سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نامه سرگشاده مسعود شفیعی، وکیل دادگستری؛ اعتراض به تضییقات طاقت‌فرسا و غیر‌قانو...
» به گناه دفاع از حقوق رضا شهابی، رسول بداغی و چند زندانی سیاسی دیگر

نامه سرگشاده مسعود شفیعی، وکیل دادگستری؛ اعتراض به تضییقات طاقت‌فرسا و غیر‌قانونی

چکیده :چرا حقوق اینجانب به عنوان یک وکیل مستقل بدون رعایت هیچ ضابطه قانونی پایمال می شود؟ و چراعملاً با ایجاد تضییقات خانوادگی، شخصی، حرفه ای و معیشتی، بنده را به مرز طاقت انسانی می کشاند؟ در قبال بسیاری از دادخواهی ها و نامه های سابقم و این نامه، برخی خودشان را به خواب می زنند و یا شیطنت خود را علیه من افزایش می دهند، اما خدا می داند دردل من جز آرزوی اجرای عدالت هیچ چیز نیست....


مسعود شفیعی، وکیل دادگستری، که دفاع از حقوق قانونی چند زندانی سیاسی از جمله برادران علایی، رضا شهابی، رسول بداغی، کیان تاجبخش و سه گردشگر آمریکایی را برعهده داشته است؛ با انتشار نامه ای سرگشاده، از فشارهای غیرقانونی و مشکلاتی که از سوی نهادهای امنیتی و قضایی برای او ایجاد شده، پرده برداشت.

به گزارش کلمه، این وکیل دادگستری درباره علت انتشار این نامه می نویسد: خیلی مایل بودم کار به تهیه یک نامه سرگشاده نکشد که کشید ، این قصه سر دراز دارد ، چون موضوع گلیم خودم را ازآب کشیدن نیست ، موضوع غرق شدن است.

شفیعی همچنین در جای دیری از نامه خود خاطرنشان کرده است: نهادریاست جمهوری، دادستان تهران، وزارت اطلاعات، ریاست کل دادگستری استان تهران، معاونت امنیت دادستانی مستقردر اوین و شعبه 6 بازپرسی امنیت اوین، مراجعاتم را کمترین پاسخی نمی دهند و کانون وکلای دادگستری نیزعاجز و ناتوان از مساعدت است. این نامه سرگشاده راهم آقایان به کاسۀ من گذاشتند و همۀ این ازصدقۀ سرایشان است و اگر گناهی است به عهده خودشان. در قبال بسیاری از دادخواهی ها و نامه های سابقم و این نامه، برخی خودشان را به خواب می زنند و یا شیطنت خود را علیه من افزایش می دهند، اما خدا می داند دردل من جز آرزوی اجرای عدالت هیچ چیز نیست.

وی همچنین جزئیاتی از تضییقات و برخوردهای صورت گرفته با خود را بازگو کرده و پرسیده است: چرا حقوق اینجانب به عنوان یک وکیل مستقل بدون رعایت هیچ ضابطه قانونی پایمال می شود؟ و چراعملاً با ایجاد تضییقات خانوادگی، شخصی، حرفه ای و معیشتی، بنده را به مرز طاقت انسانی می کشاند؟

متن کامل این نامه که نسخه ای از آن برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است:

” نامه سرگشاده “

این عقوبت از چه بابت است ؟!

با سلام و با احترام

نزدیک به 600 روز است گذرنامه ام بدون هیچ حکم یاقرار قانونی و به گونه ای معنادار و بامهرخروج از کشور ، توقیف شده ، ممنوع الخروجم و هیچکس پاسخگو نیست . من یک وکیل مستقلم که براساس جایگاه حرفه ای ام از موکلینی که به من مراجعه می کنند دفاع قانونی می کنم .

خیلی مایل بودم کار به تهیه یک نامه سرگشاده نکشد که کشید ، این قصه سر دراز دارد ، چون موضوع گلیم خودم را ازآب کشیدن نیست ، موضوع غرق شدن است ، همان حکایت قدیمی وکلا، ظاهراً این حکایتی است که هرروز باتازۀ آن دست و پنجه نرم میکنیم.

به محض خروج موکلان آمریکائی ام از ایران ودرجریان رسیدگی به پرونده دیگر موکلم رضا شهابی ،بدون کمترین سابقه احضار یا ابلاغ ، شش نفر ازماموران امنیتی بالباس شخصی و دستوری مبنی بر تفتیش منزل و دفتر کار و…، و نهایتاً بازداشت و اعزام اینجانب به بند209 زندان اوین ، وارد خانه و دفترم شدند ؟!.

ازپیش و احتمالاً تاکنون علاوه برشنود تلفن هایم وکنترل ایمیل و روابط اینترنتی ام ،تضییقاتی نیز درامور معیشتی ،حرفه ای و شخصی ام فراهم کرده بودند که درصورت لزوم ، از تخلفات آشکار اعمال شده دراین خصوص و جزئیات پرونده های مختومه ام مواردی ارائه خواهم کرد. بنظرمی آید که این گونه تضییقات ناشی از پذیرفتن وکالت برخی از موکلین به ویژه موکلین تبعه آمریکا و یا مصاحبه های رادیو و تلویزیونی و اصولاً رسانه ای ناشی از آن بوده است . اگر این چنین باشد اجازه میخواهم به استحضار برسانم :

مراتب وکالت کلیه موکلان اینجانب منجمله موکلین مورد بحث یکی از امور حرفه ای اینجانب بوده که درچارچوب قوانین جاری ، شرعی و قضایی کشور انجام پذیرفته است . اهمیت نتایج این وکالت ها و تصمیمات ناشی ازآن در دادگاه و مصاحبه بارسانه ها درارتباط با موکلین خارجی بنده را، نه درخدمت به منافع حرفه ای اینجانب ، بلکه هم طراز بامصالح ورفع مشکلات سیاسی مملکت عزیزمان ، ایران ، باید شمرد… ، مواردی که به جای مسائل حاشیه ای ، به بنیان وهستی اجرای عدالت در کشور عزیزمان می پردازد.

آخرین پرونده هایم که درمرئی و منظر بوده ، وکالت از آقای رسول بداغی از کانون صنفی معلمان ، دکترآرش و دکتر کامیار علایی ( برادران علایی ) ، دکترکیان تاج بخش ، خانم ساراشورد وآقایان جاش فاتال و شین بائر ( سه گردشگر آمریکایی ) ، آقای رضاشهابی عضوهیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی و برخی ازهموطنان بهایی و … بوده است .

نهادریاست جمهوری ، دادستان تهران ، وزارت اطلاعات ، ریاست کل دادگستری استان تهران ، معاونت امنیت دادستانی مستقردر اوین و شعبه 6 بازپرسی امنیت اوین ، مراجعاتم را کمترین پاسخی نمی دهند و کانون وکلای دادگستری نیزعاجز و ناتوان از مساعدت است . این نامه سرگشاده راهم آقایان به کاسۀ من گذاشتند و همۀ این ازصدقۀ سرایشان است و اگر گناهی است به عهده خودشان . درقبال بسیاری ازدادخواهی ها ونامه های سابقم و این نامه ، برخی خودشان را به خواب می زنند و یا شیطنت خودرا علیه من افزایش میدهند ، اما خدامی داند دردل من جزآرزوی اجرای عدالت هیچ چیز نیست .

چراحقوق اینجانب بعنوان یک وکیل مستقل بدون رعایت هیچ ضابطه قانونی پایمال می شود ؟ وچراعملاً باایجاد تضییقات خانوادگی ، شخصی ، حرفه ای و معیشتی ، بنده را به مرز طاقت انسانی می کشاند . بنظر می آید کسانی برخلاف رسالتشان که باید شهروندان را به سمت رستگاری و رعایت قانون هدایت کنند ، روش های دیگری راعلی رغم میل قانون گرایان به آنان دیکته می کنند ، باادامه این تضییقات غیرقانونی ، نسبت به من و پاسخ پادگانی نسبت به درخواست های به حق اینجانب ، آنهم از گیشه دادسرای مستقر درزندان اوین و احاله نمودن حل مسئله به زمان نامعلوم ، چه چیزی را دیکته می کنند ؟ چرا منافع خودشان را دررعایت قانونمداری برای یک شهروند مستقل نیز درنمی یابند ؟!

آیا غیرازاین هست که بازتاب وکالت های اینجانب به عنوان یک وکیل مستقل بویژه در پرونده سه متهم آمریکایی ، دنیارابه باور اجرای عدالت درکشورعزیزمان رهنمود کرده است ؟ غیر از این است که آمرین این تضییقات شک و تردید نسبت به رعایت انصاف حتی برای شهروندان مستقل رادرجمهوری اسلامی مان دامن می زنند؟

این گونه تضییقات که امیدها راناامید کند و به دلائل موهوم حیطه خدمتگزاری امثال بنده رادرامر وکالت ببندد ، ازحقوق اولیه دیدارخانواده و فرزندانم محرومم کند ، مشکلات شخصی و معیشتی فراوان برایم ایجاد کند ، اگرازروی عمد هم نباشد ، قطعاً مسئولانه نیست چراکه تصورات ناخوشایند درمورد ایران رادامن میزند .

بدون تردید مسئولیت عواقب نامطلوب عدم رعایت اصول اولیه ای که ضامن رفع این تضییقات اززندگی حرفه ای ، اخلاقی و معیشتی اینجانب نباشد ، به عهده طرفی است که به موازین قانونی ، اخلاقی و قضایی دراین مورد و امثال من بی اعتنا باشد .

درخاتمه ، سپاسگزاری ازگروهی را بایسته میدانم که بازتاب وکالت های اینجانب راباقضاوت انسانی و اخلاقی بنفع این مرزو بوم ابراز نموده و می نمایند . هنوز باوردارم که متولیان سیاسی و قضایی خردمند کشورما فراوانند و اشارتی به آنان کافیست .

باتقدیم احترام مجدد

مسعود شفیعی

وکیل پایه یک دادگستری


2 پاسخ به “نامه سرگشاده مسعود شفیعی، وکیل دادگستری؛ اعتراض به تضییقات طاقت‌فرسا و غیر‌قانونی”

  1. ناشناس آشنا گفت:

    در حکومت ولایی “نه جمهوری نه اسلامی” هیچ کس حق ندارد و در امان نیست بخصوص

    وقتی‌ وکیل مبارزان سیاسی باشی‌ .

  2. قیامت گفت:

    آقای شفیعی جای تعجب دارد که با این پرونده سنگین باز خود را بی گناه میدانید!!!؟ کدام گناه بزرگتر از این که شما وکیلید!؟ آنهم وکیل کسانیکه نامبردید!!! در این حکومت تعریف امور قانونی ودرست انجام کارهای قانونی و شرعی نیست!!! بلکه اموری است که با مشی آقایان در تعریف خودشان نگنجد!!! پس در این تعریف هرکس که حق گوید و سمت حق باشد و از حق دفاع کند غیر خودی است یعنی دشمن!!! هر کس پاچه خاری کند و نا حق را حق قلمداد نماید و مقام دزدان را ولایی ، خودیست !!!پس شما در خط آمریکا و شیطان بزرگ هستید!!!شیعه صفوی یعنی این