روزشمار انتخابات ۳ بهمن ۱۳۸۷/ «ظرفیتهای استراتژیک میر حسین در تحول گفتمان انتخاباتی»
چکیده :چهار سال قبل در چنین روزی، کلمه در یادداشتی با عنوان «ظرفیتهای استراتژیک میر حسین در تحول گفتمان انتخاباتی» نوشت: برخی در شناخت ویژگیهای گفتمان پرنفوذ در طبقه مستضعف دچار خطاهای فاحشی هستند... بزرگترین ثمرهی این گفتمان كه همانا رهایی انرژی، امید و انگیزهی متراكم ملت برای توسعه و خدمت به وطن است، آفریده میشود. اگر چه بخش عمدهای از محتوای گفتمان پرنفوذ در طبقه مستضعف، بر عادلانه كردن روندهای اقتصادی بنا شده است، اما این گفتمان هرگز با مردم بده بستان ندارد و انگیزهها را با وعدههای مالی همراه نمیكند. رهبران این گفتمان البته تكیه بر عدالت دارند، اما ویژگی برجسته تر آنها اخلاقگرایی، صداقت و خشوع در برابر ساختار دمكراتیك و جمهور مردم است....
روزشمار تاریخ؛ انتخابات دهم
علیرضا زاكاني: اصولگرايان بايد مانع پيروزي جريان دوم خرداد شوند
۳ بهمن ۱۳۸۷
سرخط خبرها
– علیرضا زاكاني: اصولگرايان بايد مانع پيروزي جريان دوم خرداد شوند (فارس)
– وزیرکشور: استقبال بيشمار مردم از رييسجمهور در سفرهاى استانى به خاطر مردمى بودن دولت نهم است (ایسنا)
– فراكسيون اقليت مجلس با ميرحسين موسوي ديدار ميكند (فارس)
– الیاس نادران: بخشي از تورم در كشور به سياستگذاري دولت ربطي ندارد (فارس)
– کروبی با زیارت امام رضا(ع) فعالیت انتخاباتی اش را آغاز میکند (خبرآنلاین)
– رئیس سازمان بازرسی کل کشور: عدم شفافیت فعالیتهای دولت باعث بروز مشکلات اقتصادی شده است (خبرگزاری مهر)
– «یا من می آیم یا میرحسین» یعنی چه؟ (پارسینه)
– حمید رسایی: سریال یوسف کمک خداوند به احمدی نژاد بود (عصر ایران)
– نایب رئیس دوم كمیسیون امنیت ملی: عناصر کلیدی بی بی سی که در راستای سیاست براندازی نرم حركت میكردهاند بازداشت شدند (آفتاب نیوز)
– موسوي لاري: خاتمي و موسوي براي انجام وظيفه آماده اند (ایرنا)
– ميرحسين،ملي مي ماند ياجناحي مي شود ؟ (عصر ایران)
فراتر از خبر
– الياس نادران عضو شوراي مركزي جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي چهار سال پیش با اشاره به تورم در دوره احمدينژاد به نوعی به دفاع از وی پرداخت و گفت: در اين دوره يك بخش از افزايش قيمتها ناشي از پروژهها و افزايش نقدينگي بوده است كه دولت احمدينژاد در آواخر 85 متوجه اين موضوع شده و براي مهار آن تلاش كرده است كه اين تلاشها در سال 87 خود را نشان داده است كه البته در اين دوره با شوك قيمتي نفت نيز مواجه هستيم كه برخي از مسائل تورمي به سياستگذاري هاي دولت ربطي ندارد.
این سخنان الیاس نادران در دفاع از دولت احمدی نژاد در حالی مطرح می شود که وی در مهر ماه امسال در گفت و گو با خبرگزاری مهر، دولت را مقصر گرانی ارز دانسته و گفته است که: “وضعیت نابسامان بازار ارز را ناشی از ناتوانی نمیدانم بلکه بازار مدیریت نمیشود و رییسجمهور تعمدا بازار را آشفته نگه داشته است.”
وی همچنین در سال های بعد از 88 بارها معاون اول احمدی نژاد را به فسادهای اقتصادی کلان متهم کرد، اما در آن روزها که رحیمی معاون پارلمانی احمدی نژاد بود، زاکانی چیزی از فساد وی نمی گفت.
– روزنامه خراسان در شماره روز پنجشنبه خود به نقل از حسین سبحانینیا، نایب رئیس دوم كمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس اعلام كرد كه «وزارت اطلاعات عناصر كلیدی شبكه فعال تلویزیون فارسی بیبیسی را در ایران دستگیر كرده و بر اساس گفتههای عناصر دستگیر شده آنها در پوشش رسانهای در راستای پیشبرد سیاست براندازی نرم حركت میكردهاند».
اینگونه خبرها نشان می دهد که براندازی نرم، اتهامی تکراری، قدیمی و بی مبنا بوده که همیشه علیه منتقدان و دگراندیشان استفاده می شده و ادعای برخی که می گویند اعتراضات بعد از انتخابات 88 به قصد براندازی نرم بوده، با این مرور خبرهای 4 سال قبل نقش بر آب می شود.
– از سوی دیگر سایت خبرآنلاین خبر داد که مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتمادملی که پیش از این به عنوان اولین نامزد انتخاباتی آمادگی خود را برای کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری دهم اعلام کرده بود به زودی وارد مشهد میشود. رئیس مجلس ششم در حالی به مشهد می رود که اصلیترین برنامه سفر یک روزه او زیارت حرم امام رضا(ع) و دیدار با جمعی 150 نفره از اصلاحطلبان خراسانی در هتل پردیسان است.
کروبی بنا دارد با زیارت امام رضا(ع) فعالیتهای انتخاباتی خود را به شکل رسمی آغاز کند هرچند این سفر به عنوان سفر استانی انتخاباتی وی به خراسان رضوی محسوب نمیشود و دبیرکل حزب اعتمادملی بنا است پس از تهیه برنامههای انتخاباتی و به صورت منسجم سفر انتخاباتی به استانها داشته باشد.
– اما حمید رسایی ، نماینده اصولگرای مجلس و از حامیان دولت نهم و شخص احمدی نژاد با نوشتن مطلبی در سایت شخصی اش کوشیده است این اتهام را که سریال حضرت یوسف (ع)، تلاش دولتی ها برای تبلیغ غیر مستقیم احمدی نژاد است ، بر طرف کند.
این حامی دولت نهم در یادداشت خود نوشته است که فیلمنامه سریال حضرت یوسف (ع) و به ویژه بخش سفرهای وی به اقصی نقاط مصر که یادآور سفرهای استانی احمدی نژاد است ، قبل از روی کارآمدن دولت نهم نوشته شده و در این باره فرج الله سلحشور ، کارگردان سریال ، تقصیری ندارد.
رسایی البته در پایان مطلبش اورده است که به نظر او «خدا در این مورد هم به مدد احمدی نژاد آمده است».
برگزیده ها
مقاله روز/ سایت کلمه
در برگزیده های امروز مقاله ای منتشر می شود که چهارسال پیش سایت کلمه آن را منتشر کرد:
ظرفیتهای استراتژیك میر حسین در تحول گفتمان انتخاباتی
کلمه – آرش موحد: خطای احزاب و جریان های سیاسی در پیش بینی رفتار انتخاباتی مردم یکی از مرسوم ترین پدیده های سیاسی ایران معاصر است. اگر چه هنوز درک درستی از چرایی شکست اصلاح طلبان در مجموعهای از انتخاباتهای گذشته وجود ندارد، اما تردیدی نیست كه شكست در این انتخابات پیامد نوعی شكست گفتمانی نیز بوده است.
بررسی گفتمانهای پیروز در تحولات سیاسی ایران نشان میدهد كه آنها از یكی از 2 خصلت استراتژیك مؤثر در جذب نیمه خاموش جامعه برخوردار بودهاند. خصلتهای استراتژیك مورد نظر در واقع همان منابع امید بخش این گفتمانها برای انگیزه بخشیدن به نیمه خاموش جامعه هستند.
دسته ای از گفتمان ها خواسته یا ناخواسته از نوعی «ابهام استراتژیک» بهره می برند که اجازه می دهد، صاحبان دیدگاه های مختلف، هر یک از ظن خود به تفسیر مؤلفههای این گفتمانها بنشینند و با تعریفها و برداشتهای خود به آن امید ببندند. این ویژگی یکی از برجسته ترین خصلتهای گفتمان دوم خرداد بود. گفتمان دوم خرداد بی تردید طیف بسیار گسترده و گاه متناقضی از مخاطبان را به خود جلب کرده بود؛ ظرفیت تفسیر پذیری این گفتمان اما، به همان اندازه که نقطه قوت آن محسوب می شود، نقطه ضعف نیز محسوب شد. بی تردید با ورود این گفتمان به قدرت، ناگزیر ابهامات آن از سویی در معرض پرسشهایی نظری و از سوی دیگر به محک آزمایشاتی عملی گذارده شد.
پرسشهای پاسخ ناگفته و یا پاسخهای متفاوت، به همان اندازه که در لحظه تولد این گفتمان، فرصتی برای جذب و امیدواری مخاطبان مختلف با دیدگاههای مختلف محسوب می شود، اما در لحظه عمل، تهدیدی برای تقویت رگههای ناامیدی محسوب شد. از این رو «ابهام استراتژیک» به همان اندازه که در پیروزی دوم خرداد نقش داشت ، در شکست اصلاح طلبان در نهمین انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات مجلس شورای اسلامی هفتم و هشتم نیز تأثیرگذار بود؛ تا آن جا که حتی حمایت های سید محمد خاتمی نیز نتوانست از عهده انرژی از دست رفته گفتمان 2 خرداد در هر یک از انتخاباتهای پیش گفته برآید.
به نظر می رسد که گفتمانهای دارای ابهام استراتژیک از یک چرخه عمر مشخص برخوردارند، تنها راه درمان و رهایی از این چرخه محتوم، جایگزین کردن روندهای حزبی واقعی برای پاسخ به مطالبات ملموس گسترده ترین طیف مخاطبان است.
اگر عبور از مشروعیت کاریزماتیک به مشروعیت قانونی به عنوان نیازی برای پایایی یک نظام سخن گفته می شود؛ به همان اندازه عبور از ابهام استراتژیک به شفافیت و سازوكارهای نهادینه حزبی، راه ماندگاری گفتمانهای دربردارنده ابهامات استراتژیك پس از پایان دوران حاكمیت است.
بی تردید میتوان گفت گفتمانهایی كه از خصلت ابهام استراتژیك برخوردارند، به همان اندازه که در آغاز بی نیاز از ساختار حزبی، بهرهی ابهامات تئوریك خود را میبرند، در پایان نیازمند شفافیت و برقراری مواضعی كاملاً واضح در تأمین منافع ملموس طبقات یا اقشار مشخص خود هستند. در این صورت تنها ساختارهای نهادینه شده حزبی میتواند به تداوم مشروعیت آن ها كمك كند. از این منظر بیتردید یكی از بزرگترین علل شكست گفتمان دوم خرداد توسعهنایافتگی و ضعفهای بنیادین نهفته در ساختارهای حزبی و مدنی وابسته به آن بود.
خصلت دیگری كه در دومین دسته از گفتمانهای پیروز در تحولات سیاسی ایران قابل تشخیص است، ویژگی پیچیدهی گفتمانهای پرنفوذ و همدل با طبقه مستضعف جامعه است. بیتردید برجسته ترین نوع این گفتمان، گفتمانی است كه امام خمینی موفق شد با تكیه بر آن، همراهی اكثریت خاموش جامعه ایران را در مواجهه با رژیم ستمشاهی جلب كند.
این گفتمان رابطه ای بس قدرتمند و پرنفوذ با طبقه مستضعف و متوسط جامعه برقرار کرد؛ آن گونه که به کلی می توان گفت تمامی نظریه هایی که درباره رابطه دولت – ملت در ایران پرداخته شده بود را با پرسشهایی غیر قابل انتظار مواجه كرد.
دكتر كاتوزیان استاد دانشكده شرق شناسی دانشگاه آكسفورد در كتاب خود – “تضاد دولت – ملت” -كار تئوریك بزرگی را انجام داده است، اما تئوری او حداقل در تحلیل رابطهی دولت – ملت در دهه اول انقلاب اسلامی با پرسشهایی جدی مواجه میشود، چرا كه اساساً تضاد دولت – ملت به عنوان صورت مسئله سیاسی ایران كه او درباره آن به اندیشهورزی میپردازد، در این دوران به كلی حذف میشود.
امروز نیز برخی در شناخت ویژگیهای گفتمان پرنفوذ در طبقه مستضعف دچار خطاهای فاحشی هستند. یكی از مهمترین كلید واژههای این گفتمان عدالت… است، اما برگرفتن تنها چند كلید واژه از این گفتمان برای بازسازی آن كافی نیست. اگر چه این گفتمان مبتنی بر ظاهر ساده زیستی بنا شده است، اما هرگز تنها خصلت آن ساده زیستی نیست.
مهمترین تمایز گفتمان پرنفوذ در طبقهی مستضعف با كپیهای ناقص آن، در این است كه این گفتمان نه صرفا برای طبقهی مستضعف بلكه در درون طبقه مستضعف و با مشاركت آنها در ساختار قدرت آفریده شده است، از این رو به كلی دوگانگی دولت – ملت در این گفتمان حذف میشود.
در این جا بزرگترین ثمرهی این گفتمان كه همانا رهایی انرژی، امید و انگیزهی متراكم ملت برای توسعه و خدمت به وطن است، آفریده میشود. بیتردید ملت ایران در هیچ دورهای به اندازهی سالهای آغازین انقلاب اسلامی انگیزهی توسعه و میل به پركاری و خدمت به وطن نداشتهاند و شاید یكی از مهمترین شاخصهایی كه میتواند تمایز گفتمان پرنفوذ در طبقهی مستضعف را با انواع بدلی خود برجسته كند، شاخص میل به توسعه است.
اگر چه بخش عمدهای از محتوای گفتمان پرنفوذ در طبقه مستضعف، بر عادلانه كردن روندهای اقتصادی بنا شده است، اما این گفتمان هرگز با مردم بده بستان ندارد و انگیزهها را با وعدههای مالی همراه نمیكند، بلكه به گونهای شگفتانگیز تحولی در نوع رابطه دولت – ملت ایجاد میكند كه ملت همراه او نه تنها به معامله با دولت نمینشینند، بلكه همواره خود را در برابر توسعه كشور، مسوول و آماده ایثار و خدمت میبینند.
شاید مهمترین راهبرد این گفتمان برای ایجاد چنین انگیزهای شكستن دیوارهای سخت مشاركت برای ورود مستضعفان به ساختار سخت قدرت بود. دیوارهایی كه در گفتمانهای بدلی به بازسازی آن اقدام شد.
رهبران این گفتمان البته تكیه بر عدالت دارند، اما ویژگی برجسته تر آنها اخلاقگرایی، صداقت و خشوع در برابر ساختار دمكراتیك و جمهور مردم است.
میر حسین موسوی از جنس چنین رهبرانی است كه از پتانسیل یک تحول گفتمانی در ایران برخوردار است و حضور او تحول رفتار انتخاباتی و سیاسی ایرانیان را بدنبال خواهد داشت. او نوع شفافی از گفتمان اصلاح طلبی ارائه میكند كه خالی از ابهامات استراتژیك گذشته است، اما خصلتهای اخلاقگرایانه و صداقت ویژه او برای ایجاد این تحول و دگرگونی در نوع رابطه دولت – ملت ، ظرفیتهای بزرگی دارد.
در یك تحلیل دوراندیشانهتر توجه به این نكته ضروری است كه محافظه كاران در استراتژی تبلیغاتی خود این موقعیت را داشتهاند تا با بهره بردن از ویژگی های تبلیغاتی گفتمان پرنفوذ عدالت از سویی و نسبت دادن ضد ارزشها به اصلاحطلبان از سوی دیگر، تقابل استراتژیك بزرگی به نفع خود ایجاد كنند. این تقابل استراتژیك گاه بهانهی مشروعیتبخشی به رفتارهای غیرقانونی در حذف اصلاح طلبان شده و گاه زمینهای برای كسب محبوبیت و اخذ رأی برای آنان بوده است.
اما در یك تحلیل بلند مدت باید در نظر گرفت، مادامیكه این تقابل ساختگی وجود دارد، این تهدید نیز وجود دارد كه حتی شكست آنان در انتخابات آتی، زمینههای رشد پتانسیل كاریزماتیك آنان شود؛ این پتانسیل می تواند بار دیگر و در دورهای دیگر اصلاح طلبان را به چالش فرا خواند.
از این منظر میتوان گفت مادامیكه مخالفان اصلاحات ابزارهای گفتمانی پیشگفته را در اختیار دارند، همواره اصلاحات از نقصانهای بزرگی در نوع رابطهی خود با جامعه رنج میبرد. در این صورت بدون اتخاذ تدبیری در برابر ابزارهای گفتمانی رقیب، حتی پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری دهم، نمیتواند یك پیروزی استوار و ادامه دار برای اصلاحطلبان محسوب شود، بلكه حتی در صورت شكست مخالفان اصلاحات، آنان بر گرد تقابلهای ساختگی پیش گفته، به راحتی توانمندی بازسازی كاریزما و موضع مظلومنمایانه خود را خواهد داشت.
از این منظر میرحسین موسوی تنها راه دستیابی به یك پیروزی پایدار و پرتوان از منظر گفتمانی است كه میتواند هیمنه ظاهری گفتمانهای بدلی رقیب را فرو ریزد و آنها را از كاریزمای شكل گرفته بر گرد تقابلهای گفتمانی خود ساخته، تهی كند.
او تنها كسی است كه توانمندی مهندسی یك گفتمان پرنفوذ در جامعه را دارد. این همه اما علاوه بر ظرفیتهای گسترده او در رقابت گفتمانی و مناظره ملی سخت اصلاحطلبان با رقیب، در انتخابات پیش روست. مناظرهای كه برد و باخت در آن را میتوان به معنای برد و باخت كل انتخابات تلقی كرد.
واقعیت این است كه مهمترین تجربهای كه اصلاحات میتوانست از شكستهای اخیر انتخاباتی خود كسب كند، ضرورت خروج گفتمان اصلاحات از روزمرگی و ترمیم ظرفیتهای از دسترفته و نقصانهای آن در احیای امید به تحول در جامعه است.
امروز راهبردی ترین نیازی كه باید در مهندسی مجدد این گفتمان در نظر گرفته شود، نیاز حیاتی این گفتمان به ابتكار عملهای جدید و فعال كردن پتانسیلهای تحول آفرینی است كه بتواند امید جدیدی را در قاطبه ملت ایجاد كند.
باید توجه کنیم که میرحسین موسوی اگر چه امروز اندكی ناشناخته است، اما تجربه 2 خرداد به خوبی به ما توضیح میدهد كه شخصیتهای در حاشیه خود میتواند پتانسیل بالایی برای ایجاد امید به تحول و تازگی در جامعه باشد. ترجیح شخصیتهای درحاشیه، به ویژه در دهه اخیر، قانون اساسی حاكم بر رفتار انتخاباتی جامعه ایران است. آنها همواره در جلب اعتماد مردم نسبت به رقبای شناخته شده و نامآور خود موفقتر بودهاند.
واقعیتی كه امروز انكار آن امكان ناپذیر مینماید این است كه هیچ شخصیت سیاسی در تاریخ معاصر ایران پس از تجربه 20 سال سكوت، از ضریب بالای نفوذی چون میر حسین موسوی در جامعه برخوردار نیست، با در نظر گرفتن تحلیلهای پیشگفته میتوان گفت بی تردید هنگامی كه او در سكوت از چنین پتانسیل عظیمی برخودار است، پس از ورود به عرصه سیاست میتواند نیازهای حیاتی اصلاحطلبان را برای احیای امید در جامعه و ایجاد یك تحول گفتمانی و اقبال بزرگ تأمین كند.














از زمان اعلام آمادگی میر حسین اینها طرح براندازی نرم رو توشیپور کرده بودند. ممنون کلمه بابت روزنگاری این مسائل خیلی چیزهارو به مرور فراموش کرده بودیم.نیاز به یادآوری و تحلیل دوباره لازمه .