بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید به مناسبت سالگرد انقلاب اسلامی
چکیده :استقلال پایدار نظام امروز از یک سو در نتیجه ی گرایش نامعقول تکیه به مسکو و پکن و وابستگی عملی روزافزون به آن ها، و از سوی دیگر در کشاکشی ماجراجویانه ونافرجام با غرب، و بده بستانهای نامعلوم برای کارشناسان و صاحب نظران ملی، در خطر است. آیا حق حاکمیت و استقلال ملی را باید از طریق جلب مشارکت همه ایرانیان و بازسازی همبستگی ملی, تشنج زادیی و تعامل سازنده و مدبرانه با جامعه جهانی و اقدام عملی شفاف و موثر برای حل مناقشات بین المللی موجود استیفاء کرد یا از طریق پرخاشگری و اظهارات نسنجیده و شبهه انگیز؟ ...
شورای هماهنگی راه سبز امید در بیانیه با تشریح اهداف انقلاب اسلامی به بررسی شرایط فعلی کشور پرداخته و پرسیده است: در زمینه ی عدالت قضایی، چه فاجعه ای بالاتر از این می توان تصور کرد که عده ای از بهترین فرزندان این ملت به جرم هشدار نسبت به پیش آمدن وضع کنونی چند سال است که در زندان و حصر و حبس اند و متخلفان بهره مند از فساد ساختاری و سازمان یافته و مقصران جنایات کوی دانشگاه و کهریزک با اقرار به وفاداری به مراکز عالیه قدرت، یک شبه آزاد می شوند؟
به گزارش کلمه، این بیانیه بااشاره با حصر غیرقانونی رهبران جنبش سبز به جایگاه آنان در جامعه پرداخته و افزوده است: در این میان سرافرازتر از قبل، این رهبران و همراهان مصمم جنبش سبز هستند که با پایبندی به عدم خشونت، دعوت به قانون مداری، تداوم نقد مشفقانه و تلاش مستمر در نهضت آگاهی بخشی فراگیر، در عین حال که تحت سخت ترین شرایط سرکوب، بی عدالتی و برخوردهای غیرقانونی و حبس و حصر قرار دارند، گام های بلندی در ترسیم و تبیین منافع ملی کشور برداشته اند و همچنان برای اصلاح وضع موجود با کمترین هزینه برای ایران و ایرانیان، می کوشند.
شورای هماهنگی راه سبز امید در سی و چهارمین سالگرد انقلاب اسلامی با صدور بیانیه ای به وضعیت جاری کشور پرداخته و نوشته است: متأسفانه در حوزه ی سیاست داخلی نیز غیبت عقلانیت و درایت آشکار است. خودکامگان حاکم به جای آن که به تصحیح روندهای غلط حاکم بر مدیریت کشور، اعتراف به اشتباه در حمایت بی دریغ و فراقانونی از ماجراجویان ناکارآمدی که سکان اداره ی کشور را در دست گرفته اند، توقف ارعاب و برخورد امنیتی با منتقدان و معترضان، آزادی کسانی که حقانیت خواسته هایشان اینک آشکارتر از آن است که بتوان با تبلیغات مغرضانه و جانبدارانه به انکارش پرداخت، فراهم سازی برگزاری انتخاباتی آزاد و سالم و منصفانه، و بازگرداندن کشور به فرایندهای تصمیم گیری معقول، اقدام کنند همچنان به تکرار نظریه های تمامیت خواهانه و تحلیل های نخ نما و تحریف حقیقت، مشغولند.
در این بیانیه با انتقاد از مناسبات قدرت آمده است: اقتدارگرایان حاکم در حالی که در مقابل قلدرمآبی ها و بداخلاقی های دولتیان تسلیم شده اند، مشارکت منتقدان دلسوز و دل نگران کیان کشور در انتخابات را به اظهار ندامت از گناهان ناکرده مشروط کرده اند، و هم زمان حاکمیت نگرش امنیتی ـ نظامی بر تصمیم گیری های کلان در عرصه های گوناگون سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را بازتولید و تایید می کنند.
در این بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید به حاکمان تاکید کرده است: ضرورت و فوریت بازگشت از راه نادرستی که بیش از هشت سال است در پیش گرفته شده و حاصلی جز گسترش ناامنی، فقر، ناهنجاری های اجتماعی، ورشکستگی اقتصادی,تزلزل وحدت ملی و دوری از آرمان های انقلاب نداشته است. و نیز لزوم و اهمیت تغییر روندی که از کودتای انتخاباتی 1388 سامان یافت و تلاش کرد ایران را به «کره شمالی با بزک دموکراسی» تبدیل کند.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
به نام خدا
هموطنان عزیز و آگاه
در سی و چهارمین سالگرد انقلاب اسلامی و دومین سالگرد حبس رهبران جنبش سبز مردم ایران، زمان آن فرارسیده کسانی که همه ی سرمایه های مادی و معنوی شان را برای به قدرت نشاندن دولتی ناکارآمد و ماجراجو، حتی به قیمت نادیده گرفتن آرای اکثریت شهروندان، هزینه کرده اند از خود بپرسند، برای تحقق آرمانهای انقلاب یعنی استقلال، آزادی، عدالت و پیشرفت چه کرده اند؟
استقلال پایدار نظام امروز از یک سو در نتیجه ی گرایش نامعقول تکیه به مسکو و پکن و وابستگی عملی روزافزون به آن ها، و از سوی دیگر در کشاکشی ماجراجویانه ونافرجام با غرب، و بده بستانهای نامعلوم برای کارشناسان و صاحب نظران ملی، در خطر است. در شرایط تأسفبار کنونی، ایا حق حاکمیت و استقلال ملی را باید از طریق جلب مشارکت همه ایرانیان و بازسازی همبستگی ملی, تشنج زادیی و تعامل سازنده و مدبرانه با جامعه جهانی و اقدام عملی شفاف و موثر برای حل مناقشات بین المللی موجود استیفاء کرد یا از طریق پرخاشگری و اظهارات نسنجیده و شبهه انگیز؟
تجاوزهای مکرر به آزادی های اساسی و مدنی شهروندان که در قانون اساسی مورد تاکید قرار گرفته، آن هم به بهانه های واهی، و القای توهم توطئه هایی که هیچگاه به اثبات نمی رسند به رویه ی جاری و تکراری تبدیل شده است.حقوق قانونی اقوام و اقلیتهای مذهبی و زبانی در مغایرت اشکار با ضرورتهای وحدت ملی نقض می گردد و سایه ی سانسور بر عرصه های گوناگون رسانه و فرهنگ و ادب و هنر روز به روز سنگین تر می شود. بازداشت فلهای روزنامه نگاران و فعالان رسانه ای در روزهای گذشته، خود به تنهایی برای اثبات این ادعا کافی است.
در زمینه ی گسترش فقر و افزایش بی عدالتی کافی است به شکاف میان فقرا و ثروتمندان که هر روز عمیق تر می شود بنگریم که بجای تلاش در اشتغال زایی، بازگرداندن انضباط مالی و مدیریت عقلانی منابع، تقویت تولید ملی و کاهش واردات بی رویه کالا، تنها راه حلی که دولت ناکارآمد برای جلوگیری از آن در پیش گرفته، توزیع یارانه هایی است که از محل درآمدهای حاصل از حراج ذخائر ملی پرداخت می کند؛ سیاستی که حالا دیگر عواقب زیانبار آن از جمله افزایش روز به روز قیمت کالا و خدمات، بر همگان آشکار شده و کمر خانواده های کم درآمد و اقشار متوسط جامعه را زیر بار سنگین خود خم کرده است.
در زمینه ی عدالت قضایی، چه فاجعه ای بالاتر از این می توان تصور کرد که عده ای از بهترین فرزندان این ملت به جرم هشدار نسبت به پیش آمدن وضع کنونی چند سال است که در زندان و حصر و حبس اند و متخلفان بهره مند از فساد ساختاری و سازمان یافته و مقصران جنایات کوی دانشگاه و کهریزک با اقرار به وفاداری به مراکز عالیه قدرت، یک شبه آزاد می شوند؟
در زمینه ی پیشرفت و توسعه چه می توان گفت درباره ی مدیریتی که اقتصاد کشور را در صنعت و کشاورزی به ورشکستگی کشانده، دانشگاه هایش را از شکوفایی علمی محروم ساخته، و شاخص های توسعه اش سال به سال در فهرست مقایسه با کشورهای دیگر تنزل پیدا می کند؟
اینک نزدیک دو سال است که از حبس همراهان صادق، استوار و آزادهی جنبش سبز، دکتر زهرا رهنورد، مهندس میرحسین موسوی و حجت الاسلام مهدی کروبی می گذرد. شخصیت های متعهد و وطن دوستی که محبوب تر از قبل، در جان آزادگان ایران جلوه گری می کنند. آزادگانی که به خاطر آگاهی و بینش شان در پیش بینی خسارت های گاه جبران ناپذیر سیاست ها و روندهای غلط و ضد ملی ، و نیز به خاطر پافشاری شان بر احیاء کرامت فراموش شده ی ایرانیان و تحقق حقوق پایمال شده مردم، سرمایه های گرانسنگ جنبش سبزند.
دو سال پیش و در پی دعوت آقایان کروبی و موسوی از مردم برای شرکت در راهپیمایی حمایت از خیزش های آزادیخواهانه، حق طلبانه و عدالت جویانه ی مردم منطقه، حاکمان اقتدارگرا به حبس غیرقانونی رهبران جنبش سبز مبادرت کردند. به راستی کدام شیوه با منافع ملی و آرمان های انقلاب اسلامی سازگارتر بود: مخالفت با حرکت مسالمت جویانه ی مردم سوریه، حمایت بی دریغ و غیراصولی از مستبدان حاکم بر آن کشور، هموار ساختن راه جنگ داخلی همراه با خسارات جانی و مالی بسیار و فراهم ساختن زمینه ی موفقیت برای توطئه ی دیرینه ی ایجاد اختلاف میان مذاهب اسلامی؛ یا اتخاذ موضعی منصفانه، تشویق و ترغیب دولت سوریه در به رسمیت شناختن مطالبات شهروندانش، پایبندی به حمایت اصولی از حرکت های آزادیخواهانه در همه ی کشورها و موضع گیری یکسان در قبال جنبش های مردمی سوریه و بحرین؟
متأسفانه در حوزه ی سیاست داخلی نیز غیبت عقلانیت و درایت آشکار است. خودکامگان حاکم به جای آن که به تصحیح روندهای غلط حاکم بر مدیریت کشور، اعتراف به اشتباه در حمایت بی دریغ و فراقانونی از ماجراجویان ناکارآمدی که سکان اداره ی کشور را در دست گرفته اند، توقف ارعاب و برخورد امنیتی با منتقدان و معترضان، آزادی کسانی که حقانیت خواسته هایشان اینک آشکارتر از آن است که بتوان با تبلیغات مغرضانه و جانبدارانه به انکارش پرداخت، فراهم سازی برگزاری انتخاباتی آزاد و سالم و منصفانه، و بازگرداندن کشور به فرایندهای تصمیم گیری معقول، اقدام کنند همچنان به تکرار نظریه های تمامیت خواهانه و تحلیل های نخ نما و تحریف حقیقت، مشغولند. اقتدارگرایان حاکم در حالی که در مقابل قلدرمآبی ها و بداخلاقی های دولتیان تسلیم شده اند، مشارکت منتقدان دلسوز و دل نگران کیان کشور در انتخابات را به اظهار ندامت از گناهان ناکرده مشروط کرده اند، و هم زمان حاکمیت نگرش امنیتی ـ نظامی بر تصمیم گیری های کلان در عرصه های گوناگون سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را بازتولید و تایید می کنند.
در این میان سرافرازتر از قبل، این رهبران و همراهان مصمم جنبش سبز هستند که با پایبندی به عدم خشونت، دعوت به قانون مداری، تداوم نقد مشفقانه و تلاش مستمر در نهضت آگاهی بخشی فراگیر، در عین حال که تحت سخت ترین شرایط سرکوب، بی عدالتی و برخوردهای غیرقانونی و حبس و حصر قرار دارند، گام های بلندی در ترسیم و تبیین منافع ملی کشور برداشته اند و همچنان برای اصلاح وضع موجود با کمترین هزینه برای ایران و ایرانیان، می کوشند. از این منظر، باید تداوم و توفیق جنبش سبز را به میلیون ها همراه و همدل آن تبریک گفت. مگر نه این که مهم ترین وظیفه ی همسفران «راه سبز امید»، آگاهی بخشی و تلاش امیدوارانه برای تغییر بوده و هست؟ کتمان دستاوردهای بزرگ نهضت آگاهی بخشی که از هفته های پیش از انتخابات سال 1388 آغاز شده و هنوز ادامه دارد، کار آسانی نیست. تلاشی که البته با وجود تمام فشارها و تهدیدها و محدودیت ها و موانع و هزینه ها، مجدّانه تعقیب شده است. کوششی که جان های نازنینی برای تداومش، جان باختند، و آخرین شاهد مظلوم آن، مرحوم ستار بهشتی؛ کارگر وبلاگ نویسی که آگاهی بخشی می کرد و نقد وضع ناگوار موجود. شهیدی شاهد برای سبزهای مسالمت جو و تداوم جنبش سبز، و نیز برای سرکوب گری و خشونت پیشگی اقتدارگرایان حاکم.
اکثریت وسیعی از مردم ایران از واقعیت امور باخبرند؛ نه دروغپردازی های رسانه های حکومتی، نه سخنان عتاب آلود خطیبان، نه قدرت نمایی های نیروهای امنیتی و سرکوب، نه ادعاهای پوچ و متوهمانه ی مدیریت جهانی، نه وعده های آوردن نفت بر سر سفره ها، نه سفرهای نمایشی و بی حاصل استانی، نه گردش های سالیانه به سازمان ملل و سخنرانی های آتشین برای صندلی های خالی، نه فعالیت شبانه روزی کارخانه های اتهام زنی به منتقدان و نه تجمعات نمایشی و اتوبوسی، نمی تواند ایرانیان آگاه و آزاده را از کشف حقایق و دیدن واقعیت ها بازدارد.
اینک و بیش از هر زمان، خواستی عمومی بر زبان مردم جاری است: ضرورت و فوریت بازگشت از راه نادرستی که بیش از هشت سال است در پیش گرفته شده و حاصلی جز گسترش ناامنی، فقر، ناهنجاری های اجتماعی، ورشکستگی اقتصادی,تزلزل وحدت ملی و دوری از آرمان های انقلاب نداشته است. و نیز لزوم و اهمیت تغییر روندی که از کودتای انتخاباتی 1388 سامان یافت و تلاش کرد ایران را به «کره شمالی با بزک دموکراسی» تبدیل کند.
آیا در میان حاکمان چشم بینا، گوش شنوا، و دست مدبّری هست؟
شورای هماهنگی راه سیز امید
22 بهمن 1391














سلام -بنام خداشمابیانیه میدهیدوجمهوری اسلامی شرکتهای پخش را مجبوربه توزیع 45میلیون تومان شیرکاکائو وساندیس وکیک درروز22بهمن میکند.مانیزشاهددادن شعارمرگ برجمهوری اسلامی.مرگ بردیکتاتور.مرگ برخامنه ایی.درساعت نه شب 22بهمن درمنطقه سعادت آبادهستیم.کم مانده بودمخالفان وطرفداران ازپشت بام پایین آمده ویقه هم دیگررابگیرند.وصحنه های زمان افول زمان قبل ازانقلاب تداعی میشد.وقتی فیلم های به توپ بستن شهرهای سوریه توسط بشاررانگاه کنی این صحنه هابرایت معنی پیدامیکند.امشب ازساختمان هابه هم دیگرناسزاگفته وطرفداران جمهوری اسلامی مردم شعاردهنده مخالف راتهدیدوفحش میداند.
با تشگر از خبر تان
ایران سوریه نمیشود!
مردم ما در این ۳ سال نشان دادهاند که از یک فرهنگ خاصی برخوردار هستند اگر چه حاکمیت از همه امکانات سرکوب برخوردار است و آن را بکار گرفته ،باز این ملت انقلابی و فهیم به مبارزه مناسب دست زده است و ادامه داده است از خود دفاع کرده است.
سازمان های حقوق بشری، فعالین حقوق بشر به داد مردم ایران برسید
سازمان جهنمی صدا و سیما تحت عملکرد مستقیم بازجویان و اعتراف گیران، برای شرکت مردم در میتینگ های سیاسی نظام کودتا، دقیقا از “روش های غیر مجاز شستشوی مغزی” استفاده می کند تا طعمه هایش یعنی بینندگان از همه جا بی خبر و بی گناهش را بطور غیر ارادی به تظاهرات بکشاند. و این علاوه بر آنکه ظلم و گناهی بزرگ است، یک جرم نیز هست و قابل تعقیب در دادگاه های بین المللی است.
یکی از روش هایشان اینکه یک جمله بخصوص مثلا را به دفعات، توسط افراد مختلف، در زمان های مختلف، در فضاها و رنگ های مختلف، به بینندگانش القا می کند و این دقیقا یک شیوه شستشوی مغزی است….
تا کی میخوایید بیانیه بدید خسته شدیم
تا وقتی که به خواسته مان برسیم
سالهاست که تظاهرات 22 بهمن در حد محدودی و تنها با حضور عده ای ساندیس خور و بچه مدرسه ای برگزار می شود. مساله مهمی که دوست ما در مورد دورنمای خطرناک گفتند تامل برانگیز است و باید بررسی شود. در مردم خشمی وحشتناک پدید آمده و بسیاری از دین برگشتهاند و بر این اساس آمادگی هرگونه زدوخوردی را دارند. ازسویی حکومت پلید هم فقط بودنش برایش مهم است نه چیز دیگر.
این راه نادرست که گفتید از هشت سال پیش شروع شده،خیر اینطور نیست،بلکه از بیست سال پیش یعنی از شروع ولایت آقای خامنه ای آغاز شده و با سرکوب مخالفان و منتقدان به سلطنت ولی فقیه و حاکمیت یکدست فعلی منتهی شده است ،که البته ظهور و نشو و نمای جریانهای تندرو و جریان انحرافی بقول خودشان از برکات این سلطنت و حاکمیت یکدست است!
البته درست است که اوج گرفتن این راه نادرست در این هشت سال سیاه بوده است ،که با کودتای انتخاباتی و دروغ و فریب و دین فروشی سعی کردند از روی کار آمدن موسوی و کروبی و اصلاح طلبان منتخب ملت ،که غالبا از یاران نزدیک مرحوم امام خمینی بوده اند جلوگیری کنند.
و اکنون جریانات تند رو و انحرافی به استخوانی در گلوی خود کودتاچیان تبدیل شده اند.
اللهم اشغل الظالمین بالظالمین!
قربون خدا برم که همیشه چاه کن خود در چاه میفته ، دیروز رفسنجانی در چاه ولی فقیه (خامنه ای) که خودش درست کرده بود افتاد و امروز خامنه ای در چاه احمدی نژاد .
در عجبم با این همه فقر و گرسنگی کی حاضر می شود برای کیک و ساندیس و به گول دوست عزیزمان شیر کاکائو به خیابان بیایید.این همه جمعیت واقعاً برای شیر کاکائو آمده اند؟
بزرگی گفت جهل که شاخ و دم ندارد.فکر احمقانه نوعی جهل است.
خوب بگذارند نيروهاي ديگر و غير سانديسي هم تظاهرات کنند ……
با بیانیه به خواستهایتان نمیرسید
یمن پس از بررسی محموله یک کشتی حامل تسلیحات نظامی که میگوید از سوی ایران برای شورشیان ارسال شده، اعلام کرد که این محموله حاوی «نزدیک به ۴۰ تن تسلیحات» بود که میتوانست جان «میلیونها شهروند یمن» را به خطر بیاندازد.
به گزارش خبرگزاری رسمی یمن، سبا، عبدالقادر قحطان، وزیر کشور یمن روز شنبه، ۲۱ بهمن، با بیان اینکه کشتی توقیف شده حامل موشک ها و مواد منفجره «بسیار خطرناکی بود»، بار دیگر تاکید کرد که این محموله از سوی ایران برای شبهنظامیان یمن ارسال شده بود و افزود: «یمنی ها به غذا احتیاج دارند نه بمب و اسلحه.»
وی ادامه داد: «مواد منفجره کشف شده اگر به مقصد میرسید، میتوانست جان میلیونها شهروند یمن را بگیرد.»
مطرح کردن سوال از قبل جواب منفي : آیا در میان حاکمان چشم بینا، گوش شنوا، و دست مدبّری هست؟
همين ؟! بهتر نيست ترس را کنار بگذاريم و همراه با مردم بجان آمده خواستار حقوق سلب شده آنها از جمله حق ابراز عقيده و آزادي روزنامه نگاران ، جزاي دزدان حکومتي و…بشويم ؟