اردشیر امیر ارجمند: با میرحسین مخالفاند، چون میخواهند کشور را بیبرنامه و هیأتی اداره کنند
چکیده :هشت سال حکومت با شعار عدالت و با بیش از ۷۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی، یعنی بیش از نیمی از کل درآمد نفتی ایران در طول تاریخ، چه نتیجهای برای کارگران، کشاورزان و معلمان و غیره داشته است؟ در عمل شاهد فروریختن بخش مهمی از زیرساختهای اقتصادی هستیم: تعطیلی صنایع، بیکاری، تورم فلجکننده و آسیبهای اجتماعی غیرقابل کنترل. هشت سال حمایت بیچون و چرای رهبری با شعار عدالت از چه؟ در عمل از بیقانونی؟ بیبرنامگی؟ فساد اداری و مالی؟ از احساس عدم امنیت برای بخش وسیعی از مردم؟ از افزایش شگرف شکاف طبقاتی؟ ...
اردشیر امیر ارجمند مهمترین خصلت برنامه های اقتصادی مهندس موسوی را توجه به مردم و جامعهمحوری می داند و معتقد است که دشمنی کسانی همچون بادامچیان با وی از همینجا شروع میشود. مشاور ارشد میرحسین درباره این جریان می گوبد: آنها که عرضه نداشتند حتی یک مدرسه را درست اداره کنند و به دموکراسی هم هیچ اعتقادی نداشتند، میخواستند از همان اول انقلاب و در دوران جنگ، کشور را بهصورت هیأتی اداره کنند. آنها رسماً با برنامهریزی مخالف بودند. مهندس باید کلی مبارزه میکرد تا کشور و اقتصاد آن دارای برنامه باشد.
به گزارش کلمه، امیر ارجمند تاکید می کند: این جماعت کمک به مردم را هم از طریق ایجاد و توسعه زیرساختهای اقتصادی و توسعه درک نمیکردند بلکه همیشه به فکر اقتصاد صدقهای بودند. میخواستند به شهروند که برای آنها در واقع رعیت است بگویند یادت نرود چه کسی دارد تو را کمک میکند. میخواهند افراد همیشه به آنها وابسته باشند، در خدمت آنها باشند. کرامت انسانی برای آنها اهمیت ندارد. برعکس، برای مهندس کرامت انسان اهمیت اساسی دارد.
سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید در گفت و گو با وب سایت تازه تأسیس «آوای کار» با مصادیق مفهوم امنیت انسانی را در حوزهٔ کار را اینگونه بر می شمرد: یعنی کارگر و کارمند و کشاورز و هر کسی که کار میکند احساس امنیت شغلی کند، کرامت انسانی او در حوزهٔ کار و شغلش حفظ شود، از ثمرهٔ کار خود عادلانه بهرهمند شود، از حمایتهای قانونی برخوردار گردد و در ساختن آیندهٔ اقتصادی و اجتماعی خودش مشارکت کند. یعنی افراد حق ایجاد تشکلات صنفی و کارگری و کارمندی داشته باشند، نه اینکه دولت تاب تحمل سندیکاهای مستقل را نداشته باشد و رهبران آن را زندانی کند یا تحت فشار قرار دهد؛ یعنی قدرت خرید آنها حفظ شود. این حق طبیعی کارگران است که حقوق انها هر سال حداقل معادل نرخ تورم افزایش پیدا کند؛ یعنی زن کارگر و کارمند در محیط کار امنیت شغلی داشته باشد و فقط بهجهت جنسیت دستمزد کمتر دریافت نکند یا در معرض تعدیل و اخراج و غیره قرار نگیرد؛ یعنی داشتن کار حق افراد تلقی شود؛ یعنی کارفرما نتواند یک شبه و بدون اینکه کارگران در جریان باشند کارگاه را تعطیل کند و کارگران هیچ ساز و کار و تشکلی برای مذاکره وگفتگو و دفاع از حقوق خود نداشته باشند.
مشروح این گفت و گو را در زیر بخوانید:
نظرتان راجع به «آوای کار» و شروع بهکار آن چیست؟
بسمالله الرحمن الرحیم
آغاز بهکار سایت را به همهٔ فعالان جنبش سبز، کارگران و همهٔ اقشار غیر برخوردار جامعه تبریک میگویم. این نشان میدهد که اقتدارگرایان به هدف خودشان که خاموش کردن جنبش و ایجاد ناامیدی است نرسیدهاند. بعد از چهار سال سرکوب تمامعیار و دوسال زندانی کردن رهبران جنبش، فعالان سبز همانطور که موسوی از داخل زندان گفت صبر و استقامت و امید پیشه کردند؛ با طراوت هستند و دارند نقطعه ضعفها و کمبودهای خودشان را جبران میکنند. راه اندازی این سایت، که قطعاً باید وسیلهای باشد برای اگاهیبخشی همهٔ ما نسبت به وضعیت اقشار غیر برخوردار در جامعه و مسائل اقتصادی، میتواند با داشتن یک رویکرد جامعهمحور و مبتنی بر حقوق بنیادین و حقوق بشر در تقویت همبستگی میان همهٔ نیروها و طبقات در جنبش بسیار مؤثر باشد. این جور کارها بهمعنای این است فعالان جنبش سبز دارند بین خودشان توزیع کار میکنند؛ تخصصی کار میکنند؛ برنامهریزی میکنند و به نهادسازی اهمیت میدهند.
آیا میتوانید کمی از دیدگاه مهندس موسوی در مورد اقتصاد و کار صحبت کنید؟
تحلیل سیاستها و رفتارهای اقتصادی مهندس کار اقتصاددانان و متخصصان این امور است. برنامهٔ اقتصادی برای مبارزهٔ انتخاباتی ۸۸ سند خوبی برای ارزیابی است. اما اگر بهعنوان یک ناظر به نوع سیاستورزی و حتی مدیریت مهندس نگاه کنیم، به نظرم دو نکته در آن کاملاً بارز است: توجه به مردم و جامعهمحوری. مهندس رو به مردم و جامعه میکرد. او به مردم اعتماد واقعی دارد. آنها را در سیاستگذاری و اجرا، و اگر لازم شد در مبارزه، محرم میداند. از زندان هم که پیام میفرستد، اول سلام به مردم است. اما مهندس مخالف عوامفریبی است. اهل پوپولیسم نیست. اهل کار کارشناسی است. در حوزهٔ اقتصاد و اجتماع هم توجه ویژه به وضعیت طبقات و اقشار محروم دارد. در دوران هشت سال جنگ هم کشور را اینطور اداره کرد.
دشمنی بعضی از آقایان کممایهٔ مدعی شریعت مثل بادامچیان که امروز با کمال بیاخلاقی میگویند مهندس خائن است و از اول هم خائن بوده است هم از همینجا شروع میشود. آنها که عرضه نداشتند حتی یک مدرسه را درست اداره کنند و به دموکراسی هم هیچ اعتقادی نداشتند، میخواستند از همان اول انقلاب و در دوران جنگ، کشور را بهصورت هیأتی اداره کنند. آنها رسماً با برنامهریزی مخالف بودند. مهندس باید کلی مبارزه میکرد تا کشور و اقتصاد آن دارای برنامه باشد. این جماعت کمک به مردم را هم از طریق ایجاد و توسعه زیرساختهای اقتصادی و توسعه درک نمیکردند بلکه همیشه به فکر اقتصاد صدقهای بودند. میخواستند به شهروند که برای آنها در واقع رعیت است بگویند یادت نرود چه کسی دارد تو را کمک میکند. میخواهند افراد همیشه به آنها وابسته باشند، در خدمت آنها باشند. کرامت انسانی برای آنها اهمیت ندارد. برعکس، برای مهندس کرامت انسان اهمیت اساسی دارد.
ارتباط این نوع رفتار با تئوری یا برداشت از مفهوم عدالت چیست؟
قطعاً آزادی و عدالت هر دو برای مهندس اهمیت دارند. او بارها گفته است که آزادی و عدالت نمیتوانند در تقابل با یکدیگر معنا شوند. یکی از شعارهای بسیار مترقی مهندس در دوران انتخابات همین امنیت انسانی است که در بین شعارهای شما هم هست. امنیت فقط امنیت دولت نیست؛ امنیت تکتک شهروندان هم هست. امنیت انسانی یعنی آزادی از ترس و رهایی از نیاز. به زبان حقوق بشریها یعنی هم حقوق مدنی سیاسی و هم حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی. هر دو با هم و در کنار هم و پیوسته با هم. در برنامهٔ اصلاحات حقوقی او هم همین رویکرد وجود داشت، یعنی فقط بحث آزادیهای مدنی و سیاسی نبود، حقوق اقتصادی و اجتماعی خیلی پررنگ بود.
حرف از عدالت بهمعنای این نیست که اقتصاد باید دولتی باشد یا ضرورتاً دولت سهم اصلی را در اقتصاد داشته باشد. سهم دولت در کوران جنگ در اقتصاد را با امروز مقایسه کنید. مهندس اهل سپردن کار مردم به مردم است. دولت در برنامهریزی و نظارت نقش دارد. باید از اقشار محروم و کم برخوردار حمایت شود. همبستگی و صلح اجتماعی این را ایجاب میکند.
در دوران اصلاحات رهبر همواره از عدالت صحبت میکردند. من هم بهعنوان یک شهروند عادی معتقد بودم و هستم که دولت اصلاحات باید توجه مؤثرتری به اقشار کمدرآمد میکرد. اما منصفانه قضاوت کنیم. هشت سال حکومت با شعار عدالت و با بیش از ۷۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی، یعنی بیش از نیمی از کل درآمد نفتی ایران در طول تاریخ، چه نتیجهای برای کارگران، کشاورزان و معلمان و غیره داشته است؟ در عمل شاهد فروریختن بخش مهمی از زیرساختهای اقتصادی هستیم: تعطیلی صنایع، بیکاری، تورم فلجکننده و آسیبهای اجتماعی غیرقابل کنترل. هشت سال حمایت بیچون و چرای رهبری با شعار عدالت از چه؟ در عمل از بیقانونی؟ بیبرنامگی؟ فساد اداری و مالی؟ از احساس عدم امنیت برای بخش وسیعی از مردم؟ از افزایش شگرف شکاف طبقاتی؟ این چه مفهومی از عدالت است که بهنام آن و تحت عنوان خصوصیسازی اموال عمومی به تاراج میرود و با نقض قانون اساسی در جیب نهادها و اشخاصی که در خدمت قدرت اقتدارگرا است واریز میشود؟ این عدالت یعنی کشوری با ۷۰۰ میلیارد درآمد نفتی با تغذیه بدتر؟ مسکن کوچکتر و گرانتر؟ نگرانی پدر و مادر برای سیر کردن شکم فرزند؟ و برای تحصیل کودکان؟ نزول چند هزار درصدی ارز کشور؟تنفس در هوای آلوده و مسموم؟ دارو با قیمت چند برابر؟ فقدان بیمه اجتماعی مؤثر؟ چند ده هزار کودک کار خیابانی؟ بیکاری جوانان؟ استرس مستمر و مزمن و افسردگی بزرگ و کوچک؟ ناامیدی به آینده؟ اشتیاق فزایندهٔ جوانان برای ترک کشور؟
آیا رهبر حاضر است سیاستهای خود را اصلاح کند؟ آیا مسئولین این وضعیت حاضر هستند با تغییر سیاستها از مردم و بهویژه کارگران، کشاورزان، معلمان و سایر اقشار غیر برخوردار عذرخواهی کنند؟ ادامهٔ حصر کروبی، موسوی و رهنورد بهخاطر این است که ظاهراً مسئولین شجاعت اصلاح امور را ندارند و اصرار ما فعالان جنبش بر آزادی این رهبران سرفراز جنبش که امروز شاهد اثبات ادعاها و نظرات آنها هستیم هم برای همین است: اصلاح امور و صلح اجتماعی؛ عدالت واقعی و آزادی برای همه.
آیا میشود با چند مثال ساده مصادیق مفهوم امنیت انسانی را در حوزهٔ کار مشخص کنید؟
خیلی ساده، یعنی کارگر و کارمند و کشاورز و هر کسی که کار میکند احساس امنیت شغلی کند، کرامت انسانی او در حوزهٔ کار و شغلش حفظ شود، از ثمرهٔ کار خود عادلانه بهرهمند شود، از حمایتهای قانونی برخوردار گردد و در ساختن آیندهٔ اقتصادی و اجتماعی خودش مشارکت کند. یعنی افراد حق ایجاد تشکلات صنفی و کارگری و کارمندی داشته باشند، نه اینکه دولت تاب تحمل سندیکاهای مستقل را نداشته باشد و رهبران آن را زندانی کند یا تحت فشار قرار دهد؛ یعنی قدرت خرید آنها حفظ شود. این حق طبیعی کارگران است که حقوق انها هر سال حداقل معادل نرخ تورم افزایش پیدا کند؛ یعنی زن کارگر و کارمند در محیط کار امنیت شغلی داشته باشد و فقط بهجهت جنسیت دستمزد کمتر دریافت نکند یا در معرض تعدیل و اخراج و غیره قرار نگیرد؛ یعنی داشتن کار حق افراد تلقی شود؛ یعنی کارفرما نتواند یک شبه و بدون اینکه کارگران در جریان باشند کارگاه را تعطیل کند و کارگران هیچ ساز و کار و تشکلی برای مذاکره وگفتگو و دفاع از حقوق خود نداشته باشند. ما اکنون شاهد آن هستیم که در شرایط سخت اقتصادی حقوق کارگران چند ماه پرداخت نمیشود و کسی هم آنها را کمک نمی کند. دولت با دادن آمار دروغ در مورد بیکاری، آیندهٔ کاری شهروندان را دچار مخاطره میکند.
قطعاً مثالهای زیاد دیگری را میتوان زد که الآن در جامعهٔ ما برای همه قابل لمس است. امیدوارم جامعهٔ کار ایران با استقامت و تشکل و توانمند سازی خود بتواند این روند را تغییر دهد. در این صورت سیمای کشور هم تغییر میکند.














آقای امیر ارجمند یک پیشنهادی به این شرح “یکی از راههای موثر و بی خطر مبارزه با رژیم آنست که روزهای ملاقات به جای تنها خانواده زندانیان، صدها هزار نفر رفته و اطراف زندانها را سیاه کنند. یک روز دریک هفته اطراف زندان اوین،هفته دیگر یک روز قزل قلعه، قزل حصار، یک روز در یکی از هفته ها، زندان گوهردشت. فکر کنید می خواهید بروید و مسابقه فوتبال را تماشا کنید. منتها برای این تماشا بلیط لازم نیست. دریک ساعت بخصوص مثلا از 9تا 11 یا 2-4 دویست هزار نفر اطراف یکی از زندانها را نگین وار پرکنیم. رژیم هیچ اقدامی نمی تواند بکند اما زرد خواهد کرد. برای ما نیز هم نوعی مقاومت و نشان دادن نیروی ملی است، هم دلگرمی و حمایت از زندانیان سیاسی و هم دوساعت تفریح و رد و بدل گردن اطلاعات در مقابل زندان ها. حرف آخر فراموش نکنید یک حکومت هرقدر هم زرت و پرت کند، قدرت مقابله با ملتی مصمم و یک پارچه را نخواهد داشت. یعنی از 75 میلیون نفر ایرانی ما غیرت نداریم هرهفته دویست هزار نفر را جلو زندانها بسیج کنیم. پیش برای رسیدن به هدفها” دادم اگر فکر می کنید دراین شرایط قابل اجراست که من فکر می کنم کاملا قابل اجرا و بی خطر است لطفا کلید بزنید که برای مدتی این برنامه اعتراضی را پیدا کنیم. فقط از اعتراض کردن و انتقاد کردن کارها پیش نمی رود حریفان ما آدمهای مکار و حقه باز و حیله گری هستند و اصلا آبرو و حیثیتی ندارد که دچار وحشت شوند.
به نظر من تنها راه مقابله عدم شرکت در انتخابات است
کاشکی کشور هیاتی و گروهی اداره می شد. کشور به طور فردی و مطلقه اداره میشه.