سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » آقای شریعتمداری! اگر دانش ندارید، لااقل ادب داشته باشید...
» نماینده ولی فقیه، مدیر مسئول کیهان، بازجو یا قاضی؟

آقای شریعتمداری! اگر دانش ندارید، لااقل ادب داشته باشید

چکیده :واقعیت این است که امثال شریعتمداری، با توسل به این شیوه‌های تخریبی، راه به جایی نبرده و نخواهند برد. خاتمی برای میلیون ها ایرانی، نماد «سیاست ورزی نجیبانه» مانده و خواهد ماند و هر چه کیهان نشینان، او، موسوی، کروبی، هاشمی و امثال آنان را بیشتر هدف تخریب شخصیتی قرار دهند، جایگاه آنان را در دل مردم بیشتر استوار می کنند. از همین رو، به شریعتمداری این وعده را می توان داد که احتمالا این قلم آخرین نوشته ای خواهد بود که به نقد او می پردازد، چرا که قلم را وظایفی مهم تر بر عهده است....


کلمه- سیدکاظم قمی:

سرمقاله ی اخیر حسین شریعتمداری در کیهان علیه سیدمحمد خاتمی، نه اولین برخورد غیراخلاقی و غیرحرفه ای او با مسائل و شخصیت های این مرز و بوم است و نه آخرین آن خواهد بود: اولین نیست چون وی روزنامه نگاری را اساسا در «توپخانه» یاد گرفت و سیاست را در دفتر سیاسی سپاه.

درباره ی تحصیلاتش نمی دانیم که آیا طی سالیان اقامت درآلمان، مشغله های فراوانی همچون کودتای خزنده در «اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا» و استحاله ی آن به مجمع مبلغین کیهان هوایی، وقتی هم برای رسیدگی به درس و مشق برایش باقی گذاشت، یا او هم مانند برادران دانشجو (فرهاد و کامران)، درگیر نقش آفرینی در مقام سربازان گمنام (و جویای نام!) امام زمان بوده و پس از بازگشت قهرمانانه (!) به میهن، مدرک تحصیلی از سوی وزارت علوم به او «اهدا» شده است. اما ناآشنایی او با علوم انسانی در «مجاهدات» شبانه روزی این «سردار قلم» در مبارزه با فرهیختگان و روشنفکران، کشف (بخوانید توهم) تو در توی توطئه های جهانی، منطقه ای و ملی، تهیه‌ی بولتن برای مسئولان بالای مملکتی، نظامی و امنیتی و یافتن دست صهیونیزم جهانی در هر حرکت انتقادی و اعتراضی، بر همگان روشن است.

آنچه تحلیل های این سردار و دوستانش در توپخانه ی کیهان را از ادبیات رایج و معمول در رسانه ها متمایز می سازد، علاوه بر کشفیات محیرالعقول و ارتباط دادن هر چیز به هر چیز و هر کس به هرکس، رویکرد غیراخلاقی و زبان ناپاکی است که برای نابودی دشمنان و مخالفان به کار گرفته می شود؛ شیوه ای که بیش از هر چیز یادآور ادبیاتی است که گروه های تمامیت خواه خشونت طلبی همچون سازمان مجاهدین خلق به کار می گیرند و در آن، خود را به جای معیار حق مطلق می‌نشانند و مخالفان خود را در جایگاه باطل مطلق. با توجه به سوابق همکاری حسین شریعتمداری با نهادهای امنیتی و حشر و نشر با اعضای سابق آن سازمان که با عنوان «توابین» در حلقه ی کیهان مشغول تجزیه و تحلیل، جریان شناسی (بخوانید جریان سازی) و کشف توطئه ها هستند، صدالبته استخدام چنین ادبیاتی طبیعی است.

سواد دینی نویسندگان این تحلیل ها (از جمله خود شریعتمداری)، از آنچه می توان پای منابر وعظ و خطابه یافت فراتر نمی رود که البته به خودی خود جای اشکال نیست. اشکال کار از آنجا شروع می شود که کسی با این بضاعت معلومات دینی نسبت به آیات و روایات و نکات عرفانی و ادعیه، بخواهد مدح دوستان و ذم مخالفان خود را به آن منتسب و مستند کند. نتیجه، نوشتارهایی با رنگ و لعاب «شریعت» مداری است که در ذات خود، «شریعت» ندار است، چرا که خوانشی از دین که با اخلاق نسبتی نداشته باشد، در حوزه ی شریعت هم جایی ندارد.

سرمقاله ی مورد اشاره ی نوشتار حاضر، با استفاده‌ی ناشیانه از گفتاری از شهید آیت الله دستغیب که عطش نویسنده‌ی آن در دشنام گویی به مخالفانش را ارضا می کند، در جهت توصیف سیدمحمد خاتمی به عنوان مفسد فی الارض چنان بی مهابا می تازد که گویی صاحب قلمش خود را در حوزه ی افتاء و صدور حکم قضایی نیز محق می داند! درست است که بسیاری از احکام زندانیان سیاسی پس از انتخابات را چنین قلم‌هایی به قضات بی اراده تحمیل کرده اند، اما حامیان شریعتمداری باید به تعیین جایگاه او تن در دهند: بالاخره باید بدانیم که ایشان فعال مطبوعاتی، نماینده ی رهبری (و چنان که گفته می شود از سوی ایشان لقب سیف الاسلام دریافت کرده) یا قاضی (و چنان که مشهور است با سابقه‌ی بازجویی) است؟ اگر در مقام اصحاب رسانه نشسته، باید پیش از آن که قلم به دست گیرد، بایسته ها و شایسته های این حرفه را بیاموزد؛ اگر نماینده ی رهبری است، باید هوشیار باشد که چه بخواهد چه نخواهد، آنچه می کند، می گوید و می نویسد، مؤید نظر ایشان محسوب خواهد شد؛ و اگر سمت قضایی دارد، نشستن بر مسند قضا هم دانش می خواهد و هم عدالت؛ دو چیزی که طی این سال ها از نوشته ها و گفته های او غایب بوده است.

واقعیت این است که امثال شریعتمداری، با توسل به این شیوه‌های تخریبی، راه به جایی نبرده و نخواهند برد. خاتمی برای میلیون ها ایرانی، نماد «سیاست ورزی نجیبانه» مانده و خواهد ماند و هر چه کیهان نشینان، او، موسوی، کروبی، هاشمی و امثال آنان را بیشتر هدف تخریب شخصیتی قرار دهند، جایگاه آنان را در دل مردم بیشتر استوار می کنند. از همین رو، به شریعتمداری این وعده را می توان داد که احتمالا این قلم آخرین نوشته ای خواهد بود که به نقد او می پردازد، چرا که قلم را وظایفی مهم تر بر عهده است.


15 پاسخ به “آقای شریعتمداری! اگر دانش ندارید، لااقل ادب داشته باشید”

  1. جادوی سبز گفت:

    اون آقایی که ایشون رو برای این کار انتخاب کردند فردی فرهیخته و هم سنگ با شریعتمداری است و در خور نظام هستند همشون!

  2. غلامرضا گفت:

    خداوندبه شما بزرگوارخیردنیا وآخرت عنایت کندکه دردفاع ازسیدمظلوم نوشتید گرچه درستی وپاکی خاتمی از نادرستی و ناپاکی دشمنانی چون شریعتمداریها روشنتر میشود

  3. صادق گفت:

    :همون حرفی که کروبی 4 سال پیش به این آدم بیسواد زد
    این صدای نعره مافیاهای جدید است که از دهان کیهان
    می‌شنوم. البته آرزو داریم که دکان بازجو و بازجویان روزی تخته شود و البته
    از دید این افراد سخن از عطوفت با محکومین لاطائلات است

  4. Saeed گفت:

    ودر كشوري كه سايه ادمها از خود انها بلندتر شود بدانيد روشناءي در حال افول است و تاريخ به ماأموخت كه از تاريخ هيجكس نياموخت و عمر استبداد كوتاه ا

  5. بردیا گفت:

    ایشان نماینده ام آی سیکس و سورس و …… در کیهان هستند و نیاز به دانش و عدالت ندارند

  6. بیژن گفت:

    عجب انتظاری دارید از این موجود بازجو!!! این به اصطلاح روزنامه نگار!!!!!!!! روزنامۀ!!!!!!!!!!!!! ارگان رهبری حتی نمیتونه کلمات “دانش” و “ادب” را بنویسه تا برسه به اینکه داشته باشه!!! شما اصلأ چه وقت این موجود بازجو را با ادب در حال حرف زدن مشاهده کردید.

  7. شورانگیز از اسفهان گفت:

    رهبری فرزانه این عالم به تمام علوم این نابغه ی دوران این وارٍ پیامبر و علی تمامی ارازل و اوباش٬ تمامی رمالان٬ تمامی مارگیران و تمامی آدمکشان و حیله گران و دینفروشان و متجاوزین و سرکوبگران را در بیت و در دور و بر خودش جمع کرده. آنها خواهان نابودی ایرانند. اینان حتا اسلام هم برایشان مهم نیست. اینان اگر یک ملیونیوم قدرت یکی از کشورهای بزرگ را داشتند قطعا جهان را نابود می کردند٬ چنانکه اینک نیز که قدرتشان در حد تخریب ایران است هیچ ابایی از این تخریب ندارند. مرحوم شاه وقتی از ایران می رفت دلار هفت تومان بود. حالا در کشوری که هیچ غلطی نمی توانست بکند با یک دلار همان سبدی خریده می شود٬ همان نانی خریده می شود که زمان بیرون راندن شاه از ایران می شد خرید٬ اما در مملکت روحانی زده ی ما اگر آن هفت تومان را به گدا هم بدهی ترا مسخره خواهد کرد. خواهران و برادران ایرانی ببینید ما با دستان پاک خودمان کدام پاکان را به قدرت رسانده ایم. آری ببینید! ما سزاواران این وضعیم! اگر نمی خواهیم ایرا واقعا تبدیل به سوریه و یا عراق و یا لبنان و یا لیبی و یا افغانستان شود باید در یک جنبش عظیم مردمی از خانه بیرون آییم. اینهمه نمونه های وحشتناک در برابر ماست بیدار شو.یم وگر نه با انفجاری عضیم سراسیمه از خانه بیرون ]واهیم آمد و آن موقع واقعا دیر شده است! بیدار شویم!٬

  8. احسان گفت:

    بزرگترین گناه خاتمی:

    در نظر حاکمان ایران خاتمی گناهان بسیاری دارد، از جمله اینکه او به همه احترام میگذارد و اینها به همه توهین میکنند، او با فرهنگ است و اینها دشمن فرهنگ هستند، او خواهان صلح، آرامش و پیشرفت ایران است و اینها برای منافع دوروزه دنیای خویش همه چیز را زیر پا میگذارند، او سالها به گواهی همه استانداردها به اقتصاد، حکومت و دیپلماسی مملکت خدمت موثر کرد و اینها مملکت را به لبه پرتگاه برده‌اند و تا نابودی کامل به راه غلط خویش اصرار میورزند که تنها هنرشان تخریب است. با اینهمه بزرگترین گناه خاتمی اینست که او پایگاه مردمی دارد و هنوز محبوبترین سیاستمدار و رهبر سیاسی پس از انقلاب است و اینها از همین وحشت دارند و از هر فرصتی برای تخریب او استفاده کرده و میکنند. در واقع وحشتشان از مردم است، از رهبران محبوب مردم انتقام میگیرند!! حتما اما نتیجه عکس میگیرند چنانکه تا به حال گرفته اند. اگر قدری بینائی داشتند خیلی‌ خوب بود حتّی همانرا هم ندارند. این عاقای شریعتمداری و ارباب کوتاه فکرش که مسول خونهای بسیاری هستند پاداش خود را در همین دنیا خواهند دید.

  9. sasan گفت:

    حسین بازجو دست اموز اسلام ناب اصیل انقلابی محمدی

  10. شمیم گفت:

    شریعتمداری وامثال ایشان نه دین دارد،نه ادب،نه دانش، از انسانیت هم بویی نبرده است فقط قالبی انسان نما دارد…

  11. مبینا گفت:

    تصویرش من یاد ابن ملجم تو فیلم امام علی میندازه

  12. صادق گفت:

    شما که مظهر ادبی و ادبت هم به ز دولتت هست ماشالله!!

  13. زهیر خیری گفت:

    کی یادش میره ؟؟؟؟ این همون آدمیه که با سعید امامی رفت و آمد خانوادگی داشت ، دیگه چه توقعی میره ؟؟؟!!!

  14. سربار(سردار)قلم گفت:

    هرچه می خواهی بخواه اما تو از من این مخواه آخه چرا شما انتظار بیجا از من دارید و توجهی به فلسفه وجودی وعلت انتصاب بنده ِ سراپا تقصیر ندارید؟!

  15. راستین گفت:

    چرا بجای هجوم به همدیگه به دشمنی با صهیونیسم جهانی وعوامل داخلی نمیرید