سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » گزارش کلمه از مکاتبات عسگراولادی با هفت اصلاح طلب: سیر تدریجی پیام های دوستی به پرسش های جدی...

گزارش کلمه از مکاتبات عسگراولادی با هفت اصلاح طلب: سیر تدریجی پیام های دوستی به پرسش های جدی

چکیده :چرا در برابر واژه خس و خاشاك سكوت كردید؟ آیا آن ۱۴ میلیون شایسته این بی احترامی بودند؟ چرا نمی خواهید بپذیرید كه موضع گیری نهادهای مجری و ناظر انتخابات در سال ۸۸ موجب بروز ابهاماتی...


کلمه – صابر سعیدی

گفت و گوی مکتوب حبیب الله عسگر اولادی با هفت تن از اصلاح طلبان که پس از فتنه گر نخواندن موسوی و کروبی از سوی این پیر جریان محافظه کاری در ایران آغاز شده است، از شکل تعارفات اولیه وارد بحث های جدی تری شده و اینک در نامه سوم اصلاح طلبان پرسش هایی برای مخاطب محافظه کارشان ارسال شده که انتظار پاسخ به آنها می رود.

پرسش هایی در برابر ادعای اقبال مردم به اصولگرایان در 10 سال اخیر که عسگر اولادی در نامه دومش مدعی آن شده بود: “اینك كه با شما سخن می گوییم بخش زیادی از دوستان ما در زندان هستند. فضا برای هرگونه فعالیت سیاسی روز به روز محدودتر می شود. به این می گویید اقبال مردمی؟” و یا این پرسش ها: “چرا در برابر واژه خس و خاشاك سكوت كردید؟ آیا آن ۱۴ میلیون شایسته این بی احترامی بودند؟”؛ “چرا نمی خواهید بپذیرید كه موضع گیری نهادهای مجری و ناظر انتخابات در سال ۸۸ موجب بروز ابهاماتی گردید. چه لزومی داشت كه با همه حمایتهایی كه از رئیس جمهور صورت می گرفت، مقاماتی كه مسئولیتشان در انتخابات ایجاب می كرد كه بیطرفی خود را حفظ نمایند وارد این كارزار شوند؟” و بالاخره این پرسش که ” آیا به قول مسئولان انتخابات، آن ۱۴ میلیونی كه به مهندس موسوی رای داده بودند حق هیچگونه اعتراض مسالمت آمیزی نداشتند؟ آیا راهپیمایی باشكوه و مدنی مردم تهران كه به گواه شاهدان بیش از ۳ میلیون نفر در آن با كمال آرامش شركت كردند، كاری خلاف مصالح نظام بود؟ در راهپیمایی مذكور حتی یك نفر شعار نداد.هیچ اعتراضی جز در قالب سكوت صورت نگرفت.مردم ایران بلوغ و نجابت خود را در آن اعتراض بزرگ نشان دادند. اما طرف مقابل چه كرد؟ آیا از خود تا حال پرسیده اید كه رفتار صدا و سیما در آن بحران چگونه بوده است؟ رفتار نهادهای نظامی و امنیتی چگونه بوده است؟”

به گزارش کلمه دیروز در حالی سومین نامه هفت اصلاح طلب که اغلب آنها از حامیان شیخ مهدی کروبی در انتخابات گذشته بوده اند، در رسانه ها منتشر شد که عسگر اولادی در نامه دوم خود تلاش کرده بود با طرح پرسش هایی، بحث را جدی تر کند. برای آنکه به بررسی این دو نامه آخر بهتر پرداخته شود، بهتر است به نامه های پیش از آن نظری اجمالی افکند.

نامه اول اصلاح طلبان به عسگر اولادی و مقدمات آن: تشکر تشکر

این نامه، نامه ای تشکرآمیز و تشویقی به مردی بود که برخلاف صداهای مقام آور ونان آور جناح سیاسی خودش، تلاش کرده بود در چارچوب مواضع سیاسی خود، نسبت به رهبران در حصر جنبش سبز موضعی منصفانه بگیرد.

وی بدون عدول از مواضعی که طبعا مورد قبول قاطبه سبزها نیست، اما قابل فهم و درک در چارچوب دیدگاه های سیاسی یک نیروی کارکشته محافظه کار در ایران است، موسوی وکروبی را برادر خود خوانده و به عنوان یک عضو هیات منصفه رای بر فتنه گر و مجرم نبودن آنها داد. هرچند در پی فشارهای سیاسی زیادی که بر وی آمد از موضع مجرم نبودن آنها کوتاه آمد و آن را به تشخیص قوه قضائیه سپرد. فشارهای سیاسی که تا سخنان خطیبان جمعه مانند احمد خاتمی و موضع محالفت تندورهایی مانند حسین شریعتمداری، حداد عادل و حتی هم حزبی های عسگر اولادی مانند ترقی را در پی داشت. هرچند افرادی مانند مرتضی نبوی و تا حدی محمد نبی حبیبی در حزب موتلفه، جمایت های کم رنگی را از بزرگ تر و پیر حزبشان در موتلفه نشان دادند.

این نکته درباره حزب موتلفه گفتنی است که این تشکل سیاسی که پس از به محاق سیاسی رفتن جریان راست سنتی به خصوص با وجود به قدرت رسیدن اصولگرایان، باز هم دستش از مناصب بالای قدرت دور بوده، از منتقدان درونی جریان نورسیده اصولگرایان هستند وبه خصوص بخش هایی از نیروهای جوان این حزب برای حفظ فضای سیاسی و زدودن فضای امنیتی از کشور، تلاش های صادقانه ای را بدون سر و صدا انجام داده اند، اما فضای کلی حاکم بر جریان راست، مانع از به ثمر رسیدن این تلاش ها بوده است. یکی از حامیان این تلاش ها نیز در این مدت شخص عسگراولادی است که در حزب خود به صفت “استاد”، از وی یاد می شود.

چنین دیگاه سیاسی به علاوه خوابی که گفته می شود عسگراولادی از امام خمینی دیده و گلایه امام از برخوردهایی که با یارانش می شود، این مبارز قدیمی دوران پهلوی را به دیدار مقام رهبری می کشاند و مساله را با وی در میان می گذارد. آیت الله خامنه ای نیز پیرو شنیده ها و گفت و شنودهای محافل سیاسی، توصیه به انجام آنچه عسگراولادی “تکلیف” خود می پندارد، می کند.

نتیجه عمل به تکلیف وی، اگرچه هجمه وسیع اقتدارگرایان را به همراه داشت، اما تعدادی از اصلاح طلبان را به ستایش از مواضع وی کشانید. به طوری که این 7 اصلاح طلب در نامه خود با تاکید یر ضرورت گفتگوی سیاسی و تقدیر از مواضع عسگراولادی، خطاب به وی نوشتند: “هر که به هرم قدرت خود را نزدیکتر احساس کرده، نیاز چندانی به رعایت قانون ندیده است و امور جامعه و فرد نه از بستر ضابطه که از طریق رابطه و گسترش فرقه گرایی و باندبازی سامان می یابد. اگر این روند عمومی و سنت رایج جامعه‌ای گردد باید فرهنگ مردم سالاری و اخلاق انسانی و تعامل حزبی را که مهمترین سرمایه اجتماعی هر سرزمینی است، به تاراج رفته دانست.”

این اصلاح‌طلبان در بخش دیگری از این نامه تلاش کردند بین نیروهای اصیل و انقلابی محافظه کار با جریان حاکم و نورسیده فعلی که به نوعی رهبری سیاسی امثال مصباح یزدی را به عنوان یک فرد کم سابقه در انقلاب پذیرفته اند، تمایز قائل شوند. آنها نوشتند: “مشکل دیگر به نیت بدخواهانه و کینه توزانه‌ای بر می گردد که متاسفانه در سال های اخیر از رونق و گستره بیشتری برخوردار شده است.جنابعالی که از السابقون انقلاب و از شاگردان و مریدان حضرت امام خمینی ( ره ) هستید.با گوشت و پوست خود طعم مبارزه، همراه با شکنجه و زندان رژیم ستمشاهی را چشیده اید.اما می دانید چه بسیار کسانی که به اسم مهدویت و ضرورت اتخاذ تقیه، با سنت سیاسی امام در مخالفت که نه، در جنگ بودند.آنها نه به مبارزه اعتقاد داشتند و نه امام را ولی نعمت خود می‌دانستند. از این پرهیز نمی کردند که حتی نهضت اصلاحی امام را دشمنی با ظهور حضرت حجت بدانند. آن جریان و خط فکری بعدها حتی در انقلاب دوم، در پس شعار ظاهرفریبی مبارزه با مارکسیسم، با اشغال سفارت آمریکا مخالفت کردند و می گفتند در جایی که سفارت شوروی هست، چه نیازی به اشغال سفارت آمریکا است.”

ادامه این نامه نیز تقدیر از شجاعت سیاسی عسگراولادی، ضرورت حفظ اعتدال و پرهیز از تندروی و پذیرش جریان اصلاح طلبی به عنوان یک جریان ریشه دار در انقلاب در کنار محافظه کاری اصیل است.”

پاسخ اول عسگراولادی؛ پایداری بر اعتدال با حفظ موضع محافظه کاری

 همان طور که انتظار می رفت، نامه این 7 اصلاح طلب با پاسخ مردی مواجه شد که پیشتر هم نشان داده بود که علاقه زیادی به این مکاتبات دارد. او در دوره اصلاحات 7 نامه به محمدرضا خاتمی دبیرکل وقت جبهه مشارکت نوشته بود و 3 پاسخ گرفته بود. خاتمی تصورش این بود که نامه ها به تکرار رسیده و دو طرف مواضع هم را برای یکدیگر به کفایت توضیح داده اند اما عسگر اولادی کماکان بر ادامه آن مکاتبات اصرار داشت. او در آن مکاتبات هم با دقت تلاش می کرد مباحث را به سمتی بکشاند که گفتگو پیرامون آنها برای یک اصلاح طلب که می خواهد فعالیت کند، سخت باشد.

 در نامه نگاری های اخیر او به اصلاح طلبان نیز این اتفاق به مرور حادث شد. وی در نامه اول خود با تقدیر از پاسخی که از 7 اصلاح طلب دریافت کرده، به سوابق خود در نامه نگاری با دبیرکل پیشین جبهه مشارکت بدون اسم آوردن از نام حزب و به عنوان “حزب حاکم” در آن زمان آغاز کرد. وی در فراز بعدی همچون کسی که کاملا جدی به میدان مناظره آمده، اشاره به بخضی از نامه اصلاح طلبان در نفی استبداد کرد؛ آن را زیرکانه تایید و سپس توپ را این گونه به زمین حریف انداخت: سخن حقی است ما از وقتی که از مبانی نظام و امام فاصله گرفتیم گرفتار دیو استبداد و خودکامگی شدیم. امام(ره) فرمودند؛ «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا گرفتار استبداد نشوید» ما این آموزه الهی را رها کردیم و در فتنه سال 88 برخی از دوستان بجای پشتیبانی از ولایت فقیه تابع گام به گام آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی شدند.

 وی افتادن فضا در دست تندروها و بی نسبتان با انقلاب را ناشی از گوش نکردن به فرامین رهبری دانست و این گونه راه حل ارائه داد: جلوی ضرر را از هر کجا بگیریم منفعت است. برگردیم به دامن پر مهر ولایت.

 وی با دعوت از اصلاح طلبان برای مرزبندی بین خود با فتنه، که البته تعریف او از فتنه تا حدی متفاوت از دیگر اصولگرایان پر سر و صداست و تا حدی سعی بر انصاف بیشتری دارد، بر حرفی صواب و معیاری منطقی انگشت گذارد: باید همه ملت در یک رقابت سالم و اخلاقی بتوانند به نامزد مورد علاقه خود رای دهند نتیجه هرچه بود بپذیریم ولو برخلاف رای ما باشد. رای اکثریت ملاک است نه رای ما و شما. هرچه بود با جان و دل بپذیریم.

 وی نهایتا این نامه را با تکیه بر مشترکات و با فضایی نزدیک به آنچه در مصاحبه های پیش از نامه اصلاح طلبان اعلام کرده بود، به پایان برد.

نامه دوم اصلاح طلبان: ما با هم دوستیم

 این نامه نیز با تعارفات مرسوم آغاز شد تا در ابتدا پیام دوستی ها برقرار باشد. پرهیز از هرگونه تندوری ادامه محتوای نامه دوم بود و در ادامه مشی مهدویت گرایی نوین که دولتی ها سردمدار آنند به نقد کشیده شد. نکته مهم این بخش از نامه، تفکیک جریان دولت از بقیه جریان موسوم به اصولگرایی بود. موضعی که تا حدی در بین نیروهای اصلاح طلب تازگی داشت: “آنها نه تنها با وجود فقدان پشتوانه مردمي از نردبان اصولگرايان بالا رفته، بلكه به هيچ‌كدام از قواعد و سنت‌هاي رايج محافظه‌كاري نيز باور ندارند.” اینجا در واقع اصلاح طلبان برای نزدیک کردن عسگراولادی، یک امتیاز طلایی در شرایط مغضوب بودن جریان احمدی نژاد به او و بقیه اصولگرایان جامانده از امتیازات دولتی دادند که حساب شما از آنها جداست.

 سپس نقد توامان دین ستیزی و تندروی دینی در نامه صورت گرفت و با جمله هایی که در آن همدلی و هم سرنوشتی به مخاطب نامه عمیقا منتقل شده بود، آوردند: “اگر اين فرصتي كه در اختيار دينداران گذاشته شده به پايان خوشي نرسد، همه ما مسووليم.” 7 اصلاح طلب با به کار بردن ضمیر “ما” که نهایت همدلی با مخاطب حتی در وجوه قابل نقد است، به نقد “آنها كه مستقيما موجب ناكارآمد نشان دادن دولت ديني و ميراث ديني‌مان شده‌اند و آنهايي كه بهترين فرصت‌ها را از فرزندان اين ملت گرفته و به بهانه‌هاي واهي آنها را خانه‌نشين كرده و مديران يك شبه و ميدان نديده را بر گرده بروكراتيك كشور سوار كرده” پرداختند. سپس گفتند که ما پیش بینی کرده بودیم، “اما چه كنيم كه ما همگي بر اين كشتي سوار هستيم و ره به مقصد يكساني مي‌بريم.”؛ “”آنچه در كهریزك با فرزندان مردم روا داشته شد درست بود؟ رفتار و حمله وحشیانه برای بار دوم به كوی دانشگاه زیبنده بود؟”

 آنها با خطاب کردن عسگر اولادی به عناون “برادر عزیز” به سابقه صلح طلبی ایرانیان و پیشینه اصلاح طلبی در ایران پرداختند و سپس به نفی براندازی رسیدند. در حالی که به نظر می رسد در این نامه و شاید به دلیل 7 نفره بودن آن، پیوستگی مفاهیم چندان رعایت نشده و کمی موضوعات مختلف در هم تنیده آمده است، به گذشته اختلافات دو جناح اصلی نظام پرداختند: “اختلافات ما تنها به انتخابات 88 مربوط نمي‌شود. از ابتداي شكل‌گيري انقلاب اسلامي ما نگاه‌هاي متفاوتي به مسائل داشته‌ايم. مهم‌ترين فراز تاريخي اين اختلافات به جدايي مجمع روحانيون مبارز از جامعه روحانيت مبارز مربوط مي‌شود. بزرگان هر دو تشكل، از مريدان و شاگردان امام بودند. اما در حضور ايشان و با اجازه و تاييد ايشان اين انشعاب صورت گرفت. اما مي‌پذيريم كه همان‌طور كه دوستان ما از شعار مبارزه با اسلام امريكايي براي حذف شما و دوستان‌تان بهره بردند، در كارنامه دوستان و همفكران شما نيز از اين دست سوءاستفاده‌ها كم نبوده است.”

 7 اصلاح طلب تا اینجای کار نشان داده اند که آمادگی پذیرش خطای خود را تا حد زیادی دارند و در جای جای نامه تلاش دارند، مخاطب را به نقاط اشتراک نزدیک کنند. آنها مانند کسی شده اند که دست بر گردن رفیق دوران دور اندخته اند تا او را از فرد سومی که بین آنها قرار گرفته دور کند. آن سوم شخص طبعا دولتی ها و جریان احمدی نژاد هستند. لذا پس از کمی بدگویی از سیاست های غلط دولت به خصوص در سیاست خارجی، نسبت به تحولات اخیر منطق انذار داده و نوشتند: “تحولات يكي، دو سال اخير در منطقه نشان داده موسم جديدي از راه رسيده است. اگر گوش خود را به نجواهايي كه برخاسته ببنديم، فرجام نيكي نخواهيم داشت. ما نمي‌توانيم نسبت به حقوق گروه‌هاي مختلف اجتماعي و قوميتي خود ساكت باشيم. نمي‌توان پا بر نيازهاي مشروع گروه‌هاي گوناگون اجتماعي گذارد.”

 آنها با تکرار اشهد خود در پایبندی به قانون اساسی افزودند: ” استفاده مقطعي و دل‌خواسته از اين قرار داد ملي و فراموشي بخش‌هاي اصلي كه به حقوق مردم و تكاليف حكومت‌ها مربوط است، نوعي سوءاستفاده از قدرت و بازي با كلمات و يك رفتار بي‌پرنسيب است. با اين همه بايد با مردم صادق باشيم. شما كه به اخلاق پايبند هستيد و طرح اين گفتمان را تنها از اين باب روا دانسته‌ايد، آيا شايسته نمي‌دانيد كه با صراحت و شفافيت به مردم اعلام كنيم كه گناه بسياري از اين ناتواني‌ها به گردن گروه‌هايي است كه از اين دولت و مديران ارشدش بي‌حساب و كتاب حمايت كرده‌اند و جالب‌تر آنكه امروز حساب خود را از اين دولت جدا كرده‌اند.” این در حالی است که کمی بالاتر از این نامه، خود نویسندگان آن، حساب تعدادی از اصولگرایان را پیشاپیش از دولتی ها جدا کرده بودند.

 آنها نهایتا با نام بردن از سيد محمد خاتمي، هاشمي‌رفسنجاني و ناطق نوري، از آنها به عنوان بزرگانی که مي‌توانند در اين بزنگاه‌هاي تاريخي نقش ملي و ميهني خويش را ايفا نمايند، یاد کردند و افزودند: ” متاسفانه در سال‌هاي اخير با امنيتي كردن شرايط جامعه و بستر سياست در ايران، بر حجم ناكارآمدي‌ها و بحران‌ها افزوده شده است. بديهي است يكي از مهم‌ترين اتفاقات در انتخابات پيش رو، باز گرداندن شرايط بازي سياست در اين عرصه است.”

نامه دوم عسگر اولادی، من دوستان بهتری دارم، ولایت فقیه چه شد؟

 عسگر اولادی این نامه را با گله از تاحیر در دریافت نامه دوم 7 اصلاح طلب آغاز کزد. سپس کلیت نامه را متمرکز کرد بر “ولایت فقیه”. کاری که در دهه 60 به نوعی رقیب چپ گرای آنها در مواردی مانند نامه 99 نفره، به گونه ای آرام تر به سر دوستان راست گرای عسگر اولادی آورده بود.

 وی سپس با لحنی متفاوت نسبت به نامه اولش، نسبت به تبیین مواضع اصلاح طلبانه آنها واکنش نشان داده و خواستار پاسخ گویی آنها شد که: گفت و گو اصولی دارد که اولین آن پذیرش دو طرف بر چارچوب مشترک است. بنده سوال کردم چرا دست اخلاص و مودت و صداقت رهبری را اعتنا نکردید و چرا برخی از خیمه انقلاب خارج شدند. شما اصلا به این سوال اعتنا نکردید.

 در واقع عسگر اولادی نشان داد که او باید موضوع را تعیین کند و در این مکاتبات او از اصلاح طلبان نظرشان درباره ولایت فقیه و شخص رهبری را بنویسند.

 وی درباره انسداد در گفتگو که مورد اشاره 7 اصلاح طلب قرار گرفته بود، با کمی تندی اظهار داشت: “توصیه کردم رهبر انقلاب را فصل الخطاب بدانید آن را بی پاسخ گذاشتید و از آن عبور کردید . بالاخره اگر موضع خود را در این باب مشخص کنید قطعا از انسداد بیرون می رویم.”

 عسگر اولادی در نقد دولت دینی عنوان شده در نامه اصلاح طلبان نوشت: “در این دولت دینی شما، جایگاه اصل ولایت فقیه کجاست؟” او درباره اجرای بدون تنازل قانون اساسی هم گفت: ” در این قانون اساسی شما و ما از ولایت فقیه ، شورای نگهبان ، حقوق اساسی ملت و … آیا سخن رفته است یا نه، پس چرا راهکارهای قانون اساسی را برای خروج از انسداد، دوستان شما نپذیرفتند و به اردوکشی خیابانی و شورش علیه امنیت ملی رضایت دادند.”

 وی درباره ابهام در نتیجه انتخابات، به نقد اصلاح طلبان در نپذیرفتن نظر رهبری در این باره پرداخت و صراحتا خون شهدای جنبش که آنها را به 22 نفر تقلیل داد، به گردن معترضان انداخت: “در همین فتنه سال 88 حداقل 22 نفر شهید شدند که بنیاد شهید به آنها کد ایثارگری داده است و شهادت آنها را در ناآرامی ها پذیرفته است. پاسخ این خونها را چه کسی می خواهد بدهد. آیا آنکه فرمان شورش را صادر کرده بیگانه است؟ اما آنکه شورش را مهار و کنترل کرده و از امنیت ملی و اقتدار ملی دفاع کرده است باید پاسخگو باشد. در این نا آرامی ها شماری از افرادی که به هر دلیل در این ماجرا کشته شدند بلاخره هموطنان ما بودند. مسئول خون آنها کیست؟ کسانی که بر طبل آنارشیسم و هرج و مرج گرایی کوبیدند و فرمان نا فرمانی مدنی صادر کردند مسئولیت مدنی ندارند؟”

 در حالی که نامه دوم عسگر اولادی به وضوح در لحن و محتوا با مواضع قبلی او تغییر کرده و تمام ضمائر “ما”یی که 7 اصلاح طلب به کار برده بودند را با پرسش های تند از “شما و دوستانتان” جواب می داد، به نقد اعتراض های جنبش سبز پرداخته و آنگاه تمامی نقدهای اصلاح طلبان درباره شرایط اقتصادی و جهانی ایران را زیر سوال برد و گفت که همه چیز روبراه است. در مسایل اقتصادی و نظامی و جهانی اوضاع کاملا خوب است و سپس با انداختن دست دوستی 7 اصلاح طلب از دور گردنش، به صراحت گفت: “مردم ما در انتخابات 84 و 88 اشتباه نکردند. اگر شما مردم روستاها و شهر های کوچک را مردم بدانید و آرائ آنها را در دفتر مردمسالاری کشور ثبت کنید، خواهید دید که مردم به ویژه محرومین و مستضعفان پشتیبان این کشور هستند و طی سالهای گذشته، شکاف سیاسی دولت و ملت و نیز شکاف طبقات کمتر شده اشت و این با تصویری که شما از انقلاب و مردم دارید مغایر است.” اصلاح طلبان امتیازی که برای تفکیک بین جناح راست سنتی با جریان دولت داده بودند، رد شد و عسگر اولادی تصمیم گرفت در برابر اصلاح طلبان، در کنار دولتی ها بماند.

 او نوشت: “مشکلات و اشتباهات را هرچه قدر هم بزرگ کنید نمی توانید مثل پرده ای بزرگ پیشرفتهای کشور را بپوشاند، این پیشرفتها به چشم می آید. اگر هم کسانی بخواهند نادیده بگیرند مردم آن را نادیده نمی گیرندو در آراء بعدی خود در انتخابات ریاست جمهوری این داوری را در نوع چینش آراء نشان خواهند داد. مطمئن باشید ایران هیچگاه در صد سال اخیر به اندازه امروز نیرومند نبوده است و جمهوری اسلامی ایران هیچگاه به اندازه امروز مقتدر نبوده است.”

 و در پایان این رجز را در برابر نام بردن اصلاح طلبان از خاتمی و هاشمی و ناطق نوری، خواند: “در شرایط طلیعه انتخابات هستیم و شخصیت هایی که نام بردید مورد احترام هستند اما برای اینکه قدرت بالفعل و واقعی آنان در چارچوب موازین قانونی به جامعه عرضه شود لازمه آن ارائه طرح و برنامه به مردم و دفاع از آن می باشد و مردم هستند که تعیین کننده می باشند.” رجزی که هرچند ظاهر تندی دارد، ولی محتوای مهمی دارد. عسگر اولادی آماده رقابتی جدی است، اما از حذق چیزی نمی گوید.

  نامه سوم هفت اصلاح طلب؛ آغاز پرسشگری متقابل

 پاسخ دوم عسگراولادی کاملا مشخص است که برخلاف انتظار 7 اصلاح طلب بوده. لذا از همان ابتدای نامه سوم از تعارفات کاسته و به نقدهای عسگر اولادی جواب دادند. ابتدای این نقدها هم اینکه چرا بازی را به جایی می بری که خود تنها بازیگر آن باشی؟ آنها درباره سوال عسگر اولادی که چرا به موضوعات مورد نظر او نپرداخته اند، نوشتند: “باید مانند قهرمانی كه جوانمردی را در رقابت برمی تابد وارد حریمی نشویم كه طرف مقابل را به ظاهر خلع سلاح كرده و باده پیروزی و مستی سركشیم. چه كه اساساٌ محور گفتگوی ما با شما برد وباخت نیست. نمی خواهیم چیزی را اثبات و حقی را پایمال نماییم.”

 آنها با تاکید بر اینکه ” اینكه باید پاسخ را تنها با آری یا نه بدهی! این برای ما و شما زیبنده نیست”، افزودند: روشن است آن كه می گوید به اجرای بدون تنازل قانون اساسی پایبند هستم به ولایت فقیه نیز كه یكی از اركان این قانون است پایبندی دارد.اما اگر مدل وزن كشی و محاسبات عدد و رقمی درمیان آید چگونه می توان صحت ادعاها را باور كرد.كدامیك به نظر شما پایبندی و تعهد بیشتری به قانون اساسی دارند.آنكه ادعای ولایتش گوش فلك را كر كرده بود و از هر ابزار غیراخلاقی برای حذف رقیبش سود برده و می برد یا آنكه به احترام حكم حكومتی جور مخالفت برخی از همفكرانش در مجلس ششم را به جان خریده بود؟ آنكه در مقام ریاست جمهوری علیرغم عدم اعتقاد به برگزاری انتخابات هفتم مجلس شورای اسلامی تن به خواست رهبری داد یا آن كه به بهانه مخالفت با ابقای وزیرش یازده روز به حالت قهر در خانه نشست؟

 تا اینجای کار این 7 اصلاح طلب نشان دادند که اگرچه عسگراولادی حاضر نشد از کنار احمدی نژاد و دولتش در برابر اصلاح طلبان کنار برود، اما آنها آمادگی کوتاه آمدن بیشتری دارند و نشانه اش، فکت آوردن از مجلس ششم و مخالفت آنها با برخی اصلاح طلبانی که مخالف با حکم جکومتی بودند و دیگری موافقت این 7 نفر با شرکت در انتخابات مجلس هفتم علی رغم عدم شرکت طیفی از اصلاح طلبان نزدیک به جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب است. در واقع آنها می گفتند کمی ما از آن سر طیفمان زدیم و کمی هم قرار بود شما بزنی!

 7 اصلاح طلب با بیان سوابق خود در تبعیت از ولایت فقیه، ابراز داشتند: “ما به قانون اساسی پایبندیم و ولایت فقیه بخشی از این قانون است.تلقی ما این است كه دیگر بخشهای قانون اساسی هم به همین اندازه دارای اهمیت هستند.حال از شما می پرسیم چرا شما و دوستانتان آنقدر كه به برخی اركان قانون اساسی تاكید دارید به بخش های دیگر از جمله مواد مربوط به حقوق ملت و موادی كه مسئولیت های مربوط به حاكمیت در برابر ملت را تاكید می كند پافشاری نمی كنید؟ آیا همانگونه كه برخی از همفكران شما در تلاشند تا با روشی نادرست و رندانه امكان گفتگو و فعالیت از ما و دوستانمان را با انگ ضدولایت فقیه بگیرند، شایسته است ما هم شما و آنها را ناقضین و مخالفین حقوق ملت بدانیم؟ “

 7 اصلاح طبب، با تاکید بر روح قانون اساسی که در آن رای ملت برای هر منصبی، به صورت مستقیم و غیرمستقیم تاثیرگذار است، به نقد تندروی های گذشته در هر دو جناح، بدون تعیین مصادیق آن پرداختند. آنها نوشتند: ” اینك تمركز ما بر گذشته نیست. باید تنها از گذشته پلی به سوی آینده زد و از خطاها و سوء تدبیرها اجتناب كرد.مثلاٌ از شما كه عضو باسابقه هیئت منصفه مطبوعات هستید می پرسیم.آیا در سالگرد انقلاب اسلامی نحوه برخورد با تعدادی از روزنامه نگارمان و حمله شبانه به مطبوعات اصلاح طلب كاری سنجیده و خردمندانه است یا تحمیل هزینه ای گزاف به ساحت نظام و ارزشهای انقلاب اسلامی در باب آزادی بیان و آزادی حق تبادل اطلاعات.”

 این 7 اصلاح طلب که اغلب آنها برخلاف مخاطب خود که وزنه نسبتا سنگینی در جناح حاکم نعریف می شود، کمتر نیروی محوری در بین اصلاح طلبان دارند، پس از عبور نسبی از برخی دوستان اصلاح طلبشان در طیف هایی مانند جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب، درباره اعتراضات مردمی در سال 88 هم در ابتدا این گونه گفتند: “رفتارهای خارج از عرف و اردوكشی های خیابانی پسندیده نبوده و نیست. بی تردید در انتخابات ۸۸ رفتارهایی بروز كرده كه چندان قابل دفاع نیست”، اما در میانه ای که تلاش بر ایستادن بر آن داشتند، این سوآل را نیز به میان کشیدند: “آنچه در كهریزك با فرزندان مردم روا داشته شد درست بود؟ رفتار و حمله وحشیانه برای بار دوم به كوی دانشگاه زیبنده بود؟ جالب است كه به معلول ها اشاره دارید اما یا عامداٌ یا سهواٌ چشمان خود را بر علل اصلی بروز بحران می بندید.البته ما وضعیت شما را درك می كنیم و از محدودیتهای شما باخبریم.”

این 7 تن اما در فراز بعد کمی گام به پیش نهادند: “بر اساس ماده ۲۷ قانون اساسی شركت در تجمعات مسالت آمیز بدون اخذ مجوز آزاد است. آیا به قول مسئولان انتخابات، آن ۱۴ میلیونی كه به مهندس موسوی رای داده بودند حق هیچگونه اعتراض مسالمت آمیزی نداشتند؟ آیا راهپیمایی باشكوه و مدنی مردم تهران كه به گواه شاهدان بیش از ۳ میلیون نفر در آن با كمال آرامش شركت كردند، كاری خلاف مصالح نظام بود؟ در راهپیمایی مذكور حتی یك نفر شعار نداد.هیچ اعتراضی جز در قالب سكوت صورت نگرفت.مردم ایران بلوغ و نجابت خود را در آن اعتراض بزرگ نشان دادند.اما طرف مقابل چه كرد؟ آیا از خود تا حال پرسیده اید كه رفتار صدا و سیما در آن بحران چگونه بوده است؟ رفتار نهادهای نظامی و امنیتی چگونه بوده است؟ همانگونه كه تظاهرات بعدی و آشوب ها و درگیری های متعاقب آن مسئولیت زا است، در پاسخ به سوال شما باید گفت، برخوردهای خشونت آمیز با مردم در خیابان نیز تحت هر عنوانی نیز مذموم و محكوم است. شما كه به شایستگی از حكومت دینی سخن گفته اید، برخی رفتارها را مقایسه كنید با رفتار امام ما در شنیدن خبر تعرض به خلخال زنی یهودی در شهر انبار!

 آنها افزودند: “چرا نمی خواهید بپذیرید كه موضع گیری نهادهای مجری و ناظر انتخابات در سال ۸۸ موجب بروز ابهاماتی گردید. چه لزومی داشت كه با همه حمایتهایی كه از رئیس جمهور صورت می گرفت، مقاماتی كه مسئولیتشان در انتخابات ایجاب می كرد كه بیطرفی خود را حفظ نمایند وارد این كارزار شوند؟ مثلاٌ واجب بود كه برخی از اعضاء شورای نگهبان به نفع یك كاندیدا سخنرانی نماید؟ آیا در این كشور سخنرانان و حامیان دیگری وجود نداشتند؟”

 آنها که پس از پاسخ جدی عسگر اولادی در نامه دوم کمی از موضع تعارف خارج شده بودند، این گونه ادامه دادند: “ما در برابر برخی بی قانونی ها سكوت كردیم. اما شما چرا در برابر واژه خس و خاشاك سكوت كردید؟ آیا آن ۱۴ میلیون شایسته این بی احترامی بودند؟ ما در برخی موارد درست عمل نكردیم. اما شما در برابر وجدان خود پاسخ دهید آن مظلومانی كه هزینه های سنگین دادند و اراده ای هم برای دفاع از حقوقشان وجود نداشت باید چه می كردند؟”

 آنها در برابر حرف عحیبی که عسگر اولادی درباره اقبال مردم به اصولگرایان گفته بود، اظهار داشتند: “به نكته جالبی اشاره داشتید. اینكه در این ۱۰ سال اقبال مردمی به اصول گرایان شده است.و اصلاح طلبان ظرفیت پذیرش این امر را نداشته اند.شما را انسان با اخلاقی می شناسیم. واقعاً به این سخنان باور دارید؟ اینكه در این ۱۰ سال اقبال مردمی با شما و همفكرانتان بوده؟ اصول گرایان در ۱۰ سال اخیر همواره در انتخاباتی بدون رقیب مسابقه داده اند. از انتخابات هفتم مجلس به این سو همواره اصلاح طلبان را رد صلاحیت كرده اند. اینك كه با شما سخن می گوییم بخش زیادی از دوستان ما در زندان هستند. فضا برای هرگونه فعالیت سیاسی روز به روز محدودتر می شود.به این می گویید اقبال مردمی؟”

 آنها در برابر رجز پایان نامه عسگراولادی، نوشتند: “با تمام تنگناها و محدودیتها در همین انتخابات پیش روی ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا، اگر امكان حضور اصلاح طلبان را با شرایط عادلانه فراهم شود. آنگاه پاسخ خود را خواهید یافت. اصول گرایان تنها در انتخابات شورای دوم شهرها كه با قهر مردم روبرو گردید و به پای صندوق ها رای نیامدند، توانستند با كسب یك دهم آرا در مقایسه با ادوار پیش، به صورت دمكراتیك برنده شوند. حتی در انتخابات ریاست جمهوری ۸۴ مجموع آراء ریخته شده به سبد اصلاح طلبان در مقایسه با مجموع سبد آرای اصول گرایان به طرز فاحشی بالاتر بود. اصول گرایان باید خوشحال بوده باشند كه آن موفقیت تنها به دلیل تنوع كاندیداهای اصلاح طلبان محقق شده بود. به هر حال اگر از این پایگاه اجتماعی اطمینان دارید، این گوی و این میدان.”

 آنها درباره اشارات عسگراولادی به پیشرفت های نظامی ایران، تصریح کردند: “آیا انقلاب اسلامی برای ورود به عرصه رقابت های نظامی پدید آمد؟ انقلاب برای این تحقق یافت تا بهره بهتری از مواهب دین اسلام وآزادی های سیاسی و مدنی و عدالت اجتماعی ببریم.شما نیك می دانید كه شاخص های قدرت در جهان تغییر كرده است.دیگر با نگاه به زرادخانه های یك كشور در باره قدرت آن داوری نمی كنند.”

 7 اصلاح طلب تصریح کردند: “ما باید كاری كنیم كه هركس گذرنامه ایرانی را می بیند به آن احترام گذارد. راه نیل به این مهم نیز جنجال آفرینی و غوغاسالاری نیست. امروز در امر اشتغال با فاجعه روبرو هستیم. نرخ تورم بر اساس شاخص های رسمی نزدیك سی درصد و بر اساس آمارهای واقعی بیش از این می باشد. بانكها در حال ورشكستگی هستند. شاخص فلاكت ركوردی بی سابقه زده است.”

 آنها در عباراتی معنی دار اظهار داشتند: “اما شگفت انگیز است كه اجازه دهیم دروغی بزرگ و روشن – از فرط تكرار- به عنوان حقیقت، حتی در نظر بزرگوارانی چون شما جا بیفتد. هر اقتصاددانی می داند كه تورم یك ضربه بزرگ دولت ها به فرودست ترین و محرومترین اقشار هر كشور است.به نظر جنابعالی آیا این درست است كه شبانه از جیب محرومان برداریم و بامدادان با دمیدن در بوق و كرنا و با اهداف انتخاباتی روشن، همان یا بخشی از آن را به عنوان عیدانه به خودشان بدهیم؟ آن هم در حالی كه تولید ثروت متوقف شده، چراغ اشتغال،رو به افول است بهره وری واژه ای است فراموش شده…..؟ با این همه با این نظر شما موافقیم كه در دوران دولت فعلی فاصله طبقاتی كمتر شده است.تفسیر ما از این سخنان چنین است.این دولت دست به هدم كامل طبقه متوسط زده و با گسترش فقر، طبقه متوسط را به طبقه پایین نزدیك كرده است.در حالی كه باید عكس این امر اتفاق می افتاد. حال با یك روش ساختاری برای گسترش فقر برای همه آحاد جامعه روبرو گشته ایم. با این همه بر این باوریم كه شما وضعیت را بهتر می دانید اما معذوریت های شما نیز قابل درك است!”

 آنها با اشاره به اهمیت انتخابات آتی ریاست جمهوری برای اصلاح برحی رویه ها، گفتند: “دولتی برآمده از انتخاباتی همه گیر و سالم می تواند با پشتوانه قوی به مذاكره با قدرت های خارجی برای حفاظت و حضانت از منافع ایران اسلامی در تمامی حوزه ها بپردازد.”

خاتمه نامه آنها یادآوری وجوه مثبت مواضع اخیر عسگر اولادی بود: “دولتی برآمده از انتخاباتی همه گیر و سالم می تواند با پشتوانه قوی به مذاكره با قدرت های خارجی برای حفاظت و حضانت از منافع ایران اسلامی در تمامی حوزه ها بپردازد.”

7 اصلاح طلبی که مکاتبه با حبیب الله عسگراولادی را آغاز کرده اند، شامل ابراهيم اصغرزاده- الياس حضرتي- جواد حق‌شناس- سعيد ليلاز- رضا نوروززاده- مسعود سلطاني‌فر- اسماعيل دوستی می شوند.


2 پاسخ به “گزارش کلمه از مکاتبات عسگراولادی با هفت اصلاح طلب: سیر تدریجی پیام های دوستی به پرسش های جدی”

  1. عبدا... گفت:

    حضرت امام خمينی (ره) فرمودند: ميزان رای مردم است و هر كس كه بخواهد در هر پست و مقامی ، اراده خود را بر اراده ملت تحميل كند مخالف اين سخن بوده و محكوم به شكست است

  2. Ferdousi100 گفت:

    تصادفا این اصطلاح استاد در فراموشخانه های امپراطوری مرسوم بوده است!