طرح سبز/ کوچه خورشید
چکیده :برف آمد. آن مرد در برف نیامد! آن مرد در کوچه ای به نام اختر در حصر است. دو سال از حصر آفتاب در بن بست اختر می گذرد. این روزها اختر هم از نور این ” یگانه مرد ” ایران زمین، خورشیدی تابان است. یک روز آن مرد می آید. آن مرد در برف...
برف آمد. آن مرد در برف نیامد! آن مرد در کوچه ای به نام اختر در حصر است.
دو سال از حصر آفتاب در بن بست اختر می گذرد. این روزها اختر هم از نور این ” یگانه مرد ” ایران زمین، خورشیدی تابان است.
یک روز آن مرد می آید. آن مرد در برف می آید. آن مرد از کوچه خورشید می آید. آن مرد خورشیدی در دل بهمن است. او می آید. او با خود نور دارد. او زمستان را بهاری می کند…. آن مرد با بهار می آید….

منبع: آرشیو کارهای هادی حیدری در اینترنت














کوچه ی اختـــر
ای خدا ء