خوب بود این پیام از سوی همه گرفته شود که نشد.
    امیداورم چنین شود.

    آمدن هاشمی هم به نفع مردم است و هم حاکمیت و نظام

    جناب هاشمی اعلام کردند که آماده اند بیایند در صورتی که مخالفت رهبری نباشد. امیدوارم این تصمیم عملی شود. جایگاه جناب آقای هاشمی معلوم است. واقعاً هم در این سال ها مظلوم واقع شده اند و ایشان قادر است که به سوی توسعه همه جانبه و رفع مشکلات کشور و مردم حرکت کنند و ان شاء الله فضای سیاسی و فرهنگی هم بازتر خواهد شد و با هماهنگی با بالا می تونند خطرات را کمتر کنند. مورد اقبال خوب مردم هم هستند. اگر این واقعه رخ دهد هم به نفع مردم است و هم حاکمیت و نظام و هم جریانات مختلف می توانند با امنیت بیشتر در چارچوب قانون حرکت کنند.

    پس همگی به فکر تفاهم و کاستن سوء ظن ها باشیم، در این صورت است که هم حکومت و هم نظام و هم مردم برنده واقعی هستند و امیداورم چنین شود.

  3. بیاد آر گفت:

    “”حق نداریم بیش از آن چه می خواهند رأی بیاوریم.””

    باریکلا بلاخره اصل مطلب رو گفتی سید

  4. بینام گفت:

    با کمال احترام به تحلیل های خاتمی عزیز و تایید گفته های ایشان باید عرض نمایم که در هر شرایطی آمدن ایشان و هاشمی با هم به نفع ملت ایران تمام می شود.
    توجه شود تحمل وصبر مردم به آستانه فروپاشی و انفجار نزدیک شده است.
    فی الواقع این آخرین شانس تغییر در درون نظام است که اگر این فرصت توسط نظام از دست برود معلوم نیست که چه اتفاقاتی پیش خواهد آمد؟
    کاندیدا شدن این دو عزیز منافع زیادی دارد
    1- فرصت به خود آمدن نظام برای جلوگیری از هم گسیختگی نظام و جامعه فراهم می شود. اگر نظام بخواهد از این فرصت استفاده کند صلاحیت هر دو عزیز را تایید میکند. در این صورت در مرحله بعد با رایزنی هایی که بین این دو بزرگوار با اندیشمندان دیگر صورت خواهد پذیرفت یکی تز ایشان به نفع دیگری کنار خواهد رفت.
    2- در صورتی که گروه هایی پر نفوذ در حکومت از این اقدام خوششان نیاید باز هم بعید است که هر دو نفر را رد صلاحیت کنند. در نتیجه باز هم ملت به هدف خود خواهد رسید و خاتمی یا هاشمی هر کدام که رییس جمهور شوند با پشتیبانی ملت ایران و ملت را از این لبه پرتگاه دور خواهند کرد.
    3- در صورتی که انحصار طلبان این را هم برنتابند و با شیوه های مختلف از جمله رد صلاحیت اجازه حضور هیچ یک از این دو عزیز را ندهند باز هم ملت تکلیف خود را میداند و امید تغییر در درون نظام از دست خواهد رفت . آنگاه مردم باید انتخاب کنند که چگونه این تغییر صورت پذیرد.
    4- یک احتمال دیگر هم وجود دارد که اجازه حضور یکی از این دو عزیز را در صحنه رقابت فرمایشی بدهند و با دستکاری در آرا باز هم شخص دلخواه خود را بر مسند قدرت بنشانند. ولی مطمئن باشید که این بار ملت حاضر است هر هزینه ای را برای جلوگیری از این کار بدهد

  5. مجنون گفت:

    آقای خاتمی لطفا بفرمایید پس راه حل چیست ازادی هزینه میخواهد

  6. کلمه حق گفت:

    در فروردین ماه گذشته آقای احمد توکلی در حمله به میرحسین موسوی جمله زیر را گفت که می باید بیت الغزل رویارویی اصوصولرایان با اصلاح جویان عنوان گیرد:

    اگر بخواهیم به دنبال زمینه‌های پیدایش سکولاریسم برویم باید”
    انگشت اتهام را به سوی دولت موسوی برگردانیم. در زمان ایشان بود که مصلحت
    سنجی و موضوع شناسی آن قدر پر رنگ شد که حتی احکام الهی را هم در بر گرفت.”

    منظور آقایان اینست که فقه اسلام را از پویایی و کارشناس گرایی و مردم سویی دور نگه دارند و عملا مقابل امامی قرار می گیرند که اواخر عمرشان به این فهم یا یقین رسبدند که ولایت مطلقا از آن مردم است و فقیه باید تناسب های این ولایت را دریابد و اعلام کند.

    خوب است آقای خاتمی و امثالهم روی این محور هشیارانه تأکید وافی به مقصود داشته باشند.

  7. امت دمکراسی پرور گفت:

    خیلی جالبه که یکی از سردمداران حکومت ولایی امام زمان اقرار میکند که انتصابات فرمایشیست و صرف نظر از میزان رأی مردم به یک کاندیدا تصمیم نهایی مجزا گرفته میشود. آفرین بر این دمکراسی ولایی!

  8. محق گفت:

    شما بیایید , آقای هاشمی بیاید و سید حسن هم بیاید تا حجت تمام شود و برای همگان روشن شود که انتخاب در پیش است یا انتصاب . بنا به ادعای آنان شما پایگاه مردمی ندارید اما همین که از کاندیداتوری شما در هراسند دلیل بر آن است که شما محبوب مردمید . بگذار مردم بدانند که با محبوبشان چه می کنند

  9. Diba گفت:

    آخه وقتی‌ رسما تقلب رو تأیید میکنی‌ پس چرا میگی‌ این نظام باید بمونه؟ آخه تا کی‌ می‌خوای از این همه دروغ و جنایت حمایت کنی‌. هرچی‌ هم که پچش خاری میکنی‌ فایده نداره. پس راهتو عوض کن و با مردم صادق باش.

  10. koosha2 گفت:

    آقای خاتمی اگر قرار بود که فرش قرمز برای شما پهن کنند که دیگر در این
    وضعیت نبودیم و این حرفها مطرح نبود. از شما همت از مردم هم حمایت تا
    اینکه مشکلات را حل کنیم. شیاد مانع شوند ولی شما و مردم هم باید بر کف حق
    خود پافشاری کنید و اگر مخالفت کردند هزینه اش را هم بپردازند.

  11. مینو گفت:

    .نا امیدمون کردی سید

  12. علی دوست گفت:

    با نظر آقای خاتمی موافقم، تنها به صرف آمدن مشکلات حل نمی شود، اگر کسی هم بیاید باید اهرم لازم برای تکان دادن اوضاع به نفع مردم را داشته باشد. اگر ایشان بیایند و به فرض اقتدارگرایان بگذارند رای مردم اعلام و خاتمی رئیس جمهور شود، . چطور مملکت را از دست طمع سپاه ، نهادهای فاسد اسلحه به دست و دیگر طمع ورزان قدرت خارج کند.؟ اگر ایشان نتوانند چنین کاری کنند امید مردم کم رنگ میشود، اینجا فقط دو راه می ماند: 1 -آمدن هاشمی و امید به اینکه ایشان با نیروهای خود و کاریزمایی که نزد بسیاری از حتی اصولگریان دارد چرخشی در رفتار رژیم و اوضاع ایجاد کند، در این صورت باید شاهد فعالیت هایی گسترده برای تخریب غیر اخلاقی شحصیت ایشان توسط مخالفان بود که رقابت در روستاها را مشکل و حتی با برنده شدن ایشان در شمارش آرا احتمال تقلب مجدد و مهندسی آرا هست ولی پیروزی این راه محتمل تر و به اهداف مردم نزدیکتر است 2 – شدید شدن خفقان امنیتی که با نیامدن هاشمی و خاتمی رقابت تیم احمدی نژاد و اصولگرایان باعث شکاف داخلی عمیق میان اقتدارگرایان میشود.. در هر حال هاشمی و خاتمی سرمایه هایی مردمی هستند و نباید تنها با فکر کرد که صرف کاندید شدن خاتمی اهداف واقعی و استراتژیک که مردم گرایی وتامین رفاه مردم و آزادی عزیزانمان در زندان است می رسیم. حداوند ایران اسلامی را حفظ کند..

  13. علیرضا گفت:

    قربون آدم چیز فهم بیشتر از آنچه میخواهند رائ نمی آورید.

  14. کمینه گفت:

    ازتمام این گفته ها وشنیده ها فقط می توان این را استنباط کرد، که جمهوری اسلامی طی سنوات عمر خود آنقدر مشغول کشتن، خوردن، بردن, تیر خلاص زدن و الاخون ولاخون کردن ملت …بوده است، که فرصتی وخواستی در تربیت وحفظ آدمهای سیاسی آگاه وتحصیلکرده و توانا نداشته است. این هایی که برای ریاست چمهوری داوطلب می شوند، آدمهایی مجهول الهویه هستند که خرد و منطق وآگاهی وتعلق ایشان به کشور وملت از ریشه زیر سئوال است. به ناچار همگان منتظر می شوند که مهره هایی که قبلا” دوره خودرا درامر سیاست ! گذرانده اند دوباره بیایند که این کشتی درهم شکسته را معجزه وار به جلو برانند. متاسفانه،دراین حکومت بازرسی و ارزیابی عملکرد آدمهایی که مناصب وپست های کلیدی هدایت کشور را درسنوات مختلف داشته اند هرگز صورت نگرفته است تا تصویری درست از عملکرد ایشان به ملت ارائه شود. تمام اظهار نظرات دراین خصوص صرفا” جنبه احساسی دارد و به دور ازواقعیت است. بنابراین همه دوباره می خواهند همان چیزی را تجربه کنند سالها پیش تجربه شده است. معلوم نیست که این الگوها چقدر می توانند درمان قطعی برای شرایط فعلی این مملکت باشند. ولدا دوباره وارد دور تسلسلی می شویم که انتها ندارد. آخروعاقبت این کشور هم معلوم است.

  15. حسنک گفت:

    تعداد رای به دادن نیست به اعلام است . در زیر زمین بیت برای اشخاص تعداد تعیین می شود و ستاد مفعولان اعلام می کند . انکه مفعول تر ، اراء بیشتر .

  16. حسين گفت:

    ان شالله هم آقاي هاشمي و هم آقاي خاتمي شرکت کنند
    من در بين مردم هستم و از روستا ها تا کلانشهرها ارتباط دارم
    چند نکته در برنده شدن شما موثر است
    1- آقاي موسوي موقتا از آقايان خاتمي و هاشمي فاصله بگيرد چون در بين عوامي که متعصب اند و حزب اللهي ها و روستايي ها و پـيـرها که بيشترين راي دهنده هستند آقاي موسوي به اشتباه به عنوان شورشگر جا افتاده اند
    2- اگر اجازه همايشهاي مجاز را ندادند اصلا نگران نباشيد و از مظلوميت نهراسيد چون به نفع شماست و باعث مي شود غاطبه مردم به مظلوميت شما راي دهند مانند انتخاب آقاي خاتمي مظلوم و رد آقاي ناطق نوري که از نظر عوام دولت با ايشان بود
    3- اگر اجازه سخنراني يا همايش يا ميتينگ ندادند برگزار نکنيد ولي خبرش را تا دورافتاده ترين روستاها برسانيد
    4- سعي کنيد از ميتينگ هاي جنجالي و شورشي يا ضد ديني و ضد نظام به شدت خودداري کنيد چون اگر برگزار شد ممکن است توسط عوامل نفوذي آنها به بيراهه کشيده شود و يا اگر باز هم اجازه داده نشد به نفع آنهاست چون آنها از شورش جلوگيري کرده اند و به ضرر شماست
    5- صددرصد از مجامع ساده و بي ريا و بدون جنجال و با اجازه از وزارت کشور براي سخنراني استفاده کنيد
    اميدوارم موفق باشيد

  17. َعلی گفت:

    از شما آقای خاتمی التماس می کنم که عقب نشینی نکن. همچون آقایان موسوی و کروبی شجاعت و جسارت آمدن را داشته باش. ما پشت سرت هستیم.

  18. mohammad گفت:

    آقای خاتمی کاش این شجاعت را در عمل هم داشتید .

  19. علی گفت:

    به نام خدا
    رهبر معظم وفرزانه جمهوری اسلامی ایران
    حضرت آیت الله امام خامنه ای
    شما را به خدای متعال قسم میدهم شما را به خون شهدا قسم میدهم شما را به روح پاک امام شهدا خمینی کبیر قسم میدهم اجازه بفرمایید تا حضرت آیت الله هاشمی دوست ویار دیرنتان که نامحرمان در بین شما رخنه کرده از همدیگر دلچرکین نمودند درانتخابات دور یازدهم ریاست جمهوری اسلامی ایران شرکت فرمایند به خدا قسم 8 سال پیش که فرمودید هیچکس برای شما هاشمی نمیشود عین حق وواقعیت را فرمودید هیچوقت هاشمی ضد انقلاب وضد رهبر نمیشود این منافقین ونامحرمان هستند که در بین شما بزرگواران فتنه ایجاد میکنند تا عاشقان ووارثان واقعی انقلاب را ازهم جدا کرده از استحکام واقتدار بیندازند. متاسفانه موفق هم بودند. اجازه نفرمایید که بیبش از این منافقین هر عمل زشتی را که می خواهند انجام دهند. مگر میشود که خاتمی وهاشمی ضد نظام وضد رهبری باشند به والله دروغ میگویند تا نظام را تضعیف نمایند. چون من بیرون ودربین مردم هستم واقعیتها را به روشنی می بینم اما برای حضرتعالی گزارش کذب ودروغ تقدیم میدارند. جانم فدای رهبر. مرگ بر منافقین ونامحرمان به نظام ومخالفین رهبری.

  20. علی گفت:

    این وضعیت آشفته اقصادی کشور که بواسطه ضعف دولت بوجود آمده است بطوریکه وضعیت حاکم بر کشور کاملا” نگران کننده می باشد ( اقصاد که کاملا” فلج شده است و بدتر اینکه بوی جنگ نیز به مشام می آیداین یعنی سقوط کشور ونظام مقدس ) اقتدار ونجات کشور ونظام را در وضعیت موجود تنها دو نفر میتوانند نجات داده و سامان ببخشند این بزرگواران آیت الله هاشمی و جناب حجت الاسلام والمسلمین دکتر خاتمی هستند ولا غیر.من نمیگویم بقیه خائن هستند نخیر بلکه از عهده کار بر نمی آیند.ه

  21. نصر گفت:

    راستی جناب آقای خاتمی مگر نه دوم خرداد روز شما بود و رای آوردید چرا اون موقع این حرف را نزدید؟