سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » انتقاد روزنامه جمهوری اسلامی از رشد افراطی گرایی در حوزه های علمیه...

انتقاد روزنامه جمهوری اسلامی از رشد افراطی گرایی در حوزه های علمیه

چکیده :این گروه خطري نيست كه فقط دامن گير چند روحاني انقلابي و چند مسئول كشوري شود، نگراني مهم‌تر اينست كه اين جريان‌هاي افراطي اگر ريشه كن نشوند به سراغ همان نهادهاي حوزوي خواهند رفت كه امروز به وظايف خود در مقابله با آنها عمل نمي‌كنند. ...


روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله امروز خود به نقش روحانیت و خطرهای پیش روی آنان پرداخته است.

در این سرمقاله که با استناد به سخنان امام خمینی نوشته شده از جریان افراطی بوجود آمده در میان روحانیون بشدت انتقاد شده و از روحانیان خواسته است که نسبت به برخورد موثر با این گروه تذکر داده و نوشته است: این گروه خطري نيست كه فقط دامن گير چند روحاني انقلابي و چند مسئول كشوري شود، نگراني مهم‌تر اينست كه اين جريان‌هاي افراطي اگر ريشه كن نشوند به سراغ همان نهادهاي حوزوي خواهند رفت كه امروز به وظايف خود در مقابله با آنها عمل نمي‌كنند.

این مقاله می افزاید: رويش جريان‌هاي افراطي در حوزه علميه و رشد بي‌مهار آن كه در اقدامات و موضعگيري‌هاي خود به آداب اخلاقي و موازين شرعي و قانوني پاي بندي نشان نمي‌دهند،

سرمقاله نویس روزنامه جمهوری اسلامی وابستگی روحانیت به بودجه های دولتی و تشریفات، اختلاف و تفرقه، تحجر و مقدس مابی و ضعف بینش از جمله آفاتی است که به آن اشاره شده است.

بخشی از سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی به شرح زیر است:

يكي از اين دام‌ها وابسته شدن روحانيت به بودجه‌هاي دولتي و تشريفات است كه امام خميني در سال‌هاي اول بعد از پيروزي انقلاب بارها درباره آن هشدار دادند و سرانجام در تاريخ 13 خرداد 1366 در پاسخ به نامه حجت الاسلام سيد احمد خميني كه پيام كمك خواهي شوراي مديريت حوزه علميه قم را در نامه‌اي به خط خود به امام تسليم كرده بود تا نادرست بودن برخي گمان‌هاي منفي درباره خود را نيز روشن كند، مرقوم فرمودند: “نظر من همان است كه قبلاً كراراً گفته‌ام؛ من با اين تشريفات مخالفم و براي حوزه علميه مضر مي‌دانم. اساس، اسلام و تحصيل است كه با اين نحو زياده‌روي‌ها منافي است و من از بعض آقايان تعجب مي‌كنم كه تورا زير سؤال بردند…” (صحيفه امام جلد 20 صفحه 277)

دام يا مانع ديگر، اختلاف و تفرقه است كه روحانيين را به دسته‌هاي متفرق تقسيم مي‌كند و راه را براي سوء استفاده عناصر قدرت طلبي كه نه به روحانيت اعتقادي دارند و نه دل در گرو انقلاب و نظام اسلامي دارند هموار مي‌نمايد. امام خميني در پيام سوم اسفند 1367 معروف به منشور روحانيت، بعد از آنكه به تفضيل درباره اختلاف در حوزه و روحانيت هشدار مي‌دهند، اين سؤال بسيار مهم را مطرح مي‌كنند كه: “راستي شكست هر جناحي از علما و طلاب انقلابي و روحانيون و روحانيت مبارز و جامعه مدرسين، پيروزي چه جناحي و چه جرياني را تضمين مي‌كند؟ جناحي كه پيروز شود يقيناً روحانيت نيست و اگر آن جناح الزاماً به روحانيت رو آورد، راستي به سراغ كدام قشر و تفكر از روحانيت مي‌رود؟” (صحيفه امام جلد 21 صفحه 287)
امروز به روشني مشاهده مي‌كنيم در اثر اختلاف ميان روحانيين، كساني ميدان‌دار شده‌اند و يكه تازي مي‌كنند كه از ارتكاب اقدامات خلاف قانون و خلاف شرع و خلاف اخلاق ابائي ندارند و در عين حال خود را از همه طلبكار مي‌دانند. براي پي بردن به خطرهائي كه از اين طريق در كمين است و براي آشنا شدن با عمق انديشه روشن امام خميني و آينده‌نگري ژرف ايشان، بازخواني پيام سوم اسفند 1367 امام خميني (منشور روحانيت) را به همه به ويژه علماي دين و بالأخص به طلاب جوان توصيه مي‌كنيم.

دام سوم، خطر روحانيون متحجر و مقدس نمايان است كه امام خميني بارها درباره آنها هشدار داده‌اند. امام خميني، اين آفت را از آغاز نهضت تشخيص داده بودند و بعد از پيروزي انقلاب نيز بارها اين خطر را گوشزد كردند. اين جمله از پيام منشور روحانيت، عمق تأثر امام از اين خطر را نشان مي‌دهد: “در 15 خرداد 42 مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود كه اگر تنها اين بود، مقابله با آن آسان مي‌نمود. بلكه علاوه بر آن، از داخل جبهه خودي گلوله حيله و مقدس‌مآبي و تحجر بود؛ گلوله زخم زبان‌ها و نفاق و دوروئي بود كه هزار بار بيشتر از باروت و سرب، جگر و جان را مي‌سوخت و مي‌دريد…” (صحيفه امام جلد 21 صفحات 279 و280)

نكته مهم اينست كه خطري كه از افتادن در اين دام متوجه انقلاب مي‌شود اينست كه لبه تيز حملات به سوي روحانيين انقلابي نشانه مي‌رود. اين، درست همان چيزي است كه خواست استعمار و دشمنان انقلاب است. امام خميني در اين زمينه جمله‌اي بسيار هوشمندانه و واقع بينانه دارند. ايشان در پيام منشور روحانيت آورده اند: “امروز نيز همچون گذشته شكارچيان استعمار در سرتاسر جهان از مصر و پاكستان و افغانستان و لبنان و عراق و حجاز و ايران و اراضي اشغالي به سراغ شيردلان روحانيت مخالف شرق و غرب و متكي به اصول اسلام ناب محمدي صلي‌الله عليه و آله و سلم رفته‌اند و از اين پس نيز جهان اسلام هر از چندگاه شاهد انفجار خشم جهانخواران عليه يك روحاني پاكباخته است.” (صحيفه امام جلد 21 صفحه 276)

تيزبيني امام خميني را از كينه توزي‌هائي كه در سال‌هاي گذشته تا امروز عليه روحانيين صورت گرفته است مي‌توان به روشني فهميد. حتي يكنفر از كساني كه مورد حمله كينه توزانه قدرت طلبان داخلي و دشمنان خارجي قرار گرفته‌اند از روحانيين غيرانقلابي نبودند و همواره شاخص‌ترين ياران انقلابي امام، آماج اين حملات بوده و هستند.

در اين ميان آنچه اسفناك‌تر است اينست كه در مواردي اين كينه توزي‌ها مورد حمايت عناصر روحاني قرار داشته و دارند، واقعه تلخي كه يادآور سوءاستفاده مهره‌هاي غرب از غفلت بعضي افراد روحاني در نهضت مشروطيت است.

و چهارمين دام و مانع – كه البته آخرين آنها نيست – فريبكاري عناصري است كه با استفاده از ضعف بينش بعضي عناصر روحاني، خود را به آنها نزديك مي‌كنند و مناصب كليدي را در اختيار مي‌گيرند و انقلاب و نظام را از مسير واقعي و صحيح منحرف مي‌نمايند. اين خطر را امام خميني با تعبير “هشدار مي‌دهم” به ويژه به طلاب گوشزد كردند و البته چون براي بازخواني پيام‌ها و هشدارهاي امام، كاري اساسي در رسانه‌ها صورت نمي‌گيرد، اين فريبكاري صورت مي‌پذيرد و متأسفانه رنگ و لعاب انقلابي و حق به جانب هم به خود مي‌دهد. هشدار امام اينست: “من به طلاب عزيز هشدار مي‌دهم كه علاوه بر اينكه بايد مواظب القائات روحاني نماها و مقدس‌مآب‌ها باشند، از تجربه تلخ روي كار آمدن انقلابي نماها و به ظاهر عقلاي قوم كه هرگز با اصول و اهداف روحانيت آشتي نكرده‌اند عبرت بگيرند كه مبادا گذشته تفكر و خيانت آنان فراموش و دل سوزي‌هاي بي‌مورد و ساده انديشي‌ها سبب مراجعت آنان به پست‌هاي كليدي و سرنوشت ساز نظام شود” (صحيفه امام جلد 21 صفحه 285)

اگر از وضعيت امروز روحانيت و هوشياري اين نهاد نسبت به دام‌ها و موانع و خطرهاي راه ارزيابي واقع بينانه‌اي داشته باشيم، متأسفانه نمي‌توانيم نتيجه اين ارزيابي را چندان مثبت بدانيم. رويش جريان‌هاي افراطي در حوزه علميه و رشد بي‌مهار آن كه در اقدامات و موضعگيري‌هاي خود به آداب اخلاقي و موازين شرعي و قانوني پاي بندي نشان نمي‌دهند، يكي از نشانه‌هاي اين وضعيت غيرمثبت است. كوتاهي در برخورد سريع و قاطع با اين انحراف و عقب ماندن نهادهاي رسمي حوزه در محكوم كردن اقدامات اين جريان‌ها نشانه ديگري از اين وضعيت غيرمثبت است. اين، خطري نيست كه فقط دامن گير چند روحاني انقلابي و چند مسئول كشوري شود، نگراني مهم‌تر اينست كه اين جريان‌هاي افراطي اگر ريشه كن نشوند به سراغ همان نهادهاي حوزوي خواهند رفت كه امروز به وظايف خود در مقابله با آنها عمل نمي‌كنند. نتيجه آنكه روحانيت اگر امروز درصدد پاك‌سازي بدنه خود از اين جريان‌هاي خطرناك و جهيدن از دام‌هائي كه امام درباره آنها هشدارهاي لازم را داده‌اند بر نيايد، نخواهد توانست به وظيفه خود در حفاظت از آرمان‌هاي انقلابي و تضمين تداوم انقلاب اسلامي عمل كند و چنين مباد.


3 پاسخ به “انتقاد روزنامه جمهوری اسلامی از رشد افراطی گرایی در حوزه های علمیه”

  1. Mohammad-sadegh گفت:

    در این میان دادستان و دادگاه ویژه روحانیت چه نقشی دارد ؟ آیا فلسفه وجودی این دادگاه برای این است که فقط روحانیون منتقد به حاکمیت و دولت را به دادگاه بکشاند ؟ منتظری را خانه نشین کند و به مرگ تدریجی بمیراند ؟
    یا اینکه می توان در این دستکگاه خرد جمعی و دینی و پیشروی را به کار گرفت و به روحانی هایی که می خواهند جمهوریت و دین فطری و شرافت علوی را به چالش بکشانند و با یکسان دیدن زمان و مکان و موضوعات محدثه و صدور حکم کلی به موضوعات ، موجب گریز جوانان و نسل امروز فردا از دیانت رحمت گردند ، اجازه فعالیت مطلق ندهد. اینان می خواهند مراکز حوزوی را به جولانگاهی از ارعاب و ترور و تشنج بکشانند و شعاع این تفرقه را به سطح دینداران در سراسر کشور بکشانند . امروز به آنانی که شعار بصیرت می دهند باید گفت :
    اگر شما به جایی وابسته نیسیتد و ماموریتی بنیان کن ندارید و دست پنهان اجانب در پوشش دین نیستید ، عقل اولیه حکم می کند به این تفرقه و پروراندن خود خوسته طیفی چاکر و متملق دامن نزنید.شاید این سیاست چند روزی بیشتر شما را با بیماری در قدرت نگاه دارد اما مظالمی که به مردم و دین محمدی صلی الله علیه و آله می رود تا قیامت دامنگیرتان خواهد گشت و گناه مسلمانان را به تنهایی می باید بر دوش کشید. چه ابلهانه است عده ای برای حطام ناچیز دنیا اینچنین خیانت بار حرکت کنند.

  2. Asad گفت:

    می دونید چرا افراط گرایی از بین نمی رود؟ چون افراطی ها اصلا قائل به مطالعه و بررسی نظرات گوناگون نیستند و جمع های محفلی و دور همی را بیشتر می پسندند. باور کن افراطی های مذهبی یکبار قرآن را برای خودشان نخوانده و در آن اندیشه نکرده اند. یک آدمهای تنبلی هستند و حیف اشون میاد که کالری در مغزشون مصرف بشه.

  3. Aashtiani گفت:

    از خدا میخواهم هر چه زودتر حکومت اسلامی هم همانند لیبی و تونس و مصر و … سقوط کند.افراط گرایی ولایت فقیه شمشیر خود را بر گلوی خود فرو خواهد کرد و بالاخره مردم بدبخت و مظلوم ایران زمین روی آزادی را خواهند چشید.من اهل فساد و فسق و فجور و فحشا نبوده ام و نخواهم بود و از بدبختیی که جامعه مان بدان گرفتار است واقعا رنج میبرم.(یک ارتشی)