سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » کمک پنج ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلاری ایران به سوریه و سرنوشت ایرانیان...

کمک پنج ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلاری ایران به سوریه و سرنوشت ایرانیان

چکیده :با توجه به نرخ متغير ارز طی اين نه سال، با حداقل هشت و هفت دهم درصد و حداکثر هشت و ۳۳ درصد از پنج ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلار می‌شد تمام بودجه بازسازی شهر بم را يک شبه (۲) فراهم کرد و از اين طريق سرعت بازسازی را افزايش داد تا رنج بازماندگان اين زلزله کمتر شود و شايد با برنامه‌ريزی بهتر از آغاز شهر بم با کيفيتی بهتر بازسازی شود....


وزارت خارجه بریتانیا گزارشی با عنوان با «کمک‌های مالی ايران به رژيم سوريه چه کارهايی می‌شد در داخل ايران انجام داد؟» تهیه کرده است.

تيرماه سال جاری (۱۳۹۱) رسانه‌ها از کمک پنج ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلاری ايران به رژيم سوريه خبر دادند. اندکی بعد در مهر ماه اخباری مبنی بر انتقال حدود ۱۰ ميليارد دلار از ايران به سوريه منتشر شد.

کمک‌های مالی ايران در شرايطی به حساب رژيم سوريه سرازير شد که اين کشور بيش از دو سال درگير قيامی مردمی عليه حکومت بشار اسد بوده است؛ قيامی که طی آن بيش از ۶۰ هزار سوری به دست رژيم اسد کشته شدند، هزاران خانه، درمانگاه، بيمارستان و مدرسه ويران شدند، به زيرساخت‌های اساسی مانند سيستم آب رسانی و بهداشت صدمات جدی وارد شد، و رقمی بين يک تا سه ميليون نفر ناگزير از ترک محل زندگی خود و مهاجرت شدند. هم‌اکنون بيش از ۴۰۰ هزار پناهنده سوری به کشورهای مجاور و همسايه پناه برده‌اند. ۵۰ درصد از کسانی را که ناچار به ترک محل سکونت خود شده‌اند، کودکان تشکيل می‌دهند.

به گزارش رادیو فردا، پنج ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلار پول زيادی است. فارغ از اين که اگر اين مبلغ هنگفت به حساب رژيم اسد سرازير نمی‌شد چه تاثيری بر سرنوشت مردم سوريه می‌توانست داشته باشد، اينجا فقط می‌خواهيم به اين مساله بپردازيم که اگر اين پول در داخل ايران هزينه می‌شد، چه کارهايی می‌شد با آن انجام داد.

تسهيلات آموزشی

هزينه متوسط ساخت يک کلاس درس در استان تهران حدود ۱۶ هزار و ۷۰۰ دلار است (نرخ برابری دلار و ريال هنگام نگارش اين مطلب حدود ۳۶ هزار ريال در برابر هر يک دلار آمريکا در نظر گرفته شده؛ تمام تبديل‌ها به همين نرخ انجام شده مگر آنکه در پانويس هر مورد به طور خاص به نرخ ديگری استناد شده باشد). هزينه ساخت يک مدرسه با توجه به بزرگی و محل احداث آن (شهر، روستا و …) متغير است و برای نمونه ممکن است بين ۸۳ هزار و ۵۰۰ دلار تا ۲۷۸ هزار دلار خرج داشته باشد.

با پنج ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلار می‌توان ۳۴۷ هزار کلاس درس در ايران احداث کرد که تقريباً بيش از نيمی از شمار کلاس‌های درس فعلی در سراسر ايران است.

هزينه اتصال هر کلاس درس به اينترنت پرسرعت و ساير تجهيزات لازم برای «هوشمند سازی» کلاس‌های درس در ايران به طور متوسط حدود ۸۳۵ تا ۱۱۰۰ دلار است . به طور تقريبی حدود ۶۵۰ هزار کلاس درس در ايران وجود دارد. (۱)

تنها با هزينه کردن سه و ۱۲ دهم درصد از مبلغ پنج ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلار می‌توان تمام کلاس‌های درس ايران را به اينترنت پرسرعت مجهز کرد و تضمين کرد که نسل آينده ايران دسترسی و آگاهی بهتری از جهان دارد.

تامين اجتماعی و خدمات درمانی

در سال ۱۳۹۱ بودجه تامين اجتماعی دولت ايران حدود چهل و هفت ميليارد و هشتصد ميليون دلار بوده که تنها ۱۰ درصد از آن صرف خدمات پزشکی شده است. کسر بودجه در همين سال موجب شد برخی رسانه‌ها از احتمال فروش اموال و شرکت‌های زير مجموعه سازمان تامين اجتماعی به منظور جبران کسر بودجه ابراز نگرانی کنند.

با پنج ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلار می‌شد بودجه تامين اجتماعی را ۶۸ درصد افزايش داد (البته فارغ از نحوه هزينه شدن اين مبلغ) و اطمينان حاصل کرد که سرمايه‌گذاری‌ها، اموال و دارايی‌های سازمان تامين اجتماعی که پشتوانه بازپرداخت حق بازنشستگی و ساير خدمات اين سازمان است، به فروش گذاشته نمی‌شوند.

اگر اين مبلغ صرف هزينه خدمات پزشکی می‌شد می‌توانست بودجه اين بخش را به ميزان ۳۵۰ درصد افزايش دهد که اين می‌توانست به معنای گسترش پوشش بيمه خدمات درمانی باشد چه در زمينه بيماری‌های پرهزينه‌ای که هم اکنون تحت پوشش کامل اين سازمان نيستند و هم در زمينه ارائه اين خدمات به ميليون‌ها ايرانی ديگر که اکنون تحت پوشش بيمه درمانی سازمان تامين اجتماعی قرار ندارند.

به طور متوسط در ايران بين ۱۷ تا ۱۸ تخت بيمارستانی به ازای هر ۱۰ هزار نفر جمعيت وجود دارد.

متوسط جهانی سرانه تخت بيمارستانی حدود ۳۰ تخت به ازای هر ۱۰ هزار نفر جمعيت است. متوسط هزينه ساخت بيمارستان در ايران به ازای هر تخت ظرفيت معادل ۲۷۸۰ تا ۴۱۷۰ دلار است.

تنها با صرف پنج و ۷۵ دهم درصد از پنج ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلار می‌توان متوسط سرانه تخت بيمارستانی در ايران را به ميانگين جهانی اين آمار رساند و خدمات پزشکی بهتر و گسترده‌تری را برای ميليون‌ها تن از شهروندان ايرانی از اين طريق تضمين کرد.

ايمنی جاده‌ها

در ايران سالانه بين ۲۰ تا ۲۵ هزار نفر در تصادفات جاده‌ای کشته می‌شوند که بخشی از اين آمار به دليل کيفيت پايين جاده‌ها و زيرساخت‌های ضعيف در بخش حمل و نقل است. ايران يکی از بالاترين آمارهای تلفات در تصادفات رانندگی را در جهان دارد.

به گفته مقامات ايرانی، ايران صاحب ۱۱ هزار کيلومتر راه است (اعم از راه اصلی، آزادراه و بزرگراه) اما برای تکميل شبکه راه‌های کشور به احداث ۲۰ هزار کيلومتر راه ديگر نياز دارد. هزينه ساخت راه جديد در ايران به ازای هر متر راه اصلی ۵۰۰ دلار، هر متر آزادراه ۱۰۰۰ دلار، و هر متر بزرگراه ۱۵۰۰ دلار است.

با پنج ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلار می‌توان ۳۸۵۰ کيلومتر بزگراه به شبکه جاده‌های ايران افزود که خود موجب تضمين ايمنی هزاران تن از ايرانيانی می‌شود که در اين جاده‌های تردد می‌کنند.

ميراث فرهنگی

ايران صاحب شمار قابل توجهی از سايت‌ها و بناهای تاريخی و فرهنگی است که اهميتی جهانی دارند. ايران در سال ۱۳۹۰ حدود ۷۰ ميليون دلار برای مرمت و نگهداری ابنيه و ميراث تاريخی و فرهنگی خود هزينه کرد.

تنها ۵ درصد (با احتساب نرخ ارز در اسفند ۹۰ و فروردین ۹۱) از پنج ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلار می‌تواند بودجه مرمت و نگهداری آثار تاريخی و فرهنگی ايران را چهار برابر ميزان فعلی افزايش دهد و بقای اين آثار ارزشمند را برای نسل‌های متمادی تضمين کند.

بازسازی مناطق زلزله زده

سال ۱۳۸۲ زمين لرزه‌ای شهر تاريخی بم در استان کرمان را ويران کرد و بيش از ۲۶ هزار کشته برجای گذاشت. طی نه سال پس از اين واقعه دولت در مجموع حدود ۳۹۸ ميليون دلار به صورت سرمايه‌گذاری مستقيم و وام برای بازسازی فضاهای عمومی و واحدهای مسکونی بم هزينه کرد. با اين حال در دی ماه ۱۳۹۱ رئيس شورای شهر بم گفت که بازسازی شهر بم هنوز به اتمام نرسيده و مقامات محلی به منظور اين کار تقاضای اعتباری معادل ۵۵ ميليون دلار کرده‌اند که تا کنون فقط با ۲۰ ميليون دلار آن موافقت شده است.

با توجه به نرخ متغير ارز طی اين نه سال، با حداقل هشت و هفت دهم درصد و حداکثر هشت و ۳۳ درصد از پنج ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلار می‌شد تمام بودجه بازسازی شهر بم را يک شبه (۲) فراهم کرد و از اين طريق سرعت بازسازی را افزايش داد تا رنج بازماندگان اين زلزله کمتر شود و شايد با برنامه‌ريزی بهتر از آغاز شهر بم با کيفيتی بهتر بازسازی شود.

(۱) این رقم از مجموع تفکیک استانی آمار کلاس‌های درس در وبسایت رشد به دست آمده (کمی بیش از ۶۴۸ هزار کلاس درس)؛ به رغم این که سال ثبت و محاسبه این آمار در وبسایت رشد مشخص نشده، اما با توجه به شمار دانش‌آموزان و مقایسه آن با آمار مرکز آمار ایران به نظر می‌رسد این عدد باید به سال‌های پایانی دهه ۱۳۸۰ تعلق داشته باشد (عدم وجود آمار مستقل برای استان البرز نیز موید این مطلب است.

(۲) در آغاز بازسازی شهر بم در سال ۱۳۸۲ نرخ برابری ارز در برابر ریال در پایین‌ترین سطح طی این بازه نه ساله قرار داشت و هر دلار آمریکا به ازای حدود ۸۳۲۰ ریال معامله می‌شد. با فرض این که اگر نرخ دلار طی این نه سال ثابت می‌ماند می‌توان تصور کرد هزینه بازسازی بم حدود ۸/۳۳ درصد کمک‌های مالی ایران به سوریه می‌شد (این رقم شامل اعتبارات درخواستی که ارایه نشده نیز می‌شود)؛ در صورتی که نرخ برابری ارز را در این مدت برابر با نرخ ارز در زمان نگارش این مطلب (۳۶ هزار ریال به ازای هر دلار آمریکا) به رقم ۸/۷ درصد می‌رسیم. در شرایطی که بدون در اختیار داشتن تفکیک سال و ماه اعتبارات تخصیصی و هزینه شده امکان محاسبه دقیق هزینه‌های بازسازی بم به دلار وجود ندارد، می‌توان مطمئن بود که این رقم هر چه بوده باشد از بازه ۸/۷ تا ۸/۳۳ درصد (از رقم ۸/۵ میلیارد دلار) فراتر نمی‌رود.


7 پاسخ به “کمک پنج ميليارد و ۸۰۰ ميليون دلاری ایران به سوریه و سرنوشت ایرانیان”

  1. گلمکانی گفت:

    این خا منه ای و دارو دسته … به جای مردم ایران تصمیم می گیرند و به جای مردم ایران میبخشند و به جای ان ها سخن می گویند ایران را ارث پدری خودشان می دانند . در حالی که مردم ایران با گرانی تورم و فقر و فحشا و رشوه و فساد و اختلاس زورگیری و بهم ریختگی اجتماعی دچار هستند به دستور این نابخرد ملیارد ملیارد در فلسطین لبنان عراق سوریه افغانشتان هرزو گوئین افریقا میبرند و بردند و بخشیدند و خوردن و دزدیدن از اخر هم یک تف نسیبشان شد . این ادم خا منه ای از تعادل در رفته و تبدیل به یک ادم روان پریش فدرت و شوکت و ثروت شده . به طوری که مشاوران کاسه لیسش هم دیگر جرات
    اظهار نظر ندارند و باید فقط کار های نا بخردانه و جنون امیز او را تا ئیید کنند . این ادم روانی اگر همین طور پیش برود حتما ایران را مانند سوریه و عراق و افغا نستان و بد تر از ان ها ویران خواهد کرد یا به جنگ داخلی یا به جنگ خارجی خواهد کشید . ای اهل ایران ای با خردان ای ایران دوستان به پا خیزید تا نابودی کامل کشور تان را ندیده اید

  2. گلمکانی گفت:

    مرگ بر بی وطنان خائن و ضد ایرانی که بر کشور ایران حاکم شده اند و مردم ایران را گرو گان گرفته اند و به زور سایه ننگینشان و کثیفشان و افکار پوسیده شان را بر مردم می خواهند قالب کنند

  3. دلقندی گفت:

    مرگ بر مستبد زور گو و روانی ایران و همه مزدورن حلقه بگوشش

  4. Ali گفت:

    بی بصیرتی و بی فکری ولایت بیسواد گره زدن سرنوشت و سرانجام بد انجام خود با بشار اسد هست میرحسین کجایی که این سید گدا پرور مشهدی دنبال نابودی ایران زمین هست میرحسین ها باید سزای این همه خیانت ولایت بی فکر و بیسواد و خرافه پرست را بدهید
    ای ضحاک بدان که اروزی های شوم خود را به گور خواهی برد همراه ان مجتبای عقب مانده خود و بیت پرا نکبت و پر فساد خود

  5. مرتضی گفت:

    صرفنظر از اینکه با این پول چه میشد کرد ،اصلا کمک به بشار قاتل کمک به ظلم است،بشار قاتل در حال سرکوب و قتل شهروندان سوریه است،آیا به کسی که هواپیماهای جنگی خود را بالای سر ملت خود به پرواز در می آورد و در شهرها یا حومه شهرها آنان را بمباران میکند باید کمک کرد؟
    تعبیراتی مثل خط مقاومت و امثال اینها هم میدانیم بهانه ای بیش نیست،کجا در این سی ساله سوریه خط مقاومت در برابر اسرائیل بوده است؟! همین یکماه قبل که اسرائیل محلی را در داخل خاک سوریه بمباران کرد ،این بی عرضه قاتل چه واکنشی نشان داد؟
    سیاست ما در قبال مساله سوریه کاملا اشتباه است ،ونتیجه آن این است که اگر اکثریت ملت سوریه بر بشار قاتل پیروز شدند ،دیگر ما در آنجا هیچ منفعتی نخواهیم داشت!
    و تمام نفت های مفت و مجانی که از اول انقلاب به حلقوم این پدر و پسر ریختیم هدر خواهد رفت ،و طبعا ما در برابر تاریخ و نسل های آتیه ایران سرافکنده و مسئول خواهیم بود.
    یک نکته هم که حاکمان ایران توجه ندارند این است که اگر تکیه شان بر خط مقاومت بودن کشور سوریه است ،این خط مقاومت بودن با حاکم شدن اکثریت ملت سوریه بهتر حفظ خواهد شد .

  6. بسیجی واقعی گفت:

    اونوقت برای ارز دانشجویی پولی در بساط ندارند…

  7. يا علي گفت:

    اوایل خرداد ماه سال جاری،مدیر عامل شهر جدید پردیس از آغاز ثبت نام مسکن مهر در این شهر خبر داد و آورده متقاضیان را بنا به متراژ واحد،15 تا 25 میلیون تومان اعلام کرد.
    درست چند روز بعد از این خبر و قبل از شروع ثبت نام،این قیمتها به 15 تا 30 میلیون تومان تغییر یافت.
    و آقای هدایت،شرایط واریز مبالغ را اینگونه اعلام کردند:

    برای خرید مسکن مهر پردیس، آورده متقاضیان از 15 میلیون تومان آغاز شده و تا 30 میلیون تومان خواهد بود که در مرحله اول ثبت نام باید 5 میلیون تومان به حساب واریز شود و مابقی در طول اجرای پروژه و بنا بر پیشرفت فیزیکی آن از متقاضی دریافت خواهد شد.

    در 16 خرداد ثبت نام از طریق دفاتر پستی آغاز شد و متقاضیان با اعتماد به حرف ایشان،فرض را بر واریز 5 میلیون اولیه و واریز حداکثر 25 میلیون تومان در طول اجرای پروژه(به گفته ایشان18ماه)و با توجه به روند پیشرفت پروژه گذاشتند و مدارک خود را ارسال کردند.

    حدود یک ماه گذشت و متقاضیانی که با تکیه بر دارایی های اندک خود،با هزار امید و آرزو بعد از دریافت اس ام اس برای انتخاب پروژه خود به سوله های عمران پردیس فراخوانده شده بودند،با بنری مواجه شدند که کاخ آرزوی خانه دارشدن بسیاری از آنها را فروریخت.

    در این بنر آورده اولیه به جای 15 تا 30 میلون تومانی که اعلام شده بود،20 تا 32 میلیون تومان نوشته شده بود و آورده اولیه که 5 میلیون اعلام شده بود،تنها برای یک پروژه 5 میلیون و برای سایر پروژه ها 10 میلیون تومان بود. از همه جالبتر،به جای اینکه این مبالغ طبق وعده آقای هدایت در طول اجرای پروژه و بنا بر پیشرفت فیزیکی آنها مطالبه شود،با اقساط سنگین به فاصله 3 ماه و کلا در 8 ماه مطالبه میشد.

    تعداد زیادی از متقاضیان که با اعتماد به صحبتهای اولیه آقای هدایت مدارک خود را ارسال کرده بودند،با دیدن این شرایط ناچار به انصراف شدند و از آن دردناکتر این بود که این افراد به دلیل ثبت شدن مشخصاتشان در سامانه عمران پردیس،بعد از انصراف ،برای 2 سال در پردیس و 3 سال در سایر نقاط از ثبت نام در مسکن مهر محروم شدند!در حالی که اگر از روز اول مبالغ و شرایط اقساط به درستی اعلام میشد،این افراد هم میتوانستند با تکیه بر دارایی خود در سایر نقاط مانند پرند که قیمت پایینتری داشت ثبت نام کرده و از گردونه مسکن مهر خارج نشوند.

    با وجود آن افزایش قیمت اولیه،تعدادی ثبت نام خود را انجام داده و تا به امروز نیز اقساط خود را واریز کردند و حالا درست چند روز قبل از زمان واریز قسط سوم،با افزایش قیمت دیگری مواجه شدند!
    اینبار قیمتها از 20 تا 32 میلیون تومان به 28 تا 42 میلیون تومان افزایش یافته است و شرکت عمران پردیس با تکیه بر جمله ( این قیمتها قطعی نیست ) همچنان راه را برای افزایش قیمتهای آتی باز گذاشته است!
    در روزهای اولیه ثبت نام مسولان عمران پردیس،قول انتخاب واحد و عقد قرارداد اولیه را بعد از واریز 70درصد آورده متقاضی،یعنی بعد از واریز قسط سوم داده بودند.اما این روزها که زمان وعده داده شده رسیده است،با وجود این افزایش قیمت،عقد قرارداد را علاوه بر دریافت 70 درصد آورده،منوط به پیشرفت 70 درصد پروژه کرده اند.

    حال سوال اینجاست،مگر وعده اولیه این نبود که دریافت مبالغ متناسب با پیشرفت پروژه باشد؟پس چرا دریافت اقساط با پیشرفتی که از پروژه ها دیده میشود تناسب ندارد؟مگر نه اینست که این مطالبه سریعتر به منظور جبران افزایش قیمت مصالح و مهار تورم در این پروژه بوده است؟!
    پس چرا به بهانه افزایش قیمت مصالح ساختمانی،تا این حد آورده اولیه را افزایش داده و دوباره عده زیادی را از این گردونه خارج کرده اید؟

    تورم و افزایش قیمتهای افسار گسیخته در سکه،دلار،اتومبیل و … در ماههای اخیر بر هیچ کس پوشیده نیست.تکلیف کسانی که با این افزایش قیمت مسکن مهر ناچار به انصراف میشوند چیست؟تنها راهی که دولت پیش پای این افراد قرار داده،دریافت اصل آورده خود همراه با سود سالانه 8 درصد است که دولت برای این مبالغ در نظر گرفته است.یعنی کسی که به طور متوسط از 6 ماه پیش،20 میلیون در این پروژه سرمایه گذاری کرده است میتواند نهایتا 20 میلیون و 300هزار تومان پس بگیرد!در حالی که این رقم در همین زمان در سکه یا اتومبیل حدود 40 میلیون تومان شده بود.طبیعی است که این فرد احساس مغبون شدن میکند.
    البته جامعه راه حل دیگری هم پیش پای این افراد گذاشته است.به لطف وجود دلالان میتوانند امتیاز مسکن خود را در بازار آزاد بفروشند!با اینکار برای تمام عمر خود را از امتیازهای دولتی مربوط به مسکن محروم میکنند تا اندکی ضرر وارده به سرمایه جزیی اشان را جبران کنند و به این ترتیب مسکنی که دولت وعده داده بود تا سرپناهی برای قشر ضعیف جامعه باشد،دست به دست چرخیده و سرانجام نصیب قشر دیگری میشود!

    واقعا عجیب است که دولت با وجود داشتن مشاوران ارشد در تمام امور و اطلاع از کلیه مسائل اقتصادی مملکت،نتواند در روزهای اولیه ثبت نام قیمت قطعی پیش بینی کند و باعث ضرر و زیان مردمی شود که به طرح مسکن مهر اعتماد کرده اند.
    امیدواریم دولت در ماههای پایانی خود،تجدید نظری در این افزایش قیمتها کرده و برای متقاضیان خاطره خوشی باقی گذارد زیرا در صورت ادامه این روند و افزایش قیمتها،تعداد بسیار اندکی از متقاضیان اولیه باقی مانده و این طرح به هدف غایی خود نمیرسد.