سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » قله های بصیرت کودتاچیان و آرزوهای بزرگتر از مهندسی انتخابات...
» یادداشتی از مصطفی تاجزاده: این سپاه از رهبری هم عبور خواهد کرد

قله های بصیرت کودتاچیان و آرزوهای بزرگتر از مهندسی انتخابات

چکیده :یک نیروی نظامی و مسلح اگر توهم دستیابی به اوج دانش سیاسی و اجتماعی جهان را داشته باشد به ویژه اگر به نحو غیر قانونی به جای دستگاه رسمی امنیتی کشور خود را متولی حوزه امنیت و اطلاعات کشور بداند و بالاخص اگر با تصاحب بزرگ‌ترین بنگاه‌ها و کانون‌های فعالیت اقتصادی، شریان‌های اقتصادی کشور را در اختیار گرفته باشد، ‌ و در نتیجه از تمامی امکانات سخت آفزاری و نرم‌افزاری قدرت نظامی، امنیتی و اقتصادی برخوردار باشد بی‌تردید فرا‌تر از مهندسی انتخابات، سودای مهندسی جامعه را خواهد داشت. ...


کلمه – سید مصطفی تاج زاده:

برخلاف آنچه که بعد‌ها سخنگویان سپاه درصدد توجیه و تفسیر مدعای «مهندسی انتخابات» برآمدند مروری اجمالی در سیاست ورزی هسته کودتایی سپاه و نیز نحوه دفاع صریح از ماهیت سیاسی سپاه توسط علی سعیدی و دیگر سخنگویان حزب سپاه پاسداران نشان می‌دهد که واژه «مهندسی انتخابات» هرگز به شکل تصادفی به متن گفتار سیاسی وارد نشده است و این تعبیر اگرچه اعترافی بین و بارز به کودتا محسوب می‌شود اما از نوع تپق زدن‌های ناخودآگاه و افشاگر یک «نیت پنهان» نبوده که به طرز ناشیانه لو رفته باشد. این سخن برآمده از نوعی از «دانش» و شکلی از «بصیرت» است که علی سعیدی و سایر اعضای هسته کودتایی سپاه آن را مختص سپاه پاسداران می‌دانند و از شهروندان و سیاسیون سلب می‌نمایند به گونه‌ای است که سودای مهندسی انتخابات و فرا‌تر از آن مهندسی اختصاصی و انحصاری کل جامعه را به «وظیفه ذاتی و معقول» سپاه تبدیل می‌کند. به ویژه آنجا که کودتاچیان می‌کوشند هاله‌ای از ابهام و تاویل بر نص قانون اساسی و نص وصیت نامه امام خمینی و سایر سخنان ایشان در منع نظامیان از ورود به سیاست و مداخله گرایی در سیاست بیفکنند بیماری مهندسی کلان عرصه سیاسی آفتابی می‌شود. به عنوان مثال علی سعیدی در توجیه تناقض عملکرد سیاسی-کودتایی سپاه با وصیت نامه امام خمینی سیاست ورزی و سیاسی بودن را به دو قمست تقسیم بندی می‌کند و مدعی می‌شود که منظور امام از مخالفت با سیاست ورزی سپاه، مخالفت با یک شکل خاص از سیاست بوده نه با شکل دیگری از سیاسی بودن که لازمه «وظیفه ذاتی» سپاه است. او مدعی است اجرای وظایف محوله از سوی قانون اساسی و ولایت فقیه مستلزم نوعی از «دانش» و نوعی «از اشراف علمی» است که سیاسی بودن ذاتی سپاه پیامد آن است و آن «اشراف خبری- تحلیلی بر محیط داخلی، منطقه‌ای و بین المللی، آگاه سازی سیاسی و اطلاع رسانی، ارتقای سطح معرفت و بصیرت سیاسی گستره مأموریتی سپاه به بهره گیری از شیوه‌ها و سازوکار‌ها در راستای عمق بخشی آگاهی‌ها و ارتقای بینش و بصیرت سیاسی است»

بی‌تردید هر نیروی سیاسی که توهم اشراف علمی بر چنین قلمرو وسیع «داخلی، منطقه‌ای، و بین المللی» داشته باشد و خود را در اوجی دست نیافتنی از «سطح معرفت و بصیرت سیاسی» ببیند مهندسی انتخابات که سهل است مهندسی کل عرصه جامعه در همه ابعاد و زوایا را نه فقط «حق» خود بلکه «تکلیف» و «وظیفه ذاتی» خود خواهد دانست. سپاهی که سعیدی سیاسی بودن ذاتی سپاه را بدان نسبت می‌دهد باید «در اوج درک قوی سیاسی جریاناتی که در کشور و منطقه و جهان می‌گذرد، باشند» و سعیدی توضیح می‌دهد که این یک «اوج» معمولی نیست بلکه چنان ارتفاعی است که نیروهای سیاسی جامعه نه فقط راهی بدان ندارند بلکه اساسا و به طور بنیادی «وظیفه ذاتی» آن‌ها این نیست که به چنین حوزه‌ای از دانش پا بگذارند و سپاه از منظر چنین اوجی از دانش است می‌تواند «معیار‌ها و آرمان‌ها» را برای نامزد‌های انتخاباتی و شهروندان رای دهند تعیین بکند و از همین ارتفاع «علمی» است که سپاه تعیین می‌کند چه کسی و کدام نیروی سیاسی «دشمن» است و باید حذف شود و چه کسی «دوست» است و باید در در ردیف «ما اصول گرایان» طبقه بندی شود.

سعیدی علاوه بر تحریف ودفن وصیت نامه امام خمینی در زیرتوده عظیمی از «دانش» و «بصیرت» ادعایی، قانون اساسی را نیز در زیر هاله مشابهی قرار می‌دهد و می گوید «در مورد سپاه، قانون اساسی در اصل ۱۵۰ یک ویژگی در نظر گرفته – که می‌تواند وجه تمایز آن باشد – که آن پاسداری از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن است. این وظیفه می‌تواند پایه‌گذار بسیاری از تفاوت‌ها باشد»

اما در اصل مذکور هیچ اشاره‌ای به ویژگی‌های علمی و سیاسی که «پایه گذار بسیاری از تفاوت‌ها» باشد و سپاه را بر بام معرفت سیاسی جامعه و کشور و منطقه و بلکه جهان مشرف سازد دیده نمی‌شود و لفظ «پاسداری» از انقلاب هم به هیچ وجه متضمن آن نیست که منحصرا‌‌ همان گروه «پاسدار» وظیفه تببین آرمان هایی را که باید از آن پاسداری شود برعهده دارند. اصل مذکور در قانون اساسی تنها در صورتی می‌تواند متضمن معنای مهندسی عالم سیاست و جامعه برای سپاه باشد که یک اصل دیگر با مضمون زیر به قانون اضافه شده شود:

«سپاه باید به روند جاری در کشور حساس باشد و به آن آشنا و فعل و انفعالات را بشناسد. همان‌طور که اطلاعات نظامی او می‌گوید شما باید تحرکات دشمن و تهدیدات خارجی و جریانات خارجی را بشناسید و کشورهای دوست و دشمن و معارض و بی‌تفاوت را بشناسید و فرق بگذارید، در مورد جریانات داخلی هم همین‌طور است. سپاه باید احزاب و جریانات، خودی‌ها و غیرخودی‌ها را بشناسد. ما از محارب داریم تا مخالف، تا معارض، تا منتقد، تا جریان‌هایی که همسو با نظامند. این شناخت مستلزم سیاسی بودن است.»

قانون اساسی خوشبختانه چنین اصلی ندارد واساسا دانشی که امکان جهش از «اطلاعات نظامی» به اطلاعات سیاسی و جامعه‌شناختی را فراهم می‌سازد و به طور «علمی» امکان می‌دهد صدام و جرج بوش و نتان یاهو و اقشار وسیع طبقه متوسط کشور و جوانان تحول خواه و آرمان گرا و اصلاح طلب در یک ردیف طبقه بندی شوند، توسط بشر اختراع نشده و اگر کسی مدعی شد که چنین دانشی منحصرا در اختیار گروه و یا سازمان و نهاد او قرار دارد، به ویژه اگر این نهاد و سازمان نظامی امنیتی هم باشد و زندان هم در اختیار داشته باشد، باید در انتظار فجایعی بود که سرکوب ۸۸ و ترور آمال و آروزهای جوانانی که به صحنه خیابان‌ها آمده بودند تنها جلوه کوچکی از عملیاتی کردن آن «دانش» بود. واژه «مهندسی انتخابات» در متن چنین سخنانی است که دقیقاٌ در جای خود می‌نشیند و معنای حقیقی خود را فاش می‌سازد و نشان می‌دهد که یک معنای آن پل زدن از «اطلاعات نظامی» در باره دشمن به جریان‌های سیاسی داخلی است و مهندسی کردن این پل و عملیاتی کردن آن «دانش» تنها از خلال یک عملیات کودتایی ممکن است. سخن علی سعیدی در این نقطه دقیقا در امتداد سخنرانی معروف یکی از سرداران کودتا مشفق قرار می‌گیرد و مکمل آن است و در مواردی هم گویا‌تر و رسوا‌تر از آن. یعنی اگر متن سخنرانی و نحوه تشریح عملیات کودتایی بر ضد کمپین انتخاباتی آقای موسوی به طور غیر مستقیم و ضمنی حکایت از آن دارد که سپاه سیاست به معنای والا و عالی و به اصطلاح «های پولوتیک» را منحصرا از آن خود می‌داند، گفتمان مهندسی انتخابات و ادعای اشراف سیاسی و علمی و انحصاری همه جانبه سپاه بر همه فرایند‌های سیاسی و اجتماعی و داخلی و خارجی و منطقه‌ای، به طور کاملا واضح و صریح اعترافی است بر این مدعا. و به همین دلیل این اعتراف جایگاه ممتازی در میان همه اعتراف‌هایی دارد که جریان کودتایی به طور ناآگاهانه بر زبان آورده. سخنان مشفق عمدتا تشریح جزئیات مربوط به عملیات کودتایی و نظامی و امنیتی – از قبیل تهاجم به مقر‌های نظارتی کمپین آقای موسوی و قطع اس.‌ام اس‌ها و مختل سازی نظارت الکترونی بر فرایند انتخابات و دستگیری‌ها و بازداشت‌هایی که بنا بر اعتراف مشفق از ماه‌ها قبل از انتخابات در مقرهای سپاه طراحی شده بود و نیز عملیات روانی و اطلاعاتی به منظور روی کار آوردن احمدی نژاد- است. او البته در سخنان خود تعبیر «مهندسی انتخابات» به کار نبرد اما اگر درهمان لحظه سخنرانی کسی بر می‌خاست و از او می‌پرسید شما در کجا ایستاده‌ای که از آنجا می‌توانی به دقت تمام فرایند‌های انتخاباتی را رصد کنی و در لحظه معین وارد عمل شوی و عملیات پلیسی و امنیتی را علیه یک طرف ماجرای رقابت شکل دهی؟ بی‌تردید واژگانی جز آنچه آقای علی سعیدی درباره مهندسی انتخابت گفته نمی‌توانست بیابد تا به کمک آن عملیات کودتا را توضیح دهد. همچنین اگر از آقای مشفق سوال می‌شد وقتی شما بنا بر ادعای خود از حدود دوسال قبل از انتخابات یعنی از‌‌ همان زمان که «محفل صبحانه به سرکردگی به بهزاد نبوی» نخستین نشست‌های خود را برقرار نمود و یا در‌‌ همان لحظه‌ای که آقای موسوی خویینی‌ها شروع به نقش آفرینی در تدارک فعالیت انتخاباتی کرد، در تاریکخانه‌های تیمی و امنیتی خود زنگ‌های خطر را به صدا درآوردید و عملیات کودتا را به موازات نخستین جرقه‌های فعالیت انتخاباتی کلید زدید از کدام موضع و براساس کدام نقش چنین اقداماتی را در حیطه صلاحیت علمی و قانونی خود می‌دیدید، باز هم کلماتی بهتر از آنچه که علی سعیدی و سایر سخنگویان کودتا بر زبان آوردند نمی‌توانست به کار ببرد. به این لحاظ تعبیر «مهندسی انتخابات» بیانی موجز و فشرده از کل عملیات کودتایی که سردار مشفق بر زبان آورد به دست می‌دهد.

کمترین نتیجه ادعای «اشراف کامل و تمام عیار و کاملا انحصاری سپاه بر علم دشمن‌شناسی» که از تعمیم علوم و اطلاعات نظامی به علوم انسانی و شهروند‌شناسی و جریان‌شناسی سیاسی به دست آمده این است که هر نوع مخالفت سیاسی شهروندان «عملیات دشمن» و در نتیجه یک هدف نظامی ارزیابی شود. این فاجعه نشان می‌دهد که روند اصلاحات اساسی در کشور می‌باید از خلال اصلاحات در باره متون و جزوات و دروسی بگذرد که به نظامیان آموخته می‌شود. پیش از هر چیز باید این ذهنیت متوهم و دون‌کیشوتی اصلاح شود تا نظامیان بر مبنای آن همسایه و فرزند و خویشان و هموطن خودر را به دیده «دشمن» ننگرند و خود را موظف نبینند‌‌ همان طور که با تهدید خارجی وتهاجم نظامی دشمن برخورد می‌کنند با اقشاری از جامعه که به عنوان «تهدید داخلی» و «دشمن داخلی» بجنگند وبه قول آن شاعر مبارز و متعهد سلاحی را که از پدر ستاندد به سینه فرزندان این مملکت نشانه روند. اما نماینده محترم ولی فقیه در سپاه پاسدارن به چنین اصلاحی اعتقاد ندارد او توهم می‌کند سپاه و یا جریان سیاسی درهسته مرکزی سپاه به چنان سطحی از انباشت دانش دسترسی یافته که می‌تواند فرایند جهانی علوم انسانی را متحول سازد وانحرافات آن را تصحیح کند لذا افاضه می‌کند:

«سپاه پاسداران‌‌ همان گونه که در دفاع مقدس خط‌ ‌شکن بوده، در عرصه ورود به حوزه تحول در علوم انسانی و اسلامی کردن دانشگاه‌ها نیز گام‌های بلندی برخواهد داشت.»

در اینجا نیز باز‌‌ همان مغالطه مذکور یعنی جهش از «اطلاعات نظامی» به سیاست‌شناسی به شکل فاحش تری تکرار شده ادعامی شود نیرویی که در جبهه و در عرصه نظامی خط شکن بوده می‌تواند همین نقش را در یک حوزه کاملا متفاوت دیگر یعنی عرصه علوم انسانی ایفا نماید! و فاجعه در این است که کسی که چنین مدعایی دارد یک جوان خام گروهکی دهه شصت نیست که با خواندن چند جزوه درباره دیالکتیک و آراء لنین و استالین و مائو تصور می‌کرد علم همه عالم و همه انقلاب‌های جهان را در آستین دارد. رجوی نیست که صریحا عنوان «تیین جهان» را برای دروس و کتاب خود بر گزیده بود و مدعی بود نه تنها قادر به تبیین جهان بلکه متعهد به تغییر آن و پاکسازی عرصه انقلاب از رسوبات طبقاتی و رفرمیسم بهشتی و باهنر است. خیر این نماینده محترم ولی فقیه است که مدعی است در سپاه و به عبارت دقیق‌تر درهمان هسته و حلقه سیاسی سپاه، علومی تمرکز یافته و جمع شده که می‌تواند با ایجاد تحول در علوم انسانی جهان را «متحول» کند! وقتی نیرویی مدعی شد که علومی در چنته دارد که می‌تواند موجب «تحول در علوم انسانی» شود و به قول علی سعیدی خطاهای چند قرنه دانشمندان علوم انسانی غرب را تصحیح کند، طبیعی است که کودتا علیه تحول خواهی انسانی جوانانی که به صحنه انتخابات آمده بودند و فرا‌تر از آن مهندسی جامعه را «وظیفه ذاتی معقول و منطقی» سپاه بپندارد. جالب اینکه علی سیعدی و سخنگویان سپاه حتی پس از بازتاب منفی سخنان وی آنگاه که می‌خواستند تعبیر و توجیه متفاوتی برای منطور اصلی دست و پا کنند باز هم واژه دیگری نیافتند و فقط گفتند چون دشمن مهندسی می‌کند وظیفه سپاه هم مقابله با این مهندسی است که در هر حالت چاره‌ای جز «مهندسی» نیست!

هسته مرکزی سپاه پاسدارن در چنین سطحی از سیاسی شدن جز به راهبری رفتار رهبری نمی‌اندیشد.

در باره رهبری نقل شده که ایشان راهیابی حتی شصت درصد از مخالفین خود به انتخابات و نمایندگی را خطری برای مملکت نمی‌داند و معلوم نیست چرا عملا چنین شرایطی برای مخالفین فراهم نشده. خود من نیز به هنگام گوش دادن به آن سخنرانی معروف رهبری در سالگرد رحلت امام خمینی به بازجویان گفتم مهم‌ترین نکته این سخنرانی به رسمیت شناختن مخالفت بود. زیرا در این سخنرانی برای نخستین بار جنبش سبز بدون اینکه اسمی از آن برده شود تلویحا به عنوان «مردم وفادار به نظام که مطالباتی داشتند» تلقی می‌شود و بر لزوم رعایت امنیت و عدالت در باره جریانی که «با سلیقه ما مخالف است» تاکید می‌گردد. اما عملیاتی شدن و اجرایی شدن چنین مدعایی با توجه به داعیه مهندسی و کودتایی سپاه اساسا امکان پذیر نیست. یعنی آقای خامنه‌ای حتی اگر نیتی برای به رسمیت شناخته مخالف و تجلی این مخالفت در جریان انتخابات داشته باشند، پایگاهی که بدان تکیه کرده‌اند به گونه‌ای تربیت و هدایت شده است که تا سرحد بحران‌آفرینی و گرفتار کردن کشور در تنش‌های هلاکت‌بار در برابر عملیاتی شدن چنین نیتی مقاومت می‌کند. برای بیان این منظور من سخنان آقای احمد توکلی در باره میزان انطباق یا عدم انطباق پایگاه اجتماعی با نیت رهبران را یادآور می‌شوم که به گمان من تحلیلی بسیار دقیق بود. ایشان درباره فرق آقای احمدی‌نژاد و آقای موسوی گفتند «آقای موسوی دارای پایگاه اجتماعی است که ولو نخواهد، قدرت ایجاد تحریک اجتماعی در برابر رهبری را دارد و آقای احمدی‌نژاد دارای پایگاه اجتماعی است که ولو بخواهد، قدرت تحریک اجتماعی در برابر رهبری را ندارد.»

او البته این سخن را برای توجیه و تبرئه خود در حمایت از فاجعه بار‌ترین پدیده تاریخ چهار دهه اخیر کشور یعنی دولت احمدی‌نژاد بر زبان راند، اما این سخن به گونه‌ای متفاوت عیناٌ درباره نسبت میان رهبری و بخشی از پایگاه سپاهی ایشان نیز صدق می‌کند. بدین معنا که این سپاه در چنین سطحی از سیاسی شدگی و بر مبنای چنان توهم اشراف علمی و اطلاعاتی و تحلیلی بر کلیه فرایند‌های سیاسی داخلی و جهانی به گونه شکل گرفته که نمی‌تواند جز به تز راهبری رفتار رهبری بیندیشد و به کمتر از آن قانع باشد مگر اینکه در سطح کلان مدیریتی کشور اراده‌ای جدی جهت بازگرداندن سپاه از گلوگاه‌های اقتصادی و سیاسی کشور به پادگان‌ها و گماردن آن‌ها بر سر وظایف قانونیشان وجود داشته باشد.

یک نیروی نظامی و مسلح اگر توهم دستیابی به اوج دانش سیاسی و اجتماعی جهان را داشته باشد به ویژه اگر به نحو غیر قانونی به جای دستگاه رسمی امنیتی کشور خود را متولی حوزه امنیت و اطلاعات کشور بداند و بالاخص اگر با تصاحب بزرگ‌ترین بنگاه‌ها و کانون‌های فعالیت اقتصادی، شریان‌های اقتصادی کشور را در اختیار گرفته باشد، ‌ و در نتیجه از تمامی امکانات سخت آفزاری و نرم‌افزاری قدرت نظامی، امنیتی و اقتصادی برخوردار باشد بی‌تردید فرا‌تر از مهندسی انتخابات، سودای مهندسی جامعه را خواهد داشت. از این رو تردید نباید کرد که مهندسی انتخابات تنها بخشی از سناریوی مهندسی جامعه طی سال‌های اخیر بوده است. به این ترتیب آن نوع از سیاست فراجناحی که علی سعیدی و دیگر سخنگویان کودتا منحصرا آن را در شأن سپاه می‌دانند سپاه را در جایگاه «معالم الطریق» عالم سیاست می‌نشاند و هر قدر هم که سپاه مدعی اطاعت از رهبری باشد و حتی نیت اطاعت از رهبری داشته باشد «علم» و «مهندسی» خاصی که خود را متکی بدان می‌داند هرگز اجازه نخواهد داد که به چیزی کمتر از راهبری و مهندسی رفتار رهبری فکر کند. به تعبیر روشن‌تر سپاه خود را دارای چنان سطحی از اشراف علمی بر کلیه فرایند‌های سیاسی و اجتماعی می‌داند و چنان پلی بین «اطلاعات نظامی» و «اطلاعات سیاسی» مهندسی کرده که بازگشت از آن غیر ممکن می‌نماید. سپاه اکنون در جایگاهی قرارگرفته و وظایفی جدید برای خود ابداع نموده که هم به پاداش دوران ماه عسل با احمدی‌نژاد و عملیاتی کردن گفتمان خس وخاشاک در خیابان‌ها و زندان‌ها پروژه‌های میلیاردی عمرانی می‌گیرد و هم به‌‌ همان اندازه که مدعی انحصاری ساخت جاده‌ها و بزرگراه‌های کشور است می‌خواهد علائم راهنما و قواعد رانندگی در عالم سیاست را برای سیاسیون تعیین کند و به اصطلاح «معالم الطریق» جهان سیاست باشد. چنین سپاهی به طور قطع و یقین نمی‌تواند از همه و از جمله از رهبری عبور نکند.

سیدمصطفی تاجزاده – زندان انفرادی اوین


5 پاسخ به “قله های بصیرت کودتاچیان و آرزوهای بزرگتر از مهندسی انتخابات”

  1. ناشناس آشنا گفت:

    این آقایانی که همیشه در آرزوی مهندس شدن زندگی‌ میکردند و میکنند و حتا برای خود هم از امکانات دولتی مدارک بالاتر از مهندسی‌ چاپ و کپی کرده‌اند ،از مهندسی‌ اینرا می‌فهمند ،توطئه ،پیشگیری ،دخالت بیجا و قانونگریزی.

    آن روز خواهد آمد که ابرها پس روند.

  2. Payam گفت:

    تاسف بار است

  3. Javid گفت:

    ” مهندسی کلان عرصه سیاسی ” دارن همین کار رو میکنن.

  4. Morteza Darya115 گفت:

    تاجزاده همیشه ودر همه دوره از پشت میز ریاست تا از درون بند یا انفرادی حقیقت را دانسته و بیپروا بیان میکند ودرست هم میفرماید

  5. Yolarodi گفت:

    یاداشتهای آقای تاجزاده و سایر زندانیان سیاسی چگونه به بیرون از زندان راه پیدا می کند؟ آن هم از انفرادی؟ سوال هست که همیشه مطرح بوده بدون پاسخ قانع کننده.
    لطفً کمی شفاف سازی کنید.