ویدئو/ حکایت روزهای سبز ما: حدیث شیدایی
چکیده :هشتصد روز حصر آفتاب نه گره گشود از کار آنان که مردم را نخواسته و خس و خاشاک خوانده بودند، نه آرامش داد به آنان که در پی حماسه سازی های رنگارنگ وامدار مشروعیت مستاصل مانده اند....
کلمه- گروه اجتماعی: روایتی می گوید هشتصد روز از آغاز حصر خانگی همراهان سبز مردم ایران در روزهای سبز و سرخ می گذرد، روایتی دیگر اما بازگو می کند حدیث 800 روز پایداری و ایستادگی بر عهدی دیرین. روایتی که خبر از 800 روز آزادگی و سربلندی در پسِ کارنامه ای درخشان از صداقت و پایمردی با مردم و در راه جوانه های لاله های دمیده از خون جوانان وطن، می دهد.
هشتصد روز حصر آفتاب نه گره گشود از کار آنان که مردم را نخواسته و خس و خاشاک خوانده بودند، نه آرامش داد به آنان که در پی حماسه سازی های رنگارنگ وامدار مشروعیت مستاصل مانده اند، که؛ مردم به آفتاب شیفته بودند، زیرا که آفتاب تنهاترین حقیقتشان بود در ورای پستوهای خاک گرفته و دروغ های قد کشیده.














سخن از “رحمان” است
دزدان در کمین کاروان نشستهاند.
کاروانبانان کاروان را ربوده اند.
کاروان پریشان از هم گسسته است.
مردی از آن طرف حصار سلام میرساند.
قاصد انش پیام میدهند.
سخن ، سخن از رحمان است.
سخن از قانون است.
او میاید .
او حتماً میاید.
و با شال سحر آمیز سبزش،
همه را گرد هم آورده ،همه جا را سبز میکند.
800 روز مردانه ایستادن
و حرفهایی زدن که وقوع پیوست و واقعیاتی گفتند که الان حتی اصولگران دوآتشه هم بدون ترس به زبان میاورند اما کینه شخصی باعث آزادی این عزیزان میشود
کینه ی کسی که دیگر هیچ راه نجاتی نه برای حکومتش و نه حتی برای خودش ندارد
امسال رای نمیدهیم.تعدادی در زندان در حال جان دادنند.