اطلاعیه انحطاط
چکیده :وزارتی که نمیتواند تحولات درونی جامعه ایران را پیش بینی و مدیریت نماید چگونه میتواند در مورد دیگران اینگونه ادعاهای واهی و مسخره را مطرح نماید آنهم با اطلاعات نادرست و مغشوش؟ آیا واقعا این «اطلاعیه انحطاط» این وزارتخانه نیست؟ و البته وزارتخانه که وزیرش حیدر مصلحی باشد بهتر از این نمیتواند باشد؟ باید تاسف خورد بر نظام جمهوری اسلامی با این افلاس و انحطاطی که این وزارتخانه فخیمه بدان دچار شده است!...
علی مزروعی:
در حدیث آمده است: «انسان زیر زبانش پنهان است.» و در ضرب المثل فارسی: «تا مرد سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد.» این توصیف نه تنها درمورد افراد صدق میکند بلکه در مورد نهادهای اجتماعی و دستگاههای اداری و اجرایی هم صدق میکند به ویژه آنکه اینها سخنگویانی داشته باشند یا از سوی آنها بیانیه و اطلاعیه صادر شود. یکی از این دستگاهها که هرازگاه بمناسبت یا بدون مناسبت برای توجیه یا انحراف افکارعمومی بیانیه و اطلاعیه صادر میکند وزارت اطلاعات است. تحلیل محتوی اینها بخوبی میتواند زیر پوست نیروها و نگاه این وزارتخانه و عیب و هنرش را در معرض داوری عموم قراردهد که قطعا از حوصله این مقال خارج است اما اطلاعیه اخیر این وزارتخانه، که سومین اطلاعیه توجیهیاش برای یورش به دفاتر مطبوعات اصلاح طلب و بازداشت فلهای تعدادی از روزنامه نگاران در یک ماه گذشته است، بنظرم برای شناخت ماهیت درونی نیروهای این وزارتخانه و سطح نازلی که دارند کفایت میکند، و از اینرو من عنوان «اطلاعیه انحطاط» را مناسبترین نام برای این میدانم چرا که محتوای این اطلاعیه حتی از آنچه هرازگاه روزنامه فخیمه کیهان در باره «جنگ نرم» و نقش رسانهها و روزنامه نگاران و… مینویسد بسیار سطحیتر و نازلتر است و گویا نیروهای وزارت اطلاعات با آنهمه کبکبه و دبدبه و مدعا دست به قلمشان از نویسنگان روزنامه کیهان هم ضعیفتر است، و بهتر بود لااقل برای نوشتن یک چنین بیانیهای از همکاران کیهانیشان کمک میگرفتند!
برای اینکه معلوم شود چقدر دست اندرکاران این وزارتخانه از اوضاع زمانه و رسانه پرت هستند به این فراز بیانیه توجه کنید: «اطلاعات بدست آمده حکایت از اداره تعدادی از شبکههای رادیویی، تلویزیونی، سایتهای خبری ضدانقلاب و وابسته به عناصر فتنه ۸۸ توسط هسته مرکزی مستقر در ارگان عملیات روانی سازمان جاسوسی دولت انگلیس (موسوم به BBC) دارد….
– شبکههای رادیوی R. F. I (فرانسه)، دویچه وله (آلمان)، رادیو فردا (آمریکا)
– شبکههای تلویزیونی B. B. C (انگلیس)، V. O. A (آمریکا)،»
آیا نویسندگان این بیانیه نمیدانند که صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران با صرف بودجه هنگفت از بیت المال دهها شبکه رادیویی و تلویزیونی بزبانهای مختلف دردنیا براه انداخته است که بزعم سیاستگذارانش به تبلیغ مواضع نظام و یپگیری منافع احتمالی آن میپردازد؟ اگر جواب مثبت است آنگاه باید پرسید آیا کشورهای فرانسه، آلمان، آمریکا و انگلیس عاجز از راه اندازی یک چنین شبکههایی هستند؟ و آیا اوضاع و احوال سه کشوراول بگونهای است که باید برای اداره شبکه رادیویی و تلویزیونیشان از یک «هسته مرکزی مستقر در ارگان عملیات روانی سازمان جاسوسی دولت انگلیس (موسوم به BBC)» تبعیت و پیروی نمایند؟ آیا هیچ عاقلی درعالم به مسخره و مبتذل بودن این گزاره و ادعا حکم نمیدهد؟ مگر اینکه نویسندگان وزارت اطلاعات بخواهند از این شایعه رایج در میان عوام و نسل قدیمی برای انجام عملیات روانی درجامعه استفاده کنند که «کار، کار انگلیسی هاست!» هرچند تمسک به یک چنین شایعه و بن مایهای برای انجام عملیات روانی درجامعه چون شمشیر دولبه عمل میکند و از قضا به قدرت فائقهای اشاره دارد که وزارت از درافتادن با آن عاجز مانده و هر روز ناچار از اجرای سناریویی برای مهار آن است اما خوشبحتانه دوسوم جمعیت کنونی ایران به نسلی تعلق دارد که از اینگونه نگاه و نگرش عوامی و قدیمی عبور کرده و در سپهری تربیت یافته است که بدنیای ارتباطات و اطلاعات تعلق دارد و براحتی سخن و مدعای سره را از ناسره در این باره تشخیص میدهد و اتفاقا مشکل اصلی حاکمیت کنونی جمهوری اسلامی بطور کلی و وزارت اطلاعات بطور خاص دراین است که قادر به درک و تشخیص این موضوع و این نسل نیست وگرنه هرگز دست به صدور چنین اطلاعیه مضحکی با چنین محتوا و مدعایی نمیزدند.
باز برای اینکه معلوم شود وزارتخانهای که ادعای اشراف بر عالم و آدم دارد و سیطرهاش را برفضای حقیقی و مجازی آنچنان گسترده است که اگر پرنده درآسمان مخالفت با حاکمیت پرزند بلادرنگ شناسایی و با او برخورد خواهد شد و… چقدر پرت و بیاطلاع است به این بند از اطلاعیه توجه کنید: «مستندات جدید و موثق حکایت از کارویژههای غیررسانهای دیگر این شبکه دارند. یکی از این کارویژهها، بهره گیری از پوششها و پایگاههای به ظاهر رسانهای در خارج از کشور، به منظور ایجاد راههای ارتباطی با افراد رسانهای نشان شده در کشور میباشد. به عنوان مثال تشکلی موسوم به ˈانجمن بینالمللی روزنامه نگاران ایرانیˈ که در پاریس مستقر است، نقش یکی از کارفرمایان شبکه را ایفا میکرده است.» من از نویسندگان این اطلاعیه درخواست دارم تا آدرس دقیق این انجمن را درپاریس اعلام دارند چون چنین انجمنی نه درعالم حقیقی و نه درعالم مجازی وجود ندارد. بله روزگاری قرار بود چنین انجمنی شکل بگیرد اما بهر دلیل شکل نگرفت و سربازان گمنام با همه مدعایشان ظاهرا در تعقیب و مراقبت یادشان رفته است که تا آخر خط موضوع را دنبال کنند تا چنین خبط و خطای آشکار و لو دهندهای را نکنند و معلوم نیست انجمنی که اصلا وجود خارجی ندارد چگونه میتواند نقش یکی از کارفرمایان شبکه را ایفا کند؟ همانگونه که در ردیف کردن سایتها از سایتی نان برده شده که بیش از دوسال است تعطیل شده است. بقیه مطالب و ادعاهای مطرح شده دراین اطلاعیه نیز درهمین مایه و پایه بوده و از هیچگونه اعتبار و روایی برخوردار نیست.
نقل میکنند در زمان های قدیم فردی ادعای پیامبری کرد و با ترفندی برای اثبات پیامبریاش غیبگویی میکرد و مریدانی را گرد خود جمع آورد. رندی که متوجه فریبکاری این مدعی پیامبری شده بود در قالب مریدی او درآمد و او و مریدانش را به مهمانی شام دعوت کرد. درهنگام سفره کشیدن جلوی همه مهمانان بشقابی از مرغ و پلو نهاد اما در جلوی مدعی پیامبری بشقابی مملو از برنج، جناب پیامبر که چشمی بر سفره و دیگر بشقابها داشت و چشمی بر بشقاب روبرویش و احساس کرد که به او بیحرمتی شده است بناگهان زبان به اعتراض و گلایه خطاب به مهماندار بلند کرد که آخر این چه رسم مهمانوازی است که تو بجا میآوری؟ رند صاحبخانه خود را به بشقاب روبروی مدعی پیامبری رساند و دو انگشت خود را بداخل برنجها فرو کرد و مرغ زیر برنجها را بیرون کشید و گفت تو که مدعی غیبگویی و پیامبری هستی چگونه نمیتوانی وجود مرغ را زیر لایهای نازک از برنج تشخیص دهی؟ وآنوقت تو چگونه میخواهی ما ازعالم غیب خبر دهی؟ دقیقا این داستان در مورد وزارت اطلاعات با این اطلاعیهاش مصداق دارد. آخر وزارتی که نمیتواند تحولات درونی جامعه ایران را پیش بینی و مدیریت نماید چگونه میتواند در مورد دیگران اینگونه ادعاهای واهی و مسخره را مطرح نماید آنهم با اطلاعات نادرست و مغشوش؟ آیا واقعا این «اطلاعیه انحطاط» این وزارتخانه نیست؟ و البته وزارتخانه که وزیرش حیدر مصلحی باشد بهتر از این نمیتواند باشد؟ باید تاسف خورد بر نظام جمهوری اسلامی با این افلاس و انحطاطی که این وزارتخانه فخیمه بدان دچار شده است!
منبع: جرس














هروقت عده ای را به صورت دسته جمعی و مخصوصا از جناح اصلاح طلب دستگیر کردند دنبال اخباری در اردوی اصولگرایان بگردید که سعی می کنند از نظرها پنهان بماند. ما سالهاست با این ترفندها زندگی می کنیم و شاید ریشه فرهنگی داشته باشد. مثلا به بچه می گیم کلاغه رو ببین و تا حواس بچه پرت شد چیزی را از او مخفی می کنیم که مایل نیستیم به آن دست بزند. کلاغه رو ببین!!!! نمی دونم این اطلاعاتی ها چرا مغزشون رو آکبند نگه داشته اند!!!