روحانیان حامی احمدینژاد به اشتباهشان اقرار کنند
چکیده :اگر چه الآن موضع گیری در برابر این جریان لازم، مفید و قابل تقدیر است، اما کافی نیست. برای جبران مافات و باورپذیری مردم لازم است آنان که به هر دلیل از ایشان حمایت کرده اند و با پشتیبانی اغراق آمیز خود احتمالاً خود این بنده خدا را به توهم وا داشته اند، با شجاعت تمام به اشتباه خود اقرار و مسؤلیت اقدامات خود را بپذیرند. تنها در این صورت است که می توان آب رفته را به جوی باز گردانده و اعتماد از دست رفته برخی از متدینان را بازیابی کرد....
مهدی پورحسین
هنجارشکنی های پی در پی آقای احمدی نژاد و تیم منتسب به ایشان در هفته های اخیر، موجب شده است تحرکی تازه در حوزه و روحانیت ایجاد شده، بزرگان حوزه و علمای سرشناس با کنار گذاشتن منش سکوتی که طی سالهای اخیر پیشه کرده بودند، به صورت روشن به تخطئه عملکرد ایشان بپردازند. این شیوه علاوه بر آن که از منظر جلوگیری از منکرات و پایان دادن به ناهنجاری هایی که در این دولت دامنگیر جامعه شده بود، حائز اهمیت است، از جهت امیدی که در مردم و جامعه متدین ایجاد می کند، از اهمیت مضاعفی بر خوردار است.
متدینان انتظار دارند روحانیت به جهت مسؤلیت ذاتی که در امر به معروف و نهی از منکر دارد، در هر شرایطی در کنار آنان بوده و کژی ها را ولو در حکومت و طیف منتسب به خود، با شمشیر عدالت علوی که به ارث برده، راست نماید و در هیچ شرایطی به منکرات راضی نگردد.
در عین حال پرسش اساسی که ذهن جامعه را آزار می دهد، این است که مسبب این نابسامانی ها کیست و نقش روحانیت در این میان چقدر است؟
واقعیت آن است که اگرچه تعداد پرشماری از مراجع عظام، علماء اعلام و بدنه حوزه، از روز اول با بصیرت تمام به این جریان نگریسته و به آن خوش بین نبوده و یا مخالفت هم می کرده اند، اما کم نبودند روحانیانی که با ظاهرنگری خاص خود چنان در فضائل این جریان، اغراق می کردند که بخش زیادی از جامعه به این تصور رسید که احمدی نژاد نه تنها از جنس حوزه و حوزویان، بلکه مأمور الهی است که برای نجات ملت از آسمان نازل شده است! این افراد که اتفاقاً صدایشان به مدد بلندگوهای خاص از دیگر صداها بیشتر شنیده می شد، با تمسک به خواب و خیال این گونه وانمود می کرد که احمدی نژاد برگزیده ویژه امام عصر (ع) برای رفع گرفتاریها است.
به عنوان مثال، در کمال ناباوری یکی از علمای سرشناس در این باره مدعی شد: «دیشب یکی از دوستان حاضر در جلسه نقل کرد؛ قبل از برگزاری مرحلۀ اول انتخابات به محضر یکی از علمای اهواز رسیدم. ایشان گفت: نگران نباشید، احمدینژاد رئیسجمهور میشود. ایشان گفته بود که شخصی شب بیست و سوم ماه رمضان در حال احیاء پیش از نیمۀ شب به خواب میرود. در خواب به او ندا میشود که بلند شو برای احمدینژاد دعا کن، وجود مقدس ولیعصر (عج) دارند برای احمدینژاد دعا میکنند. میگوید من حتی اسم احمدینژاد را نشنیده بودم و اصلاً او را نمیشناختم! خود ایشان نیز در تاریخ دهم دیماه قاطعانه گفته بود که من رئیسجمهور خواهم شد. کسانی با او شوخی میکردند که این چه حرفی است میزنی؟ چه کسی به تو رأی میدهد؟ چه کسی تو را میشناسد؟ گفته است این قول یادتان باشد، امروز 10/10/83 است، من رئیسجمهور خواهم شد! حالا خواب دیده یا کسی به او گفته است من نمیدانم!»[1]
این عالم نامدار در اولین دیدار خود با احمدینژاد پس از انتخابات ریاستجمهوری با اغراق تمام خطاب به وی می گوید: «خدای متعال را شاکریم که زمینۀ انتخاب چنین شخصیتی برای این دورۀ خاص از انقلاب را فراهم کرد و آیندگان به این نتیجه خواهند رسید که انتخاب، مشحون به کرامات و معجزات بود و از این رو توفیق شکر این نعمت را از خداوند خواستاریم. عنایات حضرت ولیعصر(عج) یار ملت ایران بود که به چنین موفقیتی دست یافت و تلقی ما این است که این نفخۀ الهی که در این زمان در جامعۀ ما دمیده شده و آثارش در علاقۀ بیشتر مردم به دین و اندیشههای اسلامی ظهور یافته، مرتبهای از مراتب چیزی است که در زمان پیامبر اسلام(ص) تحقق پیدا کرد و انشاءالله مرتبۀ کاملش در زمان ظهور حضرت ولیعصر(عج) تحقق خواهد یافت».[2]
ایشان اغراق را بدانجا رسانده که اطاعت از رییس جمهور را اطاعت از خدا دانست و گفت: «رئیسجمهور وقتی از طرف ولیفقیه نصب شد میشود عامل او، و آن پرتو قداستی که او دارد، بر این هم میتابد، وقتی شد رئیسجمهوری اسلامی، حکمش را از رهبر یعنی از جانشین امام دریافت کرد، آن قداست بر این هم میتابد، آنوقت اطاعت رئیسجمهور، اطاعت مجلس و سایر نهادهای قانونی هم میشود اطاعتِ خدا».[3]
یا روحانی سرشناس دیگری که به خاطر منصبش، باید در این گونه امور بی طرف باشد، با تمسک به خواب و خیال در خطبه های نماز جمعه تهران می گوید: «مردم با اشک و نذر و نیاز و توسل به خدا در سوم تیر یکی از همقدهای خود را انتخاب کردند. کمک خدا در حادثه، مشهود است. یکی از دوستان نقل میکرد آن زمان سوار تاکسی شده بود و راننده تاکسی گفته بود من میخواهم به آقای احمدینژاد رأی بدهم؛ زیرا مادرم که چند سالی است مرده، دیشب به خوابم آمده و گفته به احمدینژاد رأی بده.»[4] همو در خطبه دیگر با اشاره به نامۀ احمدینژاد به رئیسجمهور آمریکا می گوید: «این نامه فوقالعاده است و عقیده من این است که از الهامات خدا بود… توصیه میکنم این نامه را بچهها همه بخوانند و در مدارس و دانشگاهها خوانده شود و صداوسیما نیز مکرر آن را بخواند… اینگونه حرف زدن، الهام خداوند است.»[5]
این گونه حمایتهای بی حساب و اغراق آمیز آنقدر فراوان است که در این مجال قابل شمارش نیست اما این ضرر غیر قابل جبران را داشته که از یک سو باعث تلقی غیر واقعی نسبت به روحانیت در میان مردم شده و از سوی دیگر توهم عجیب و غریبی در خود رییس جمهور و اطرافیانش ایجاد کرده است که علاوه بر خسارتهای غیر قابل جبران سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، می رود نحله دیگری را بر فرقه های منحرف مذهبی بیفزاید. لذا پدیده احمدی نژاد قبل از این که یک خطای صرفاً سیاسی از سوی رأی دهندگان باشد، یک تحفه ناخواسته از سوی کسانی است که با ظاهربینی به وی رنگ و لعاب دینی دادند. از اینجاست که بخواهیم یا نخواهیم، مردم احمدی نژاد را هم بخاطر شعارهای فریبنده ای که سر می داد و هم بخاطر حمایتهای پیدا و پنهانی و اغراق آمیزی که از ایشان صورت می گرفت از ناحیه روحانیت و دست پرورده آنان و طبعاً مسئولیت اصلی را نیز متوجه آنان می دانند.
از این رو اگر چه الآن موضع گیری در برابر این جریان لازم، مفید و قابل تقدیر است، اما کافی نیست. برای جبران مافات و باورپذیری مردم لازم است آنان که به هر دلیل از ایشان حمایت کرده اند و با پشتیبانی اغراق آمیز خود احتمالاً خود این بنده خدا را به توهم وا داشته اند، با شجاعت تمام به اشتباه خود اقرار و مسؤلیت اقدامات خود را بپذیرند. تنها در این صورت است که می توان آب رفته را به جوی باز گردانده و اعتماد از دست رفته برخی از متدینان را بازیابی کرد. و این مقدار از عالمان دین، انتظار زیادی نیست.
[1]. گفتمان مصباح، رضا صنعتی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص883
[2]. همان، ص881
[3]. (21/5/1388)
[4]. (9/4/1386)
[5]. (23/4/1385)
منبع: بازتاب














روحانیت به معنی اعم باید برای اشتباهات خود و جبران اثرات آن بر سرنوشت خود چاره ای بیاندیشد ، اقرار به اشتباه چاره درد نیست .