سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نامه علی شکوهی به هاشمی رفسنجانی: اگر حاکمان رخدادهای 88 را جبران نکنند، انقلاب از دست خواهد رفت...
» اعتماد مردم از دست رفته و اختلافات به معضلی پیچیده تبدیل شده است

نامه علی شکوهی به هاشمی رفسنجانی: اگر حاکمان رخدادهای 88 را جبران نکنند، انقلاب از دست خواهد رفت

چکیده :ريختن خون بي‌گناهان و حصر دو چهره خدوم انقلاب و زنداني کردن بسياري از مديران باسابقه و دلسوز نظام و به انزوا کشاندن يک جريان مهم و اصلي انقلاب و ناديده گرفتن بسياري از انتقادها، دلسوزي‌ها و خيرخواهي‌هاي شما و آنان از سوي مسئولان، بر حجم اختلافات ميان نيروهاي درون جبهه انقلاب افزوده و به معضلي پيچيده تبديل شده است که اگر اکنون و به دست حاکمان، جبران و اصلاح نشود، در آينده کل انقلاب و نظام را به زانو در خواهد آورد. ...


علی شکوهی، روزنامه نگار شناخته شده اصولگرا، با انتشار نامه ای سرگشاده خطاب به آیت الله هاشمی رفسنجانی، هشدار داد که حجم اختلافات و بی اعتمادی عمومی به حدی رسیده که اگر حاکمان هرچه زودتر جبران نکنند، انقلاب و نظام در آینده نزدیک از دست خواهد رفت.

به گزارش کلمه، این چهره رسانه ای که از جمله اصولگرایان حامی میرحسین در انتخابات 88 بود، به ريختن خون بي‌گناهان و حصر دو چهره خدوم انقلاب و زنداني کردن بسياري از مديران باسابقه و دلسوز نظام و به انزوا کشاندن يک جريان مهم و اصلي انقلاب و ناديده گرفتن بسياري از انتقادها، دلسوزي‌ها و خيرخواهي‌ها اشاره و تاکید کرده که شکاف عميق ايجاد شده ميان مردم و مسئولان در تمامي سالهاي پس از انقلاب بي‌سابقه است.

شکوهی در نامه خود با تاکید بر اینکه همچنان به هاشمی و برخی مواضع و عملکردهای وی انتقاد دارد، خواستار آن شده که وی فداکاری کند و وارد عرصه انتخابات شود. وی با اذعان به اینکه خاتمی رای بیشتری دارد، احتمال رد صلاحیت وی را با توجه به تصویر غیر واقعی که دستگاه رسانه ای حاکمیت از وی ساخته، زیاد دانسته و نیز تاکید کرده که ممکن است فعلا رهبری نظر مثبتی به حضور هاشمی نداشته باشد، اما در صورت رئیس جمهور شدن وی با او همراهی خواهد کرد.

متن کامل نامه این روزنامه نگار اصولگرا که نسخه ای از آن برای کلمه ارسال شده، بدین شرح است:

بسمه تعالي

حضرت آيت‌الله هاشمي رفسنجاني دام‌عزه

با سلام و عرض احترام

مدتي است با خود کلنجار مي‌روم که اين نامه را خطاب به حضرتعالي بنويسم يا خير. سرانجام به اين جمع‌بندي رسيده‌ام که نگارش اين نامه و انتشار عمومي آن در شرايط کنوني و طرح دعوت از شما براي شرکت در انتخابات رياست جمهوري، عين صلاح است و بنابراين، تقاضا مي‌کنم به مفاد اين نامه و درخواست مطروحه در آن، از موضع تدبر و تامل و از سر حسن‌ظن بنگريد تا شايد خداوند با تصميم فداکارانه شما در اين شرايط، برخي از مهمترين مفاسد امور مسلمين را اصلاح کند.

پيشاپيش بايد عرض کنم که بنده در دوران رياست جمهوري حضرتعالي و حتي بعدها، از منتقدين بسياري از سياستها و اقدامات دولت و شخص شما بوده‌ام و هنوز هم بسياري از آن انتقادهاي تند و تيز را وارد مي‌دانم. البته در آن روزها به دليل اينکه رهبري انقلاب آيت‌الله خامنه‌اي در پيغام‌هايي به ما و بسياري از دوستان، انتقاد از جنابعالي را «خط قرمز» تلقي کرده بودند، ما هم ملاحظه مي‌کرديم و حد نگه مي‌داشتيم اما در هر صورت به طيف منتقدان شما تعلق داشتيم. در عين حال نقش و جايگاه شما در ميان ياران امام و تاثير حضور بزرگاني مانند شما در جمع تصميم‌سازان و تصميم‌گيران انقلاب، هميشه براي ما برجسته بود و بزرگي شما را نمي‌توانستيم انکار کنيم. بنابراين دعوت از جنابعالي براي شرکت در انتخابات رياست جمهوري، با حفظ تمام نقدهايي است که از گذشته تا حال بر مواضع و عملکرد شما وارد مي‌دانستم و هنوز هم اصلاح برخي از امور شخصي و خانوادگي و سلايق مديريتي را شرط موفقيت شما در حضور مجددتان در اين عرصه مي‌دانم. اين موارد را جداگانه بايد متذکر شوم و در اين نوشته جاي آن نيست.

حضرت آيت‌الله!

اوضاع عمومي کشور در بسياري از حوزه‌ها نگران کننده است. با کساني که حاضر به اعتراف به اين واقعيت نيستند کاري ندارم اما غالب دوستان انقلاب و نظام را کساني تشکيل مي‌دهند که در اين وضعيت، نگرانند و درمان معضلات کنوني را طلب مي‌کنند.

در سطح بين‌المللي، عملا انزواي جمهوري اسلامي در حال کامل شدن است. دشمنان کينه‌جوي انقلاب در حالي که ميان اقشاري از مردم و مسئولان نظام، شکاف عميق تحليلي و عاطفي و سياسي ايجاد شده است، عزم خود را جزم کرده‌اند تا تمامي دستاوردهاي انقلاب را از طريق تحريم بي‌سابقه و محاصره اقتصادي و افزايش نارضايتي‌هاي داخلي و شايد تحميل يک جنگ خارجي، بر باد دهند. امروز در نتيجه تلاشهاي دشمنان و بي‌تدبيري و انفعال مسئولان، قطعنامه‌هاي تحريمي متعددي عليه جمهوري اسلامي در سطح نهادهاي بين‌المللي به تصويب رسيده است. حجم تحريمهاي اعمال شده عليه ايران، باور نکردني و در طول تاريخ بي‌سابقه است و تاثير رو به تزايد آن بر اوضاع اجتماعي و اقتصادي کشور را نمي‌توان ناديده گرفت. بسياري از کشورهاي اسلامي و غيرمتعهد و جهان سومي که به صورت طبيعي بايد در کنار ما قرار داشته باشند، به صف دشمنان ما پيوسته و تحريم اعلامي آمريکا را عملي و اجرايي کرده‌اند. هزينه دشمني با جمهوري اسلامي در دنيا، بسيار پايين آمده و در مقابل اين گونه فعاليتهاي خصمانه دولتها، واکنشي از سوي مردم و روشنفکران و حتي علما و روحانيون اين کشورها در دفاع از ايران ديده نمي‌شود. شعار «عزت، حکمت، مصلحت» که روزي راهنماي مسئولان حوزه سياست خارجي بود، امروز به حد پيگيري سطحي يک جزء آن يعني «عزت» تنزل پيدا کرده است که چون از پشتوانه «مواضع حکيمانه و مصلحت‌انديشانه» برخوردار نيست، در حد شعار باقي مانده و مي‌رود که به ضد خود تبديل شود.

در سطح منطقه نيز تحولات به زيان ما در حال پيش‌روي است. تحولات ضداستبدادي و آزاديخواهانه مردم منطقه، بي‌ترديد ريشه در مطالبات دين‌خواهي و اسلام‌گرايي مردم منطقه دارد اما اين امر به معناي تعميق و گسترش حوزه نفوذ و تامين منافع ملي جمهوري اسلامي نيست. همگي شاهد هستيم که مواضع منطقه‌اي و جهاني دولتهاي تازه‌تاسيس در اين کشورها، به سود مواضع جمهوري اسلامي نبوده است و در سطح ملتهاي منطقه هم به خاطر حمايت جمهوري اسلامي از دولت سوريه، پايگاه سابق ما بر باد رفته است. برخورد دوگانه ما با ليبي و سوريه، قابل توجيه نيست و حمايت از يک ديکتاتور با هيچ منطقي براي مردم منطقه مقبول نمي‌افتد. مردم فلسطين و جنبش حماس، به همين دليل رابطه خود با جمهوري اسلامي را محدود کرده‌اند و حتي مردم شيعه بحرين هم در اين زمينه با جمهوري اسلامي اختلاف مشرب دارند و عکس بشار اسد را در گردهمايي‌هاي اعتراضي خود در کنار ديگر ديکتاتورهاي منطقه حمل مي‌کنند. امروز شاهد رشد اسلام‌گرايي از نوع اخوان‌المسلمين در تمامي کشورهاي منطقه هستيم که اگر اين را هم تحمل نکنيم و با آن کنار نياييم بايد با بي‌خردي‌ها و قشري‌گري‌هاي جريان سلفي و القاعده‌اي مواجه شويم که متاسفانه در تمامي کشورهاي عربي در حال رشد است. ديگر از روابط مناسب و خوبي که جنابعالي و جناب آقاي خاتمي ميان ايران و کشورهاي منطقه پي‌ريزي کرده بوديد، خبري نيست و حتي دولت ترکيه هم در چشم برخي از سياسيون در حد دشمن تلقي مي‌شود.

در داخل کشور هم اوضاع نگران کننده اجتماعي و وضعيت نابسامان مديريت سياسي و دشواري معيشتي مردم به قدري آشکار است که نيازي به گفتن ندارد. علاوه بر اين، شکاف عميقي ميان نيروهاي انقلاب ايجاد شده است که با توجه به رخدادهاي سال 88 بعيد است که به آساني امکان ترميم و پرشدن داشته باشد. ريختن خون بي‌گناهان و حصر دو چهره خدوم انقلاب و زنداني کردن بسياري از مديران باسابقه و دلسوز نظام و به انزوا کشاندن يک جريان مهم و اصلي انقلاب و ناديده گرفتن بسياري از انتقادها، دلسوزي‌ها و خيرخواهي‌هاي شما و آنان از سوي مسئولان، بر حجم اختلافات ميان نيروهاي درون جبهه انقلاب افزوده و به معضلي پيچيده تبديل شده است که اگر اکنون و به دست حاکمان، جبران و اصلاح نشود، در آينده کل انقلاب و نظام را به زانو در خواهد آورد. جريانهايي که متخصص تبديل دوست به دشمن هستند، اينک بر نهادهاي امنيتي و قضايي چنبره زده‌اند و دائما در حال کم کردن از حجم دوستان انقلاب و افزودن بر ناراضيان و مخالفان نظام هستند و متاسفانه بخشي از اصلاح‌طلبان سابق تحت تاثير اين گونه عملکردها،‌ رسما مايوس از توفيق هر گونه اصلاحات داخلي، همکاري با بيگانه و خارجيان را مباح تلقي مي‌کنند. شکاف عميق ايجاد شده ميان مردم و مسئولان انقلاب هم در تمامي سالهاي پس از انقلاب بي‌سابقه است و از دست رفتن سرمايه اجتماعي اعتماد مردم، بزرگترين خسارتي است که بر دوش انقلاب بار شده است. بازسازي اين اعتماد و پرکردن شکاف جدي ميان مسئولان و مردم و تجديد مشروعيت مواضع و عملکرد حاکمان نزد مردم، از دشوارترين کارهايي است که بايد انجام شود.

حضرت آقاي هاشمي!

در وضعيت انزواي جهاني و منطقه‌اي و در اوضاع نگران کننده اقتصادي و اجتماعي در داخل و در شرايطي که مناسبات نيروهاي جبهه بزرگ انقلاب در نتيجه يک تحليل غلط، به هم ريخته است و ياران ديروز را در مقابل هم قرار داده است، انتخابات رياست جمهوري يک فرصت استثنايي براي اصلاح امور و حل معضلات بزرگ انقلاب است. متاسفانه هنوز هم از سوي بسياري از مسئولان نظام، اين وضعيت به مثابه يک «بحران» تصور نمي‌شود و گويي دلسوزان نظام و منتقدان وضع موجود هستند که گرفتار «بحران تحليلي» شده‌اند و بنابراين به جاي اصلاح امور و روندهاي موجود، بايد ذهنيت آنان را اصلاح کرد! در نتيجه همين برداشت غيرواقعي از وضعيت کشور و منطقه و جهان است که هيچ تغييري را در نحوه اداره کشور و بازگرداندن اعتماد عمومي به جامعه ضروري نمي‌بينند و از آمدن همه سلايق سياسي موجود به عرصه انتخابات رياست جمهوري، استقبال نمي‌کنند. در اين شرايط، چشم اميد بسياري از دلسوزان نظام و علاقه‌مندان امام و نيروهايي از طيفهاي اصلاح‌طلب، اعتدال‌گرايان و اصول‌گرا به شما دوخته شده است که پاي همت پيش نهيد و بار ديگر خود را به مردم عرضه کنيد تا با قرار گرفتن شما در راس قوه مجريه و در کنار رهبري، عقلانيت و اعتدال،‌ مورد توجه قرار گيرد و بدون آن که نيازي به عدول از مواضع اصولي انقلاب و نظام در حوزه‌هاي داخلي و خارجي باشد، اداره عقلاني امور مردم ميسر شود.

در همين رابطه بيان چند نکته را ضروري مي‌دانم:

1- اينک شايد از سوي رهبري، هيچ چراغ سبزي براي آمدن شما وجود نداشته باشد و حتي مطابق آنچه برخي از منتقدان شما مدعي هستند معلوم نيست که ايشان مانند گذشته به شما و نقش شما در آينده انقلاب اعتقاد داشته باشند. شايد اين سخن هم قابل تامل باشد که با رئيس جمهور شدن احتمالي شما، اختلاف نظر و عمل در حد بالاي نظام ظهور خواهد کرد که اين امر به مصلحت کشور نيست. به گمان بنده اين احتمال،‌ نبايد شما را از ورود به صحنه انتخابات باز بدارد. رهبري به هر دليلي اکنون اعلام کرده‌اند که به حضور همه سلايق سياسي درون انقلاب در انتخابات اعتقاد دارند و خودشان هم بي‌طرف خواهند ماند و طبعا به حکم عدالتي که از ايشان انتظار داريم،‌ اين گونه هم بايد عمل کنند. از سوي ديگر، رهبري تنها به سرباز نياز ندارد بلکه به سرداراني مانند شما هم نياز دارد که از سر خيرخواهي و دلسوزي براي ايشان و انقلاب و مردم،‌ خود را سانسور نکنند و شجاعانه آنچه را به مصلحت مي‌دانند بيان کنند و بر درستي نظرات خود اصرار بورزند و بدين وسيله تصميمات کلان نظام، پس از مواجهه جدي نظرات متفاوت اتخاذ شود. حضرتعالي بهتر از بنده مي‌دانيد که بسياري از مشاوران کنوني رهبري، خود واجد نظرات مستقل نيستند و تنها به تکرار نظرات ايشان مي‌پردازند و اين امر، مي‌تواند ايشان را از برخورداري از نظرات صائب و کارشناسانه و حتي مخالف، محروم سازد. در اين شرايط، يکي مثل شما بيش از دهها تن از اين گونه مشاوران،‌ به سود رهبري عمل خواهد کرد و مفيدتر خواهد بود. جنابعالي در طي 24 سال گذشته ثابت کرده‌ايد که خيرخواه رهبري هستيد و ضمن حفظ حرمت و جايگاه ايشان، بر پيگيري نظرات خود در چارچوب ساختار نظام تاکيد داريد. اين امر طبعا براي رهبري هم مطلوب است و قطعا بعد از راي آوردن شما در انتخابات، روند همگرايي نظرات شما و رهبري – به حکم احترامي که رهبري به نظرات راي‌دهندگان مي‌گذارند – تسهيل هم خواهد شد.

2- حضرتعالي تنها چهره‌اي هستيد که قادريد نيروهاي سياسي فعال در طيف‌هاي متفاوت را يکجا زير علم انقلاب و نظام و رهبري گرد آوريد. امروز بسياري از مراجع و علما و روحانيون از شما به عنوان بازوي اجرايي دوران جنگ و مشاور و خيرخواه حضرت امام و رهبري،‌ سابقه‌اي مثبت در ذهن دارند و قالب سياسيون عصر امام خميني(ره) به خاطر دارند که چه زحماتي را متقبل شديد تا نظام اسلامي پيروز شود و دوام بياورد. جريانهاي اصلاح‌طلب در شرايط کنوني و البته متاسفانه، قادر به معرفي نامزد اصلي خود نيستند و بسياري از آنان هم با توجه به حصر آقايان موسوي و کروبي و زنداني بودن بسياري از چهره‌هاي اصلاح‌طلب، ميلي به مشارکت در انتخابات ندارند. اگر شما هم در صحنه رقابت انتخاباتي حضور نيابيد،‌ آنان هيچ انگيزه‌اي براي مشارکت در انتخابات نخواهند داشت و بنابراين با توجه به پايگاه اجتماعي نسبتا بالاي اين جريان،‌ اين امر منجر به خدشه به «حماسه سياسي» مطلوب خواهد شد. نيروهاي اعتدال‌گرا و ميانه هم که به صورت طبيعي، شما را بهترين گزينه براي رياست جمهوري مي‌دانند و با توجه به تجربه حضرتعالي در کاهش منازعات جهاني و منطقه‌اي و نيز در مديريت اقتصادي کشور، درمان دردهاي کنوني کشور را در مواضع شما جستجو مي‌کنند. بخش بزرگي از روحانيون و نيروهاي سياسي اصولگرا هم با توجه به تجربه دولت نهم و دهم،‌ افسوس اين را مي‌خورند که چرا در سال 84 از شما حمايت نکرده و کشور را با سوءتدبير احمدي‌نژاد، به چنين وضعيتي گرفتار کرده‌اند. اينان شايد گلايه‌هايي از شما داشته باشند ولي احساس خطر آنان از بحرانهاي داخلي و خارجي و نيز اعتقادشان به توانايي‌هاي جنابعالي به ميزاني است که شما را بر بسياري از نامزدهاي کنوني طيف اصولگرا، ترجيح مي‌دهند. مردم هم ديگر به شما به مثابه «نماد اشرافيت» درون حکومت – آن گونه که رقيب انتخاباتي شما در انتخابات سال 84 به بعد تبليغ مي‌کرد – نگاه نمي‌کنند. اينک با سر برآوردن بسياري از باندهاي فساد و اختلاس تازه و حمايت رئيس دولت نهم و دهم از افراد مسئله‌دار مالي و اقتصادي و خالي بودن دست وي حتي در ارائه يک سند معتبر عليه شما، معلوم شد که آن تصويرسازي مبالغه‌آميز عليه حضرتعالي،‌ تا چه ميزاني غيرواقعي و تبليغاتي بوده است. با اين حساب، اينک حضرتعالي تنها فردي هستيد که مي‌توانيد بخش بزرگي از مردم را حول محور مواضع و برنامه‌هاي خودتان،‌ بسيج کنيد و آنان را به آينده اميدوار سازيد.

3- شايد شما در اين فکر باشيد که چهره‌هايي جوانتر از جمله آقاي سيدمحمد خاتمي نجيب يا آقاي حسن روحاني محترم در اين شرايط موفق‌تر خواهند بود اما بنده با اين تحليل موافق نيستم. آن سيدبزرگوار در ميان اصلاح‌طلبان و اقشار بزرگي از مردم، داراي راي است ولي به ايشان اجازه حضور در جمع نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري داده نخواهد شد. متاسفانه تصويري که از او در ميان مردم عادي ساخته‌اند، دست خود آقايان را بسته است و اکنون براي اين که تاييد صلاحيت ايشان به مثابه عقب‌نشيني نظام! تلقي نشود، بر رد صلاحيت آقاي خاتمي اصرار دارند و پيشاپيش به تخريب شخصيت ايشان مبادرت مي‌کنند. متاسفانه ردصلاحيت آقاي خاتمي به بهانه عدم اطاعت ايشان از رهبري بسيار محتمل است و اين در حالي است که برخي از اصولگرايان اعتراف کرده‌اند که ميزان اطاعت‌پذيري آقاي خاتمي از رهبري بسيار بيشتر از احمدي‌نژاد بوده است. طبعا شما هم با بنده و آقاي خاتمي هم‌عقيده هستيد که اگر آقايان به فکر مصلحت نظام و آينده آن نيستند، ما بايد به اين مقوله جدا فکر کنيم و هزينه ردصلاحيت شدن ايشان را هم بر نظام تحميل نکنيم و ميل مشارکت مردم در انتخابات را کاهش ندهيم. در باره آقاي حسن روحاني محترم هم بايد تاکيد کنم که هم ايشان چندان شناخته شده نيستند و هم ايجاد تفاهم بر سر ايشان دشوار است و هم اصلاح‌طلبان ميلي به حمايت از ايشان ندارند. مواضع آقاي روحاني در جريان رخدادهاي انتخابات سال 88 هم به گونه‌اي نبوده است که هواداران اصلاحات را به راي دادن به ايشان، ترغيب کند. با اين حساب جز حضرتعالي کسي را سراغ نداريم که بتواند چنين نقش بزرگ تاريخي را در اين شرايط حساس کشور بازي کند.

4- بنده مدعي نيستم که جنابعالي حتما راي مي‌آوريد. همچنين ترديد ندارم که مخالفان حضرتعالي با زير پا گذاشتن تمامي اصول اخلاقي و اسلامي و قانوني، مبادرت به تخريب شخصيت شما کرده و با بر باد دادن دين و آخرت خود،‌ براي راي نياوردن شما تلاش خواهند کرد. در عين حال اين احتمال که در اين شرايط، مردم به شما استقبال نشان داده و براي حل معضلات اساسي کشور به شما راي بدهند بسيار زياد است. با حضور حضرتعالي، اصلاح‌طلبها هم مانند سال 84 اشتباه فاحش خود را تکرار نکرده و نامزد مستقل معرفي نخواهند کرد و همين امر موجب مي‌شود که شانس راي‌آوري شما بسيار بالا برود. در عين حال اختلافات طيفهاي رقيب شما آنقدر زياد است که با توصيه اخلاقي بزرگان و حتي هراس از راي آوردن احتمالي جنابعالي هم نمي‌توانند به تفاهم برسند. همه اين موارد به علاوه شخصيت کم‌نظير شما نزد مردم و جايگاه حضرتعالي در تمامي تاريخ انقلاب و تجربه حضورتان در سخت‌ترين شرايط بحراني کشور، ما را اميدوار مي‌سازد که مردم قدرشناس ايران به شما اقبال نشان دهند و بار سنگين عبور دادن کشور از اين شرايط را بر دوش شما بگذارند.

جناب آقاي هاشمي رفسنجاني!

بارها فرموديد که عمر بعد از انقلاب شما هديه خداوند براي خدمت به اسلام و انقلاب و مردم است و الا شما بايد در سالهاي قبل از انقلاب به شهادت مي‌رسيديد. در جريان قبول قطعنامه، فداکارانه به حضرت امام پيشنهاد کرديد که مسئوليت قبول قطعنامه را بپذيريد و بعدها‌ شما را محاکمه و محکوم کنند اما کشور از بحران جنگ تحميلي عبور کند. امروز هم کشور و مردم به فداکاري شما نياز دارند. بگذاريد يک بار ديگر، مردم فرصت انتخاب شما را داشته باشند. با نيت خير وارد صحنه شويد و بدانيد که خداوند هم به نيت خير شما برکت خواهد داد. اگر ان‌شاءالله وارد ميدان رقابت شديد و راي آورديد،‌ حرفهايي از جنس ديگر هم دارم که در آن زمان برايتان خواهم نوشت.

والسلام عليکم و رحمه‌الله

علي شکوهي

دوازدهم ارديبهشت 92


7 پاسخ به “نامه علی شکوهی به هاشمی رفسنجانی: اگر حاکمان رخدادهای 88 را جبران نکنند، انقلاب از دست خواهد رفت”

  1. بیاد آر گفت:

    قطعا همین طوره و این پتانسیل از 88 روشن شد

  2. فواد گفت:

    آقای هاشمی مواظب باشید مورد سوءاستفاده قرار نگیرید

  3. فربد گفت:

    تجربه ثابت کرده آقای خامنه ای هر حرفی که در جمع علنی و برای مردم میزنند در جمعهای خودی نظام خلاف آن گفته ها را به مسئولین میگوید و بهشان امر میکند کاری کنند کاملا برعکس گفته های عمومی شان که برای مردم بیان میکنند

  4. i am گفت:

    “خدشه به «حماسه سیاسی» مطلوب خواهد شد”
    همین جمله باید چهره واقعی این آقا رو برای بعضیها روشن کند که اینها فقط اصلاحطلبان را برای کشاندن مردم به پای صندوق میخواهند
    گرچه حتی اگه این حضرات هم کاندید شوند تاثیری در تصمیم امثال من مبنی بر تحریم انتخابات ندارد

  5. ناشناس آشنا گفت:

    جناب شگوهی!

    انقلاب با “حکومت ولایی” پایان یافت ،انقلاب دوباره لازم است.

  6. محمد گفت:

    از خدا توفیق همه دلسوزان کشور رو برای برگرداندن مملکت به ثبات و آرامش و تعامل مثبت با جهان خواستاریم و احسنت به آقای شکوهی برای این نامه و امید به آمدن یار دیرین امام و شهدا جناب هاشمی عزیز.

  7. ناظر گفت:

    اگر هاشمی رئیس جمهور شود ، در صورتی به حل مشکلات توفیق پیدا میکند که بر خلاف 35 سال گذشته سیاست ورزی پشت پرده رابه سیاست ورزی روی صحنه و در حضور مردم تغییر دهد . حلب اعتماد مردم تنها از این راه میسر است و جلب حمایت آنان هم .