سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » تاجزاده: آقای عسگراولادی! فتنه همان کودتای انتخاباتی بود؛ آنها که بصیرت داشتند، فهمیدند...
» نامه ای از زندان؛ نگاهی به تلاش های کهنه و تازه برای مهندسی انتخابات

تاجزاده: آقای عسگراولادی! فتنه همان کودتای انتخاباتی بود؛ آنها که بصیرت داشتند، فهمیدند

چکیده :چرا حاکمیت نمی‌تواند پاسخ جنبش «رای من کو» را با زبان انتخاباتی دهد و به جای آن زبان زور و زبان مهندسی انتخابات را انتخاب کرده؟ کدام زبان هزینه بیشتری دارد؟ انتخاب راه پرهزینه به سود چه کسانی است؟ و به طور مشخص وجدان جنابعالی را به عنوان عضوی از هیئت منصفه مخاطب قرار می‌دهم ومی پرسم انصاف دهید وخیلی روشن به ما بگویید از‌‌ همان لحظه‌ای که درواپسین ساعات راهپیمایی میلیونی ۲۵ خرداد ۸۸سکوت اعتراض بدون کلام و صامت ملت با شلیک گلوله‌های مقربسیج میدان آزادی شکسته شد تا زمان حاضر و بازداشت اخیر روزنامه نگاران، حجم و در صد عملیات مربوط به مهندسی انتخابات بیشتر بوده یا درصد زبان انتخاباتی؟...


کلمه- سیدمصطفی تاج زاده:

به نام خدا

جناب آقای عسگر اولادی

با سلام

اعلام موضع جنابعالی درباره موسوی و کروبی قبل از آنکه پرتوی تازه بر جایگاه رفیع آن دو بزرگوار بیفکند، سنجه‌ای درباره امکان پذیری آزادگی و آزاد منشی در دشوار‌ترین شرایطی است که فتنه مهندسی سپاهی-امنیتی انتخابات بر کشور تحمیل کرده است. مهم این است که گوهر کرامت و آزادگی خود را پاس بداریم و زبان به خوش آمد دیگران نچرخانیم و از بیم این و آن و یا به سودای نان سخن نگوییم. و گرنه خدای موسوی و کروبی از آنان مواظبت خواهد کرد و نیازی به ما ندارند. وقتی گفتید موسوی و کروبی را «فتنه» نمی‌دانید آقای حجاریان نیز توانست فرصتی برای به جا آوردن سیمای حقیقی عسگر اولادی در تجربه مرگبار ترور و شب های بیمارستان به دست آورد و بگوید این‌‌ همان عسگر اولادی است که بر بالین من دعا می‌خواند و در‌‌ همان حال مواضع انتقادی خود را فراموش نکرده بود ومی گفت «سعید جان توبه کن خوب می‌شوی»!

با این وجود شماکاری بزرگ‌تر کردید و با تفکیک «مفتون بودگی» از «فتنه» درادبیات حاکمیت رخنه‌ای به وجود آوردید. در مناظره با آقای شریتعمدار گفتید «وقتی در ساعت ۱۰ روز رای گیری اعلام شد که آقای میرحسین موسوی در تهران، شیراز و اصفهان رای اول را دارند او فریفته شد، اعلام جشن کرد، اما خبرهای بعد را به او ندادند،». صرف نظر از هر نوع قضاوتی که به تعبیر بحث انگیز شما درباره «فریفته شدن» و یا «مفتون» بودن این و آن داشته باشیم، اتهام «فریفتگی» را تا چه حد منصفانه بدانیم، نفس این‌گاه شماری و تفاوت ماهوی آن با‌ گاه شماری کودتا و مهندسی انتخاباتی اهمیت فوق العاده‌ای در درک واقعیت مربوط به آن وقایع ۸۸ را دارد. به بیان دیگردر جریان آن انتخابات دو ساعت کاملا متفاوت و دونگرش کاملا متضاد نسبت به زمان و مکان وجود داشت. یعنی ساعت کودتا مستقل از ساعت انتخابات و از فرایندهای واقعی انتخابات در کف خیابان حرکت می‌کرد. وقتی حسین شریعتمدار در جریان مناظره به شما می‌گوید «ما از قبل پیش بینی کرده بودیم» و یا هنگامی که به عنوان مثال سردار مشفق می‌گوید ما ماه‌ها قبل از انتخابات و از‌‌ همان لحظه نقش آفرینی آقای موسوی خویینی‌ها درمحفل صبحانه «هشدار امنیتی دادیم» و یا آقای محسنی اژه‌ای به عنوان وزیر اطلاعات در آن برنامه تلویزیونی می‌گوید ما از حضور عوامل بیگانه در ستاد مهندس موسوی و کروبی مطلع بودیم، و یا روز‌ها قبل از آغاز رأی گیری سپاه با ارسال نامه‌ به دادگاه انقلاب خواهان صدور حکم دستگیری فعالان اصلاح طلب می‌شود، همه این‌ها اعترافی است به یک کودتا ی از پیش تعیین شده علیه خواست وبرخاست انتخاباتی ملت. راه دوری نرویم مهندسی انتخابات فرایندی است که هم اکنون در پیش چشمان ملت رخ می‌دهد. یعنی در حالی که رهبری صراحتا هر نوع فعالیت انتخاباتی را تا اطلاع ثانوی منع کرده‌اند این ممنوعیت به هیچ وجه شامل فعالیت‌های مربوط به مهندسی انتخابات نمی‌شود. این استثناء البته منحصر به فرماندهان سپاه و خط و نشان کشیدن‌ها و دیگر افاضات ایشان درباره انتخابات نیست بلکه دستگاه اطلاعات رسمی کشور و دستگاه نظامی امنیتی را نیز شامل می‌شود. ساعت مهندسی انتخابات برای دستگاه امنیتی اکنون چند ماهی است که آغاز شده است. فعالان سیاسی اصلاح طلب تا رده‌های سوم و چهارم احضار و به زبان‌ها و اشکال مختلف تهدید می‌شوند که در صورت هرگونه فعالیت سیاسی – و نه صرفاٌ انتخاباتی- طی ماه‌های آینده تا برگزاری انتخابات عقوبت خواهند شد یکی تهدید به زندان می‌شود، یکی تهدید به اخراج از کار، یکی تهدید به دستگیری فرزندش می‌شود و یکی به اخراج همسرش و یکی هم به اینکه ناغافل به تیر غیب گرفتار می‌شود و روزی در خیابان تصادفاٌ!! زیر ماشین می‌رود. به دیگر بیان، در حالی که بیانات صریح و مداخله گرایانه مقامات نظامی و امنیتی بیانگر آن است که ساعت مهندسی انتخابات از هم اکنون به کار افتاده کسی نمی‌داند که چه زمانی ساعت خود انتخابات و جامعه‌ای که انتخابش باید توسط سپاه «مهندسی شود» نواخته خواهد شد. نامزد‌های مهندسی انتخابات از قبیل نماینده محترم ولی فقیه در سپاه و کیهان و دیگر سردارهای مداخله گر از هم اکنون مشخص و معین شده‌اند و این در حالی است که کسی هنوز از نامزدهایی که در روز موعود باید مهندسی شوند خبری ندارد. همه ملت از لیست خبرنگاران و روزنامه نگارانی که به عنوان بخشی از عملیات مهندسی انتخابات و در جهت مختل سازی فرایند اطلاع رسانی انتخابات بازداشت شدند، باخبرند اما از خود انتخابات هنوز خبری نیست. اولویت بخشی «مهندسی» بر «انتخابات»‌‌ همان چیزی است که ما شاکیان مداخله‌گری سپاه آنرا کودتای انتخاباتی نامیدیم.

این دوگانگی، یعنی دوگانگی میان ساعت مهندسی انتخابات و ساعت انتخابات مهندسی شده در جریان مناظره شما با آقای شریعتمدار نیز بازتاب کاملا واضحی داشت. شما از آنچه که در اصفهان و شیراز و تهران در دل صندوق‌های انتخابات می‌گذشت سخن گفتید اما مخاطب شما در تلاشی مذبوحانه برای گریز از واقعیت‌های داخل کشور و گریز از آنچه که شما «زمینه‌های داخلی» نامیدید، ارجاعی وهم آلود به دور دست‌ها، به انتخابات صربستان و گرجستان و اکراین داشت. متاسفانه باید بگویم کوشش شما به عنوان عضو هیئت منصفه در جهت تفکیک منصفانه بین کفه داخلی قضیه انتخابات و کفه‌ای که بر مبنای یک پیشداوری کلیشه‌ای «درصد انگلیسی و اسرائیلی فتنه» نامیدید یک کوشش ناموفق بود و آن تک جرقه‌های حقیقت که در تاریکی فتنه انگیزی مهندسی انتخابات درخشیدن گرفته بود با تهاجم بازجویانه شریعتمداری خاموش شد. من به استناد تجربیاتی که در شعبه بازداشتگاهی و اوینی‌‌ همان مناظره-بازجویی‌ها داشتم می‌کوشم در این نامه بحث شما را از‌‌ همان نقطه‌ای که با ارعاب شریعتمدار در انبوه مدعیات مربوط به عناوین دهن پرکن نظیر «عملیات سری سازمان سیا» و «ام. آی ۶» و «جرج سوروس» و غیره دفن گردید و مجال بسط نیافت اندکی باز کنم و امیدوارم که به لطف خدا روزی در فضای غلبه انتخابات آزاد بر مهندسی انتخابات، همه این تجربیات را به شکل مدون عرضه کنم: وقتی بازجویان همه آن مدعیات معروف و نخ نمای شریعتمداری را به نحو طوطی وار در یک شرایط کاملا متفاوت و به شدت شکنجه آلود بر سر من کوبیدند من گفتم اگر شما واقعا راست می‌گویید و ادعاهای خود را باور دارید چرا با مردم معترض به‌‌ همان زبان خودشان سخن نمی‌گویید؟ مردم به زبان انتخابات با شما سخن می‌گویند و سراغ رایشان را می‌گیرند شما هم می‌توانید به جای سخن گفتن از «انقلاب مخملی» و «جرج سوروس» و «جزوه‌های جین شارپ» و این قبیل عناوین غیر آشنا با‌‌ همان زبان انتخاباتی جوابشان را بدهید و رجز خوانی انتخاباتی بکنید و بگویید «شما در انتخابات رای نیاوردید. ما برای اثبات این معنا از هم اکنون به استقبال یک انتخابات وسیع‌تر و شفاف‌تر می‌رویم که دیگر هیچ بهانه‌ای نماند و به اصطلاح» رویتان برای همیشه کم شود. «چرا نمی توانید شبهه عدم شفافیت انتخاباتی را با شفافیت بیشتر و با تعبیه کردن مکانیزم‌های کنترلی شفاف و قابل رویت برای همه ناظرین داخلی و حتی جهانی پاسخ دهید؟»

و اکنون همین سوال را با قوت بیشتری مطرح می‌کنم و می پرسم چرا حاکمیت نمی‌تواند پاسخ جنبش «رای من کو» را با زبان انتخاباتی دهد و به جای آن زبان زور و زبان مهندسی انتخابات را انتخاب کرده؟ کدام زبان هزینه بیشتری دارد؟ انتخاب راه پرهزینه به سود چه کسانی است؟ و به طور مشخص وجدان جنابعالی را به عنوان عضوی از هیئت منصفه مخاطب قرار می‌دهم ومی پرسم انصاف دهید وخیلی روشن به ما بگویید از‌‌ همان لحظه‌ای که درواپسین ساعات راهپیمایی میلیونی ۲۵ خرداد ۸۸سکوت اعتراض بدون کلام و صامت ملت با شلیک گلوله‌های مقربسیج میدان آزادی شکسته شد تا زمان حاضر و بازداشت اخیر روزنامه نگاران، حجم و در صد عملیات مربوط به مهندسی انتخابات بیشتر بوده یا درصد زبان انتخاباتی؟

جناب آقای عسگر اولادی

براستی معنای فتنه چیست و چه کسانی مفتون محسوب می‌شوند؟

من بدون آنکه ادعایی در باره معانی تو بر تویی که قرآن کریم براین واژه حمل کرده داشته باشم به عنوان یک فرزند این انقلاب یک راست می‌روم سراغ آنچه که مطهری ضمن بازخوانی واقعه عاشورا وتحلیل پیش بینی مولا امیرالمومنین در باره فتنه اموی بیان کرده و این مفهوم علوی از فتنه را با کاربرد امروزی همین واژه در زبان سخنگویان نظامی مهندسی انتخاباتی مقایسه می‌کنم. وقتی سردار نقدی به عنوان بخشی از پروژه پیش رس مهندسی انتخابات می‌گوید «اگر فتنه ایجاد شود این سری سراغ دانه درشت‌ها خواهیم رفت» کدام درک از معنای واژه فتنه را به نمایش می‌گذارد؟ آیا این سخن در بطن پروژه مهندسی انتخابات فی نفسه خبر از تدارک فتنه و کودتایی که در راه است نمی‌دهد واز جنس‌‌ همان «پیش بینی‌های» حسین شریعتمدار نیست که به فاصله کوتاهی به گفتمان رسمی حاکمیت تبدیل شده ودرتریبونهای مختلف با لهجه‌های گوناگون بر زبان مقامات امنیتی وقضایی جاری می‌شود؟ آیا این‌‌ همان مرغ شوم فتنه کودتای اموی برضد حکومت نبوی وحکومت علوی نیست که روزگاری طولانی بر بام تاریخ اسلام مشرف گردید وبه تعبیرمطهری دانه درشت‌های روشنفکری جهان اسلام راجمع کرد و بلعید؟ شرح خطبه امیرالمونین در باره فتنه بنی امیه توسط مطهری پاسخ روشنی به سوال ما می‌دهد:

«واصاب البلامن ابصر فی‌ها واخطا البلا من عمی عن‌ها. (نهج البلاغه فیض الاسلام. خطبه ۹۲) هر کس که بصیرتی داشته باشد وبه قول امروز روشنفکر باشد، هر کس که فهم ودرکی داشته باشد، این بلا وفتنه او را می‌گیرد، زیرا نمی‌خواهند آدم چیز فهمی وجود داشته باشد. وتاریخ نشان می‌دهد که بنی امیه افراد به اصطلاح روشنفکر و دراک آن زمان درست مثل مرغی که دانه‌ها را جمع کند، یک یک جمع می‌کردند و سر به نیست می‌نمودند و چه قتلهای فجیعی در این زمینه انجام داند!»

(استاد شهید مطهری، مجموعه آثار، ج۱۷، ص۳۶۷)

بر این مبنا عوارض فتنه به شکل رنج و محنتی ویژه متجلی می‌شود که عمدتا نخبگان و رشنفکران و سرآمدان جامعه را نشانه می‌گیرد و پژوهشگری نواندیش در جهان عرب به زبانی امروزی و به بیانی نزدیک به بیان پیش گفته مطهری آن را چنین توصیف می‌کند:

«درلسان العرب شرح بیشتری از این واژه آمده است:» محنت آن است که کسی را وادارسازی تا بگوید چنین وچنان کردم وآن قدر او را آزار دهی تا به آنچه انجام نداده است یا گفتن آن شایسته او نیست، اعتراف کند. «و به قول امروزی‌ها وادارش کنی تا خود زنی کند. بنابراین، محنت به این معنی و در تعبیر معاصرآن ترس وشکنجه وستمی است که از سوی صاحبان نفوذ، دولت‌ها و پلیس و غیره بر اندیشمند یا متفکری روا می‌شود که ممکن است به اهانت و دشنام یا شکنجه روحی یا جسمی یا حتی به قتل و مثله کردن آن اندیشمندان بیانجامد.»

بدین ترتیب روشنفکر جهان عرب همچون مطهری بر پایه تجربه‌های زیسته در عصر دیکتاتوری و دوران مهندسی انتخاباتی در کودتا‌های عربی (کودتاهایی که در عین حال در ادبیات آن دوره به نام «انقلاب» انجام می‌شد و معروف به «انقلاب‌های عسکری» بودند) بیانی روز آمد و نزدیک به تجربه معاصر از فتنه اموی به دست می‌دهد و می گوید:

«در چنین حالتی، حاکمیت سرکردگان و رهبران اپوزیسیون را مورد تعرض قرارمی دهد، تعرضی که با ترساندن و ایجاد وحشت شروع شده و در ادامه به بازرسی پلیسی و در ‌‌نهایت، به شکنجه منتهی می‌شود. بدین وسیله آنان را به اعترافاتی وا می‌دارند که بیانگر عقب نشینی آنان از آرای خویش یا انکار آن‌ها باشد؛ و چون چنین امری میسر شود، پس از اشاعه آن در میان مردم، آنان را آزاد می‌کنند. آزاد شدگان چون در دفاع از حق، پایداری نکرده‌اند، تایید عمومی خود را از دست می‌دهند، و این» خودزنی «همان چیزی است که حاکم به دنبال آن است.»

(محمد عابد جابری، سقراط‌هایی از گونه‌ای دیگر، روشنفکران در تمدن عربی، ترجمه سید محمد آل مهدی، ص۱۰۸و۱۰۵)

ملاحظه می‌فرمایید که فتنه کودتای اموی با فتنه کودتای مهندسی انتخاباتی از شباهت‌های غیر قابل انکاری برخوردار است و مجریان و سخنگویان کودتای اخیر می‌کوشند از طریق نقب زدن به انقلاب های مخملی هم نوعی همدلی و همسانی بین نظام جمهوری اسلامی. کمونیست‌ها و جنایتکاران سرنگون شده توسط انقلاب های مخملی برقرار کنند و هم اینکه اذهان عامه را از واقعیت‌های ملموس جامعه دور کنند. آیا این خود فتنه و بلای عظیمی نیست که دامن نظام را گرفته و آیا بصیرت بخشی واقعی آن نیست که به جای فرافکنی مسائل داخلی به آنسوی مرز‌ها و به قرقیزستان  واروپای شرقی، واقعیت های جامعه‌شناختی کشور خودمان مورد توجه قرار گیرد؟ جنابعالی در مناظره مذکور سعی کردید نیم نگاهی به سویهٔ جامعه‌شناختی وقایع انتخاباتی داشته باشید اما متاسفانه تحت تاثیر شیوه ارعاب گرانهٔ مخاطب خود نتوانستید سخن واقعی خودتان را با ادبیات عسگراولادی بیان کنید و تیزی انتقاد خودتان را توسط واژگان حریف گرفته و گفتید:

«در فتنه ۸۸ بیگانگان فتنه سازی کردند اما در داخل نیز زمینه فتنه فراهم شد اما کمتر در این مورد بحث شده است».

متاسفانه مخاطب شما اجازه نداد که جنابعالی به بسط همین نکته بپردازید اما مقام رهبری درسخنانی که بنا بر عللی معین هرگز عملیاتی نشد بیانی به مراتب روشن‌تر در باره زمینه‌های کاملا داخلی وجامعه‌شناختی جنبش سبز داشت وصراحتا گفت «» زمینه‌ها را به خیال خودشان آماده کرده بودند، مردم وفادار به نظام هم مطالباتی داشتند. آن قضایا به وجود آمد «. این سخن اگر قرار بود پیگیری شود ودر‌‌ همان مکان بیان خود یعنی درمرقد امام خمینی دفن نشود می‌توانست رخنه‌ای در ادبیات حاکم و از جمله در ادبیات شخص گوینده به وجود آورد و زمینه ساز یک تحول اساسی در رفتار حاکمان باشد. زیرا جنبشی اصالتا انتخاباتی ومطالباتی که بازیگر آن مردم وفادار به نظام بوده و» مطالباتی داشتند «نمی‌تواند فتنه باشد، بالعکس این عدم توجه به آن مطالبات و بلکه سرکوب آن است که باید به معنای دقیق کلمه فتنه محسوب شود.

سید مصطفی تاجزاده بند انفرادی زندان اوین

۱/۱۲/۱۳۹۱


20 پاسخ به “تاجزاده: آقای عسگراولادی! فتنه همان کودتای انتخاباتی بود؛ آنها که بصیرت داشتند، فهمیدند”

  1. ناشناس آشنا گفت:

    تصورش را بکنید که عنوان بشه

    موسوی کاندیدای ریاست جمهوریست.

    و برای آن تبلغات و سازمندهی لازم را انجام بدهیم.

    بدون در نظر گرفتن حاکمیت.

    در روز انتخابات اگر اوضاع همینطور ماند بجای رای دادن ،

    با یک شاخه گٔل و یا یک شاخهٔ ی سبز در شهرستانها به طرف زندان‌ها،

    در تهران به طرف خانه موسوی ، کهروبی،و زندان اوین ،

    و در خارج از کشور به‌طرف سفارت خانه‌ها ی ایران برویم.

    چه می‌شه؟

  2. Sadegh گفت:

    زنده باد تاجزاده که اینطور متین استدلال میکنی. ببینیم جنتی اینبار چه امری به قوه قضا میکنه. حتما دستور میده دوره اوین را میله های بلند بکشن.

  3. khosrow گفت:

    در دنیای امروز حرف اول را جوامع آزاد و در عین حال قانونمند میزنند، که به دور از افراط و تفریط و چاپلوسی و رشوه و فساد مردم در کنار یکدیگر زندگی‌ میکنند، کار می‌کند، سرمایه گذاری میکنند، و با ایده‌های جدید به پیشرفت جامعه کمک می‌کند. سایر جوامع که در آنها آزادی نیست به نوعی وابسته به جوامع آزاد هستند، و مجبورند به ساز جوامع آزاد برقصند. جوامع غیر آزاد قادر نیستند بدون وابستگی‌ به جوامع آزاد از درون خود اقتصاد پویا بسازند.

  4. Javid گفت:

    برای سلامتیت فعلا دعا میکنیم

  5. khosrow گفت:

    در دنیای امروز حرف اول را جوامع آزاد و در عین حال قانونمند میزنند، که به دور از افراط و تفریط و چاپلوسی و رشوه و فساد مردم در کنار یکدیگر زندگی‌ میکنند، کار می‌کند، سرمایه گذاری میکنند، و با ایده‌های جدید به پیشرفت جامعه کمک می‌کند. سایر جوامع که در آنها آزادی نیست به نوعی وابسته به جوامع آزاد هستند، و مجبورند به ساز جوامع آزاد برقصند. جوامع غیر آزاد قادر نیستند بدون وابستگی‌ به جوامع آزاد از درون خود اقتصاد پویا بسازند.

  6. alimohmad_d گفت:

    دوستان تحویل بگیرن.کسانی که میگفتند درود بر شرفت و مرد راستگو و هزار واژه دیگر که اصلا در خور عسگراولادی نبود.
    دیدید که ایشون هم چقدر زود و بقول خودش با یه تشر آقا دین و ایمون و مردانگی و آزادگی را یکی پس از دیگری به تاراج گذاشت تا به هم نشان دهد وقتی خداوند بر دل و چشم و گوش کسی مهر زده دیگر هرگز برگشت پذیر نخواهد بود.
    جالب اینجاست تحلیل های زیبا کلام مبنی بر اخلاق رو برسیاست ترجیح دادن عسگر اولادی برای من جالب می اومد که چطور ایشان که استاد علوم سیاسی هست به این زودی فریب این بازی رو خورد و ایشون رو مرد اخلاق دونست.
    همین چند روز پیش عسگراولادی گفته بود که من گفتم :موسوی وکروبی فتنه گر نیستن چون میخواستم قفل انتخابات باز شه.
    یعنی چی؟!یعنی وجدان ، مجدان یوخت ؟!یعنی دین و ایمون و مردانگی تعطیل!
    فقط فکر انتخابات پرشور آقا هستش که آقا یه تشر با سردار قلم بهش زد و ایشون که خود در مناظره عشق و عشق بازی گفته بودند که فقط منتظر یه تشر از آقا هستن تا خودشون رو سریع جمع کنند و بساط عقل و تحلیل رو جمع کنند چون دیگه معصوم وارد شده!!

    بی صبرانه منتظر محاکمه امثال عسگر اولادی هستم.ایشان فعلا مافیای بازار آهن رو انجام بدن به موقع سراغ ایشان می آییم

  7. hagh گفت:

    برادرم عسگر اولادی از شریعتمداری بدتر است او شکنجه میکند دیگری توجیه اما متاسفانه اصلاح طلبانی نا دانسته فریب میخورند خودت بهتر میدانی هر چه گویم فایده ای ندارد تنها دعا میکنم شما از حصر آزاد شوی و مردم ایران از این ظلم آمین

  8. Hamid55960 گفت:

    sدوست دارم کسی راکه در مکانی باشد حرف حق میزندچه در کنج زندان چه بر صندلی معاونت وزارت کشور

  9. صادق گفت:

    آقا این نمایندگان مجلس خبرگان وظیفشون چیه؟
    مگه نباید از رهبری سوال کنند؟
    خوب آخه رهبر دیگه از این بی بصیرت تر که نتونسته فتنه کودتای انتخاباتی رو تشخیص بده؟
    یا نتونسته تشخیص بده یا خودش هم دست داشته که در هر دو صورت لایق رهبری نیست.

  10. امیر گفت:

    زنده و پاینده باشی قهرمان.
    با سخنان تو زنجم زیاد و خشمم شعله ور می شود از این بی عدالتی
    و قلبم آرامش می گیرد از دیدن این همه بصیرت و شهامت.

  11. صالح گفت:

    احسنت به سید بزرگوار
    فرق بین آقای تاج زاده و اصلاح طلبان بدلی اینجاست که مشخص می شود
    از تحلیلشون میشه فهمید که اصلی هستند یا بدلی

  12. داداش - باجی گفت:

    برای سلامتی ات با تمام وجود به در گاه خداوند دعا می کنم و اشک می ریزم دمت گرم و سرت خوش باد سید

  13. Asad گفت:

    درود بر شما.

  14. ایران گفت:

    نکبت استبداد دینی

  15. کامران گفت:

    اقای تاج زاده شما را دوست دارم و برایتان احترام قا ئل هستم شما و قدیانی ها و نسرین ستوده ها و همه زندانیان سیاسی دارید هزینه برای ازادی و درستی و خوبی و احترام به مردم را می دهید . اما این… عسکر اولادی که
    مرد …مانند شریعت مداری کیهان که دروغ فریب و شانتاژو بهتان و خشونت پروری روشش است و مداح قدرت و بت
    می باشد . عسکر اولادی سر دار قلم خواند که دل هر ازاده را به درد اورد

  16. زهرا گفت:

    با درود بر مجاهد نستوه تاج زاده بزرگوار این اندیشمند در بند و زندانی خاص جمهوری اسلامی
    مثل همیشه بسیار دقیق و موشکافانه . بی صبرانه در انتظار آزادیتان هستیم .
    به امید روزی که اندیشه ای از جنس صلابت منطق و فهم شما بر پهنه ی این مملکت حاکم باشد .
    ای مرغ گرفتار ، بمانی و ببینی
    آن روز همایون که به عالم قفسی نیست

  17. Javad گفت:

    درود برشرفت مرد بزرگ وخردمند

  18. Farzadpuya گفت:

    متن وزین و استدلال گیرایی بود… کو گوش شنوا!!

  19. Rostamimanochehr گفت:

    آقای تاجزاده عزیز وبزرگوار ومحبوب القلوب حیف اوقات شما که صرف این گونی پول شود .آیا عسکر اولادی غیر از مسایل مالی به چیز دیگری هم فکر میکند واصلا قدرت تفکر واندیشه درچشمان کور این شخص می بینید ؟من چشمم که به این شخص می افتد ؛گاوصندوق بانک درنظرم مجسم میشود .

  20. Nd گفت:

    وقتی گناهی در ملاء عام به تکرر انجام شود قباحت آن از بین میرود وما شاهد گفته های مکرر سپاهیان هستیم که میگویند ما انتخابات را مهندسی خواهیم کرد و انها از روی غفلت این حرفها را نمی زنند بلکه میخواهند با گفتن مکرر این جمله حساسیت مردم نسبت به دخالت نظامیان در انتخابات را کم کنند .اکثر مردم ایران هم که نمی دانند مهندسی انتخابات یعنی چه بنابراین تنها روزنامه های مخالف باقی می ماند که با دستگیری و ارعاب و تعهد گرفتن از انها میخواهنند انتصابات بی دردسری را به نام انتخابات به نمایش بگذارند.با تمام احترامی که به هموطنان عزیزم دارم هیچگاه مردم ایران را این چنین بی تفاوت نسبت به حقوق و سرنوشتشان ندیده بودم