تحولات سوريه از نگاه جوانی از شهر درعا در جنوب سوريه
چکیده :یک جوان سوری می گوید: برگرديم به آوريل 2011. در آن زمان اعتراضات منطقي بود و بر اساس خواستههاي به حق مردم. کسي هم دست به سلاح نبرده بود. شايد برخي قبائل در نقاط مختلف کشور اسلحه داشتند. ولي آنها هميشه مسلح بودهاند و ربطي به انقلاب نداشت. بيش از 6 ماه مردم فقط شعار ميدادند و تظاهرات مسالمتآميز ميکردند ولي حکومت بيرحمانه سرکوب ميکرد. حتي خود اسد هم در اولين سخنرانيهاي خودش پس از بالا گرفتن بحران اذعان کرد که اعتراضات در آغاز مسالمتآميز بوده و ما ميخواستيم به درخواستهاي معترضين پاسخ بدهيم. سوال اين است پس چرا پاسختان فقط سرکوب بود؟ چرا کار را به جائي کشانديد که معترضين سلاح را برگزيدند. بيکفايتي اسد در مديريت بحران در آن 6 ماه اصليترين دليل وضعي است که امروز به آن دچار هستيم. ...
حسام، جوان سوری می گوید: برگرديم به آوريل 2011. در آن زمان اعتراضات منطقي بود و بر اساس خواستههاي به حق مردم. کسي هم دست به سلاح نبرده بود. شايد برخي قبائل در نقاط مختلف کشور اسلحه داشتند. ولي آنها هميشه مسلح بودهاند و ربطي به انقلاب نداشت. بيش از 6 ماه مردم فقط شعار ميدادند و تظاهرات مسالمتآميز ميکردند ولي حکومت بيرحمانه سرکوب ميکرد. حتي خود اسد هم در اولين سخنرانيهاي خودش پس از بالا گرفتن بحران اذعان کرد که اعتراضات در آغاز مسالمتآميز بوده و ما ميخواستيم به درخواستهاي معترضين پاسخ بدهيم. سوال اين است پس چرا پاسختان فقط سرکوب بود؟ چرا کار را به جائي کشانديد که معترضين سلاح را برگزيدند. بيکفايتي اسد در مديريت بحران در آن 6 ماه اصليترين دليل وضعي است که امروز به آن دچار هستيم.
گفت و گوی نشریه خرداد با يک جوان سوري اهل شهر درعا و پيش از استعفاي معاذ الخطيب رئيس شوراي ملي مخالفان سوريه جهت ارائه ديدگاهي خارج از چارچوب معمول سياست را در شماره يازدهم خردادِ با هم می خوانیم:
در مورد بشار اسد چه فکر ميکني؟ آيا بالاخره رئيس جمهور فعلي سوريه سقوط مي کند؟
زمانش را نميدانم. ولي نميتوانم تصور کنم که او دوباره بتواند رئيسجمهور سوريه باشد، انگار نه انگار که اين همه جنايت و خونريزي اتفاق افتاده. او بسياري از حاميان خود را در ميان مردم به کلي از دست داده. به خصوص که اقتصاد کشور هم، از هم پاشيده و اينطور نميتواند ادامه پيدا کند. مردم هيچ اعتمادي به بهبود اوضاع به رهبري بشار اسد ندارند. اينکه چطور بشار اسد سقوط ميکند يا چگونه ميرود را نميدانم. اين که کِي ميرود را هم نميدانم، يا اينکه کجا ميرود، ولي ميدانم که او بايد برود.
در مورد اپوزسيون چه نظري داري؟ به نظر شما اين تقسيمبندي کلي ائتلاف ملي گروههاي انقلابي و مخالف سوريه و ارتش آزاد سوريه درست است؟ البته گروههاي کوچکتري هم در ميدان جنگ داخلي سوريه وجود دارند مثل جبهة النصرة. ولي آيا اين تقسيم بندي کلي صحيح است؟
پيش از اين شورا، برهان غليون از شاخصترين مخالفان بشار اسد بود. غليون در سال 2011 به عنوان رئيس مجلس انتقالي سوريه که در آنکارا تشکيل شد انتخاب شد. در سال 2012 ميلادي هم، اعضاي شوراي ملي سوريه در نشستي در ترکيه، در پي استعفاي برهان غليون، عبد الباسط سيدا را به عنوان رهبر جديد خود انتخاب کردند. بعد از آنها احزاب مختلف اپوزوسيون شکل گرفتند که با هم کنار نميآمدند و به يکديگر انواع اتهامها را ميزدند که واقعا خجالتآور بود. اما نهايتا جامعه بينالمللي به آنها هشدار داد که اگر ميخواهيد شما را به رسميت بشناسيم بايد بر اين اختلافها فائق بياييد. که آنها هم نهايتا به توافق رسيدند.
که اين توافق در دوحه حاصل شد . . .
بله دقيقاً. که در آنجا معاذ الخطيب به عنوان رهبر اپوزوسيون ملي انتخاب شد. او از اعضاي اخوان المسلمين است. البته ادعا ميکند که اخواني ميانهرو است. البته من مطمئن نيستم که اخواني ميانهرو يعني چه. اما به هر حال با قولهاي هميشگي مختص شرايط اينچنيني با شعارهاي آزادي و سوريه آزاد آمد. ولي من به او عتماد چنداني ندارم و فکر نميکنم بتواند کاري از پيش ببرد. شخصيتهاي خوب ديگر هم در اپوزوسيون هستند اما چون ارتباطي با قدرتهاي بينالمللي مثل روسيه و آمريکا ندارند، در وضع ناپايدار فعلي سوريه، هيچ شانسي براي عرض اندام در مقابل نهاد ريشهداري همچون اخوان المسلمين ندارند.
ولي توافقي که براي انتخاب معاذ الخطيب شکل گرفت شامل گروههاي متعددي از اپوزوسيون سوريه بوده، اينطور نيست؟
بله. در انتخاب او سکولارها و ديگر گروهها و فرقههاي ديني و مذهبي هم حضور داشتند. حالا چون بحث گروههاي مختلف پيش آمد و اين گفت و گو هم به ايران خواهد رفت اجازه بديد من اندکي در مورد دستهبنديهاي مذهبي و فرقهاي در سوريه چند جمله توضيح بدم. ما در سوريه فرقههاي متعدد مذهبي داريم. به غير از گروه هاي سکولار و مسيحي، حتي در خود اسلامگرايان هم چهار فرقه اصلي داريم. دروزيها، علويها، شيعيان و سنيها. در بين مسيحيها هم ارتدکسها و کاتوليکها را داريم. همچنين کردها که عرب و مسلمان هستند. در مجموع ترکيب بسيار وسيعي است. بله معاذ الخطيب از توافق نمايندگان اکثر اين گروهها انتخاب شده. اما فکر نميکنم که بهترين انتخاب آنها بوده و مطمئن نيستم که بتواند از عهده مسوليتي که به او واگذار شده برآيد. مساله اساسي اين است که اين نمايندگان اپوزوسيون همگي بيرون سوريه هستند. آنها ادعا ميکنند که ارتباط تنگاتنگي با مثلاً ارتش آزاد سوريه دارند. ولي خيليها مطمئن نيستند که اين ارتباط تا چه حد تاثيرگذار و واقعي است. بله، يک ژنرال ارتش آزاد سوريه که در ترکيه! مستقر است به تلوزيون آمد و گفت ما الخطيب را تائيد ميکنيم. اما افراد واقعي ارتش آزاد سوريه مردم کوي و برزن در سوريه هستند که خيلي وقعي هم به حرف اين ژنرالها که در ترکيه مستقر هستند نمينهند. بله شايد ترکيه به شمال سوريه نزديک باشد و شمال سوريه هم تا حدود زيادي در دست مخالفان است. ولي من از جنوب سوريه هستم از نزديکي درعا. جنوب سوريه با مشکلات فراواني در عرصه نبرد مواجه است و من نميدانم که يک ژنرال که در ترکيه نشسته چه ارتباط واقعي ميتواند با مثلاً درعا داشته باشد که حالا از طرف آنها صحبت هم ميکند.
به نظر شما اين ژنرالها بر گروههايي همچون جبهة النصرة کنترلي هم دارند؟
خير، حالا شما بحث را آورديد به عرصه واقعي نبرد. در ميدان جنگ در سوريه واقعا افتضاح بزرگي است. من فکر ميکنم جبهة النصرة آنقدرها هم که بر سر زبانها افتاده مهم نيست. آنها صرفا چون تمام مختصات يک گروه تروريستي را دارند سر و صدا کرده و با سر و وضع خاص خودشان توجه رسانهها را به خود جلب کردهاند. آنها اصلا از مردم سوريه نيستند. از کشورهاي ديگر مثل يمن آمدهاند. ما در داخل سوريه در حال حاضر مشکلاتي به مراتب جديتر از جبهة النصرة داريم. مشکل واقعي ما معضل بيقانوني است. بسياري از فرصتطلبان از اين بيقانوني استفاده کرده و اقدام به آدمربايي، اخاذي و دزدي ميکنند. شايد در بسياري از شهرها جنگ و بمباران نباشد ولي ويراني ناشي از بيقانوني کمتر از بمباران نيست. ما جريان سلاح را از ترکيه، از عراق، از اردن، از لبنان و ديگر نقاط داريم. خوب اين سلاحها معلوم نيست که به دست چه کساني ميافتد. هيچ کنترلي وجود ندارد.
يعني ارسال سلاح به جاي حل بحران، بيشتر به بحران دامن زده است؟
ارسال سلاح بدون اينکه کنترلي بر آن باشد و اينکه معلوم نباشد به دست چه کساني ميافتد اصلا کمکي به حل بحران نميکند.
در اتحاديه اروپا، برخي دولتها همچون بريتانيا و فرانسه سعي دارند که ديگر کشورهاي اين اتحاديه را براي ارسال سلاح به سوريه متقاعد کنند. ظاهرا شما فکر ميکني حق با آن دسته از کشورهايي است که با ارسال سلاح مخالف هستند؟
ببينيد اگر اين دولتها ميدانند که سلاح را به دست چه کساني ميخواهند برسانند و ميتوانند تضمين کنند که اين سلاحها به دست همانها که ميگويند ميرسد شايد درست بگويند. ولي مشکل اين است که در کشوري که دچار جنگ داخلي و بيقانوني است، شما از کجا ميدانيد که اين سلاح سر از کجا در خواهد آورد. براي مثال در حلب ارتش آزاد با جبهة النصرة در حال جنگ است. شما وقتي ميخواهيد سلاح به حلب بفرستيد از کجا ميدانيد اين تسليحات پيشرفته و سنگين توسط گروههاي تروريستي همچون جبهة النصرة و ديگران ربوده نميشود و به دست آنها نميافتد. حتي در شمال سوريه هم که عمدتا در اختيار انقلابيون است، همين ارسال چشم و گوش بسته سلاح به مناطقي که هنوز از هرج و مرج و بيقانوني رنج ميبرد واقعا اشتباه است. شما بايد در آنجا باشيد و ببينيد مردم در چه وضع اسفناکي زندگي ميکنند. بيثباتي و عدم امنيت يکي از معضلات جدي است.
نقش دولت هاي خارجي را چطور ميبيني؟ براي مثال آنها که شروع به ارسال سلاح به مخالفان کردند. و همينطور نقش ترکيه. بسياري معتقدند ترکيه بيش از اندازه عجولانه و شديد وارد بحران سوريه شد؟
ببينيد ما بايد برگرديم به آوريل 2011. در آن زمان اعتراضات منطقي بود و بر اساس خواستههاي به حق مردم. کسي هم دست به سلاح نبرده بود. شايد برخي قبائل در نقاط مختلف کشور اسلحه داشتند. ولي آنها هميشه مسلح بودهاند و ربطي به انقلاب نداشت. بيش از 6 ماه مردم فقط شعار ميدادند و تظاهرات مسالمتآميز ميکردند ولي حکومت بيرحمانه سرکوب ميکرد. حتي خود اسد هم در اولين سخنرانيهاي خودش پس از بالا گرفتن بحران اذعان کرد که اعتراضات در آغاز مسالمتآميز بوده و ما ميخواستيم به درخواستهاي معترضين پاسخ بدهيم. سوال اين است پس چرا پاسختان فقط سرکوب بود؟ چرا کار را به جائي کشانديد که معترضين سلاح را برگزيدند. بيکفايتي اسد در مديريت بحران در آن 6 ماه اصليترين دليل وضعي است که امروز به آن دچار هستيم. اما امروز که کار به اينجا کشيده کار آساني نيست که به جاي مردمي که حالا براي مرگ و زندگيشان مبارزه ميکنند بگوييم که آيا مسلح بودن آنها درست است يا نه. نميدانم دقيقا چه کشورهايي سلاح ميفرستند ولي همه آنها منافع خود را دنبال ميکنند وگرنه چرا براي فلسطين نميفرستند. در مورد ترکيه، من فکر ميکنم بيشتر سعي ميکند در منطقه نقش فعال داشته باشد که اعتماد متحدان غربي خود را جلب کرده تا شايد حتي در اتحاديه اروپا بتواند وارد شود. اما من شخصا مخالف هر کسي هستم که آتش به روي هموطن خود ميگشايد. اگر نيروي بيگانهاي خاک ما را اشغال کرده بود و ما براي بيرون راندن آنها مجبور به جنگ با آنها بوديم وضع فرق ميکرد. ولي از برادرکشي و کشتن هموطن، به نظر من، هيچ چيزي عايدمان نميشود. اين بارها در تاريخ تکرار شده.
حالا به نظر شما راه برونرفت از اين وضع چيست؟
. . .
يا شايد هم نميداني؟ واضحا جواب اين سوال آسان نيست چون در حال حاضر بسياري در دنيا به دنبال راهي براي خاتمه بخشيدن به اين وضعيت هستند. ادامه و وخامت روزافزون جنگ داخلي سوريه در حال سرايت به کشورهاي همسايه و ديگر کشورهاي منطقه است. تقريبا همگي بر سر پايان دادن به اين بحران توافق دارند اما راه برونرفت را ظاهرا کسي نميداند؟
من فکر ميکنم شرايط پيش از آنکه بهتر شود بسيار بدتر از اين که هست خواهد شد. اما اينکه چگونه بهتر خواهد شد را من نميبينم. شايد بهترين راه اين باشد که اگر واقعا به دين اسلام باور داريم دست از اختلافات شيعه و سني برداريم. من داستانهاي زيادي دارم از محلهها و شهرهاي مختلف. از همين دست تعصبات بيپايه و اساس و خطکشيهاي مضحک که “ما” شيعه هستيم و “آنها” سني. من هموطنانم را از شهرهاي مختلف ميبينم، از حمص، حما و ساير شهرها که از آزادي و برابري حرف ميزنند اما متاسفانه تعصبات فرقهاي را نهايتا در رويکردشان ميبيني. بايد واقعبين بود. اين تعصبات سبب بسياري از بدبختيهاي ما در خاورميانه است. چون اين گفت و گو به ايران هم ميرود من مايلم بر اين نکته تاکيد کنم. اين دعواي شيعه و سني باعث و باني تمام اين بدبختيهاست. شيعه و سني فرق چنداني با هم ندارند. اين واقعا زشت است که در قرن بيست و يکم ما هنوز درگير اين تعصبات باشيم و ديگران بتوانند با دامن زدن به اين تعصبات در ميان ما تفرقه ايجاد کرده و ما را به برادر کشي و جنگي خانمانسوز دچار کنند.
با تشکر از همراهيت در اين گفتگو ، حرفي براي جوانان ايراني همنسل خودت داري؟
بله، پيش از هر چيز دوست دارم سال نو ايراني را به آنها تبريک بگويم. نوروز را. من ميدانم که جوانان ايراني بسيار خوشفکر هستند و با پيشينه تمدني هزاران ساله. من نميخواهم اينجا راجع به تمدن کهن و تاريخ بزرگ کشور شما صحبت کنم. اما ميخواهم بگويم شما با اين تمدني که داريد هيچ وقت حتي تصور خشونت و کشتن هموطنانتان را تحت هيچ عنواني نکنيد. ميدانم که بعضا با اعتراضات مسالمتآميز شما برخوردهاي بسيار زشت و خشونتآميز شده. همه در مورد آن شنيدند. اما واقعا سعي کنيد در دام خشونت نيفتيد. چون ديگر کنترلي نخواهيد داشت. شايد بسياري در جنبش سبز شما که خواستهاي قانوني و به حق هم داشت وارد شدند ولي به قصد بهانه دادن به نيروهاي سرکوبگر و يا مقاصد ديگر. هميشه برخي فرصتطلب هستند که از برهمريختگي اوضاع متنفع ميشوند. به سوريه نگاه کنيد. سرکوبگران که تکليفشان روشن است. معمولا وقتي ميفهمند کشور در سراشيبي سقوط است که ديگر دير شده. اما شما مراقب باشيد. با تحمل سختيها تمام تلاشتان را بکنيد که با تغييرات تدريجي کشورتان را درست کنيد تا به دام آتش و خون و برادرکشي نيفتيد. ميدانم که سخت است و ميدانم که برخي فکر ميکنند با خشونت آنها دست بالا را خواهند داشت ولي واقعيت اين است که تجربه دردناک سوريه بايد براي همه عبرتآموز باشد. تصاوير کودکان کشته شده تصاوير هولناکي است. واقعا زجرآور است که انسان کشور خود را در قرن بيست و يکم در اين وضع اسفناک ببيند. به هر حال اميدوارم در نوروزتان شاد باشيد.














ما هم با بی کفایتی در همه سطوح از “رهبری” و “ریس جمهور” گرفته به پایین روبرو هستیم.
امیدوارم که به سر عقل بیایند آنهایی که در قدرت هستند.
جنگ داخلی سوریه حاصل مشورت با مشاورین حکومت ایران بود اوایل همه چیز را با اصلاحات میشد حل کرد سیاست پتک آهنین ایران به اینجا کشاند با شرمندگی از ملت سوریه این جنگ مقدار زیادی تقصیر مشاورین حکومت ایران بود