پیشنهاد استفاده از خط رومیایی به جای فارسی/ خط فارسی با قرن بیستویکم سازگاری ندارد
چکیده :او مدعی شد: ما میتوانیم پیشبینی کنیم که اگر قرار است بچهها از خط رومیایی استفاده کنند، حداقل یک هماهنگی بینشان باشد. ما میتوانیم در این مسیرها جلو برویم و میتوانیم هم بگوییم نه، خطمان باید حتما همین خط عربی باشد. در این صورت، همین است که...
وروش صفوی زبان شناس بر این باور است که راه حلی برای مشکلات خط کنونی فارسی وجود ندارد، و پیشنهاد استفاده از خط رومیایی را مطرح میکند.
استاد زبانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی و نایبرییس انجمن زبانشناسی ایران در گفتوگویی با ایسنا دربارهی خط فارسی و مسائل آن دربارهی خط کنونی فارسی گفت: ما در اصل از «خط» عربی استفاده میکنیم و «نظام نوشتاری» فارسی داریم؛ یعنی خط عربی را گرفتهایم و برای اینکه بتوانیم فارسی را با آن بنویسیم، تغییراتی در آن ایجاد کردهایم. یکی از عمدهترین تغییراتی که در همان قرنهای اولیهی بعد از اسلام اتفاق افتاده، «اِعراب» و «اِعجام» است. سابقهی اِعراب به ابوالاسود دوئَلی برمیگردد که میگویند فتحه و ضمه و کسره اختراع اوست.
وی می افزاید: این شخص روی نظام نوشتاری کار و خط آرامی اولیه را مقداری تصحیح کرده است. اِعجام هم از روی لغتش که به «عجم» برمیگردد، احتمالا کار ایرانیها بوده؛ نقطهگذاریهای حروف را ایرانیها انجام دادهاند. سابقهی خطی که ما امروز آن را عربی مینامیم، به سالها پیش برمیگردد، در دورهی هخامنشیان و بعد مأخوذ از آن، در دورهی اشکانیان و ساسانیان از این خط استفاده میشده است. پس از نظر سابقهی تاریخی، این خط به عربی ربطی ندارد و برحسب قرارداد به آن میگوییم عربی.
این استاد دانشگاه در ادامه ادعا کرد: اگر بخواهیم بگوییم خط عربی خط مسلمانان است، باید دانست که دوسوم از مجموع مسلمانان دنیا از این خط استفاده نمیکنند. از بین کل جمعیت مسلمان دنیا، بهجز «اَعراب مستعربه» مثل اَعراب نواحی بینالنهرین، مصریها و لیبیاییها که در آغاز عرب نبودهاند و بعدا عرب شدهاند، از این خط عربی فقط در ایران، پاکستان و افغانستان استفاده میشود، سایر مسلمانان دنیا مثلا در مالزی، اندونزی، ترکیه، کشورهای تازه استقلالیافتهی آسیای مرکزی و مجموعهی وسیع مسلمانان آمریکا و اروپا، هیچکدام از خط عربی استفاده نمیکنند؛ پس خط عربی نه به «عرب» و نه به اسلام ربطی ندارد.
او سپس دربارهی کسانی که عملکرد فرهنگستان زبان و ادب فارسی را مورد تمسخر قرار میدهند، گفت: به عنوان مثال، چون هنوز به من نگفتهاند که عضو فرهنگستان بشوم، فکر میکنم که مسخره بکنم و بگویم اینها رفتهاند و نشستهاند آنجا «کشلقمه» بسازند و از این حرفهای بیخود بزنم. اتفاقا فرهنگستان یکی از جاهایی است که اعضایش را خیلی دقیق انتخاب کرده است و اعضای آن در کارشان وارد هستند. من نمیتوانم بگویم که مثلا آقای دکتر ثمره زبانشناسی بلد نیست؛ چون آن موقع که من نمیدانستم زبانشناسی چیست، آن را از دکتر ثمره یاد گرفتم.
صفوی اظهار کرد: هیچ مشکلی از این بابت نداریم که بگوییم اگر این خط دست بخورد، چه اتفاقی در فرهنگ و تمدن ما میافتد. نه، این خط از دورهی هخامنشیان تا به حال که بوده، هیچ ربطی به هویت تاریخی نداشته و ندارد. در خیلی از جاهای دنیا هم نمونههایی را میبینیم؛ مثلا ترکیه اصلا خط عربی را برداشت و خط رومیایی را به جای آن گذاشت و فکر نمیکنم به هویت تاریخیاش لطمه خورده باشد. متخصصانی هم که باید به سراغ نوشتههای دورهای که خط عربی استفاده میشد، بروند، آن خط را یاد میگیرند. این که مشکلی نیست.
او همچنین گفت: اگر بخواهیم به سراغ تصحیح این خط برویم و روی نظام نوشتاری کار کنیم و مثلا بگوییم از بین «ز»، «ذ»، «ظ» و «ض»، آن را که اول به ذهنمان میرسد و کاربردش بیشتر از بقیه است؛ یعنی «ز» را بگیریم و مابقی را به آن تبدیل کنیم و در مورد «ت» و «ط» یا «س»، «ص»، «ث» و همهی موارد اینچنینی هم همه را به یک مورد تبدیل کنیم، این کار مقداری در تصحیح خط کارآیی دارد، اما مشکلی را حل نمیکند. مشکل سر این است که این تصحیحات را هم که انجام بدهیم، باز مشکلات جدید به وجود میآید؛ یعنی بهعنوان مثال «صابون» را با «سین» مینویسی و مردم بعد از مدتی میفهمند و یاد میگیرند که باید آن را چگونه بنویسند. اما به هر حال همین کار را هم که بکنی، باز خواندن نوشتههای کهن مشکل میشود.
صفوی ادامه داد: آنها که فکر میکنند با تغییر خط دیگر نمیتوانند «شاهنامه»ی فردوسی و دیوان خواجهی شیراز را به خط خودش بخوانند، این نگرانی با تصحیح خط هم پیش میآید. بنابراین این کار را هم در رسمالخط نمیکنند؛ میآیند به سراغ مواردی مثل اینکه در ترکیب «خانه علی» یک شش کوچک بالای «ه» بگذاریم یا یک «ی» بزرگ بنویسیم. عدهای میگویند با «ی» بزرگ بنویسیم، عدهای میگویند این «ی» بزرگ اصلا بیخود است. بعد دعوا میشود و در نهایت هم ولش میکنند. بنابراین اعتقاد من بر این است که ما هرقدر روی رسمالخط کار کنیم، هیچ دردی که دوا نمیشود هیچ، مقداری هم کارهایی میکنیم که هزینهاش به درد نتیجهی کار نمیخورد.
او در ادامه مدعی شد: اگر بخواهی دقیق به سراغ این موضوع بروی، اولین کاری که باید بکنی، این است که خط را عوض کنی. چون اصلا خطی است که با قرن بیستویکم سازگاری ندارد. این مشکلی است که ما با خطمان داریم.
این استاد دانشگاه سپس اظهار کرد: یکی از امکانات این است که از خط رومیایی استفاده کنیم، اگر ما هم استفاده هم نکنیم، نسل بعد از ما در حال استفاده از خط رومیایی است؛ یعنی دیگر جوری نیست که من بتوانم جلویش را بگیرم. یک بچهی ۱۶ ساله در طول روز پنج خط به فارسی نمینویسد، اما در پیامک و کامپیوتر، 300 خط به رومیایی تایپ میکند. این خط خودش آرام آرام دارد جا میافتد؛ بنابراین اگر ما پیشبینی میکنیم که نسل بعدمان مسیر دیگری را جلو میرود، حداقل ما این مسیر را برایش درست کنیم. یعنی الآن که در استفاده از خط رومیایی، هیچ نوع هماهنگیای بین بچهها نیست، هرکس هرجور که دلش میخواهد، مینویسد. «او» را یکی با «u» مینویسد، یکی با «oo» و… .
او مدعی شد: ما میتوانیم پیشبینی کنیم که اگر قرار است بچهها از خط رومیایی استفاده کنند، حداقل یک هماهنگی بینشان باشد. ما میتوانیم در این مسیرها جلو برویم و میتوانیم هم بگوییم نه، خطمان باید حتما همین خط عربی باشد. در این صورت، همین است که هست.














اون موقه چه جوری شاهنامه یا دیگر آثار ادبیاتی را بخونیم پروفسور . اصلا چه ربطی به قرن 21 داره همه چیو با هم قاطی میکنید اگه ایجوریه اول از همه چینی ها و ژاپنی ها باید برن خط شون رو عوض کنن . مانع اصلی پیشرفت کشور آموزش و پرورش ناکارآمد آموزش عالی بی ثمر فضای بسته ی سیاسی و اقتصادی اقتصاد غیر شفاف و فساد پذیر و یکسری فرهنگ غلط جا افتاده در جامعه است. استاد لطفا برای مطرح کردن نام حقیرت بین رسانه ها و مردم از تاریخ وفرهنگ سالیان گذشته ی این ملت مایه نذار که دیگه تنها چیزی که واسمون مونده همین هاست
دکتر کورش صفوی با سواد بوده و به قدر کافی مطرح است. در دوره های فوق لیسانس و دکتری شاگرد او بوده ام. به دغدغه هایش باید احترام گذارد. مملکت متخصص تربیت کرده که نادیده اش بگیرد؟
من هیچ چیزی از زبان شناسی نمی دونم، ولی چرا ایشون نمیگه بجای تغییر نوشتار امکانات بیشتری فراهم بشه که تو کامپیوتر و موبایل مطالب با خط فارسی نوشته بشوند؟
با سپاس از انعکاس چنین دیدگاههای ارزشمندی که نشان می دهد در این وانفسای معضلات چند بعدی کشور توجه به سایر امور نیز می شود. به نظر میرسد با توجه به متفاوت نوشته شدن چند حرف مانند ث،ص،س یا ز،ض،ظ، و … که یکسان تلفظ می شوند و اینکه این امر در عمل فلسفه وضع نشانگان نوشتاری را نقض می کند نظام الفبایی موجود نارساست. علاوه بر این بر خلاف الفبای رومیایی الفبای رایج بکار گرفته شده در زبان فارسی صداها را نمایش نمی دهد که این امر موجب می گردد نوآموز زبان فارسی در مواردی بین چهار صدای متفاوت ضمه، فتحه، کسره و سکون به گمان متوسل شود که نقص عمده ای است.
شاید بخشی از نگرانی مخالفان تغییر الفبا آسیب دیدن قابلیت ارتباط کاربران الفبای جدید با متون قدیم و بویژه متون مذهبی باشد. اگر چه این نگرانی بجاست اما بیاد داشته باشیم که اولا الفبای موجود در طول تاریخ بدون تغییر باقی نمانده و متون قدیم به سرعت با تغییرات هماهنگ شده و نسخه های جدیدی از آنها در دسترس قرار گرفته است و ثانیا صرف آشنا بودن با الفبای عربی به معنی دانستن زبان عربی به عنوان زبان متون مقدس نیست و حتی صرفه جویی چندانی هم در آموختن زبان عربی نمی کند زیرا همانند سایر زبانها آشنایی با الفبا امری کاملا مقدماتی است مه زحمت بیش از جند ساعت وقت می برد. وقت عمده مصروف یادگیری قواعد دستوری زبان است که عربی و فارسی اشتراکی ندارند. به عنوان مثال در عربی ضمایر و افعال به جز مونث و مذکر مثنی نیز دارند که این امر در زبان فارسی نیست. به عنوان کسی که به زبانهای عربی و انگلیسی آشنایی دارم زبان انگلیسی را درقواعد دستوری نزدیکتر به فارسی یافتم اگر چه تفاوتها همچنان قابل توجه است.
به امید آنکه بتوانیم به هر پیشنهاد اصلاحی بدون تعصب و پیش داوری و با نگاه ارتقاء توانمندیهای جامعه و افزایش بهره وری بنگریم
آیا هر چه ربطی به عربی داشته باشد بد است؟ این تعصب نیست؟ آن هم در چند هزار سال پیش مربوط باشد! یکی از محورهای اصلی هویت، زبان است. خط از زبان جدا نیست. زبان فارسی ریشه پیوند همه اقوام ایرانی است. با نابودی آن، انتظار نداشته باشید چیزی از فرهنگ باقی بماند. اثر هنری بله خواهیم داشت، اما در موزه و کتابخانه (مثل ترکیه یا تاجیکستان). اما مردم بیشتر از امروز پیرو کورکورانه ی تمدن مدرن خواهند شد.