سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ماجرای تلخ یک جانباز شیمیایی؛ از آمادگی برای فروش کلیه تا تهدید به اعتصاب غذا...
» او می پرسد: پاداش دفاع از اسلام و میهن، بی توجهی و بی تفاوتی است؟

ماجرای تلخ یک جانباز شیمیایی؛ از آمادگی برای فروش کلیه تا تهدید به اعتصاب غذا

چکیده :بیش از 20 بار مقابل مجلس رفته، با پلاکاردی که روی آن نوشته است: «جانباز شیمیایی هستم؛ با پول یارانه زندگی می کنم؛ [حاضر به] فروش کلیه خود با گروه خونی O- هستم؛ پاداش دفاع از اسلام و میهن بی توجهی و بی تفاوتی است؟ جانباز شیمیایی از خوزستان زرخیز هستم.» او نه سهمیه دانشگاه برای فرزندش می خواهد و نه حقوق ثابت در ازای خوابیدن در خانه و نه کارت مترو و نه بلیط استخر و نه حتی تخفیف برای استفاده از بلیط قطار و هواپیما! تنها درخواست اشتغال به کار دارد....


کلمه – گروه اجتماعی: رد پای هشت سال جنگ را هنوز می توان در جای جای ایران سراغ گرفت. ردی که با نام جانبازان بر جای مانده و هر روز خبر تلخ بی مسئولیتی مسئولان در قبال آنها، روزگار تلخ امروز آنها را تصویر می کند که جان و مال خود را فدای پایداری این خاک و مرز کرده اند. همان ها که روزی جان بر کف برای دفاع از میهن رفتند، و امروز برای گذران امور زندگی باید کلیه خود را به فروش بگذارند. این سهمی است که حاکمیت ناکارآمد و پرمدعای فعلی برایشان تقسیم کرده است: یک سو تاراج اموال کشور و اختلاس های چند هزار میلیاردی و دیگر سو مجبور شدن به تهدید به اعتصاب غذا برای بهره مندی از حداقل تامین معیشت زندگی.

به گزارش کلمه، روایت تلخ این روزهای جانبازان تمامی ندارد. یک روز خبر تلخ جانبازی که خود را با طناب حلق آویز کرده می رسد و دیگر روز ماجرای تلخ یک جانباز شیمیایی که درخواست اشتغال به کار دارد و اعلام کرده اگر مشکل بیکاری اش حل نشود، دست به اعتصاب غذا خواهد زد. اما هیچ گوش شنوایی برای آن وجود ندارد. نه در مجلسی که نام «ملت» را یدک می کشد و به 20 بار مراجعه و تحصن این جانباز توجهی نداشته، و نه در دولتی که شعار «عدالت محوری» اش گوش فلک را کر کرده است.

نامش سعید ساداتی است؛ متولد ۱۳۴۴ از شهر مسجد سلیمان است که در دوران جنگ تحمیلی در سپاه پاسداران و در منطقه عملیاتی جنوب خدمت کرده و طی دو مرحله شیمیایی شده است. او که برای نجات میهن و دین و به پیروی از فراخوان امام عازم جبهه ها شده است، در روزهایی که حالش وخیم شده و «شیمیایی» امانش را بریده بود پیگیر پرونده جانبازی اش می شود که تنها ۲۰درصد برای او جانبازی تعیین می شود!

این پلاکاردی که خواسته خود را بر روی آن نوشته و بیش از 20 بار مقابل مجلس رفته است؛ اما دریغ از کوچکترین توجه و رسیدگی به آن. او روی این پلاکارد مقوایی نوشته است:

«جانباز شیمیایی هستم؛ با پول یارانه زندگی می کنم؛ [حاضر به] فروش کلیه خود با گروه خونی O- هستم؛ پاداش دفاع از اسلام و میهن بی توجهی و بی تفاوتی است؟ جانباز شیمیایی از خوزستان زرخیز هستم.»

خواسته این جانباز شیمیایی تنها اشتغال به کار است؛  نه سهمیه دانشگاه برای فرزندش می خواهد و نه حقوق ثابت در ازای خوابیدن در خانه و نه کارت مترو و نه بلیط استخر و نه حتی تخفیف برای استفاده از بلیط قطار و هواپیما!

جانبازی که تنها درخواست اشتغال به کار دارد و بیش از ۲۰ بار مقابل مجلس حاضر شده است و تقاضای اشتغال به کار خود را بر روی پلاکارد و پارچه بزرگ نوشته و به همراه داشته، اما هیچ کس به وی توجه نکرده است!

جانباز خوزستانی که از تحصن مقابل مجلس هم نتیجه نگرفته است، می گوید: «اگر مشکل بیکاری ام حل نشود، حتما دست به اعتصاب غذا می زنم.»


2 پاسخ به “ماجرای تلخ یک جانباز شیمیایی؛ از آمادگی برای فروش کلیه تا تهدید به اعتصاب غذا”

  1. Soodeh گفت:

    میشه بگین چجوری میشه باهاش تماس گرفت؟

  2. Mehrab1976 گفت:

    جانبازعزیز جیبتو خودیها خالی نکردن همون ریسهاتون مثل اقای رفیق دوست خالی کردن به ما عادیها چیزی نرسید تو اینقدر خنگی که نمیدونی اونی که جیبتو خالی کرده همون ریس گردان و همسنگرت بوده نه مردم عادی من توی همون اقا زادهاشون میگردم