سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » غلامعلی رجایی خطاب به مسولان امنیتی: اگر مدعی پیروی علی(ع) هستید، خزعلی را بی قید و ...
» راه برخورد با اهل اندیشه و قلم، حبس و حصر و توهین و زدن و بستن نیست

غلامعلی رجایی خطاب به مسولان امنیتی: اگر مدعی پیروی علی(ع) هستید، خزعلی را بی قید و شرط آزاد کنید

چکیده :غلامعلی رجایی در یادداشت خود با بیان اینکه "تردید ندارم خاتمی- که بعضی این روزها با بی شرمی تمام دم از رد صلاحیت وی می زنند و به عواقب تفکرغلط و هزینه هایی که این کار بر روی دست نظام می گذارد کاری ندارند- و موسوی و کروبی و تاجزاد ه و نوری زاد و خزعلی و... سر جنگ با نظام نداشته و ندارند. تفکرشان گاه با رهبری در مسائلی تفاوت دارد که این هم مساله ای نیست" خاطرنشان می کند: مگر در زمان امام مراجعی نبودند که در قم و غیر قم به مخالفت با نظرات امام می پرداختند و مخالفتشان را هم بیان و گاه رسانه ای هم می کردند و آب هم از آب تکان نمی خورد و در نهایت امام بدون ذکر نامشان در سخنانی به نقد و رد حرف های منتقدین خود و حکومت می پرداخت....


غلامعلی رجایی در یادداشتی درباره ی مهدی خزعلی و اعتصاب غذای وی نوشته است: دکترخزعلی دارد با اعتصاب طولانی خود علاوه برخود به خانواده و به دوستانی که نگران سلامتی او هستند آسیب می رساند و در نهایت خدای ناکرده با مرگ خود آبروی نظام را هم به چالش می کشد.

به گزارش کلمه، مهدی خزعلی که بیش از صد روز است در اعتصاب غذا به سر می برد، هفته ی گذشته، برای چند دقیقه و به احترام مادرش که به ملاقات او در زندان اوین رفته بود اعتصابش را شکست. اما پس از آن اعلام کرد که همچنان به بازداشت غیر قانونی خود اعتراض داشته و تن به این ظلم نخواهد داد و تا محقق نشدن حق قانونی اش به اعتصاب غذا ادامه خواهد داد.

وی  با گذشت بیش از صد روز از اعتصاب غذای خود بیش از سی کیلو کاهش وزن داشته و با کاهش فشار خون و ضربان قلب مواجه بوده است.

غلامعلی رجایی در یادداشت خود با بیان اینکه “تردید ندارم خاتمی- که بعضی این روزها با بی شرمی تمام دم از رد صلاحیت وی می زنند و به عواقب تفکرغلط و هزینه هایی که این کار بر روی دست نظام می گذارد کاری ندارند- و موسوی و کروبی و تاجزاد ه و نوری زاد و خزعلی و… سر جنگ با نظام نداشته و ندارند. تفکرشان گاه با رهبری در مسائلی تفاوت دارد که این هم مساله ای نیست” خاطرنشان می کند: مگر در زمان امام مراجعی نبودند که در قم و غیر قم به مخالفت با نظرات امام می پرداختند و مخالفتشان را هم بیان و گاه رسانه ای هم می کردند و آب هم از آب تکان نمی خورد و در نهایت امام بدون ذکر نامشان در سخنانی به نقد و رد حرف های منتقدین خود و حکومت می پرداخت.

وی همچنین می نویسد: درکتاب سیره شهید رجایی نوشته ام ایشان در فن کلاس داری معلم می گفت: اگر دانش آموزی در کلاس شلوغ کند و معلم او را از کلاس بیرون نماید در نهایت این دانش آموز است که بر معلم پیروز شده است.

متن کامل این یادداشت که در وبلاگ رجایی منتشر شده به شرح زیر است:

این نظر را نیمه شب دوستی فرستاده است. این روزها مکرر بعضی از دوستان مشترک من و دکتر خزعلی از من می خواهند درباره ایشان مطلبی بنویسم. به آنها عرض کرده ام نیازی به مقاله جدید نیست. اواخرسال قبل هم از فرزند ایشان خواهش کرده ام پیام مرا به وی برساند و بگوید فلانی خواهش کرده است اعتصابتان را بشکنید.

به گمان من ایشان نباید این همه خواهش دوستان ارادتمندان وبزرگان را نادیده بگیرد هرچند به او ستم وناروا شده باشد.

من احکام شرع را درباره حلیت یا حرمت اعتصاب وی نمی دانم ولی می دانم خزعلی که یک طلبه است و لابد مقلد مرجعی است می تواند نظر مرجع تقلیدش را در باره ادامه یا عدم ادامه اعتصاب خود جویا و بدان عمل نماید. گمان نمی کنم در این کار جواز و حلیتی نهفته باشد.

دکترخزعلی دارد با اعتصاب طولانی خود علاوه برخود به خانواده و به دوستانی که نگران سلامتی او هستند آسیب می رساند و در نهایت خدای ناکرده با مرگ خود آبروی نظام را هم به چالش می کشد.

دوستان امنیتی باید نسبت به کسی که دراین موضع افتاده است با سعه صدر وتدبیر بیشتری رفتار کنند و با اوکه بنظرمی رسد به نوعی وزن کشی افتاده اند با تسامح رفتار نمایند و اجازه ندهند جنازه دیگری بر روی دست نظام بماند و ماه ها مایه تبلیغات دشمنان این ملت بشود.

من اگر جای آنان بودم بی قید و شرط دکتر خزعلی را آزاد می کردم. آنان باید در این چند مرحله حبس و دستگیری و ده ها ساعت بازجویی دکتر خزعلی با روحیات وی آشنا شده باشند. او در دیداری که سال قبل با وی پس از آزادی اش از زندان داشت در دفترش داشتم و از او خواستم به گونه ای رفتار نکند که دوباره به زندان باز گردد می گفت اگر بخواهند محدودم کنند ترجیح می دهم به زندان باز گردم و تن به ذلت ندهم به او گفتم شما به هزار دلیل باید در بیرون باشی.

من در جلسه اول سرای اهل قلم او شرکت کرده بودم. خیلی دلخوش بود که می تواند بجای زندان با نشست هایی که حاکمیت را به نقد می کشد به وظیفه اش عمل کند با ذوق و شوق آیین نامه ای را که می خواست برای ثبت این انجمن به مصادر قانونی بدهد برای اظهار نظر به من و دکتر علایی و دکتر نوری زاد نشان داد و نظر خواست.

اگر قدری ظرفیت دستگاه امنیتی ما بیشتر بود ایشان می توانست اکنون در انتخابات شورای شهر ثبت نام کند و به فعالیت سیاسی خود رنگ دیگری بدهد. می توانست درانتخابات ریاست جمهوری با همه شور و توان واستعداد خود حاضرشود ودرحمایت ازنامزد مورد نظرخود در جهت خلق حماسه سیاسی مورد نظر رهبری تلاش نماید.

دوستان امنیتی می دانند و می توانند با اهل قلم و اندیشه و نقد با زبانی غیراز حبس وحصر و تحقیر وتوهین و زدن و بستن.که حتما آنها را به لجاجت و پایمردی بیشتری برنظرشان می کشاند رفتارکنند. آن را آزموده اند. این راهم بیازمایند.

بنظر من آزادی دکتر خزعلی که جوانئ خود را درجنگ سپری کرده است و داغ برادر شهیدی را هم در سینه دارد بازی برد – برد وی و نیروهای امنیتی ماست.

دوستان امنیتی باید تبعات مرگ احتمالی خزعلی را دست کم نگیرند و در رفتار با او و امثال او حوصله بیشتری داشته باشند وآزادی وی را عقب نشینی خود تلقی ننمایند.

درتاریخ آمده است وقتی طلحه و زبیر برای تهیه مقدمات جنگ جمل قصد خروج از مدینه را داشتند به نزد حضرت امیر صلوات الله علیه آمده و از ایشان اجازه خواستند برای انجام عمره به مکه بروند! حضرت که می دانست نیت آنهاعمره نیست به آنها فرمود: شما قصدعمره ندارید. ولی آزادید. بروید. آنها هم به بصره رفتند و با میدان داری عایشه دخترابابکر که بر روی شتری نشسته بود وجنگ را هدایت می کردجنگی بنام جمل- شتر- را براه انداختند وخونهای یسیاری ازمسلمین برزمین ریخته شد.

این رفتار مولای ما با کسانی است که با وی که منتخب مردم و ولی خدا بود عزم جنگ مسلحانه داشتند.

اگر ما ادعای پیروی چنین امامی را داریم تکلیفمان روشن است و اگر فقط حرف می زنیم و گلو پاره می کنیم و کاغذ سیاه می کنیم مساله ای دیگراست.

تردید ندارم خاتمی- که بعضی این روزها با بی شرمی تمام دم از رد صلاحیت وی می زنند و به عواقب تفکرغلط و هزینه هایی که این کار بر روی دست نظام می گذارد کاری ندارند- و موسوی و کروبی و تاجزاد ه و نوری زاد و خزعلی و… سر جنگ با نظام نداشته و ندارند. تفکرشان گاه با رهبری در مسائلی تفاوت دارد که این هم مساله ای نیست. زمین که به آسمان نمی اید.

مگر در زمان امام مراجعی نبودند که در قم و غیر قم به مخالفت با نظرات امام می پرداختند و مخالفتشان را هم بیان و گاه رسانه ای هم می کردند و آب هم از آب تکان نمی خورد و در نهایت امام بدون ذکر نامشان در سخنانی به نقد و رد حرف های منتقدین خود و حکومت می پرداخت.

قصد مقایسه و اطناب مطلب را ندارم. درکتاب سیره شهید رجایی نوشته ام ایشان در فن کلاس داری معلم می گفت: اگر دانش آموزی در کلاس شلوغ کند و معلم او را از کلاس بیرون نماید در نهایت این دانش آموز است که بر معلم پیروز شده است.


دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.