واکنش مصباح یزدی به نامه زرتشتیان: ما نمی توانیم برای حاکمانی چون صدام احترام قائل شویم
چکیده :هر چند نماینده زرتشتیان بر موحد بودن این آیین تاکید کرده، اما مصباح یزدی در پاسخ به نامه نماینده زرتشتیان می نویسد: ما نمیتوانیم در این زمان برای حاکمانی مانند صدام احترام قایل شویم، به صرف اینکه حاکم کشوری بودهاند که زمانی جزیی از وطن ما به شمار میرفته....
هر چند نماینده زرتشتیان بر موحد بودن این آیین تاکید کرده، اما مصباح یزدی در پاسخ به نامه نماینده زرتشتیان می نویسد: ما نمیتوانیم در این زمان برای حاکمانی مانند صدام احترام قایل شویم، به صرف اینکه حاکم کشوری بودهاند که زمانی جزیی از وطن ما به شمار میرفته.
مصباح یزدی در پاسخ به نامه اسفندیار اختیاری، نماینده زرتشتیان در مجلس شورای اسلامی همچنین با عقب نشینی از سخنان قبلی خود می افزاید: برای همه اقلیتهای مذهبی به ویژه زرتشتیان احترام قایلیم و اینجانب بارها از نمونههای برجسته راستگویی و درستکاری ایشان، به خصوص آنچه در شهر خودمان (یزد) شاهد بودهام، یاد و ستایش کردهام.
در پی سخنرانی مصباحیزدی با موضوع «عزت ملی در پرتو انقلاب اسلامی» که زرتشتیان را آتش پرست خوانده و گفته بود نباید به آن افتخار کرد، اسفندیار اختیاری، نماینده زرتشتیان در مجلس شورای اسلامی طی نامهای با تذکر پارهای افتخارات تاریخی ایرانیان، نسبت به سخنان او به ویژه در اشاره به آیین آتشپرستی انتقاداتی را مطرح کرد.
نماینده زرتشتیان به مصباح یزدی تذکر داد که ایرانیان همیشه موحد و یکتاپرست بوده اند.
حال مصباح یزدی در پاسخ به اختیاری با مغالطه و عدم پرداختن به موضوع آتش پرستی، نوشته است: بر حسب آموزههای اسلامی به همه ادیان توحیدی احترام میگذارم و وجود بعضی از عقاید یا آداب نامطلوب در بعضی از آنها را مانع این احترام نمیدانم؛ چنانکه در میان فرقههای منسوب به اسلام هم انحرافاتی وجود دارد که نمیتوان آنها را موجب خدشه در اصل اسلام دانست. اما عرایض بنده در سخنرانی مورد اشاره شما ناظر به این مطلب بوده که ما یکبار از شخصیتهای بزرگی که در میان اجداد ما بودهاند یاد میکنیم و آنان را به خاطر ویژگیهای ارزشمندی که داشتهاند، میستاییم. این کار در واقع احترام به آن صفت و خصلت ارزنده است و نسبت به شخصیتهای دیگری که از نیاکان ما هم نبودهاند، انجام میدهیم. چنانکه حاتم طایی را به جهت جود و سخاوتش میستاییم. یکبار ملاک ارزشگذاری را کشورگشایی و توسعه قلمرو حکومت میدانیم و کسانی را به جهت سعی در توسعه «وطن قراردادی»میستاییم و ایشان را به عنوان قهرمان ملی ستایش میکنیم؛ این کار مبنای عقلایی ندارد. چنانکه وسعت این وطن در طول تاریخ ثابت نبوده و از باب نمونه زمانی کشور عراق فعلی جزیی از وطن ما بوده و تیسفون (مدائن فعلی) پایتخت پادشاهان ساسانی بوده؛ در صورتی که ما نمیتوانیم در این زمان برای حاکمانی مانند صدام احترام قایل شویم، به صرف اینکه حاکم کشوری بودهاند که زمانی جزیی از وطن ما به شمار میرفته. یکبار ما به وطن و هموطنان خودمان میبالیم از آن جهت که جویای حقیقت بودهاند و پس از شناختن حقانیت اسلام با آغوش باز استقبال کرده و حتی بهتر از زادگاه خود اسلام از آن حمایت کردند. این افتخار به هیچ روی قابل مقایسه با دو وجه قبلی نیست.














آقای مصباح، صدام و یارانش و حتا آن افرادی که از آن تشکیلات هنوز باقیمانده اند، نیز همین قضاوت را نسبت به شما و رهبران ما دارند. اما نه حرف شما اعتبار دارد و نه حرف آنها. ازکجا معلوم که قضاوت کدام یک از طرفین درست است؟
ازهمه این حرفها گذشته، شما که کشورگشایی را افتخاری برای نیاکان ما نمیدانید، مگر لشکریان عرب وسرداران آنها ازقبیل خالد بن ولید و عمرسعد و عمروعاص، همین کار را با کشورهای دیگر نکردند و قلمرو حکومت اعراب را از غرب تا مراکش و تونس و از شرق تا حوالی چین گسترش ندادند؟ آنهم به ضرب کشت و کشتار و برده و غلام کردن زنان و مردان، کشتن و آواره کردن آنان از سرزمین های اصلی خود؟ اگر ما نمی خواهیم راجع به جنایات آنان به سبب احترام به اسلام حرفی بزنیم، ازشما هم انتظار داریم که راه اندازی این گونه جنگ های حیدری و نعمتی را متوقف کنید. اصلا چه کسی گفته که شیعه از سنی بهتر است و ما مسلمان هستیم و آنها نیستند. یا مسلمانان از زرتشتیان و مسیحیان و یهودین و بهائیان برتر و برحق تر هستند؟ اگر چنین بود چرا ما شعیان دراقلیت مانده ایم و سنی ها اکثریت مسلمانان را تشکیل میدهند. مگر شما آخوندها طی قرن های گذشته مرتب به ما بشارت نداده اید که بزودی امت اسلام برتمام دنیا غالب خواهد شد؟ پس چه شد؟ اینهم مثل َآن دیگر آرزوهایتان است که دهها قرن ادعا کردید ای کاش در رکاب حسین مظلوم بودید و در راه ظلم جهاد میکردید و کشته می شدید، اما هم بدتر از یزید را و هم بد تر از ابن سعد و خولی را دیدید، اما دم برنیاوردید؟ بعلاوه به شمای ایرانی چه سنگ اعراب و مسلمانان را به سینه می کوبید؟ من شما را نمیدانم، اما من خود شخصا ابتدا یک ایرانی هستم و بعد مسلمان، یا مسیحی، یتزرتشتی ویا… از نظر من یکتا پرستی پشیزی ارزش ندارد اگر از دست و زبانم مردم در عذاب باشند. من به شما صریحا اعلام می کنم که عده بسیار زیادی از زرتشتیان و ایرانیان غیور از زبان شما و تیغ های جانسوز و تفرقه افکنی که نسبت به ما و نیاکان ما پرتاب کرده اید درعذاب هستند. چرا بین ملت ایران تفرقه میندازید؟ اگر مسلمانی مثل شما این اندازه آزارش به انسانهای دیگر برسد، یکتاپرستی او به اعتقاد من پشیزی ارزش ندارد. من مخلص کسانی هستم که حتا خدا را نیز انکار می کنند اما انسان به تمام معنا هستند و هیچکس ازدست و زبان آنان آزاری ندیده و تا توانسته اند به این و آن کمک کرده و خیر رسانده اند. تظاهر به اینکه من مسلمانم و یکتاپرست اما از دست و زبانم هزاران نفر دستهایشان رو به آسمان است، چه نفعی برای کسی دارد؟ والله خداوند نیز از چنین بنده ای بیزار است. امیدوارم شما هم به این آتش افروزی ها خاتمه دهید و به قول مولانا که فرمود “تو برای وصل کردن آمدی، نی برای فصل کردن” شما هم این شیوه را پیش گیرید و ازآزار انسانها دست بردارید آقا. اگر دنبال مشهور شدن هستید، راههای دیگری هم وجود دارد. دست از سر چاه زمزم بردارید. بس است فتنه گری و نفاق افکنی.
نیست که شما بهتر از اونایید.
مانند مصباح دوست عزیز اگر زمان امام حسین بودند باز یزید را ستایش می کردند و او را نماینده خدا روی زمین می دانستند . همین کاری که اکنون دارند می کنند
چه ربطی داشت؟؟؟ یک زمانی حضرت رسول در عربستان رهبری مردم را به عهده داشتند و این ربطی به خاندان آل سعود ندارد.در ضمن مقر اولین امام شیعیان کوفه یا همین عراق فعلی است و این ربطی به حزب بعث و صدام ندارد. یه چیزایی می گید!!!!!!
in ki bood ke mikhast ba khoone zatoshtiyan asiyab ra be harekat dar arad?
اینقدر طرف اسلام رو میگیری ببین اسلام چقدر طرف تو رو میگیره اگر اعمالتو به اسلام عرضه کردی مومن بیرون اومدی شرطه نه اینکه هی دم از اسلام بزنی اما جز پوسته ای از شریعت هیچی بارت نباشه . در ضمن بد نیست به مصداق حدیث اتقوا من مواضع التهم ( از قرار گرفتن در جایگاه تهمت بپرهیزید) یکبار موضعتون رو نسبت به انجمن حجتیه بیان کنید و همیچنین موضع شرک آلود شخصیت پرستانتونو راجع به پرستش مقام معظم . فکر کنم چند جلسه خارج فقه بری سر کلاس آقای اختیاری بشینی بهت توحید رو یاد میده .
به قول حکیم ابوالقاسم فردوسی
سر ناکسان را برافراشتن از ایشان امید بهی داشتن
سر رشته خویش گم کردن است به جیب اندرون مار پروردن است!!
ما اجازه رشد به امثال اقای یزدی دادیم ایشان قبل و بعد از انقلاب کسی نبود حالا با بودجه های انچنانی گروه تشکیل داده و پای بوسی سلطان می کند
روزگاری خواهد رسید که از این آقای مصباح و ارتباطاتی که با انجمنهای مخفی و سازمانهای اطلاعاتی بیگانه دارند بیشتر خواهیم شنید و ماموریت ایشان چیزی جز تیشه زدن به ریشه دین نیست.
حاتم طایی این روزگار مصباح خا منه ای است که او را می ستاید و ستایش می کند وجای خدا او را می بیند . چون پول ثروت و شو کت قدرت در اختیارش گذاشته و او هم با این امکانات یکه تازی می کند و دستور قتل صادر می کند و دگر
اندیشان را در پنهان حکم ترور شان را می دهد و ازاد است اتدیشه سیاه و نکبت و واپسگرای خودش را بازگو کند و بر دیگران تحمیل کند . پول و امکا نات هم که الی ما شا الله در اختیارش است
یکی از اصول های مترقی دین های دنیا را دین زرتشت دارد . گفتار نیک کردار نیک پندار نیک . که اصلا در وجود مانند مصباح و اخوند های حکو متی رانت خور و خا منه ای دوست دار قدرت و سرکوب وجود ندارد . دین زرتشت با این اصول مثنوی هفت من کاغذ نیست . در این اصول کوتاه تمام حقوق انسانی اخلاق مهربانی دوستی و خوبی.. نهفته است