سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » خاتمی: با حصر موسوی و کروبی و حبس نیروهای ارزنده، آیا می توان اوضاع را بهبود بخشید؟...
» اقتصاد و مدیریت کشور متلاشی شده؛ فضای نفس گیر امنیتی حاکم شده

خاتمی: با حصر موسوی و کروبی و حبس نیروهای ارزنده، آیا می توان اوضاع را بهبود بخشید؟

چکیده :من دارم فکر می کنم، آنچه که مهم است این است که می توانم خدمت کنم یا نه؟ می گذارند یا نه؟ با آمدنم دل ها از هم دورتر می شوند یا خیر؟ اما یک مسأله شخصی هم ذهن مرا به خود مشغول کرده است و آن این که من تا وقتی که آقایان موسوی و کروبی در حصر هستند و نیروهای ارزنده فراوانی در زندان و محدودیت آیا می توانم خودم را راضی کنم که در عرصه مسؤولیت اعلام آمادگی کنم؟ این به معنی عدم شرکت در انتخابات نیست، باید فردی بیاید که در همه جهات در خود احساس رضایت کند. ...


کلمه – گروه خبر: سید محمد خاتمی، در ادامه دیدارهای اقشار مختلف مردمی با وی که جهت دعوت او به حضور در انتخابات صورت می گیرد، صبح امروز  پذیرای جمعی از صنعتگران کشور بود. وی در این دیدار با تکرار دغدغه هایی که برای آمدن یه میدان رقایل های انتخاباتی دارد، گفت: “من دارم فکر می کنم، آنچه که مهم است این است که می توانم خدمت کنم یا نه؟ می گذارند یا نه؟ با آمدنم دل ها از هم دورتر می شوند یا خیر؟ اما یک مسأله شخصی هم ذهن مرا به خود مشغول کرده است و آن این که من تا وقتی که آقایان موسوی و کروبی در حصر هستند و نیروهای ارزنده فراوانی در زندان و محدودیت آیا می توانم خودم را راضی کنم که در عرصه مسؤولیت اعلام آمادگی کنم؟ این به معنی عدم شرکت در انتخابات نیست، باید فردی بیاید که در همه جهات در خود احساس رضایت کند.”

وی در این دیدار افزود: “اعتماد متقابل بین مردم و دولت از میان رفته. از دهک اول و دوم که وضع بسیار ناگواری دارند تا کارفرما و نخبگان و بخصوص طبقه متوسط و جوان امید و اعتمادشان را از دست داده اند و این باید مجدداً احیا شود. همه اینها در صورتی خواهد شد که تفاهمی در سطح بالا باشد. بدون اینکه رهبری بخواهند و بدون هماهنگی با ایشان مشکلات حل نخواهد شد. باید کسی بیاید که این رویکردها را داشته باشد وقدرت هماهنگی را نیز داشته باشد. بتواند از همه نیروها و سرمایه های انباشته انسانی، یعنی حاصل 30 سال تجربه جمهوری اسلامی که متأسفانه لطمه دیده اند و خیلی ها در زندان و حصرند و خیلی ها نیز در محدودیت به سر می برند و نیز نیروهای ارزنده ای که در همه جناح ها هستند استفاده کند و مدیریت توانمند و فراگیری به وجود آورد.”

 به گزارش وب سایت رسمی دفتر سید محمد خاتمی، حاضرین در این نشست نیز با بیان دغدغه های گوناگون خود و مقایسه تجربیات گذشته با شرایط روز خواهان حضور رئیس جمهوری سابق ایران در صحنه رقابت انتخاباتی شدند.

متن کامل سخنان سید محمد خاتمی در پی می آید:

به نام خدا

خیر مقدم می گویم و از لطف شما سپاسگزارم.

دغدغه مشترکی ما را اینجا جمع کرده؛ این که چه باید بکنیم تا از وضعیت ناگواری که همه ما و حتی کسانی که در حاکمیت هستند نیز قبول دارند که بد است و کشور با خطرات متعددی رو به رو است رهایی یابیم.

درست است که یک فرد می تواند تأثیر گذار باشد، ولی وقتی کشور و جامعه به چنین وضعیتی دچار می شود باید منشاء آن را جستجو کرد و بعد به فکر درمان افتاد. به نظر من اگر همگی به این توافق نرسیم که رویکردها باید عوض شود، فرد هر چقدر قوی و دارای اعتماد به نفس باشد قادر نیست خدمتی بکند. باید تلاش ها در این جهت باشد که رویکردها عوض شود. از زمان استقرار جمهوری اسلامی و بعد از سال های نخست و مشکلات آن که کم و بیش روند امور مشخص شد، چهار دوره را تجربه کرده ایم. در دوره جنگ انصافاً دولت وقت با 7 – 6 میلیارد دلار در سال توانست کشور را به خوبی اداره کند. به یاد داریم که ظاهراً در سال 64 دوستان از جنگ و جبهه می گفتند که سال 65 سال سرنوشت است و تقاضای 7 – 6 میلیارد دلار داشتند تا کار تمام شود. کلاً در آن سال حدود 6 میلیارد دلار درآمد کشور بود که 3 میلیارد دلار از آن برای جنگ اختصاص داده شد و با 3 میلیارد دلار و شاید کمتر از آن کشور اداره شد. البته در دوران جنگ بعضی رویکردهای سخت گیرانه و احیاناً دور زدن قانون وجود داشت، ولی امام فرمودند اگر مشکلاتی بوده است به دلیل جنگ و شرایط خاص آن بوده است و همه باید به قانون برگردیم.

در آن روزگار سرمایه اجتماعی ما در همه سختی ها حفظ شد و توانستیم بر پایه آن همه مشکلات را تحمل و حتی حل کنیم. جنگ تمام شد؛ کشور از هرجهت ویران بود، کارخانه ها از بین رفته بود، تولید وجود نداشت، بسیاری از امور دولتی شده بود و البته در آن شرایط حق هم همین بود. روی آوردن به سیستم کوپن برای حفظ اساس کشور لازم بود. اما جنگ تمام شده بود و بنیه های اقتصادی صدمه دیده بود و مشکلات زیادی وجود داشت. در این شرایط دولت سازندگی روی کار آمد و الحق کارهای بسیار بزرگی انجام داد. زیرساخت های کشور ساخته شد و زمینه های پیشرفت فراهم آمد و وقتی آن دولت رفت، درست است که میلیاردها دلار بدهی داشتیم، اما در مقابل این بدهی ها راه و کارخانه و اسکله ها و زیربناهای اقتصادی ایجاد شده بود. یکی از برنامه های دولت اصلاحات زمان بندی پرداخت بدهی ها بود که پرداخت هم شد. اگر ما در دوره بعدی توانستیم پیشرفت های مهمی داشته باشیم، ناشی از زحمات دولت سازندگی بود. مطمئنا در هر سه دوره کمبودها و اشتباهاتی هم بوده است، ولی کارهای بزرگی انجام گرفته و مملکت خمیده از فشارهای جنگ و تحریم های بین المللی روی پای خود ایستاد.

مطلبی را آقای هاشمی در آغاز کار دولت اصلاحات به من گفتند با این مضمون که ما به سازندگی توجه کردیم، ولی توجه کافی به توسعه سیاسی نکردیم، اما شما توسعه سیاسی و آزادی ها و جامعه مدنی را مورد توجه قرار دادید و کار خوبی بود. جهت گیری دولت اصلاحات توسعه همه جانبه و پایدار بود، توأم با عدالت. گرچه در تبلیغات بیشتر روی توسعه سیاسی و فرهنگی تکیه شد، اما ما توسعه همه جانبه را مد نظر داشتیم؛ چرا که اگر توسعه سیاسی نباشد هم قتلهای زنجیره ای رخ می دهد، هم تورم 40 درصد. اگر فقط توسعه سیاسی باشد فقر و وابستگی و بدبختی ایجاد می شود. وقتی که نان نباشد آزادی به چه درد می خورد؟ اگر فرزندت را نتوانی درمان کنی، آزادی به چه دردت خواهد خورد؟ همه این ها باید با هم باشد. در ایران برای توسعه سیاسی موانع جدی وجود دارد، اما با همان موانع هم وقتی توسعه سیاسی نیم بندی توأم با برنامه اقتصادی درست باشد، تورم را به 11 درصد می رساند.

در زمان ما، کار بسیار مهمی انجام شد و آن تک نرخی کردن ارز بود. یکی از عوامل فساد و بدبختی و رانت در کشور همین تفاوت فاحش نرخ ارز و چند نرخی بودن ارز بود. برخی دوستان معتقد بودند این کار را نکنید. ناگهان شاهد رشد 10 تا 12 درصدی تورم خواهیم بود؛ اما ما با 3 تا 4 درصد رشد تورم این کار را انجام دادیم و بلافاصله هم تورم سیر نزولی پیدا کرد. در برنامه چهارم هم گفتیم که هم یارانه هدفمند شود و هم نرخ تورم و بیکاری یک رقمی می شود و واقعاً می شد به این هدف رسید.

به هر حال باید به توسعه همه جانبه بیاندیشیم و برای توسعه اهتمام به صنعت جایگاه مهمی دارد، چرا که امروز زیربنای توسعه، صنعت نیرومند است، حتی در کشاورزی (مکانیزه) این صنعت است که فرآورده های کشاورزی را دارای ارزش افزوده می کند. همانگونه که فولاد و نفت و پتروشیمی و IT و ICT همگی بر پایه صنعت استوار است، رشد تولید و صنعت پیشرفته نیز در گرو برخورداری از بخش خصوصی نیرومند و امن و مطمئن است. وقتی بخش خصوصی نبود و سرمایه های دولتی هم که در دست بنگاه های دولتی تحت نظارت بود به بنگاه های شبه دولتی که پاسخگو نیستند و در خود هیچ احساس مسؤولیتی نمی کنند تبدیل شد، وضع همین می شود که هست. بخش خصوصی یکی از مهم ترین محورهای توسعه همه جانبه است و حتی به عنوان نهاد مدنی خود یکی از پایه های توسعه سیاسی هم هست.

دولت اصلاحات معروف شده است به این که محور کارش توسعه سیاسی بود، اما در این قسمت به خاطر موانع فراوان نتوانستیم آن طور که شاید و باید عمل کنیم، گر چه فضا باز شد و اعتماد بین مردم و دولت بوجود آمد، اما در عرصه اقتصادی و (بین المللی) توفیقاتمان بیشتر بود. امروز مردم ما اعم از کارگر و کارآفرین و بخش فرهنگی و کشاورزی ما حسرت آن روزها را می خورند!به هر حال به جایی رسیدیم که در زمان ما هم سند چشم انداز 20 ساله تدوین و تصویب شد و هم برنامه پنج ساله چهارم که بنا بود با یک پنجم ارزی که این سال ها به دست آمد شاهد جهش اقتصادی، فنی، سیاسی و فرهنگی باشیم. من تعجب می کنم! برنامه چهارم را زیر پا گذاشتند و بدتر از آن نقشه راه یعنی سند چشم انداز 20 ساله نه تنها به محاق رفت، بلکه خلاف آن عمل شد و کسی هم اعتراض نکرد. آن همه فریادها در زمان مسؤولیت من درباره یک درصد گرانی و … بلند می شد، اما امروز تورم بالای 40 درصد، توسعه اقتصادی متوقف و بلکه به نحوی اقتصاد و مدیریت متلاشی شده است و توسعه سیاسی و روابط بین المل را هم که می بینیم.

باید همه قانع شویم که رویکردها عوض شود. معتقدم اگر کسی بیاید که این اقتصاد را بازسازی کند و برگردد به نقطه صفر 84، اگر همه دستگاه ها هم با او همراه باشند، حداقل 4 سال طول می کشد. روابط بین الملل را ترمیم کند. باید روابط ترمیم شود . می شود بدون این که مصالح ملت و کشور از بین برود و بدون این که از اصول دست برداریم به روابط معقولی برسیم که فشارها کم شود و زمینه رشد و پیشرفت هم فراهم آید. قرار نیست به دنیا اعلام جنگ کنیم. باید کسی بیاید که بتواند روابط را ترمیم کند و از همه مهم تر سرمایه اجتماعی که دچار مرگ مغزی شده است را نجات دهد.

اعتماد متقابل بین مردم و دولت از میان رفته. از دهک اول و دوم که وضع بسیار ناگواری دارند تا کارفرما و نخبگان و بخصوص طبقه متوسط و جوان امید و اعتمادشان را از دست داده اند و این باید مجدداً احیا شود. همه اینها در صورتی خواهد شد که تفاهمی در سطح بالا باشد. بدون اینکه رهبری بخواهند و بدون هماهنگی با ایشان مشکلات حل نخواهد شد. باید کسی بیاید که این رویکردها را داشته باشد وقدرت هماهنگی را نیز داشته باشد. بتواند از همه نیروها و سرمایه های انباشته انسانی، یعنی حاصل 30 سال تجربه جمهوری اسلامی که متأسفانه لطمه دیده اند و خیلی ها در زندان و حصرند و خیلی ها نیز در محدودیت به سر می برند و نیز نیروهای ارزنده ای که در همه جناح ها هستند استفاده کند و مدیریت توانمند و فراگیری به وجود آورد.

آن چه در درجه اول لازم است عبور از این فضای پر از سوء ظن، هم از طرف حکومت نسبت به بخش های مهمی از جامعه و هم بخش های جامعه نسبت به حکومت است و شاهد آن نیز فضای امنیتی نفس گیر حاکم بر کشور است.

البته برای رسیدن به این امر مبارک نیازمند زمانیم، ایران بزرگ از نظر منابع انسانی و طبیعی در اوج است، در حالی که همه این ها در معرض آسیب های جدی است و فشارهای خارجی هم مزید بر علت شده است. هستند کسانی که می توانند این کار را بکنند، ولی اگر اعتماد نباشد و رویه ها عوض نشود، هیج کس نمی تواند کاری انجام دهد.

من دارم فکر می کنم، آنچه که مهم است این است که می توانم خدمت کنم یا نه؟ می گذارند یا نه؟ با آمدنم دل ها از هم دورتر می شوند یا خیر؟ اما یک مسأله شخصی هم ذهن مرا به خود مشغول کرده است و آن این که من تا وقتی که آقایان موسوی و کروبی در حصر هستند و نیروهای ارزنده فراوانی در زندان و محدودیت آیا می توانم خودم را راضی کنم که در عرصه مسؤولیت اعلام آمادگی کنم؟ این به معنی عدم شرکت در انتخابات نیست، باید فردی بیاید که در همه جهات در خود احساس رضایت کند.

ان شاء الله انتخابات سبب بهبود اوضاع و نزدیک شدن دل ها به هم باشد. و ان شاء الله با همت مردم بتوان کاری کارستان کرد.


10 پاسخ به “خاتمی: با حصر موسوی و کروبی و حبس نیروهای ارزنده، آیا می توان اوضاع را بهبود بخشید؟”

  1. مرتضی گفت:

    /”بدون اینکه رهبری بخواهند و بدون هماهنگی با ایشان مشکلات حل نخواهد شد

    خاتمی در این جمله به جان کلام و مشکل اصلی حل نشدن مشکلات کشور اشاره کرده است و در این جهت باید به او آفرین گفت
    وقتی کسی اصلا بحران و مشکلی در کشور نبیند طبعا دنبال حل آن نخواهد بود، ، بنابر این خاتمی راست میگوید ، یک رئیس جمهور نمیتواند با کسی هماهنگ شود که این اوضاع را خوب می بیند و حرکت کشور را در این شرائط رو به قله ها می بیند
    پس باید اجازه داد رئیس جمهوری روی کار بیاید که با این دیدگاه رهبری هماهنگ باشد، شاید بتوانند مشکلات ( البته اگرمشکل و بحرانی باشد ) را با هم حل کنند
    بنابر این ما که هم نظر با خاتمی هستیم نمیتوانیم در انتخابات شرکت کنیم ، پس خودشان بروند حماسه سیاسی را ایجاد کنند

  2. بردیا گفت:

    جناب آقای خاتمی عزیز , شما ضمن اعلام کاندیداتوری بر آزادی عزیزان در حصر و بند تاکید بفرمائید و آن را جزو برنامه های خود اعلام بفرمائید . در صورتیکه شما تائید صلاحیت شوید یعنی با این شرط شما و سایر شروطی که اعلام خواهید فرمود موافق هستند و آنوقت مطما” باشید که این ملت حماسه خواهد آفرید . در صورت عدم تائید , هیچ بهانه ای از طرف آنان وجود نخواهد داشت و ضمنا” تکلیف مردم هم روشن میشود .

  3. khosrow گفت:

    اگر هزینه برای علی‌ خامنه‌ای و اطرافیانش بالا برود حاضر خواهند بود به
    مصالحه و تفاهم. همانگونه که اکنون با غرب خواهان مصالحه هستند.

  4. شیرازی گفت:

    طبق خبر هایی که ما داریم ایشون داره با رهبری رمزی حرف می زنه رهبری هم رمزی جواب آقای خاتمی رو میده ، خاتمی گفت انتخابات آزاد باشه ، رهبری اومد گفت کی تا حالا آزاد نبوده یعنی پاشو بیا آزاده ! حالا هم به خاتمی دارن اوکی میدن که بابا پاشو بیا باهات همکاری می کنیم خاتمی هم خیلی آینده نگره حالا بعد از اینکه همه بهش به صورت آشکار و پنهان پیغام فرستادن که بیا اینو می گه :

    اما یک مسأله شخصی هم ذهن مرا به خود مشغول کرده است و آن این که من تا
    وقتی که آقایان موسوی و کروبی در حصر هستند و نیروهای ارزنده فراوانی در
    زندان و محدودیت آیا می توانم خودم را راضی کنم که در عرصه مسؤولیت اعلام
    آمادگی کنم؟ این به معنی عدم شرکت در انتخابات نیست، باید فردی بیاید که در
    همه جهات در خود احساس رضایت کند.”

  5. محسن گفت:

    من مدافع سرسخت حضور خاتمی در عرصه آنچه انتخابات نامیده می شود هستم.
    اما خاتمی برعکس موسوی که روی سخنش همواره به مردم بوده و با به عرصه آوردن مردم و طرح مطالباتشان سعی در ایجاد تغییر در رویکردها ی حاکمیت داشت، خاتمی می خواهد این مهم را تنها در چانه زدن در بالا و ایجاد تفاهم با راس نظام (حتی المقدور) پشت درهای بسته انجام دهد.

    حاکمیت تنها در صورت نمایان شدن تغییر توازن نیروها در جامعه مجبور به عقب نشینی خواهد شد و این نیز تنها با حضور موثر مردم در صحنه که می تواند نتیجه کاندیداتوری خاتمی باشد تحقق می یابد.
    خاتمی تنها در صورت ادامه راه موسوی و استفاده از شیوه های وی می تواند از سدهای موجود عبور کند.

    مردم ما هزینه داده و می دهند و هر چه زمان بیشتری از دست برود هم هزینه ها بیشتر می شوند و هم بر وزن آنها افزوده می شود.
    در چنین شرایطی است که خاتمی موظف به اعلام کاندیداتوری می شود بدون انتظار چشمکی از بیت!

    امروز زمان پشت پرده و درگوشی حرف زدن نیست. همانند موسوی و کروبی و رهنورد بدون هراس از هزینه ها و تنها با توجه به منافع ملی و تمامیت ارضی کشور باید وارد عرصه شد.
    امید که کلمه بار دیگر نظرات بنده را حذف نکند.

  6. بیاد آر گفت:

    آفرین تصمیمی که براساس زمان حال تنها راه بود و بهترین اگرچه در آینده آیندگان این تصمیم را به حکم وطن فروشی میگذارند اما هر تصمیمی را باید در زمان و شرایط خودش بنگریم و نقد کنیم
    و این تصمیم در شرایط امروز کشور باز هم میگویم بهترین یا شاید تنها راه بود
    مرسی آقای خاتمی

  7. نیوشا گفت:

    سیدعزیز همه ی مردم منتطر کاندیدا شدن شما هستن.لطفا ناامیدمون نکن.

    • نرگس گفت:

      لطفا از طرف مردم صحبت نفرمائید.من یکی تاوقتی موسوی و شیخ شجاع و قدیانی و ستوده ها در زندان هستند در هیچ یک از انتصابات خامنه ای شرکت نخواهم کرد

  8. ناشناس آشنا گفت:

    ما میتوانیم موسوی را کاندیدا کنیم.

    وقتی‌ که زمزمه تایید جریان “انحرافی ” موجود است.

    فقط احتیاج به حمایت روحانیان و رشنفگران است.

    تلاش با ارزشی میتواند بشود..

  9. سید محمد حسینی گفت:

    آقای خاتمی شما بیا تا شرایط بهتر شود اگر نگذاشتند کاری بکنی شما تلاش خود را انجام بده تا نگویند اصلاح طلبان را از بین بردیم ما تا ابد زده ام.