اطلاعیه فرزندان موسوی و رهنورد: وضعیت پدر و مادر ما حبس نیست، آدم ربایی است
چکیده :فرزندان موسوی و رهنورد در اطلاعیه ای با اشاره به فضای مشوش و تند حاکم بر ملاقات ها و تماس ها، نسبت به سلامتی پدر و مادرشان ابراز نگرانی کردند. دختران موسوی خاطرنشان کرده اند که تنها مکالمه تلفنی دو ماه اخیر با پدر و مادرشان که در فضای عزای مرگ پدربزرگ صورت گرفته، به این شرط برگزار شده که درباره موضوعات سیاسی گفت و گو نشود! آنها دو سال حبس بی توضیح و غیر قانونی را به آدم ربایی تشبیه کرده و خواستار آزادی بدون شرط و فوری میرحسین و رهنورد شده اند....
فرزندان میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در اطلاعیه ای با تاکید بر بی اطلاعی مطلق خود از وضعیت پدر و مادرشان که از حدود دو سال قبل در بازداشت خانگی هستند، جزئیات آخرین اطلاعات موجود از موسوی و رهنورد را شرح دادند و با اشاره به فضای مشوش و تند حاکم بر ملاقات ها و تماس ها، نسبت به سلامتی آنها ابراز نگرانی کردند.
به گزارش کلمه، دختران موسوی در این اطلاعیه خاطرنشان کرده اند که تنها مکالمه تلفنی دو ماه اخیر با پدر و مادرشان که در فضای عزای مرگ پدربزرگ صورت گرفته، به این شرط برگزار شده که درباره موضوعات سیاسی گفت و گو نشود! آنها همچنین گفته اند که در زمان انتقال آنها به خانه مادربزرگ – که پس از درگذشت پدر خانم رهنورد صورت گرفته – ماموران با تعداد و حجم عجیب و بیش از حد داخل حیاط و خانه حضور داشته اند و لحظه ای فاصله خود را از والدینمان کم نمی کرده اند و عملا گفت و گوها را محدود و ناممکن می کرده اند.
فرزندان موسوی و رهنورد با یادآوری اینکه ملاقات مستمر و بدون شرط و محدودیت را حق خود می دانند، در آستانه شروع سومین سال حبس خانگی پدر و مادرشان، گفته اند که این حبس بی توضیح و غیر قانونی، بیشتر به آدم ربایی شباهت دارد. آنها خواستار آزادی بدون شرط و فوری میرحسین و رهنورد و پاسخگویی سیستم در مورد این دو سال حبس غیر قانونی شده اند.
متن کامل این اطلاعیه بدین شرح است:
به نام خدا
در پاسخ به سوالات مکرر دوستانه و مردمی در مورد وضعیت والدین زندانی مان باید بگوییم که آخرین اطلاع ما دختران مهندس میرحسین موسوی از وضع و سلامتی پدر و مادر، مربوط به بیش از دو ماه پیش است که آن هم تنها مطابق مشاهدات عینی خود ما بوده و چه پیش از آخرین ملاقات و چه پس از آن، تا کنون هیچ گونه مدرک پزشکی دربردارنده وضعیت سلامتی پدر و مادر به ما یا عزیزان محبوسمان، ارائه نشده است. این در حالی است که در آخرین دیدار نیز وضعیت جسمی پدر و مادرمان چندان مناسب نبوده و با توجه به بحران های مکرر ایجاد شده توسط ماموران و فضای مشوش و تند حاکم در جلسات ملاقات، به خصوص در آخرین آنها که منجر به قطع کامل ارتباط ما شد و با توجه به نوسان فشار خون پدر و بیماری قلبی او، واقعیت بهبودی و سلامتی آنها همواره موجب نگرانی ما بوده است.
علاوه بر این ما در طول دو ماه اخیر هیچ تماس و ملاقات و حتی گفت و گویی با ایشان نداشته ایم و حتی صدای آنها را جز یک مورد مکالمه محدود تلفنی نشنیده ایم، که آن هم در حضور و فشار مامورانی بوده است که پس از این همه وقت بی خبری مطلق، همان مکالمه را هم در فضای عزای مرگ پدربزرگ مشروط به عدم گفت و گو درباره موضوعات سیاسی کردند. بنابراین دانسته های ما تنها محدود به روایت دو نفر از اقوام است که در هنگام آوردن آنها به خانه مادربزرگ با تعداد و حجم عجیب و بیش از حد ماموران به داخل حیاط و خانه به صورت اتفاقی در آنجا حضور داشته اند و در حضور همان عده زیاد زندانبان زن و مرد که لحظه ای فاصله خود را از والدینمان کم نمی کرده اند و عملا گفت و گوها را محدود و ناممکن می کرده اند، آنها را دیده اند. مادرمان در تماسی تلفنی به مادربزرگ گفته است که زندان بان ها یا سیستم و جریانی که بی دلیل پدر و مادر ما را زندانی کرده است، حتی اجازه نمی دهد که ما سه خواهر با پدر و مادرمان تماس، گفت و گو و ملاقات داشته باشیم. گویا حق طبیعی، قانونی و شرعی تماس ما با والدین دربندمان باعث تشویش و ترس آنها شده است.
و در آخر و از اینها مهمتر اینکه ما اگرچه مطلع بودن از وضعیت و ملاقات مستمر و بدون محدودیت و بدون شرط و پیش شرط و تهدید با آنها را حق طبیعی و قانونی خود می دانیم که از آن بازداشته شده ایم، اما خواستمان در آستانه شروع سومین سال حبس بی توضیح و غیر قانونی آنها که بیشتر به آدم ربایی شباهت دارد، آزادی بدون شرط و فوری پدر و مادر و نیز پاسخگویی در مورد این دو سال حبس غیر قانونی از طرف ارگانی که مرتکب چنین عملی شده و سیستمی است که مسئولیت این رفتار غیر قانونی خود را به عهده نگرفته و همچنین شفاف سازی وضعیت سلامت و معیشت این دو در دو سال حبس خارج از هرگونه چارچوب و قاعده داخلی و بین المللی است.














بنظرم اگر دست روی دست بگذاریم تا مثلا آقای هاشمی یا خاتمی یا دیگران برای آزادی عزیزان دربند کاری کنند نتیجه ای ندارد. از یک طرف در حال حاضر امکان یک فراخوان عمومی هم برای افرادی مثل ما که رسانه و تشکلی در اختیار نداریم فراهم نیست. پس چه باید کرد؟ مسلما کارهایی ولو اندک از دست ما کاربران بر می آید. مثلا متنی با عنوان دعا و تضرع به درگاه خداوند ملهم از آیات قرآنی و ادعیه برای آزادی اسرا تهیه و در اینترنت گذاشته شود و صدها هزار کاربر اینترنتی آن را امضاء و رسانه ای کنند. تردیدی نیست که در این شرایط حلقه مفقوده ما همین دعا کردن ها و درخواست امداد از خداوند برای پیروزی بر حکام ستمگر می باشد.. آنگاه خواهیم دید که چگونه نصرت خداوند شامل حال ما خواهد شد. انشاءالله
و لعن الله آل زیاد و آل مروان و لعن الله بنی امیه قاطبه و لعن الله ابن مرجانه و لعن الله عمر ابن سعد و لعن الله شمرا
در زمان طاغوت همچون رفتاری با زندانیان معتبر سیاسی نمیکردند عجب!!! خدای من !!! انقلاب به کجا رسیده است؟؟……………..یک بسیجی سالهای دفاع مقدس
امان از ظلمی که بر میرحسین عزیز ما و رهنورد عزیز ما می رود… ظهر عاشورای 88 پیشانی خواهر زاده اش را نشانه رفتند و آن جوان پاک را شهید کردند. یاران با وفایش را به سیاهچال ها انداخته و یا شهید کرده اند. پدر بزرگوار میرحسین و مادر بزرگوار رهنورد را از اندوه فرزندانشان دق مرگ کردند. دختران دلبندشان را از کار اخراج و مورد آزار قرار می دهند.. با اینحال این زوج سرافراز حسرت شنیدن یک آخ و یا کوچکترین سازش و عقب نشینی از مواضع به حق شان را بر دل دیکتاتور خیره سر و لجوج گذاشته اند و روزگار را بر او سیاه و خواب خوش را بر او حرام کرده اند.. خداوند یاری شان دهد.
به زودی ” امیر لشکر آزادیخواهان ” را از حصر استبداد رها خواهیم کرد.
25 بهمن V
اگر میر یا شیخ لب به تایید دیکتاتور زنند مجسمه های انان را از طلا گرفته در تمام شهرهای ایران نصب میکنند اما میر و شیخ با خدای مستضعفان عهد دارند که از مظلوم دفاع کنند اقای خامنه ای محبوستر از میر و شیخ است و قل لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تجبون رهبری که محمود درغگو را بر مردم مسلط کرده و حاضر نیست بر بافته ی دروغینش را انفاق کند حتما جهنمی است
,
هموطن گرامی ، داریوش خان عزیز ، در هر کجای این کره خاکی که هستی برایت آرزوی سربلندی میکنم و سلام مرا از داخل ایران همراه هدهد باد صبا پذیرا باش ، مطالبی که در پاسخ بنده فرمودید همه را دربست قبول دارم و از نظر بنده آرزوی تمام فعالین جنبش سبز تحقق همین خواسته ها است و خدا شاهد است هر وقت می شنوم هموطنی در دیار غربت چشم از جهان فرو بسته است غم ، تمام وجودم را فرا می گیرد که چرا باید بجای خاک پاک وطن در دیار غربت تا ابد بخاک سپرده شود از شما تقاضا میشود کامنت قبلی مرا که در همین سایت در ذیل مطلبی تحت عنوان ( کسانی که در گودال توهمات گرفتارند چگونه میتوانند کشور را نجات دهند. 6 بهمن ) درج نموده ام حتما مطالعه نمائید کامنت بنده ذیل این مطلب نیز ناظر بر ضرورت سازماندهی و تشکل یاران میرحسین بوسیله سایت کلمه میباشد و یک اشاره ای هم به اپوزیسیون کرده ام منظورم ایرانیان پاک نهاد خارج از کشور نبود بلکه یک طیف محدود از ایرانیان که بواسطه سالها دوری از وطن ، نه شرایط داخل کشور را درک می کنند و نه میتوانند مبارزه خودشان را با جو موجود در کشور تطبیق دهند به همین دلیل برآیند رفتارشان بنفع استمرار حکومت خامنه ای میباشد تا خدمت به جنبش سبز!! من قبلا در سایت بالاترین هم فعالیت می کردم ولی این اپوزیسیون فحاش و بددهان بقدری اعصابم را به هم ریخت که دیگر رغبت نمی کنم به آن سایت بروم و اکثر فعالین دلسوز جنبش سبز نیز از آن سایت رفته اند و اکثرا اینها مانده اند و سازماندهی شده به لینکهای خودشان مثبت و منفی می دهند و در توهمات خود نیز سخت غوطه ورند!! البته تقصیری هم ندارند بواسطه ظلم و ستمی که از این حکومت دیده اند ونیز سالها دوری از وطن اینگونه پرخاشگر شده اند در حال حاضر اینها نمیتوانند همراهان خوبی برای جنبش سبز باشند بلکه قسمتی از فعالین جنبش سبز را دلزده و ناامید می کنند و مانع از ریزش نیروهای استبداد میشوند و این یعنی خدمت به خامنه ای!! وقتی می گوئیم جنبش سبز متکثر است یعنی هم آیت الله دستغیب جزء جنبش سبز است و هم آنکه معتقد به جدایی دین از حکومت است جزء جنبش سبز است و هیچکدام از این طیفها در این مرحله مبارزه ، نباید به یکدیگر پرخاش و فحاشی کنند که اگر اینچنین کنند جنبش تضعیف می شود الآن در مقطع فعلی همه فعالین جنبش سبز باید یک هدف را تعقیب کنند و آنهم به زیر کشیدن دیکتاتور است بعد از پیروزی است که هر طیفی علائق خودش را پیگیری می کند و میتواند روزنامه داشته باشد ، میتواند حزب داشته باشد ، میتواند نماینده در مجلس داشته باشد در صورتی که این طیف از اپوزیسیون در فضای مجازی فقط دو هدف را پیگیری می کنند اول ، تخریب جنبش سبز و دوم هم یارگیری و تبلیغات برای گروه خودشان ، الآن 2 سال است میرحسین در حصر است چه حرکتی از اینها در سطح جامعه دیده اید؟ که بگوئیم اینها در جامعه پایگاه دارند؟ وقتی میرحسین بیانیه می داد اینها در فضای مجازی فحاشی می کردند و کاریکاتور صد سال آینده را می کشیدند که هنوز دارد بیانیه می دهد! و یا وقتی اعلام راهپیمایی سکوت می شد بجای تشویق مردم به شرکت در آن ، فحاشی می کردند که چرا سکوت؟ باید بگوئید مرگ بر اصل ولایت فقیه!! ولی الآن خودشان فراخوان می دهند که شمع روشن کنیم!! آنهم نه در راهپیمایی ، که دزدکی در پستو!!!! هیچگس هم برای این فراخوان تره خورد نکرد در داخل ایران!!! ولی در فضای مجازی می بینیم سازماندهی شده برای فریب ، چه سر و صدایی بپا کرده اند!!! البته اینها که میگویم بدین معنی نیست در آینده ایران اینها نقشی نداشته باشند بلکه بدین معنی است اینها بواسطه توهمی که دچارش شده اند در این مرحله به جنبش سبز ضربه میزنند روی این حساب بود که عرض کردم اپوزیسیون بی خاصیت ، بارها هم به آنها گفته شده در داخل ایران براندازی مساویست با مجازات اعدام ، ولی اینها درک نمی کنند پشت کامپیوتر نشسته اند در کشورهای آزاد و شعار می دهند وهر کس هم به آنها تذکر می دهد فحاشی می کنند و او را مزدور خامنه ای میخوانند!! در صورتیکه خودشان خادم الخامنه ای هستند!! سر شما را درد آوردم از شما آقا داریوش معذرت میخواهم و شما را به خدا میسپارم بدرود.
باید از این اطلاع رسانی دختران میرحسین حمایت کنیم و تنهاشون نزاریم
یا حسین میرحسین
من شرمنده ام از این عزیزان که به مرگ تدریجی رضا داده ایم و اعتراض قابل توجه ای نمی کنیم.
به امید آزادی هر چه سریعتر این عزیزان
هیچ لزومی ندارد، کسی برای آزادی آنها جان بدهد! جان دادن چندان هم ارزان نیست، باید مواظب جان بود، که جهان بدون جان به یک پشکل نمی ارزد! دوست گرامی دیگر دوره جان دادن و شهید شدن گذشته، باید مواظب زندگی بود. ضمنا حصری های گرامی ما انسان های بالغ و عاقلی هستند که خود این راه را که بسیار هم شرافتمندانه میباشد، انتخاب کرده اند و بابتش مزدی نمیخواهند، خصوصا مزدی به نام جان انسان!
“هر امّتی به شایستگیش حکومت میشود!”
بلا , عذاب بر سرمان هست ،عزیزم!