راه نجات انقلاب: تجدید نظر در روشهای کنونی، برگزاری انتخابات آزاد و تمکین در برابر خواست ملت
چکیده :امروز پس از گذشت بیش از سه سال از کودتای انتخاباتی سال ۸۸ میتوان با شاخص شعارها و آرمانهای انقلاب حاکمیت کنونی را که به نام دفاع از انقلاب و تحقق اهداف آن بر قدرت تکیه زده است، به چالش کشید و به روشنی نشان داد استبداد چه فاجعهی عظیمی برای کشور به ارمغان آورده است. تجربه تلخ سه سال گذشته به نحوی تردید ناپذیر ثابت میکند، اداره متمرکز و فردی امور موجب نابودی حرث و نسل و گرفتارآمدن به بحرانهای ویرانگر و فروپاشی در کلیه شئون جامعه میشود. ...
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران در بیانیه ای بار دیگر تأکید کرد که راه نجات کشور را در همان مواردی می داند که بارها دلسوزان و علاقه مندان کشور و انقلاب و نظام به ویژه آقایان مهندس موسوی و کروبی و خاتمی و هاشمی بر آن تأکید کردهاند؛ یعنی بازگشت به شعارهای اصیل انقلاب، تجدید نظر کامل در روشهای تباهی آفرین کنونی، تمکین در برابر اراده و خواست ملت، آزادی زندانیان سیاسی و رفع محدودیت و سانسور از فعالیتهای احزاب و مطبوعات و برگزاری انتخاباتی آزاد و سالم با حضور همه جناحها و گرایشهای سیاسی کشور.
به گزارش کلمه، این حزب اصلاح طلب با صدور بیانیه ای به مناسبت سی و چهارمین سالگرد انقلاب اسلامی به تشریح مشکلات کشور و انحرافات امروز نظام از آرمان های انقلاب اسلامی پرداخت و تصریح کرد که پس از گذشت بیش از سه سال از کودتای انتخاباتی سال ۸۸ میتوان با شاخص شعارها و آرمانهای انقلاب حاکمیت کنونی را که به نام دفاع از انقلاب و تحقق اهداف آن بر قدرت تکیه زده است، به چالش کشید و به روشنی نشان داد استبداد چه فاجعهی عظیمی برای کشور به ارمغان آورده است.
متن کامل این بیانیه را در زیر بخوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
در سی و چهارمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی یاد و خاطره شهیدان انقلاب و رهبر انقلاب را گرامی میداریم و در برابر مبارزات و ایثارگریهای فرزندان رشید این ملت پرافتخار سرتعظیم فرود می آوریم. مردمیترین انقلاب جهان تحقق آرمانهای بلندی را شعار خود قرار داد که ملت بزرگ ایران در جنبش آزادیخواهانه مشروطه و نهضت ضد استبدادی ضد استعماری ملی شدن نفت بر آن پای فشرده بود. استقلال از سلطه خارجی، آزادیهای فردی و اجتماعی، دموکراسی و حق حاکمیت بر سرنوشت خویش در پرتو دین و معنویت و اخلاق تجمیع آرمانها و خواستههای ملت ایران درمبارزات پرشورتاریخ معاصر ایران به شمار میآمدند که در اصلی ترین شعار انقلاب یعنی ” استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی ” متجلی شد.
تجلیل از انقلاب و مطالبه و پیگیری آرمانهای مذکور و تلاش مستمر برای دفاع و تحقق آن، علاوه بر وظیفهای میهنی، ادای دین و احترام به ملت ایران و خونهای پاک و تلاشهای خالصانهای است که در این راه تقدیم داشته است. به همین دلیل است که امروز پس از سی و چهار سال معیار مبنا و شاخص ارزیابی ما از عملکرد کسانی که به نام انقلاب بر قدرت تکیه زدهاند، همان آرمانهای بلندی است که ملت ایران در انقلاب برآن پای فشردند و نقشه راه نظام برآمده از آن بوده است.
در نگاهی کلان مطالبه این آرمانها مضمون تحولات سه دهه اخیر را تشکیل میدهد. هشت سال دفاع مقدس صرفنظر از همه تأملاتی که میتوان در باره نحوه اداره جنگ و هدایت آن داشت، به عنوان نماد اراده پرتوان ملت ایران در حفظ استقلال و دفاع از تمامیت ارضی خود در همیشه تاریخ باقی خواهد ماند.
همچنین مطالبه آزادی و دموکراسی ومبارزه با نیروها و گرایشهای استبداد طلب درطی این سالها اگر چه فراز و فرود داشته اما هرگز متوقف نشده است. اساساٌ چالش مستمر نیروهای فعال در عرصه سیاسی کشور در قالب صفبندیهای راست و چپ، اصلاح طلب و اصول گرا، گویای این حقیقت است که طی سالهای پس از انقلاب مطالبه آزادی و جمهوریت هرچند در برخی مقاطع ضعیف و محدود اما هرگز متوقف نشده است. به طوری که میتوان گفت در سالهای پس از جنگ و رفع تهدید از تمامیت ارضی و تثبیت حاکمیت ملی، این مطالبه به اصلی ترین محورصفبندیهای سیاسی و تعیین کنندهترین عامل تحولات سیاسی کشور تبدیل شده است. جنبش اصلاحی دوم خرداد با شعار «ایران برای همه ایرانیان» به مثابه حرکتی که هدف آن اصلاح انحرافات پدید آمده از آرمان آزادی و جمهوریت بود و حل معضلات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور را در گرو تقویت جامعه مدنی،مشارکت اقشار و اقوام مختلف در اداره امور کشور میدانست، نقطه عطفی در این مسیر به شمار میرود.
فاجعه کوی دانشگاه، توقیف فلهای مطبوعات، اعمال شدیدترین فشارها و محدودیتها بر دانشگاهیان، صدها دانشجو و روزنامه نگار و چهره سیاسی که طی این سالها حبسها و محرومیتهای بیسابقهای را به جان خریدند، احزابی که منحل شدند، ترورهایی که به وقوع پیوست و خونهای شریفی که بر زمین ریخت گواه صادق پایمردی و پای فشاری جامعه آگاه ایران بر آرمان آزادی، دموکراسی و جمهوریت بود. شکل گیری جنبش فرخنده سبز و حضور گسترده و حماسی مردم در پای صندوقهای رأی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ با هدف توقف روند حاکمیت استبداد از یک سو و تقلب و کودتای انتخاباتی و سرکوب بیرحمانه اعتراضهای مسالمت آمیز مردمی از سوی دیگر نقطه اوج این تقابل به شمار میآمد. حدیث تلخ فجایعی که باهدف ریشه کن کردن آزادی و دموکراسی طی این سالها آفریده شد برای همگان آشناست و نیازی به تکرار ندارد. این فجایع خود آثار و نشانههای تحولی کیفی بود که در عرصه سیاست و قدرت رخ داد و به سیطره استبداد مطلقه بر شئونات کشور انجامید و جمهوریت نظام رابه محاق برد.
امروز پس از گذشت بیش از سه سال از کودتای انتخاباتی سال ۸۸ میتوان با شاخص شعارها و آرمانهای انقلاب حاکمیت کنونی را که به نام دفاع از انقلاب و تحقق اهداف آن بر قدرت تکیه زده است، به چالش کشید و به روشنی نشان داد استبداد چه فاجعهی عظیمی برای کشور به ارمغان آورده است. فقر و بیکاری و تورم و روند صعودی گرانیافسار گسیخته و کاهش بی سابقه ارزش پول ملی، و به طور کلی نزول شدید تمامی شاخصهای رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی واقعیات غیر قابل انکارعرصه اقتصاد کشور است.
در عرصه سیاست داخلی حاکمیت روز افزون فضای رعب و اختناق و اعمال بیسابقهترین محدودیتها و سانسورها و تعداد پر شمار زندانیانی سیاسی، و احراز بالاترین رتبه ها از نظر تعداد اعدام، زندانی سیاسی و مطبوعاتی و سرکوب احزاب و مطبوعات در میان کشورهای جهان خود از جمله نتایج رویکرد تمرکزگرا و استبدادی در اداره کشوراست. شاخصترین شعار انقلاب ” آزادی و جمهوریت ” بود و امروز به جایی رسیدهایم که سخن گفتن از «انتخابات آزاد» و حتی شعار «وحدت ملی» اسم رمز براندازی و عامل تضعیف نظام و جرمی ضد انقلابی به شمار میآید. امروز دهها تن از فعالان ستاد انتخاباتی دو نامزد اصلاح طلب به جرم این که برای نظارت بر انتخابات سال ۸۸ و تضمین سلامت آن به عنوان حقی قانونی مصرح در قانون انتخابات اقدام به تشکیل کمیته صیانت از آراء کردهاند، در زندان به سر میبرند.
در عرصه فرهنگ و اجتماع، رشد سرسام آور فحشاء و خودفروشی و فساد و سرقت و زورگیری و آمار طلاق و افول شدید اخلاق و معنویت دستاورد روشهای خودکامانه در کشور بوده است. نهادینه شدن دروغ و تزویر و ریا در بالاترین سطوح حاکمیت خود حکایت ازفروپاشی آشکار اخلاقی و به محاق رفتن دین و معنویت و اخلاق دارد که قرار بود آرمانهای انقلاب بر بسترآن محقق شود.
در عرصه مدیریت و کشورداری حذف و پاکسازی کلیه سطوح اجرایی کشور از مدیران با تجربه و کاردان و سپردن امور اجرایی کشور به عدهای بیکفایت و فاقد تجربه و تخصص اما بله قربانگو و متملق، کشور را به سراشیبی سقوط کشانده است. مدیریتی که روزی ادعای پاکدستی و دولت پاک داشت امروز بزرگترین اختلاسها و بیسابقه ترین فسادهای مالی در تاریخ این کشور را در کارنامه خود دارد و آنان که که روزی مدعی پرچمداری مبارزه با فساد و تبعیض بودند امروز جلوگیری ازعلنی شدن عمق فساد در این مجموعه به مهمترین دغدغهشان تبدیل شده است.
در حوزه سیاست خارجی نیز ذهنیت متوهم و نا آشنا با عرصه بین الملل، کشور را گرفتار بحرانی پیچیده وخطرناک کرده و در معرض بیسابقهترین تحریمها و تهدیدهای بین المللی قرار داده است، به گونهای که ایران برای جلب حمایت کشورهایی نظیر روسیه و چین در برابر فشارهای آمریکا و اروپا و یا تشویق دیگر کشورها به خرید نفت، ناگزیر از دادن امتیازهای کلان و زدن چوب حراج به سرمایههای کشور شده است.این روند در صورت تداوم استقلال سیاسی ایران را نیزبه سرنوشت اقتصاد و سیاست داخلی و … تبدیل خواهد کرد.
آن چه گفتیم واقعیات غیر قابل انکاری است که رویکرد تمرکزگرا و استبدادی در اداره امور، برای کشور به ارمغان آورده است؛ واقعیاتی که کاملاٌ قابل پیش بینی بود و دلسوزان و علاقمندان به انقلاب و نظام بارها وقوع آن را هشدار داده بودند. تجربه تلخ سه سال گذشته به نحوی تردید ناپذیر ثابت میکند، اداره متمرکز و فردی امور موجب نابودی حرث و نسل و گرفتارآمدن به بحرانهای ویرانگر و فروپاشی در کلیه شئون جامعه میشود. آثار و ابعاد این بلای ویرانگر را همانگونه که در افزایش فساد مالی و بیکاری و تورم و گرانی و یا سانسور وتعداد زندانیان سیاسی میبینیم باید درآلودگی هوای شهرهای بزرگ و مرگ زرد و خاموش سالانه هزاران تن دید و آنگاه در سی و چهارمین سالگرد مردمیترین و مسالمتآمیزترین انقلاب جهان در نسبت این وضعیت فاجعه بار با آرمانهای انقلاب اندیشید و پرسید آیا رهبران و پایه گزاران انقلاب و مردمی که سی و چهار سال پیش به پاخاستند چنین میخواستند؟ بیتردید پاسخ هیچ انسان عاقلی به این پرسش مثبت نیست. از این رو اگر حاکمان کنونی اندکی دغدغه اعتلا و سربلندی ملت و کشوررا داشته باشند نباید در ناصواب بودن روش خود ذرهای تردید روا بدارند.
متأسفانه باید گفت نشانه امیدبخشی از وجود چنین عقلانیتی از سوی حاکمان کنونی مشاهده نمیشود. دستگاههای امنیتی/ نظامی حاکم این روزها با احضار گسترده فعالان سیاسی و حزبی و تهدید و ارعاب و تأکید به عدم هرگونه تحرک سیاسی و انتخاباتی طی ماههای آینده به گمان خود زمینه را برای برگزاری یک انتخابات فرمایشی، آرام و بی دردسر! با کاریکاتوری از تنوع رقابت فراهم میکنند. مشفقانه و ناصحانه میگوییم ادامه این روش به امید موهوم عبور از بحرانها و شرایط وخامتبار کنونی و بهبود اوضاع خام خیالی است. تشدید فضای امنیتی پلیسی و حاکمیت جو ارعاب به منظور ساکت کردن انتقادها و اعتراضها مصداق کوبیدن شلاق بر دریای متلاطم و خروشانی است که عنقریب کشتی و کشتیبان را در کام خویش فروخواهد برد. انتخاباتی که در فضای رعب و وحشت و با تهدید نیروهای منتقد به سکوت برگزار شود، انتخاباتی که احزاب منتقد حتی اجازه برگزاری یک نشست ساده برای تعیین موضع و رفتار انتخاباتی خود نداشته باشند، انتخاباتی که دایره رقابت آن چنان تنگ و محدود باشد که حتی امثال خاتمی و هاشمی نیز به اتهام براندازی باید از دایره آن حذف شوند، انتخاباتی که با صحنه گردانی نیروهای امنیتی برای به میدان آوردن نامزدهای نسخه بدل اصلاح طلبان و تأمین مالی و امنیتی آنها برگزار شود، قطعاٌ انتخاباتی نخواهد بود که مشروعیت از دست رفته را بازسازی کند و به کار کاهش بحرانها و معضلات پیچیده کنونی بیاید.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران سالگرد انقلاب اسلامی را به مردم شریف ایران تبریک میگوید و بار دیگر تأکید میکند راه نجات کشور همان است که بارها دلسوزان و علاقمندان کشور و انقلاب و نظام به ویژه آقایان مهندس موسوی و کروبی و خاتمی و هاشمی بر آن تأکید کردهاند؛ بازگشت به شعارهای اصیل انقلاب، تجدید نظر کامل در روشهای تباهی آفرین کنونی، تمکین در برابر اراده و خواست ملت، آزادی زندانیان سیاسی و رفع محدودیت و سانسور از فعالیتهای احزاب و مطبوعات و برگزاری انتخاباتی آزاد و سالم با حضور همه جناحها و گرایشهای سیاسی کشور.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران( شاخه خارج از کشور)
۲۰/۱۱/۹۱














ضروری است به به دو نکته بسیار ضرور و حیاتی نکات زیر هم اضافه شود:
–مراعات کامل حقوق بشر
–قبولاندن به جامعه جهانی که ما در پی ساختن سلاح اتمی نیستیم و برگشت به غنی سازی پنج درصدی
–ایجاد رابطه دوستانه با تمام کشورهای جهان
–تغییر کلی در سیاست خارجی و عدم دخالت در امور کشورهای دیگر به ویژه قطع ارسال سلاح و مهمات به مخالفان دول دیگر.
و حذف ولایت فقیه، حجاب اجباری، قوانین عقبمانده طالبانی و ارتباط با جهان اینها می توانند نظام را نجات دهند.
این موضع بسیار منطقی و متین. ولی باید توجه کرد که زمانی که این حکومت میتونست منطقی باشه و مذاکره کنه، یک مشت موجود وحشی رو با چاقو و گلوله و زنجیر انداخت به جون مردم. هنوز میگیرن و زندانی میکنن. مملکت در عرض این چند سال چندصد سال به عقب برگشت. منتهی اینها خود ریشه خود رو خواهند زد. چند گروه که بیش از ۳۰ سال در حسرت قدرت بودن بالاخره نیرو گرفتند و هیچ کدوم هم چشم دیدن دیگری رو ندارن. تنها مورد تاسف اینه که در این روند دارن مملکت رو هم به ویرانی میکشن.
بیانیه ی جالبی است و تاییدی است بر یادداشت آقای ابوالفضل قدیانی زندانی سیاسی دو رژیم که وضعیت فعلی ایران و اعمال آقای خامنه ای و اطرافیانش را با شاه و دربار سلطنتی همسان دانسته اند و متذکر شده اند که «نکبت استبداد غیر دینی » جای خود را به «نکبت استبداد دینی » داده است.
کوگوش شنو ا ،کسانی همچو احمد خاتمی ،علم الهدا ، مصباح یزدی ، جنتی ، … با تکیه به جیره و مواجب بگیرانی همچو نقدی ها، بدون داشتن عرق ملی آتش بیار معرکه هستند وتا این مردم سیب زمین خور کاسه بدست مفلوک چشم به دستان حکام دیکتاتورهستند باید خون جگرمنتظر ماند ولی متاسفان دارد آب از سر می گذرد .