سرحدی زاده: انقلاب فرزندان خود را غل و زنجیر و حصر نمی کند/ نگذارید مرتجعین سرنوشت کشور را به دست بگیرند
چکیده :چه كسي بايد از فرزندان انقلاب محافظت كند و آنها را حفظ كند. چه كسي بايد مانع هتك حرمت چهرههاي امتحان داده و مظلوم اين انقلاب بشود؟ از انقلاب فرانسه و امثال انقلابهاي ديگر چنين توقعي ميرفت، اما انقلاب اسلامي ما نبايد مثل انقلاب فرانسه به سرنوشت شوم دچار شود. ما نبايد از ياد ببريم كه هتك حرمتها به آيتالله هاشمي رفسنجاني محدود نخواهد بود و مرتجعين در ادامه، اين حركتهاي شوم خود را نسبت به ساير چهرههاي انقلابي تسري خواهند داد. بدانيد كه نوبت ساير چهرههاي انقلابي خواهد رسيد و مرتجعين به آيتالله رفسنجاني بسنده نخواهند كرد. اين رسم روزگار است. ...
کلمه- گروه خبر: سرحدی زاده، وزیر کار دولت میرحسین موسوی علت اصلي بداخلاقيهاي سياسي حاكم را این می داند برخي از مسئولان ما داراي بلوغ سياسي نيستند. شأن، ادب و عفت لازم براي مسئوليتپذيري را ندارند.
وی بر این باور است که هتك حرمتها به آيتالله هاشمي رفسنجاني محدود نخواهد بود و مرتجعين در ادامه اين اقدام، حركتهاي شوم خود را نسبت به ساير چهرههاي انقلابي تسري خواهند داد.
سرحدی زاده با پیروزی انقلاب در مناصب گوناگونی مشغول به کار بود. در دولت میرحسین موسوی وزیر کار و امور اجتماعی بود. او نماینده تهران در مجلس سوم، پنجم و رییس کمیسیون اجتماعی مجلس ششم و از جمله نمایندگان متحصن در مجلس بوده است. وی در دوران نمایندگی در مجلس ششم بر اثر سکته مغزی از ادامه فعالیت در مجلس بازماند.
وزیر پیشین کار که سابقه زیادی در مبارزه با دیکتاتوری و استبداد در پرونده خود دارد، می گوید: انقلاب ما نبايد فرزندان خودش را بخورد. انقلاب ما نبايد فرزندان خودش را به زندان و غل و زنجير و حصر بكشد. اين شايسته انقلاب علوي و محمدي(ص) نيست. ما انقلابمان اسلامي و قرآني است و بايد به اين مفاهيم توجه داشته باشيم و تلاش كنيم تا فرزندان انقلاب حفظ شوند. عزيزاني كه در اين انقلاب حضور داشتند، رنج بردند، مسئوليت داشتند، همين الان هم عدهاي مرتجع دارند چهرههاي انقلابي ما را مورد تاخت و تاز قرار ميدهند. اينها چه ميخواهند؟
این پیشکسوت مبارزه علیه استبداد می افزاید: مسئولان اجازه ندهند انقلاب با تفرقه افكنيها تضعيف شود، علت اصلي بداخلاقيهاي سياسي موجود، نرسيدن برخي از مسئولين به بلوغ سياسي است.
سرحدی زاده معتقد است که اگر جوانان ما آگاه بشوند كه چقدر رنج كشيده شده تا اين انقلاب به ثمر برسد، هيچگاه اجازه نخواهند داد تا مرتجعين و واپسگرايان سرنوشت اين انقلاب را به دست بگيرند.
ابوالقاسم سرحديزاده، از پيشكسوتان مبارزه عليه رژيم ستمشاهي كه 14 سال زندان طاغوت را تحمل كرد و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در كسوت وزارت كار و اموراجتماعي به نظام جمهوري اسلامي و جامعه كارگري ايران خدمات ارزندهاي ارائه نمود، در گفتگو با روزنامه جمهوري اسلامي از بد اخلاقيهاي سياسي اين روزها و بيتوجهي به وحدت كلمه ابراز نگراني كرده و توصيههائي از سر دلسوزي براي كشور و نسلهاي آينده ارائه نموده است.
سرحديزاده كه اين سالها عليرغم نقاهت جسمي به خاطر عوارض سكته و البته سالخوردگي با مراكز دائرهالمعارف بزرگ اسلامي در كنار همرزم و همفكر ديرين خود سيدكاظم بجنوردي مشغول فعاليت است، حفظ حرمت بزرگان انقلاب را وظيفه همگاني دانسته و حرمتشكنيهاي رايج توسط افرادي كه سابقهاي در مبارزات و انقلاب ندارند را خطري براي آينده كشور ارزيابي ميكند.
سرحديزاده درمورد وظيفه مردم و مسئولين در قبال “وحدت”ميگويد: انقلاب ما از روز اول با انواع و اقسام مشكلات مواجه بوده است ولي با درايت مسئولين اين مشكلات را از سر گذراندهايم. در اين شرايط استثنايي كه دشمنان ما كم نيستند من احساس تنهايي ميكنم. در دنياي امروز ما به وحدت بيشتر نياز داريم. در اين دنياي پر از آشوب بايد به وحدت خودمان بيشتر تكيه كنيم. ما اگر به فرض وحدت كامل كلمه هم داشته باشيم باز غلبه بر مشكلات امروزمان با سختي انجام ميشود، واي به حال اين روزها كه وحدت كلمه ما مخدوش شده است. من نميدانم با اين تفرقه كه اين روزها در جامعه سياسي ما و بين مسئولين حاكم است ما چگونه ميتوانيم بر مشكلات دنياي امروز غلبه كنيم. بنابراين راه تفرقه را پيش گرفتيم. با اين روشها نيروهاي مخلص و انقلابي را از دست داديم. با تفرقه نيروهاي كاردان را از دست داديم. خبرگان كشور را خانهنشين كرديم. منزوي كرديم. امروز با شرائط تفرقهافكنانه در شرايط خطرناكي قرار داريم. اين بيپروايي، اين بيتدبيري، و بعضا گستاخيهايي كه بعضي از مسئولين امروز بويژه در دولت دارند معلوم نيست راه انقلاب ما را به كجا بكشاند. اگر مسئولين ما متوجه نشوند و به وحدت كلمه توجه نكنند قطعا ما با مشكلاتي بيش از مشكلات امروز مواجه ميشويم. مردم ما براي انقلاب نهايت جانبازي را كردهاند، حالا نوبت مسئولين است كه اين انقلاب را تقويت كنند و اجازه ندهند با تفرقه انقلاب ما تضعيف شود.
سرحديزاده در خصوص ضرورت توجه مسئولين به وحدت ملي گفت: واقعا جاي تاسف است كه حرفها و حركات برخي از مسئولين به وحدت ملي ضربه ميزند. كساني كه بايد از وحدت ملي حفاظت كنند، به وحدت ملي ضربه ميزنند. امروز به يكي از چهرههاي عزيز انقلاب گستاخي ميكنند. آيتالله هاشمي رفسنجاني يكي از چهرههاي برجسته انقلاب است. آقاي هاشمي اگر نبود، انقلاب ما با چالشهايي روبه رو ميشد. هاشمي يك شخصيت بينالمللي است. در دنيا جايگاه ويژهاي دارد. دنيا به آقاي هاشمي توجه دارد. آقاي هاشمي بود كه توانست طوفان انقلاب و طوفان جنگ و دوران سازندگي را هدايت كند و در چنين شرايطي كشور را اداره كند. در موارد بسياري آقاي هاشمي توانسته اين انقلاب را از خطرات حفظ كند. ما فراموش نكردهايم خطبههاي اميدبخش و روحبخش آقاي رفسنجاني را در نمازهاي جمعه. دنيا به گوش بود كه ببيند كه آقاي هاشمي در خطبههاي نمازجمعه چه ميگويد. به يك چنين شخصيت نازنيني كه از ابتداي جواني تا امروز در خدمت انقلاب بوده، برخي گستاخي و جسارت ميكنند.
اين پيشكسوت مبارزه با رژيم طاغوت در زمينه بداخلاقي سياسي موجود كه بعضي چهرههاي سياسي نيز به آن دامن ميزنند گفت: باز تاكيد ميكنم كه مردم ما داراي اخلاق بالائي هستند. متاسفانه امروز برخي از مسئولين ما هستند كه بايد به اصلاح اخلاق خود بپردازند. حتي اگر مردم اشكالي در زمينه اخلاق داشته باشند، ناشي از عملكرد مسئولين و بياخلاقيهاي آنان است.
مردم وقتي ميبينند برخي از مسئولين رعايت ادب نميكنند. اخلاق سياسي ندارند. عفت سياسي ندارند، هر چه هست از آنان ميآموزند.
مسئولين اين چنيني مردم را يا بالا ميبرند يا پائين. اگر به دنبال اخلاق در جامعه هستيم، قبل از هر چيز مسئولين ما بايد اخلاق و ادب و عفت را در خود تقويت كنند و از بداخلاقيها، گستاخيها، بيادبيها به شدت پرهيز كنند. مردم ما آقاي هاشمي را يكي از بزرگان و نخبگان ايران ميدانند. وقتي مردم ميبينند برخي از مسئولين به آقاي هاشمي گستاخي ميكنند، به آنها بدبين ميشوند و از عرصه فعاليتهاي سياسي كنار ميكشند. مردم متوجه اين گونه عملكردها ميشوند.
سرحدي زاده در پاسخ به اين سؤال كه كليد بداخلاقيهاي سياسي و اهدافي كه پشت اين جريانهاي سياسي وجود دارد چيست،گفت: من فكر ميكنم ما بايد خودمان را تقويت كنيم، آماده كنيم. خودسازي بايد بكنيم. علت اصلي اين بداخلاقيها اين است كه برخي از مسئولين ما هنوز به بلوغ سياسي نرسيدهاند. برخي از مسئولين ما شايستگي لازم را براي حضور در صحنههاي اجتماعي وسياسي ندارند. كساني كه مدعي پست رياست جمهوري يا مجلس يا… هستند بايد داراي حداقل بلوغ سياسي باشند. بايد داراي اخلاق و عفت باشند. اين سقوط و نزولي كه در اخلاق برخي از مسئولين مشاهده ميكنيم ناشي از عدم بلوغ آنان است. ناشي از نابالغي برخي از مسئولين كشور است. اين نابالغي برخي از مسئولين باعث شده كه مردم ما هم از اخلاق لطمه ببينند و هم از مباني ديني و ايماني. وقتي مسئول نابالغي را بياورند و در رأس امور بگذارند، آن مسئول نابالغ چون از بلوغ و ظرفيت لازم برخوردار نيست، دست به حركات و شعارهايي ميزند كه در شان يك مدير اجرايي در نظام جمهوري اسلامي كه بنيانگذار آن امام خميني(ره) بود نيست. نتيجهاش اين ميشود كه چنين افرادي مهدويت و امام زمان(عج) را مستمسك اهداف دنياطلبانه و مقام پرستانه خود قرار ميدهند و باعث تضعيف ايمان مردم نسبت به امام و مهدويت ميشوند.
وی ادامه داد: مانور دادن و صحبت زياد كردن از امام زمان(عج) يك نوع گستاخي است. به چه مجوزي اينها ميآيند و ميگويند ما از امام زمان(عج) تاييد داريم. ما با امام زمان(عج) رابطه داريم. اين ادعاها جز مسخره كردن مردم و به مسخره گرفتن دين چيز ديگري نيست. ما يك بار هم نشد از زبان امام خميني(ره) اين گونه حرفها را كه امروزه مثل نقل و نبات از دهان برخي از مسئولين درباره امام زمان(عج) شنيده ميشود، بشنويم. در حالي كه ما ميدانيم چقدر امام خميني مقام بالاي ديني و عرفاني و معنوي داشتند. البته مردم ما ميدانند و ميفهمند كه اين حرفها همگي براي دكانداري سياسي و فريبكاري است.
وزير اسبق كار و امور اجتماعي درباره تعدد كانديداهاي رياست جمهوري يازدهم و اينكه چرا بسياري از افراد براي رئيسجمهور شدن احساس تكليف كردهاند گفت: علتش اين است كه شان رياست جمهوري در دورههاي نهم و دهم تنزل پيدا كرد. پائين آمد. در يك چنين شرايطي معلوم است كه همه احساس تكليف ميكنند و ميگويند مگر ما چه كم از فلاني داريم. در واقع امر بايد كساني اظهار وجود براي پست رياست جمهوري بكنندكه شان اين كار و تجربه اين كار و پختگي لازم براي اين كار را داشته باشند.
سرحدی زاده در ادامه گفت: وقتي ما بيائيم كسي را براي اين مسئوليت درنظر بگيريم كه شان اين مسئوليت را نداشته باشد، نتيجهاش اين ميشود كه هر تازه به دوران رسيدهاي، و هر كس از گرد راه برسد مدعي رياست جمهوري ميشود. علت اين تعدد كانديداها اين است كه وقتي امثال آيتالله هاشمي رفسنجانيها كنار زده ميشوند، وقتي امثال هاشميها غيبت داشته باشند، طبيعي است كه همين اوضاع كه شما بهتر از من ميدانيد پيش بيايد. ما شان رياست جمهوري را اينقدر تنزل دادهايم، كه ميآيند و ميگويند كه ما از آسمان تاييديه داريم، ما از امام زمان(ع) تاييديه داريم.
سرحديزاده در مورد علت تخريب در تبليغات گفت: هميشه گوهرها را سنگها به سادگي ميشكنند و يا به تعبير سعدي شاعر بزرگ ما بوي عبير از گند سير فروماند. اينها با نفي شخصيتهاي بزرگ انقلاب ميخواهند اظهار وجود بكنند. اينها چون چيزي در چنته ندارند، برنامه ندارند، طرح ندارند، شأن براي رئيسجمهور شدن ندارند، هيچ ندارند مجبورند با نفي و تخريب ديگران براي خودشان رأي جمع كنند. اينها فقط با فحاشي ميتوانند خودنمايي كنند. غالب اين نوع رفتارها از جانب كساني بروز ميكند كه نه شأن دارند، نه به بلوغ سياسي رسيدهاند و نه ادب دارند و نه عفت. اينها با بيهويتي خودشان فقط ميتوانند چشمه زمزم را آلوده كنند تا خودشان را به شهرت برسانند.
وي در مورد شرايط كانديداي اصلح گفت: اول اينكه به گذشته افراد بايد كاملا توجه داشت. كجا بودهاند؟ از كجا آمدهاند؟ ما در گذشته دراين زمينه غفلت كردهايم. آن طور كه بايد و شايد توجه نكردهايم كه چه كسي را براي رياست جمهوري كانديد ميكنيم. اگر غفلت كنيم، دچار همين بحراني ميشويم كه امروز گرفتار آن هستيم. اگر در اين زمينه كمترين غفلتي بكنيم باز دچار آدمهاي بيهويت و بيكفايت و بيلياقت ميشويم. دچار كساني ميشويم كه براي خواستههاي خودشان و براي هواهاي نفساني ميخواهند وارد عرصة انتخابات رياست جمهوري شوند.
سرحديزاده در مورد حضور جناحها در انتخابات رياست جمهوريگفت: اگر جناحهاي سياسي برنامهها و مقاصد خود را روشن كنند بهتر ميتوان قضاوت كرد. متأسفانه جناحهاي سياسي فقط اسم براي خودشان ميگذارند و ديگر از طرحها، برنامههاي آنها خبري نيست. بنابراين در شرايط حاضر ما بايد به كسي تكيه كنيم كه شناخت لازم از او داريم. ما از برنامهها و طرحهاي جناحهاي سياسي مطلع نيستيم. سند مكتوبي هم اينها ارائه نميدهند. جناحهاي سياسي بيشترين چيزي كه ميخواهند قدرت است. فقط به دنبال كسب قدرت به هرقيمتي هستند. فقط قدرت ميخواهند. اينكه با اين قدرت چه كار ميخواهند بكنند معلوم نيست. ولي شخصيتهايي را كه ميشناسيم براي رياست جمهوري مناسب هستند كاملاً روشن است كه چه كار ميخواهند بكنند. چه برنامهها و چه خواستههايي دارند. ما انتخاب افراد مستقل و صاحب فكرو برنامه را بر جناحها ارجحيت ميدهيم. چون حزب وجود ندارد و جناحها هم برنامههايشان روشن و شفاف نيست.
اين جناحها فقط يك عنوان دارند و با عنوان نميتوان به اينها تكيه كرد و از اينها توقع داشت بتوانند كسي را براي رياست جمهوري معرفي كنند كه داراي شأن و لياقت اين كار باشد.
وزير اسبق كار و امور اجتماعي در مورد وضعيت اشتغال امروز در جامعه و اينكه دولتهاي گذشته مخصوصا دولت نهم و دهم در طول اين 8 سال چقدر به وعدههايي كه در زمينه اشتغال داده عمل كردهاند گفت: موضوع اشتغال يك موضوع بغرنج و پيچيدهاي است. مسالهاي كه تقريبا تمام كشورهاي جهان با آن درگير هستند. بنابراين ما نميتوانيم انتظار داشته باشيم كه دولتها بتوانند مشكل اشتغال را كاملا حل كنند و يا به طور كلي بيكاري را ريشهكن كنند.
اما از دولتها ميتوانيم اين انتظار را داشته باشيم كه اولا اشتغال موجود را حفظ كنند، ثانياً آمارهاي دروغ ندهند ثالثاً وعده و وعيدهاي دروغ ندهند. متأسفانه دولت نهم و دهم اشتغال موجود را از ميان برداشت. نتوانستند اشتغال موجود را حفظ كنند. بيكاري را افزايش دادند. نه تنها از بيكاري كم نكردند بلكه كارگران و افرادي را كه سركار بودند نيز به جمع آمار بيكاران اضافه كردند. نمونههاي زيادي ميتوانم مثال بزنم. پارس جنوبي يكي از اين نمونههاست. ما نخواستيم اشتغال تازه فراهم كنند. ما حداقل خواستهمان اين است كه همان اشتغال را حفظ ميكردند. اين واقعا دردآور است كه نه تنها اشتغال موجود حفظ نشد، بلكه مرتب آمارهاي دروغ دادند. و ادعا كردند كه اشتغال بالا رفته است. اين موضوع اظهرمن الشمس است. آمار درست ارائه نميدهند. اين بيكاري پيآمدهاي زيادي دارد. بحرانهاي فراواني را گريبانگير كشور ميكند. من نميدانم دولت آينده چگونه ميتواند اين مشكل را حل كند.
سرحديزاده به عنوان فردي كه تعلق به نسل اول انقلاب دارد و سالها مبارزه را پشت سرگذاشته و شكنجهها و زندانهاي ساواك را تجربه كرده، انتظار خود به عنوان يك انقلابي قديمي از نسل جديد و جوانها را چنين توضيح داد: من فكر ميكنم جامعه ما در پرداختن به سرنوشت خودش دچار كمبود است. مطالعة تاريخ كم شده است. سطح مطالعه پائين آمده است. تاريخ كم خوانده ميشود. بويژه تاريخ معاصر. نسل جوان بايد بخواند و بخواند تا با آنچه نسل گذشته براي پيروزي انقلاب و سرنگوني رژيم استبدادي و ستمشاهي انجام دادند بيشتر آشنا شود. انتظار من از جوانان اين است كه بيشتر مطالعه كنند. بيشتر تاريخ گذشته را بخوانند. با رنجهايي كه ما در دهة 40 و 50 و 60 كشيديم آشنا شوند. جوانان بويژه دانشگاهيان بايد بيشتر دربارة پيروزي انقلاب اسلامي در سال 57 مطالعه داشته باشند. درباره امام خميني بيشتر بايد بدانند. دربارة رهبري انقلاب و عظمت شخصيت او در كاري كه در سال 1357 به پيروزي رسيدند بدانند. بخوانند و بيشتر بدانند دربارة انقلاب نور و اجازه ندهند اين انقلاب در سياه چالههاي ارتجاع بيفتد و مرتجعين وبيكفايتها آن را به قهقرا بكشانند. اگر جوانان ما آگاه بشوند كه چقدر رنج كشيده شده تا اين انقلاب به ثمر برسد هيچگاه اجازه نخواهند داد تا مرتجعين و واپسگرايان سرنوشت اين انقلاب را به دست بگيرند و جلوگيري كنند از سقوط آرمانهاي انقلابي ما.
وي گفت: نكته آخري كه ميخواهم عرض كنم اين است كه انقلاب ما نبايد فرزندان خودش را بخورد. انقلاب ما نبايد فرزندان خودش را به زندان و غل و زنجير و حصر بكشد. اين شايسته انقلاب علوي و محمدي(ص) نيست. ما انقلابمان اسلامي و قرآني است و بايد به اين مفاهيم توجه داشته باشيم و تلاش كنيم تا فرزندان انقلاب حفظ شوند. عزيزاني كه در اين انقلاب حضور داشتند، رنج بردند، مسئوليت داشتند، همين الان هم عدهاي مرتجع دارند چهرههاي انقلابي ما را مورد تاخت و تاز قرار ميدهند. اينها چه ميخواهند؟
چه كسي بايد از فرزندان انقلاب محافظت كند و آنها را حفظ كند. چه كسي بايد مانع هتك حرمت چهرههاي امتحان داده و مظلوم اين انقلاب بشود؟ از انقلاب فرانسه و امثال انقلابهاي ديگر چنين توقعي ميرفت، اما انقلاب اسلامي ما نبايد مثل انقلاب فرانسه به سرنوشت شوم دچار شود. ما نبايد از ياد ببريم كه هتك حرمتها به آيتالله هاشمي رفسنجاني محدود نخواهد بود و مرتجعين در ادامه، اين حركتهاي شوم خود را نسبت به ساير چهرههاي انقلابي تسري خواهند داد. بدانيد كه نوبت ساير چهرههاي انقلابي خواهد رسيد و مرتجعين به آيتالله رفسنجاني بسنده نخواهند كرد. اين رسم روزگار است.














چه قدر پیر و شکسته شده….