شاگرد مصباح یزدی: سیدحسن خمینی اقبال مردمی ندارد، فتنه گران با آب زمزم هم پاک نمی شوند
چکیده :روانبخش و همفکرانش که طی سه دهه انقلاب اسلامی دارای کوچکترین سابقه ای در معماری نظام جمهوری اسلامی نیستند و برای ریاست جمهوری خیز بلندی برداشته اند، از تجربه خود و دوستانش سخنی نمی گوید....
کلمه- گروه خبر: قاسم روانبخش، عضو هیات علمی موسسه آموزشی، پژوهشی امام خمینی (ره) و از شاگردان مصباح یزدی هم برای اصلاح طلبان نسخه پیچیده و هم مدعی است که سیدحسن خمینی از اقبال مردمی برخوردار نیست!
حامی سرسخت احمدی نژاد در انتخابات پیشین می گوید که سیدحسن خمینی نه تجربه اجرایی داشت و نه با اقبال مردمی مواجه میشود!
روانبخش و همفکرانش که طی سه دهه انقلاب اسلامی دارای کوچکترین سابقه ای در معماری نظام جمهوری اسلامی نیستند و برای ریاست جمهوری خیز بلندی برداشته اند، از تجربه خود و دوستانش سخنی نمی گوید.
او درباره تلاش اصلاحطلبان برای کاندیداتوری خاتمی مدعی است: این کار نشانه به بنبست رسیدن گفتمان اصلاحطلبان است.
به گزارش کلمه از گفت و گوی این شاگرد مصباح با هفته نامه مثلث، دبیر سیاسی نشریه پرتو همچنین معتقد است: اگر بخواهد در صحنه سیاسی کشور حضور داشته باشند در این انتخابات نباید به پیروزی بیندیشند، بلکه فقط باید حضور داشته باشند و به نوعی وارد نظام شوند و در چارچوب نظام باشند تا در چند سال دیگر با یک شگرد و تاکتیک دیگر بتوانند برای کسب قدرت برنامهریزی کنند و وارد صحنه رقابت شوند.
شاگرد مصباح در ادامه مدعی شده است: جریان اصلاحات از مشوقین ایشان بود و تلاش میکرد وی را به صحنه بیاورد، چون اصلاحطلبان در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری دستشان خالی است، طیف وسیعی از این جریان با فتنه سال 88 گره خورده و امروز تعداد کمی از اینها کمتر پیدا میشوند که مرز روشن و شفافی با فتنه دارند؛ اکثر فتنه آفرینان، ساکتین یا حامیان فتنه هستند که هماکنون یا به خارج از کشور فرار کردند یا دستگیر و محکوم شدند و در حال گذراندن دوران محکومیت هستند. بنابراین یک اصلاحطلب سالم و رایآور که بتواند در انتخابات یازدهم بیاید و دیگران زیر پرچمش حرکت کنند، وجود ندارد.
وی اظهار نظر کرده است که سیدحسن خمینی میداند پست ریاست جمهوری تجربه بالای اجرایی میخواهد و از این تجربه را ندارد و دوم اینکه مردم هم به ایشان اقبالی ندارند، چون جریان فتنه را محکوم نکرد و عکسالعملی هم که مردم به سیدحسن آقای خمینی در حرم امام (ره) داشتند مشت نمونه خروار است و از صندوق آرا هم چنین نتیجهای بیرون میآید. من فکر میکنم فتنهگران به قدری آلوده شدند که با آب زمزم تمیز نمیشوند و هرکس به نحوی چه حضوری، حمایتی یا رفاقتی با این فتنهگران بوده، مردم به وی نگاه منفی دارند. بنابراین به نظر میرسد که سیدحسن آقای خمینی کار عاقلانهای کرده که صریح گفت نامزد ریاست جمهوری نمیشوم. این کاش رسما میآمد عملکرد فتنهگران را محکوم میکرد تا نگاه مردم در قبال وی اصلاح شود.
روانبخش نمی گوید این مردمی که او از آنها سخن می گوید چه کسانی هستند، آیا فرقه محدود آنان که با تسلط به مصدرهای امنیتی و اطلاعاتی تخریب چهره های انقلابی را به عهده گرفته اند، مردمی هستند که او از آنها یاد می کند یا لباس شخصی هایی که در مناسبت های مختلف به بیوت و دفاتر علما حمله می کنند بطوری که حتی حسینیه جماران و بیت امام نیز از آسیب آنان مصون نمی ماند؟
وی که خود را مجاز می داند در هر زمینه ای اظهار نظر کند، می گوید: اصلاح طلبان تلاش دارند، سیدحسن آقای خمینی وارد عرصه انتخابات ریاست جمهوری شود تا بتوانند از آبرو و حیثیت امام (ره) و خانواده ایشان مایه بگذارند – بالاخره مردم به بیت امام (ره) علاقه دارند – شاید از این طریق رای جمعکننده به نظرم تحلیلشان این است،
روانبخش در ادامه افزود: اصلاحطلبان در این انتخابات دچار یک بحران و بنبست کامل سیاسی شدند و طرح دوباره نام آقای خاتمی موید همین مساله است،چون این جریان که یک روز شعار جوانگرایی میداد بعد از گذاشت 16 سال نتوانستند یک نیروی موثر، کارآمد و جوان تربیت کند تا وی اصلاحطلبان را به قدرت برگرداند. مردم دو بار آقای خاتمی را در سالهای 76 و 80 آزمایش کردند و وی در طول 8 سال ریاست جمهوری فرصت داشت که طرحها، ایدهها و برنامههای خود را عملیاتی کند و الان دیگر حرف جدیدی برای گفتن ندارد؛ اینکه اصلاحطلبان در صددند فردی با 70 سال سن که 16 سال پیش رئیسجمهور شد را دوباره به صحنه برگردانند حکایت از شکست این گفتمان دارد.
شاگرد مصباح یزدی همچنین با تکرار سناریوهای دوستان سعید امامی می افزاید: این مباحث فارغ از نقش آفرینی خاتمی در جریان فتنه باید توجه کرد. خاتمی مشوق سران فتنه مثل موسوی بود و شال سبز به گردن وی انداخت و سال 88 حرفهای تحریکآمیز مطرح کرد، به فرض هم که شورای نگهبان او را تایید کند بعید است وی بتواند اصلاحطلبان را در انتخابات لیدری کند چون همین اصلاحطلبان در سالهای 80 تا 82 بحث پیاده کردن خاتمی از قطار اصلاحات را مطرح کردند و میگفتند خاتمی توانایی پیگیری مطالبات آنها را ندارد، حالا چطور میخواهند دوباره کنترل و راهبری قطار را به دست او بسپارند. این نشانه ناتوانی و بهبست رسیدن گفتمان اصلاحطلبی است. البته برخی طیفهای اصلاحطلب نیز به سراغ افرادی رفتند که توانایی و قدرت لازم را برای جذب آرا ندارند.














..
در شرایطی که سیاسیون دم از وفاق و پایان مناقشه می زنند این آقای مصباح و شاگردانش بر کوره ی جنگ و نفاق می دمند و از مقام رهبری هم جلوتر حرکت می کنند.
مصداق کاسه های داغتر از آش هستند . فتنه گر اصلی همین مصباحیه هستند..
اینها در ظاهر خود را ذوب شده در رهبری جلوه می دهند. اما در حقیقت سعی می کنند با گمراه کردن رهبری و چاپلوسی و خوش رقصی توجه او را به خود جلب کنند و برای خود راه نفوذی در حکومت بیابند.
کاملا روشن است که حکومت اگر تا قبل از انتخابات این شخص مفسد و فرقه اش را بر جای خود ننشاند با تحریکاتی که خواهند کرد فتنه عظیمی برپا می کنند و عاقبت صدمات سنگینی را بر نظام و رهبری وارد خواهند آورد.
نوه امام خمینی اقبال عمومی ندارد. اما آقای مصباح این سردسته خوارج اقبال عمومی دارد.
“این جریان که یک روز شعار جوانگرایی میداد بعد از گذاشت ۱۶ سال نتوانستند یک نیروی موثر، کارآمد و جوان تربیت کند تا وی اصلاحطلبان را به قدرت برگرداند.”
آدم از اعتماد بنفس اینا خندش میگیره.
چرا همه متوهمین شاگرد مصباح هستند؟ ولی خداییش خیلی خوبه که امثال روانبخش را به عنوان نمونه آزمایش های روانپزشکی انتخاب کنیم. اینها اصلا یه جور دیگه ن!! به جان خودم به درد تحقیقات می خورن. می شه وضعیت تروریسم در جهان و نوع اندیشه و استراتژی ها و تاکتیک هایشان را مورد مطالعه قرار داد.جایزه صلح می گیریم برای این تحقیقاتمون. از من گفتن!!!
فعلاکه آب داره سربالامیره
پاسخ به یاوه های این فرد را سالها قبل مرحوم امام خمینی در پیامی داده اند ،تو گوئی چنین روزهائی را که انقلاب اسلامی بدست نا اهلان خواهد افتاد را می دیدند آنجا که فرمودند:”من در میان شما باشم و یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش میکنم که نگذارید انقلاب بدست نا اهلان و نا محرمان بیفتد”.
صحیفه امام ج 21 ص 93 پیام به ملت ایران در سالگرد کشتار حجاج مکه و پذیرش قطعنامه 598
و امروز نا اهلان وارد حریم بیت آن یار سفر کرده شده اند.
خود گویی و خود خندی عجب چیز هنرمندی!
ایشان از قرار معلوم روان پریشند نه روانبخش. چند روز دیگه هم میفرمایند برای جلب اقبال عمومی اصلاح طلبان به دنبال کاندیداتوری مش مصباح هستن!
1) کلمه جان اینگونه اراجیف ، ارزش انتشار را ندارد ! تا چه رسد به پاسخ! اما بواسطه ی علاقه ای که به حضرت امام و یاران اصیلش دارم، چند نکته ای را ذکر میکنم! 2) آنچه برای ریاست جمهوری ، بر مبنای قانون ، ملاک و معیار است ، رجل سیاسی و مذهبی بودن است! نه سابقه ی کار اجرایی! البته سابقه ی اجرایی اگر از نوع مدیریتِ مهندس موسوی در دوران جنگ باشد ، مزید امتنان است! اما اگر از نوع اغتشاش احمدی نژاد باشد، همان بهتر که نباشد! باری اگر شخصی به مفهوم تدبیر در اندیشه و عمل ، سیاسی باشد و به مفهوم التزام به اصول اخلاقی ، مذهبی باشد، چه شخصی بهتر از سید حسن خمینی برای ریاست جمهوری! خاصه انکه به لحاظ خانوادگی ، سیاسی و مذهبی ، اصیل و ریشه دار است! لذا اظهارات امثال مصباح و شاگردان روان پریشش ، قبل از انکه ، نقادانه و کارشناسانه باشد، حسودانه و پلشت وار است! سیرت و صورت سید حسن خمینی و سید محمد خاتمی به شدت مورد حسادت است! شما اگر به این دو شخصیت نظر بیفکنید، تداعی کننده ی اسلام رحمانی و مدارا جویانه است! به عکس مصباح و همفکرانش که اگر مسلمانی متخلق ، از دری وارد خانه ی آنها شود، کافر شده ، از دری دیگر ، خارج خواهد شد! به راستی آنها نماد خشونت و بی اخلاقی اند! 3) اقای خاتمی نیز وقتی رئیس جمهور شدند، تجربه مدیریتی چندان سخت افزارانه را نداشتند! ایشان سابقا وزیر ارشاد و رئیس کتابخانه ی ملی و با مدیریت بیشتر نرم افزارانه بودند! اما دیدید که با به کار گیری سیاست به مفهوم تدبیر و با بهره گیری از مدیران و مشاوران توانمند، با تمام موانع و مضیقه ها ، چه توفیقاتی برجای نهادند! سیدحسن خمینی نیز با سابقه ی مدیریت موسسه ی گسترده ی نشر آثار امام و نیز تولیت مرقد امام و رابطه ی گسترده با طیفهای مختلف ، تجربه ی کمتری از خاتمیِ ماقبلِ ریاست جمهوری ، ندارند ! سید حسن خمینی مجتهدی است نو اندیش و امامی تحول یافته و مناسب این زمان!! 4) اقای روان پریش، در حالی ادعای فقدان نیرو در طیف اصلاح طلب میکنند که بهترین ، برجسته ترین و توانمندترین مدیران سی و اندی سالِ جمهوری اسلامی ، از میان اصلاح طلبانند! چرا خامنه ای وحشت زده و وحشی گونه ، بصورت فله ای ، اصلاح طلبان برجسته را که هر کدام در قامت ریاست جمهوریند، به زندان میفکند؟ به خاطر تجربه و مدیریت آنهاست! سابقا چرا با آقای کرباسچی،برخورد شد؟ به دلیل توانمندی و لیاقت در مدیریت! در میان اصلاح طلبان صدها مدیر لایق و جود دارد که میتوانند، کشور را با مدیریت صحیح ، به سر انجام نیک،برسانند! اگر امروز به اقای خاتمی و عزیزی دیگر مراجعه میشود، نه به خاطر فقدان نیرو، که به خاطر زیر تیغ گرفتن نیروهاست! خامنه ای به خاطر امیال نفسانیش، مدیریت را از کشور ستانده و فقط دارد انرا اداره میکند! انتصاب احمدی نژاد ، مدیریت است؟ اغتشاس است و رسوایی! امروز این حرف حضرت امام(ره) بیش از هر زمانی برجسته است که فرمودند: ” اینها (اقتدارنماهای حاکم فعلی = پنبه پهلوانها ) توانایی مدیریت یک نانوایی را نیز ندارند” !
“محمد امین” دمت گرم. میخواستم بنویسم. ولی هرچی جمله هاتو خوندم دیدم حرفای خودمه. دمت گرم.