سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » روزشمار انتخابات ۱۸ اسفند ۱۳۸۷/ سید محمد خاتمی: انتخابات باید آزاد باشد؛ تایید صلاحیت با مردم است...
» یادداشت چهار سال قبل سید علیرضا بهشتی شیرازی: دعوای قدرت یا گفتمان

روزشمار انتخابات ۱۸ اسفند ۱۳۸۷/ سید محمد خاتمی: انتخابات باید آزاد باشد؛ تایید صلاحیت با مردم است

چکیده :سید محمد خاتمی درباره احتمال تأیید صلاحیت خود گفت: صلاحیت را مردم تأیید می‌کنند و انتخابات باید آزاد باشد. وی خاطر‌نشان کرد: اکنون پرونده‌سازی و تخریب رایج شده و بدتر این است که به نام ارزش‌ها و دین‌مداری کار انجام می‌شود و دروغ، تهمت و افشاگری از سوی کسانی صورت می‌گیرد که مدعی در اختیار داشتن انحصاری ارزش‌ها و مسائلی از این دست هستند. خاتمی گفت: خوشبختانه این تخریب‌ها همیشه نتیجه معکوس داشته است....


روزشمار تاریخ؛ انتخابات دهم

۱۸ اسفند ۱۳۸۷

 

سرخط خبرها

– سخنرانی کروبی با بلندگوی دستی پشت سینمای در دست تعمیر! (مهر)

– دبيركل حزب اعتماد ملي در اروميه: مسوولين رسما اعلام كنند كه مخالف محدوديت‌ها هستند (ایسنا)

– معاون سياسي وزير كشور: مشاركت حداكثري در انتخابات چشم فتنه را کور می کند(ایسنا)

– وزير كشور : موظفيم انتخاباتي با مشاركت حداكثري و كاملاً سالم برگزار كنيم (ایسنا)

– سید محمد خاتمی: انتخابات باید آزاد باشد (فارس)

– محمدنبي حبيبي: معرفي نامزد اصول‌گرايان پيش از پايان سال مطلوب‌تر است (ایسنا)

– ائتلاف حزب‌الله با ميرحسين موسوي ديدار مي‌كند (ایسنا)

– كروبي با هنرمندان سراسر كشور ديدار مي كند (فارس)

– راهبرد انتخاباتی جمعیت ایثارگران “پیروزی یک اصولگرا” است (خبرگزاری مهر)

– سخنگوی جمعیت وفاداران انقلاب اسلامی : اجماع 80 درصدی اصولگرایان بر احمدی نژاد (خبرگزاری مهر)

– قربان بهزادیان نژاد : موسوی به جمع بندی قطعی رسید / اعلام رسمی کاندیداتوری در هفته جاری (خبرگزاری مهر)

– دبیر کل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی: احتمال کناره‌گیری خاتمی به نفع موسوی جدی نیست (خبرگزاری مهر)

– دیدار انتخاباتی ۹۰ نماینده مجلس با احمدی نژاد (خبرآنلاین)

– پیشنهاد میردامادی؛‌ استفاده از قیمت گوشت و تخم‌مرغ در زمان احمدی‌نژاد و خاتمی برای تبلیغات (آفتاب نیوز)

– حبیب الله پیمان:‌ میرحسین قادر است اقتصاد بیمار ما را احیا کند (اعتماد)

 

فراتر از خبر

قربان بهزادیان نژاد، که از وی به عنوان مسئول ستاد انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی نام برده می شود در گفتگو با خبرنگار مهر ضمن تائید اعلام کاندیداتوری میرحسین موسوی تا پایان هفته جاری، اظهارداشت: پس از بررسی شرایط کشور و اقتضائات جاری در مورد کیفیت حضور میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری دهم، وی به جمع بندی نهایی در خصوص حضور قطعی در این انتخابات رسیده است.

وی افزود: مهندس موسوی این هفته همزمان با فرا رسیدن ایام هفته وحدت و ولادت پیامبر اکرم(ص) موضوع کاندیداتوری قطعی خود در انتخابات ریاست جمهوری دهم را اعلام می‌کند.

 

سید محمد خاتمی درباره احتمال تأیید صلاحیت خود گفت: در این مورد فکر نکرده‌ام، چرا که صلاحیت را مردم تأیید می‌کنند و انتخابات باید آزاد باشد.

رئیس بنیاد باران با بیان اینکه روش رد و تأیید صلاحیت در جمهوری اسلامی متأسفانه نقطه ضعف افراد نیست، گفت: چهره‌های به جبهه رفته به ناحق رد صلاحیت شدند و شورای نگهبان باید این اتهام را از خود رد کند که بخشی از رد صلاحیت‌ها طبق موازین نبوده و بر اساس سیاسی کاری بوده است.

وی در ادامه خاطر‌نشان کرد: اکنون پرونده‌سازی و تخریب رایج شده و بدتر این است که به نام ارزش‌ها و دین‌مداری کار انجام می‌شود و دروغ، تهمت و افشاگری از سوی کسانی صورت می‌گیرد که مدعی در اختیار داشتن انحصاری ارزش‌ها و مسائلی از این دست هستند.

خاتمی گفت: خوشبختانه این تخریب‌ها همیشه نتیجه معکوس داشته است.

 

صادق محصولي وزير كشور در جمع معاونان سياسي استانداري‌هاي سراسر كشور گفت : ما به عنوان مجريان انتخابات موظفيم انتخاباتي با مشاركت حداكثري ، باشكوه و كاملاً سالم برگزار كنيم .

وی تأكيد كرد: وظيفه مجريان انتخابات عمل به مرّ قانون است و به معاونان سياسي استانداري‌ها هيچ توصيه ديگري به جز عمل به مّر قانون نداريم .

وزير كشور با تأكيد بر اينكه معاونان سياسي استانداري‌ها موظف به صيانت از تك تك آراي مردم هستند، افزود: هرچه مردم تصميم بگيرند همان براي ما ملاك خواهد بود و مردم هم به خوبي مسائل را تشخيص مي‌دهند .

 

کامران دانشجو معاون سياسي وزير كشور با توصيه معاون سياسي – امنيتي استانداري‌ها به كنار گذاشتن هرگونه گرايش و سلايق سياسي خود در برگزاري انتخابات گفت: مجموعه وزارت كشور به عنوان مجري انتخابات امانتدار رأي مردم است و تكليف همه ما صيانت از آراء مردم است.

وي با بيان اين‌كه ” مردم نيز بايد بر رعايت اخلاق از سوي كانديداها، ستادها و هواداران آن‌ها نظارت كنند” گفت: مسلماً اگر كسي در انتخابات اخلاق را رعايت نكند پس از اين‌كه بر سر كار هم آمد اخلاق را رعايت نخواهد كرد.

دانشجو رقابت را شاخصه ديگري از برگزاري انتخابات سالم اعلام كرد و از معاونان سياسي استانداري‌ها خواست شرايط رقابت سالم را در استان‌ها ايجاد كنيد.

وي تاكيد كرد: رقابت سالم موجب افزايش نشاط جامعه و به تبع آن اقتدار در جامعه مي‌شود .

وي با استفاده از واژه هایی که بعد از انتخابات بسیار باب شده بود گفت: راهبرد ما در وزارت كشور تلاش براي مشاركت حداكثري در انتخابات است زيرا حضور حداكثري مردم چشم فتنه را كور مي‌كند.

 

برگزیده ها

یادداشت روز/ کلمه

بهار نزدیک است

كلمه- سید علی رضا بهشتی شیرازی*: بسیاری از دوستداران مهندس موسوی معتقدند که او دارد بیش از اندازه تانی نشان می‌دهد. برای چه تصمیمش را به تاخیر می‌اندازد؟ آنها نگرانند که آیا او سرانجام و پس از این همه ماجرا نامزد انتخابات ریاست جمهوری خواهد شد؟ چرا او تصمیمی را که ما می‌پسندیم در زمانی که ما از او می‌خواهیم نمی‌گیرد؟ اگر من جای او بودم می‌گفتم شمایی که به صحت تشخیص و تصمیم من در همین قدم اول اطمینان ندارید چگونه می‌خواهید برای چهار سال به تصمیمات هر روزه‌ام اعتماد کنید. موسوی راست می‌گوید. رای ما در اصل و اصالت خود آن چیزی نیست که به صندوق می‌ریزیم. آن را امروز می‌ریزیم و فردا فراموش می‌کنیم. رای راستین مردم عبارت از آن اطمینان عمیقی است که نسبت به منتخب خويش ابراز مي‌كنند. کارهای بزرگی باید به انجام برسد که بدون چنین پشتوانه‌اي قابل‌اجرا نیست.چیزی به زمان ثبت نام نامزدهای انتخابات نمانده است. حداکثر چهل روز دیگر تکلیف روشن می‌شود.

مهندس موسوی در سخنان خود چارۀ كار كشور را بازگشت به گفتمانی می‌داند كه انقلاب اسلامی در كشور ایجاد كرد. ما از آن فضای نورانی چقدر فاصله گرفته‌ایم.

تلاش برای اصلاح گفتمان حاكم بر جامعه و نزدیك كردن آن به اصالت ارزشمند و پرشكوهش بدون تردید یك تكاپوی اصلاح‌طلبانه است. اساسا اصلاح‌طلبی، حداقل با تعریفی كه خاتمی از آن داشت و با آن نهضت اصلاحات را در ایران آغاز كرد، نوعی بازگشت به اصل و آن چیزی است كه از ابتدا بنای انقلاب بر آن بود. می‌توان تعریف اصلاح‌طلبی را چنان بلند گرفت كه نهضت عاشورا را نیز در بربگیرد، زیرا سیدالشهدا (ع) زمانی كه از مدینه خارج می‌شدند صراحتا فرمودند كه برای طلب اصلاح در امت جدم قیام می‌‌كنم. و می‌توان برای آن چارچوب‌هایی از نوع عرف زمانه تعیین كرد. این چارچوب‌ها شبیه جدول‌بندی‌هایی است كه نوآموزان نقاشی برای كپی كردن تصاویر به كار می‌برند. آنها اگر بخواهند بدون جدول كار كنند نمی‌توانند چشم را در جای خود بكشند یا لب‌ها را به اندازه درآورند. در عالم سیاست هم اگر چارچوب‌های سیاسی برای عامه تعریف نشود ممكن است مرزها خلط گردد و مردم به قضاوت‌های ناصحیح در مورد نیروهای سیاسی دچار شوند. منتها این ابزاری است كه ناكارآمدی‌های خاص خود را دارد؛ از جمله آن كه خیلی از پدیده‌ها و نیروهای سیاسی در قالب آن به درستی تعریف نمی‌شوند. به عنوان مثال مختصات حقیقی خود رهبری اصلاحات با این چهارچوب‌ها بیش از اندازه خلاصه می‌شود و به صورت صحیح بیان نمی‌گردد و چه بسیار نیروهای سیاسی فرودست‌تر كه راحت‌تر از او در این قالب‌ها جای می‌گیرند.

موسوی نیز از جمله پدیده‌های سیاسی جامعه ماست كه به راحتی در این كلیشه‌ نمی‌گنجد و زمانی كه تلاش می‌كنیم او را با معیارهای آن بسنجیم دچار سوء‌تفاهم می‌شویم و به تعاریف غیردقیق و ناكافی از او می‌رسیم. آیا او با رویه‌ای كه در پیش گرفته است و با اشاره به نقاط تحریك‌پذیر این چهارچوب اصرار نمی‌كند كه وی را با معیارهای خودش مورد شناسایی‌قرار دهیم؟

به عنوان مثال به استنادهایی که در فضای مصطلح اصلاح طلبی برله او می‌شود توجه كنید: «موسوی به توقیف فله‌ای مطبوعات اعتراض كرد.» چه كاری از این آزاداندیشانه‌تر؟ این نشان می‌دهد كه او به آزادی قلم اعتقاد دارد و آدم دمكرات‌مسلكی است. او قدر روزنامه‌نگاران، این سربازان پا به‌كار نهضت اصلاحات را می‌داند، و داوری‌هایی از این دست. من در اینجا نمی‌خواهم نظر دیگری را به وی نسبت دهم، كه در آن صورت خود دچار همان خطایی شده‌ام كه احتمال وقوع آن را در مورد دیگران می‌دهم. تنها می‌گویم كه می‌توان برای اتخاذ چنین موضعی وجوهی دیگر، وجوهی ژرف اما نامتجانس با چهارچوب‌های متداول اصلاح‌طلبی نیز جستجو كرد.

البته در جریان توقیف فله‌ای مطبوعات هر نشریه‌ای را كه بستند با همان محتوا ولو به اسمی دیگر از نو منتشر شد و روزنامه نگارانش به جمع یا تفریق و ضرب یا تقسیم از نو گردهم آمدند، منتهی به خاكستری كه از ماجرا به جامانده است نگاه كنید. گویی باوری مسموم به ژرفای وجدان جامعه خلیده است که انقلاب و حتی اسلام در مقابل پرسش‌های بی‌جواب و بهت‌آور قرار دارد؛ سوال‌هایی كه از فرط اهمیت و استحكام نظام نمی‌تواند طرح شدنشان را طاقت بیاورد. عذر کسانی که به چنین سوء تفاهم بزرگی دامن زده‌اند چیست، جز این که بگویند ما از سر جنگ قدرت چنین و چنان نکردیم، بلکه نسبت به اسلام و انقلاب غیرت نشان دادیم – عذر بدتر از گناه. یعنی ما طاقت شنیدن حرف مخالف را داشتیم و داریم، این اسلام است كه نعوذ بالله چنین طاقتی را ندارد و با خوانده شدن و گفته شدن برخی حرف‌ها بر باد می‌رود. امام صادق (ع) با چه کنایة دقیقی به حالات درونی چنین كسانی اشاره می‌کنند: ان هذا الدین لمتین فاوغل فیه بالرفق. ضعف‌هاي اعتقادي خود را به اسلام نسبت ندهيد. بنيان‌هاي اين دين مستحكم است، پس در دفاع از آن با رفق و مدارا وارد شويد. از آنجايي كه خود كوچكترين ايماني به انقلاب ندارند تصور مي‌كنند كه اين ميوه اسلام و تاريخ مردم ايران به باد هوا بند است و با دو كلمه حرف اين و آن نابود می‌شود. اگر باور نمی‌كنید كه آنها سست‌ترین عقاید را در مورد اسلام و انقلاب دارند زمانی كه از دایرۀ قدرت طرد می‌شوند به سراغشان بروید تا مكنون آنچه را كه از ابتدا در دل داشته‌اند برایتان آشكار كنند. آیا آنان فرزندان نهضتند یا خاتمی كه این همه سنگ خورد و باز از بار آوردن برای انقلاب دریغ نكرد:

«در باغ بابا درخت سیبی بود تنومند و بي‌بار كه حضرت شاه علت می‌پرسد و او می‌گوید “به بابا گله بردم که هرچه بار بیش می‌دهم سنگ بیش می‌خورم و بابا اذن داد که دیگر بار نیاور.” پس حضرت درخت را در آغوش گرفته می‌فرماید “هر سال بار بده” که درخت فی‌الحال به جوش آمده بهار می‌کند و چندان سیب می‌آورد که همگان عجب می‌کنند.»

اعتراض به توقیف فله‌ای روزنامه ها می‌تواند شكایت از کسانی باشد که با این کار سست‌ايماني‌هايشان را به زيرين‌ترين لايه‌هاي ذهنیت جامعه تزريق كردند. این سمی است که با تاخیر عمل می کند، در عوض تاثیری عمیق و درازمدت دارد. این سمی است كه وقتی با اعتقاد کسان تماس می‌گیرد آن را كاملا فاسد نمی‌كند، اما انعقادش از بین می‌برد. معتقد احساس می‌كند كه خودش هم كمتر از آنانی كه به عنوان متولیان دین می‌شناخته است درك و دانش و انصاف و مدارا و …. ندارد، لذا دست به كار می‌شود. بعد احساس می‌كند كه یافته‌های جدیدش آن نورانیت مورد انتظار را ندارند، در عین حال نمی‌تواند به مانند گذشته به آنچه سابق بر این قبول داشت اعتنا كند. بعدخسته می‌شود. بعد مردد می‌شود. رفیق دیرینه‌ات که بهترین سال‌های عمر خود را در جنگ سپری کرده است و از انقلاب جز نورانی باقی ماندن هیچ انتظاری نداشته و ندارد به سراغت می‌آید و حرف‌هایی می‌زند که دوست داری گوشت را بگیری تا نشنوی. او نمی‌خواهد تو را قانع کند، بلکه آمده است تا سخنانش را رد کنی و باورهای پاکی که قاضی فلانی مصادره کرد را برایش باز پس بیاوری. «غصه نخور، خوب می‌شوی و با ایمانی جانانه‌تر از پیش ققنوس‌وار از خاکستر بر می‌خیزی، زیرا بنیان‌های این دین به راستی مستحکم است.»

روزمرّگی ، ساده‌اندیشی، اکتفا به ظواهر، عمق‌زدایی از آرمان‌ها، قدر ناشناسی از سرمایه ها، اینها آفت‌هایی است که ما را در معرض چنین خطراتی قرار می‌دهد. از منبر مقدس نمازجمعه یکی از شهرستان‌ها خطیب با صراحتی که بیشتر از آن ممکن نیست می‌گوید این نهضتی نیست که در سقیفه به انحراف کشیده شود و علی‌اش خانه‌نشین شود، یا حسینش غریب بماند. یعنی ما شورای نگهبان و نظارت استصوابی و دادگاه مطبوعات داریم که از این حوادث پیشگیری می‌کنند. یعنی‌ ای کاش مشابه این راه‌حل‌ها به ذهن پیامبر اکرم (ص) هم می‌رسید و این همه عزاداری روی دست ما نمی‌ماند. ما در ساده‌اندیشی و ظاهرگرایی تا این حد تنزل کرده‌ایم. آن وقت از وقوع و شیوع پدیده‌های ناسازگار با اهداف و انتظاراتمان تعجب هم می‌کنیم.

آیا به سادگی از کنار این همه ماجرا بگذریم و نپرسیم که چه چیز موجب این اشتباهات بزرگ شده است؟ امروز یک قاضی، یک گروه، یک جریان که با ما همفکر نیست به چنین خطاهای عمیقی دست زده است. از کجا معلوم که فردا من یا گروه و جریان فکری که به آن تعلق دارم دچار آن نشود. حقیقت این است که اگر ریشه‌های این امر را به درستی مورد شناسایی قرار ندهیم درمقابل این خطر ایمن نیستیم.

اولین توصیه مهندس موسوی برای پرهیز از این خطر آن است كه قدر سرمایه‌هایمان را بدانیم. وقتی می‌پرسند كه چه چیز رمز توفیق دولت در سال‌های جنگ بود او به این سرمایه‌ها اشاره می‌كند:

«من باور دارم که در این توفیقات هرگز سهم مردم، که در ادبیات تخصصی علوم اجتماعی از آن به عنوان سرمایه اجتماعی یاد می شود، محاسبه نشده است….. بدون هیچ اغراقی تا حد بسیار زیادی از دستیابی به این موفقیت حاصل نوع رفتار اقتصادی و سیاسی مردم بود و جامعه سهم بسیار بالایی در این زمینه داشت… این کل کشور بود که خودش را مدیریت می‌کرد تا بتواند با مشکلات روبرو شود.»

امروز نیز ماجرا همین است و بخش مهمی از مشكلات ما از آنجا ناشی می‌شود كه از اهمیت سرمایه های اجتماعی خویش غافلیم:

« باید متوجه شویم که همه امکانات و سرمایه ما ریال و ارز نیست، بلکه سرمایه‌های دیگری هم هست که در گذشته به کمک آنها توانستیم با کمبودها روبرو شویم. ما باید پاسدار این سرمایه ها باشیم.»

با این همه کسانی بودند و هستند که چنین منطقی را قبول ندارند. از نظر آنان انقلاب و جنگ شوری برانگیخته بود که بالاخره یک روز فروکش می‌کرد. چطور ممکن بود که یک امر موقتی سرمایه تلقی شود. اصلا چنین سرمایه‌ای وجود نداشت، یا وجودش اهمیت نداشت؛ آنچه وجود و اهمیت داشت درآمد ارزی و موازنة ساز و برگ نظامی بود.

« آقاي موسوي در پاسخ به نظرات ما مي‌گفتند، شما در محاسبات خود ضريب ايثار را اعمال نكرديد، شما بايد توجه داشته باشيد كه مردم حاضر به ايثار و از خود گذشتگي هستند. طبيعي است كه ايشان نخست‌وزير بودند و ما به راحتي نمي‌توانستيم بگوييم كه شعر حافظ و مولوي چه ربطي به اين مسائل دارد.» (مسعود روغنی زنجانی در مصاحبه با بهمن احمدی امویی)

وقتی كه از سرمایه‌های اجتماعی زاده شده از انقلاب بحث به میان می‌آمد مخالفان دیدگاه مهندس موسوی ترجیح می‌دادند قدم‌هایشان از زمین فاصله نگیرد و با توجه دادن مكرر نسبت به آموزه‌‌های مدرسی خود می‌کوشیدند از مباحث هورقلیایی پرهیز كنند، انگاری كه جامعه‌شناسی علم نیست. یا به نظر می‌رسید که راضی به بحث در مورد مسائلی که قبل از آن در کلاس‌های دانشگاه حلشان کرده‌اند نیستند و معتقدند وقتی آنها به عنوان متخصص و کارشناس چیزی را می‌گویند دیگر چرا مجادله:

«مهندس موسوي در زمينه مباحث اقتصادي ضعيف بودند و به لحاظ فلسفي توانايي انجام تفكر اقتصادي را نداشتند ….. تخصص و تحصيلات دانشگاهي ايشان در زمينه هنر، معماري و شهرسازي است ……..آقاي عالي‌نسب (هم که) كارخانه دار بود ……. استدلال‌های ايشان عمدتا اجتماعي و عاطفي بود و كمتر از واقعيت‌هاي اقتصادي سرچشمه مي‌گرفت.» (همانجا)

توجه دارید که این سخنان سال‌ها بعد و در زمانی گفته می‌شود که همگان به کارنامة هر دو دیدگاه کاملا دسترسی دارند. حداقلش این است که دولتی با وجود جنگ و محاصرة اقتصادی و کاهش شدید درآمدها بدون آن که کوچکترین بدهی خارجی ایجاد کند و یا برای مردم خاطرات تلخ معیشتی به جا بگذارد – خاطراتی كه معمولا ذاتی جنگ‌های طولانی‌مدت تلقی می‌شوند – برای مدت هشت سال کشور را اداره کرد. آیا آن دولت این همه توفیق را با پشت کردن به علم به دست آورد؟ این که تخطئه علم است. نه! علم و مباحث کارشناسی در اینجا چیزی بیشتر از یک خاکریز نیست. مسئله عمیق‌تر از اینهاست. این یک مواجهة تمام‌عیار دیدگاه هاست که پس از گذشت دو دهه هنوز از شدت آن کاسته نشده است.

چارچوب‌های رایج اصلاح‌طلبی قادر به تبیین این رویارویی نیست، به صورتی كه به راحتی ممكن است خود خاتمی به یك سو از این دو جبهه و برخی از برجسته‌ترین چهره‌های جریان اصلاح‌طلبی به سوی دیگر تعلق پیدا كنند، به صورتی كه مدینۀ فاضله برای یكی مدینه النبی و برای دیگری كره جنوبی باشد.(راستی هیچ خبردارید كه در این شهر آرزوها 25 درصد از مردم بر اثر خودكشی می‌میرند؟

– عجب! مسیر زندگیمان 360 درجه تغییر كرد. پیشتر فكر می‌كردیم ظواهر از معانی و اعداد از انسان‌ها پراهمیت‌ترند. حالا فهمیدیم این معانی هستند كه از ظواهر و انسان‌ها هستند كه از ارقام كمتر اهمیت دارند. به این خاطر است كه متوجه نمی‌شویم مهندس موسوی، در حالی كه در دو نوبت امكان آن را داشت كه به راحتی قدرت ظاهری را به دست آورد چگونه توانست از این كار صرف‌نظر كند.)

«حيات معنوي يک ملت در حال بيداري و خيزش به اخلاقيات است.»

باز هم حرف های عاطفی. دوباره می‌خواهند كشور را با اشعار حافظ و مولوی اداره كنند.

«تصور نکنيم که مي‌توانيم در صحنه سياسي و اقتصادي سياست‌هايي داشته باشيم و اثرات آنها را در حوزه‌هاي فرهنگي و اخلاقي نبينيم. هر تصميمي و هر يك ريال خرجي در كشور، بسته به اينكه چگونه هزينه شود، در نوع گرايش‌هاي فرهنگي و اخلاقي جامعه اثر مي‌گذارد.»

به اخلاق و امور شخصی مردم چه‌كار دارید؟ چرا مردم را به حال خود نمی گذارید؟

«من نمي‌خواهم بگويم كه فقر خوب است. اساسا بحث من اين نيست؛ بحث بر سر يك سنت از حضرت رسول اكرم (ص) در همنشيني با فقرا و مستضعفين است. در اين همنشيني سرمايه‌اي توليد مي‌شود كه مي‌تواند در مدتي كوتاه مرزهاي اسلام را از عربستان به همۀ حوزه‌هاي تمدني آن زمان بكشاند.»

مگر ما می‌خواهیم كشورگشایی كنیم.

ما به کدام سو تعلق داریم؟ اگر متوجه این مواجهه نباشیم چه بسا که از ورود مهندس موسوی به صحنة انتخابات طرفداری کنیم حال آن که در حقیقت سخنان طرف مقابل او را بیشتر می‌پسندیم. به نظر من این آن پنهان‌كاری است که موسوی از آن پرهیز می‌کند.

مهندس موسوی معتقد است كه چه برای حل مشكلات اجرایی و اقتصادی روزمره‌مان و چه به منظور پاسخگویی به مقتضیات تاریخی این سرزمین ما چار‌ه‌ای بهتر از بازگشت به سرمایه‌های اجتماعی كه انقلاب اسلامی آفریده است نداریم.

«اخلاق هيچگاه در برابر علم و پيشرفت قرار نمي‌گيرد بلکه به علم و عالمان جهت مي‌دهد و سمت و سوي پيشرفت را نشان مي‌دهد و فضيلت‌ها را بر جهت‌ها و سمت و سوي پيشرفت حاكم مي‌كند.» …«وقتي ارزش‌هاي اخلاقي حاکم شود بايد انتظار پيشرفت بيشتري را حتي در زمينۀ مادي داشته باشيم.» … «جامعه‌ای كه آرمان‌های امام در پی آن است جامعه‌ای است مدرن، قوی، پیشرو، استفاده کننده از تمام تجربیات بشری با حاکمیت ارزش‌های اسلامی و انسانی است.»

علاوه بر آن باید توجه كنیم كه: «دلیل بقای انقلاب اسلامی در ایران این بود که عملا حل برخی مسائل ریشه‌ای جز از راه اسلام امکان‌پذیر نبود. کشور همۀ راه‌ها را بعد از جنگ با روسیه ، دوران مشروطه ، دوره رضاخان و محمدرضا پهلوی رفته بود و آخرین راه تحول در کشور برگشت به اسلام بود. در اینجا اسلام نه تنها هدفی توحیدی و اعتقادی بلکه به عنوان راه‌حل مسائل ملی ما نیز مطرح است. در هر راه‌حلی غیر از اسلام دورنمای برگشت به دیکتاتوری ، وابستگی ، تفرقه در بین ملت ، تجزیه قومی و مانند اینها قابل تصور است.»

با این حال این همۀ حرف او نیست. زیرا آن وقت این سوال پیش می‌آید كه اگر به هزار دلیل و گواه ثابت شد كه برای بهروزی كشور آن سرمایه‌ها و ارزش‌ها باید زیر پا گذاشته شوند او چه می‌كند؟ در تاریخ امامان آمده است كه حضرت سجاد (ع) در كاروان‌های حجاج كه از مدینه راهی مكه می‌شدند خدمت می‌كردند. اما آیا ایشان همین كار را در مورد قافله‌هایی كه از مدینه به بصره و شام عازم بودند نیز انجام داده‌اند؟ به عنوان شیعه ما باید پیرو امام خود باشیم.

به این خاطر است كه موسوی می‌گوید: «ايجاد گفتمان بر گرفتن قدرت اولويت دارد؛ نه اينكه گرفتن قدرت، بعد ساختن گفتمان متناسب با اين قدرت مدنظر باشد.» چنین كاری مثل آن است كه در كاروان بصره مشغول كار شویم، آن‌گاه برای ثوابش هم كه شده تلاش كنیم كه به هزار ترفند مسافران را به مكه ببریم.

آقای موسوی! می‌دانی چند هزار باكری لازم است تا آن گفتمان نورانی از نو زنده شود. مگر همان‌ها دوباره چون بذری از خاك برخیزند. و برخواهند خاست، زیرا در سینه‌های ما دفن شده‌اند…

*مدیر انتشارات روزنه

 

آرشیو روزشمار انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸


2 پاسخ به “روزشمار انتخابات ۱۸ اسفند ۱۳۸۷/ سید محمد خاتمی: انتخابات باید آزاد باشد؛ تایید صلاحیت با مردم است”

  1. kalam گفت:

    موسوی کجایی ببینی تمام بصیرتهات به واقعیت پیوسته اند و بصیرتهای اینها همه کشک شده است.

  2. یه خس سبز گفت:

    یه خس سبز.
    حتی اگه به آقای خاتمی صلاحیت داده نشه.باید ملت رای رو به اسم ایشون بندازن تو صندوق. تا نتیجه آرای باطله ! که میشه به نام آقای خاتمی بیشتر از رای کسانی باشه که به اصطلاح صلاحیت و مشروعیت دارن….به نظر من این هم یک جور مبارزه است