سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » پاسخ شکوری راد به شریعتمداری: چه کسی را می‌خواهید بترسانید؟...
» پزشکان عوام‌الناس نیستند که کسی با گذاشتن پول در جیبشان، رأیشان را بخرد

پاسخ شکوری راد به شریعتمداری: چه کسی را می‌خواهید بترسانید؟

چکیده :آیا هرگز از خود پرسیده اید که چرا رئیس کل فعلی سازمان که از نظر سیاسی همسوی با شورای نگهبان است در انتخابات مجلس نهم از سوی آن شورا رد صلاحیت شد. بدیهی ست که آن رد صلاحیت سیاسی نبوده است که کسی بتواند به آن افتخار کند. آیا دلایلی که موجب می شود اعضاء شورای نگهبان رفیق قدیمی خود را رد صلاحیت کنند شما را نگران نکرد تا در آن زمان یک یادداشت برای آن بنویسید. آیا در این دوره همه چیز برای شما "تضمین شده" بوده است....


دکتر علی شکوری راد، رئیس اسبق شورایعالی نظام پزشکی در یادداشتی خطاب به حسین شریعتمداری درباره ی سرمقاله ی کیهان نوشته است: چرا نگران هستید؟ پزشکان عوام الناس نیستند که در روستاها و بی خبر از همه جا کسی با گذاشتن پول در جیبشان رأی شان را بخرد. انسان های تحصیل کرده ای هستند که می خواهند برای تشکیلات صنفی خود نمایندگانی را انتخاب کنند. خیر و صلاح خود را می فهمند. آنها قیم نمی خواهند و این همه مداخلۀ امنیتی را در امر صنفی ساده خود بر نمی تابند. اگر اندکی از پزشکان شما را نگران کرده اند سرنوشت آنها را در انتخابات نظام پزشکی به اکثر پزشکان رأی دهنده بسپارید. شما دلسوزتر از آنها برای خودشان نیستید.

به گزارش کلمه، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی در یادداشت خود با بیان اینکه “برای چه این همه گرد و خاک کرده اید؟ کجا را می خواهید فتح کنید؟ چه کسانی را می خواهید بترسانید؟” گفته است: آنها که نامزد انتخابات هیأت های مدیرۀ حدود 200 شهر کشور شده اند. پزشکان شریفی هستند که شماها جان و ناموس خود و زن و فرزندتان را در هنگام بیماری به آنها می سپارید. علاوه بر این اکثر آنها از اساتید دانشگاه ها هستند که فرزندان شما را آموزش می دهند و در هر محفل و مجمعی دارای احترام خاص هستند. مقامات عالی کشور و یا مقامات محلی زیر دست آنها مداوا می شوند. چه خبر است این همه لاف و گزاف در مورد آنها!

روزنامه کیهان روز سه شنبه ای که گذشت در سرمقاله‌اش به طور مفصل به موضوع انتخابات سازمان نظام پزشکی پرداخت و در این بین پرونده اعتصاب سراسری پزشکان، داروسازان و پیراپزشکان و پرستاران در سال ۱۳۶۵ را یادآور شد و نوشته بود: “در صورت انتخاب پزشکان ناهمسو با جناح حاکم در سازمان نظام پزشکی احتمال تکرار چنین اعتصابی وجود دارد.”

شریعتمداری همچنین در یادداشت روز خود نوشته است: آنچه نگارش اين يادداشت را ضروري كرده است، تلاش سازمان يافته و ديكته شده عوامل وطن فروش فتنه آمريكايي- اسرائيلي 88 براي در اختيار گرفتن رياست و مديريت اين سازمان است. در اين پروژه تعداد اندكي از پزشكان كه مطابق اسناد موجود، در جريان فتنه 88، آشكارا از سوي مديريت بيروني فتنه به كار گرفته شده و كارنامه سياه و ثبت شده اي از خيانت به مردم وطن خويش دارند براي تصدي رياست سازمان نظام پزشكي در ششمين دوره انتخابات اين سازمان خيز برداشته اند. بي ترديد هيئت نظارت و بررسي كننده صلاحيت نامزدها كه از افراد مؤمن و انقلابي تشكيل شده است، با توجه به اسناد خيانت آشكار اين عده، صلاحيت نامزدهاي آنان براي تصدي رياست سازمان نظام پزشكي را رد مي كند و به چند نفري كه ده ها خيانت و جنايت عليه مردم وطن خويش مرتكب شده اند اجازه نفوذ در سازمان نظام پزشكي و در دست گرفتن بخش عمده اي از چرخه بهداشت و درمان كشور را نمي دهد. چرا كه خيانت آنان در جريان فتنه آمريكايي- اسرائيلي 88 بارها از خيانتي كه سردمداران نظام پزشكي در اعتصاب تيرماه سال 1365 مرتكب شدند، زشت تر و نفرت انگيزتر بوده است. خودتان قضاوت كنيد. آيا كساني كه براي مقابله با نظام اسلامي و عليه هموطنان خود با منافقين و بهايي ها و سلطنت طلب ها و كومه له و گروه عبدالمالك ريگي ائتلاف مي كنند، بيشتر آمادگي خيانت دارند يا فلان گروه پزشكان طاغوتي حاكم بر نظام پزشكي در سال 1365؟! آنها در سال 1365 دست از كار كشيدند و اينان با تروريست هاي منفوري نظير منافقين عليه مردم وطن خود همكاسه شدند. نتانياهو از آنان با عنوان «بزرگترين سرمايه اسرائيل در ايران» ياد كرد و اين چند نفر كه نام و امضاي آنها پاي چند بيانيه به حمايت از فتنه آمده است، نه فقط به رگ غيرتشان برنخورد، بلكه در بيانيه هاي مورد اشاره از فتنه رسما آمريكايي و اسرائيلي حمايت و به حمايت خود افتخار!! هم كردند. به نفع اسرائيل و آمريكا شعار دادند، به ساحت عاشورا اهانت كردند، مسجد آتش زدند، تصوير حضرت امام(ره) را پاره كردند، آدم كشتند و… اين موارد كه فقط اندكي از بسيارهاست كه قابل انكار نيست! هست؟! بنابراين سؤال اين است كه چگونه و با كدام توجيه منطقي و مردم دوستانه مي توان صلاحيت آنان – كه خوشبختانه در جامعه شريف پزشكي كشورمان تعدادي بسيار اندك هستند- را براي تصدي رياست سازمان نظام پزشكي كشورمان تاييد كرد؟! و چه تضميني هست كه اين چند نفر در بزنگاه هاي حساس به نفع دشمنان بيروني در چرخه سلامت و درمان كشور دست به اخلال نزنند؟! مگر در جريان فتنه 88 خيانتي بارها نفرت انگيزتر از آن مرتكب نشدند؟!

در همین راستا و در ادامه ی ابراز نگرانی جریان های وابسته به قدرت از انتخابات نظام پزشکی، خبرگزاری فارس وابسته به نهادهای امنیتی نیز نوشت: “این روزها با آغاز غیررسمی تبلیغات ششمین دوره انتخابات نظام پزشکی، در کنار چهره‌ها و کاندیداهایی که دغدغه حل مشکلات جامعه پزشکی را دارند، عده‌ای معلوم‌الحال با رویکرد سیاسی خاص در صدد هستند با ورود به این عرصه به اهداف خود دست یابند و راهی برای خروج از بن‌بست و انزوا پیدا کنند و زمینه ورودشان به انتخابات ریاست‌جمهوری را مهیا کنند. این افراد کسانی هستند که در زمان‌های مختلف از جمله فتنه ۸۸ با نظام زاویه داشته‌اند و نشان داده‌اند که برخلاف سیاست‌های نظام مقدس جمهوری اسلامی حرکت می‌کنند و تنها به منافع شخصی و حزبی خود می‌اندیشند”.

علی شکوری راد به عنوان رییس اسبق شورایعالی نظام پزشکی اینک در جوابیه ای به ادعاهای شریعتمداری نوشته است: جنابعالی در سرمقالۀ خود در موضوعی وارد شده اید که به آن اشراف نداشته اید و خوراک یادداشتتان را از کسی و یا جایی گرفته اید که منفعت خود را دنبال می کرده است و نه منفعت کشور و ملت را و نیز مطالبی نوشته اید که اگر کسی ذره ای وجدان داشته باشد آنها را باور نمی کند.

متن کامل این یادداشت را به گزارش کلمه با هم می خوانیم:

بسمه تعالی

جناب آقای شریعتمداری

سرپرست محترم موسسه کیهان

با سلام. ازعصر روز سه شنبه که سرمقالۀ شما را در بارۀ انتخابات نظام پزشکی در روزنامه کیهان خواندم با خودم کلنجار رفته ام که در برابر آن چه بکنم. همان شب بالاخره تصمیم گرفتم برای اولین بار به شما تلفن بزنم و برای اولین بار با شما صحبت کنم و از آن همه ناسزا و نسبت های ناروا که در آن سرمقاله بکار رفته بود به کسی که نماینده ولی فقیه است و روزنامه اش در حکم تریبون رهبری نظام است، به سبب جایگاهش، گله بکنم. علی رغم اکراه شدید با خود گفتم خداوند به حضرت موسی می گوید “اذهب الی فرعون انه طغی”. نه او از فرعون پست تر و نه من از موسی برترم. چرا به او تلفن نزنم – و الآن هم می گویم نامه ننویسم- مگر خدا نمی دانست که کلام موسی در دل سنگ فرعون اثر ندارد و مگر سرانجام داستان موسی و فرعون را نمی دانست. آن شب تلفن من را جواب ندادید و وعدۀ منشی شما که پس از در جریان گذاشتن شما به من گفت وقتی کار روزنامه تمام شد با من تماس خواهید گرفت، تحقق نیافت. ناگزیر اکنون برایتان می نویسم.

جنابعالی در سرمقالۀ خود در موضوعی وارد شده اید که به آن اشراف نداشته اید و خوراک یادداشتتان را از کسی و یا جایی گرفته اید که منفعت خود را دنبال می کرده است و نه منفعت کشور و ملت را و نیز مطالبی نوشته اید که اگر کسی ذره ای وجدان داشته باشد آنها را باور نمی کند.

از بی اطلاعی و یا تظاهر به بی اطلاعی شما از سابقه سازمان نظام پزشکی و عملکرد آن در دوره های مختلف که بگذریم این حقیقت را نمی توانید منکر شوید که قانون فعلی نظام پزشکی که شما نیز در همین مقاله ناگزیر به تعریف و تمجید از آن بوده اید حاصل زحمات مسئولین وقت نظام پزشکی که بعضا در این دوره نامزد هستند و نیز مجلس ششم بوده است که مرحوم دکتر علیرضا نوری ریاست کمیسیون بهداشت و درمان آن را برعهده داشت.

بر اساس این قانون، نظام پزشکی دارای وکالتی دوجانبه از سوی جامعۀ پزشکی و نیز حاکمیت است و دارای اختیاراتی است که باید در خدمت نظام سلامت کشور و بیماران از یک سو و از سوی دیگر صنف و جامعۀ پزشکی باشد.

جنابعالی در سر مقالۀ خود این سازمان را به یک پایگاه سیاسی که باید در خدمت منافع صاحبان قدرت باشد تقلیل داده اید و به گونه ای صحبت کرده اید که گویا جامعۀ پزشکی ترکیبی از صغار و فاقد قدرت تشخیص هستند بطوری که دیگران باید برای آنها تصمیم بگیرند.

واژه های وطن فروش، فتنه، آمریکا، اسرائیل، خیانت، منافقین، بهائی ها، سلطنت طلب ها، کومه له، گروه عبدالمالک ریگی، تروریست، اهانت به ساحت عاشورا، آتش زدن مسجد، پاره کردن تصویر امام(ره)، آدم کشی چه ربطی به موضوع سادۀ انتخابات نظام پزشکی دارد که در آن قرار است پزشکان شریف کشور از بین خود کسانی را برگزینند تا سازمانی را که آنها را نمایندگی می کند اداره کنند. این سازمان به پزشکان شمارۀ نظام پزشکی می دهد، برای آنها کارت و پروانۀ کار صادر می کند، از حقوق صنفی آنها دفاع می کند و در مقابل به شکایت بیماران از پزشکان در محدودۀ تخلفات پزشکی رسیدگی می کند.

چه خبر است آقای شریعتمداری؟ برای چه این همه گرد و خاک کرده اید؟ کجا را می خواهید فتح کنید؟ سر چه کسی را می خواهید ببرید؟ چه کسانی را می خواهید بترسانید؟

آنها که نامزد انتخابات هیأت های مدیرۀ حدود 200 شهر کشور شده اند. پزشکان شریفی هستند که شماها جان و ناموس خود و زن و فرزندتان را در هنگام بیماری به آنها می سپارید. علاوه بر این اکثر آنها از اساتید دانشگاه ها هستند که فرزندان شما را آموزش می دهند و در هر محفل و مجمعی دارای احترام خاص هستند. مقامات عالی کشور و یا مقامات محلی زیر دست آنها مداوا می شوند. چه خبر است این همه لاف و گزاف در مورد آنها!

لازم است بدانید در این مرحله فقط اعضاء هیأت های مدیرۀ شهرستانها انتخاب می شوند و سپس آنها نمایندگانی را برای عضویت در مجمع عمومی نظام پزشکی گسیل می دارند. آنگاه در مجمع عمومی اعضاء شورایعالی و رئیس کل انتخاب می شوند. هنوز اصلاً بحث انتخاب رئیس کل نیست که این همه در یادداشت خود بر سر آن سر و صدا راه انداخته اید.

چرا نگران هستید؟ پزشکان عوام الناس نیستند که در روستاها و بی خبر از همه جا کسی با گذاشتن پول در جیبشان رأی شان را بخرد. انسان های تحصیل کرده ای هستند که می خواهند برای تشکیلات صنفی خود نمایندگانی را انتخاب کنند. خیر و صلاح خود را می فهمند. آنها قیم نمی خواهند و این همه مداخلۀ امنیتی را در امر صنفی ساده خود بر نمی تابند. اگر اندکی از پزشکان شما را نگران کرده اند سرنوشت آنها را در انتخابات نظام پزشکی به اکثر پزشکان رأی دهنده بسپارید. شما دلسوزتر از آنها برای خودشان نیستید.

اما در سراسر مقاله خود یک چیز را راست گفته اید و آن اینکه: “مدیریت بر این سازمان در زمان طاغوت با گماردن نیروهای مورد تأیید ساواک اعمال می شد”. اگر اکنون ثابت شود که تلاش می شود و یادداشت شما نیز جزئی از این تلاش است که مدیریت بر این سازمان با گماردن نیروهای مورد تأیید وزارت اطلاعات اعمال گردد چه نتیجه منطقی از آن بدست می آید. آیا آن را می پذیرید؟ حداقل تا کنون خبر دارم که در شهرستان قم در برگه هایی که هیأت نظارت بر انتخابات برای رد صلاحیت شدگان فرستاده است تصریح شده است که “صلاحیت جنابعالی به علت عدم تأیید شما توسط ادارۀ اطلاعات احراز نگردید”.

لازم می داند یادآور شود کسانی که شما در یادداشتتان آن واژگان سخیف و آن نسبت های گستاخانه را به آنها روا داشته اید یک دوره مسئولیت سازمان را بر عهده داشته اند. قانون فعلی حاصل زحمات آنهاست. شفافیت عملکرد، صداقت و سلامت آنها زبان زد قاطبۀ جامعۀ پزشکی ست. در آن دوره حتی یک حرکت خارج از چارچوب وظایف قانونی از آنها دیده نشد. هرگز از آن جایگاه بهره برداری سیاسی نکردند. در امور مالی کاردانی و امانتداری را به کمال رساندند. در کارنامۀ آنان خدمات پزشکی بسیار به جبهه ها و رزمندگان دفاع مقدس می یابید. سابقه و عملکرد مسئولان فعلی سازمان را با آنها مقایسه کنید. اگر شریف باشید حقیقت را اذعان خواهید کرد.

آیا هرگز از خود پرسیده اید که چرا رئیس کل فعلی سازمان که از نظر سیاسی همسوی با شورای نگهبان است در انتخابات مجلس نهم از سوی آن شورا رد صلاحیت شد. بدیهی ست که آن رد صلاحیت سیاسی نبوده است که کسی بتواند به آن افتخار کند. آیا دلایلی که موجب می شود اعضاء شورای نگهبان رفیق قدیمی خود را رد صلاحیت کنند شما را نگران نکرد تا در آن زمان یک یادداشت برای آن بنویسید. آیا در این دوره همه چیز برای شما “تضمین شده” بوده است.

به راستی شما برای چه چیزی تضمین می خواهید؟ جان و سلامت مردم یا قدرت و منافع خود و همپالگی هایتان!

خود را بیش از این تصدیع نمی دهم و خوب می دانم که “نرود میخ آهنین بر سنگ”. آنگاه چه انتظار است از کلام نرم!

دکترعلی شکوری راد

رئیس اسبق شورایعالی نظام پزشکی

29/10/91


15 پاسخ به “پاسخ شکوری راد به شریعتمداری: چه کسی را می‌خواهید بترسانید؟”

  1. khosrow گفت:

    از صحبت‌های آقایان موسوی و کروبی می‌ترسند، چون می‌دانند که این آقایان کاملا حق به جانب خواهند گفت، که هشدارهایشان نسبت به احمدی نژاد درست بوده است. آنها آمده بودند که جلوی این فاجعه احمدی نژاد را بگیرند ولی‌ یک عده آخوند بی‌ بصیرت و نادان به هر قیمتی از احمدی نژاد حمایت کردند و اکنون پاسخگو نیستند. و این به قیمت سقوط اقتصاد و سقوط سیاست خارجی‌، و دشواری برای معیشت مردم تمام شده و حآمیان سابق احمدی نژاد اکنون پاسخگو نیستند. این آقایان چون فداکاری کرده اند دستشان پر است، و آخوندهای بی‌ بصیرتی همچون خامنه‌ای و مصباح یزدی و جنّتی و محمد یزدی، و احمد خاتمی جوابی‌ برای این آقایان به جز تهمت ندارند

  2. Gharib گفت:

    بالأخره ما نفهمیدیم . این جناب مستطاب شریعت مدار چه موجود یست که ازپیدا و پنهان همه کس و همه چیز خبر دارد ایا سیمش به کوه طور وصل است یا با سیا سرو سری دارد . شایدم با اینتلیجنت سرویس .شایدملکه لندن نشین مفتون هیکل مبارکه و چهره زیبای ایشان شده که اخبار را یواشکی به سمع ایشون میرساند ؟ اما نه هیچ کدام از این ها نیست . گویا شیخ نجد در جسم ایشان حلول کرده وبا زبان ایشان اراجیف می تند و د جّالی می فرماید؟د

  3. کاظم برجسته گفت:

    شکوری راد نوشت:” پزشکان عوام الناس نیستند که در روستاها و بی خبر از همه جا کسی با گذاشتن پول در جیبشان رأی شان را بخرد.انسان های تحصیل کرده ای هستند…” این جمله توهین به روستای هاست آقای شکوری راد!! چطور آن زمانی که این روستای ها به آقای خاتمی رای دادند فهمیده بودند و آگاه به مسائل سیاسی، ولی وقتی که به احمدی نژاد رای دادند، شدند بی خبر از همه جا؟! در زمان هشت سال جنگ که فرزندان روستایی ها فوج فوج تو جبهه کشته می شدند، حاضر بودید این حرف ناشایست و توهین را راجع به روستایی ها بزنید؟ این حرف شما هم شأن با رویکرد سلطنت طلب هاست که همیشه برای توجیه ندانم کاری های خودشان که به انقلاب پنجاه و هفت منجر شده است، ادعا می کنند که جمهوری اسلامی را “روستایی های به دور از فرهنگ مدرن” برپا کردند و اکنون نیز حامی آن هستند. تفاوت این سخن شما با آنها در این است که شما روستایی ها را حامی رئیس دولت این نظام می دانید ولی آنها حامی کل نظام. ولی در توهین به روستایی ها با آنها اشتراک لفط و عمل و دیدگاه دارید. متاسفانه بخش اعظمی از اصلاح طلب ها، بخصوص طیف مشارکت، چنین نگاه از بالا به پائین و عاقل اندر سفیه به طبقات کم بهره مندتر از خودش دارد. این موضوع از نوشته های سایر اعضاء مشارکت نیست به خوبی هویداست. زمانی که شوراهای روستاها دست شما بود برای بالا بردن توان روستایی ها چه کردید؟ آیا شرایطی فراهم کردید که روستایی ها سازمان یابی شوند و “با خبر از همه جا” شوند؟! دو روز دنیا ارزش این را ندارد که به دانش خود غره شوید. تحصیلی که اینچنین چشم بر بی عملی ها و ندانم کاری های خودش- خودشان- در حمایت روستایی ها از احمدی نژاد می بندد و همه بی عملی ها و ندانم کاری هایش- هایشان- را با این لحن توهین آمیز به “بی خبری آنها از همه جا” حواله می دهد، کاش در کار نبود.

    کاظم برجسته

    • Yasooj گفت:

      كاظم خان شما حالا رضايت بدهيد ايشان منظورى نداشتند. ولى خامنه اى از
      گفتن اينكه انتخابات آزاد آلرژى زاست حتما يك نظرى داشته.

    • Ziba گفت:

      بیخودی از حرف اقای شکوری پیراهن عثمان نساز! مفهوم حرف ایشان توهین نیست و بیان یک واقعیت است. یک نکته دیگر را هم بگویم که آقایان ناطق نوری و خاتمی در یک رقابت تمیز سیاسی وارد شدند نه اینکه با پخش سیب زمینی و سهام عدالت و وعده های دروغین سعی در کسب آرا بکنند. دلایل روستاییان برای رای دادن به احمدی نژاد را که گوش کنی خودت خنده ات می گیرد. یک تحقیقی بکن تا بفهمی!

    • Ziba گفت:

      بیخودی از حرف اقای شکوری پیراهن عثمان نساز! مفهوم حرف ایشان توهین نیست و بیان یک واقعیت است. یک نکته دیگر را هم بگویم که آقایان ناطق نوری و خاتمی در یک رقابت تمیز سیاسی وارد شدند نه اینکه با پخش سیب زمینی و سهام عدالت و وعده های دروغین سعی در کسب آرا بکنند. دلایل روستاییان برای رای دادن به احمدی نژاد را که گوش کنی خودت خنده ات می گیرد. یک تحقیقی بکن تا بفهمی!

    • بسیجی سبز گفت:

      لطفا مغلطه نکنید،هنوز حماسه سیب زمینی و توزیع سهام عدالت یکماه قبل از انتخابات را فراموش نکردیم!!!

    • Tony_z_g گفت:

      دوست خوب من آقای کاظم بر جسته
      سلام ودرود
      ازقدیم گفته اند
      ده مرو, ده مرد را احمق کند مرد عاقل را کافر دهرش کند
      دوست خوب یقینا منظور آقای شکوری تحقیر عزیزان ما در ده نیست بلکه به نظر من از کم اطلاعی این عزیزان از وضیعت موجود از وضع سیا سی جامعه است پایدار باشید

  4. آرش گفت:

    جناب بر جسته!
    من اهل شهر شاهی سابق یا قائمشهر فعلی هستم گفتم که بدانید روستایی نیستم
    در شهر ما در انتخابات شورای شهر هر شناسنامه ده هزار تومان خریداری میشد
    اما درانتخابات ریاست جمهوری ابزار در جیب خواص میگذارند تا مهندسی فرمایند
    متاسفانه بدلیل نبود احزاب و سازمانهای سیاسی و صنفی فراگیر و نشریات آزاد و روشنگر
    واقعیت فوق با همه تلخیش قابل انکار نیست و تا ابزارهای یاد شده موجود نباشد
    این نکبت تداوم خواهد داشت!

  5. Iranabadec گفت:

    (امیدوارم آقای شکوری راد و «تیتر گذار» سایت “کلمه” هرچه زود تر موضوع خرید رای عوام الناس را اصلاح نمایند. ممکن هست که کسی «توهم خرید رای عوام الناس» را داشته باشد – فکر کرده باشد! – ولی آن گروهی که بطور حرفه ای برای رای دادن پول میگیرند، فرماندهان پاسدار و رئیس جمهور منصوب زهبری فردی هستند و نه مردم شریف و زحمتکش ایرانی!)
    ****
    همچنان که آقای شکوری راد در نامهء مسئولاتهء خود به حسین شریعمداری به روشنی تصویر کرده اند:
    « پزشکان! انسانهای تحصیل کرده ای هستند که می خواهند برای تشکیلات صنفی خود نمایندگانی را انتخاب کنند. خیر و صلاح خود را می فهمند. آنها قیم نمی خواهند و این همه مداخلۀ امنیتی را در امر صنفی ساده خود بر نمی تابند.»
    و به همان دلایلی که تک به تک آحاد جمعیتی ایرانی، از دورترین و محروم ترین مناطق روستایی تا شهرها، مراکزی تولیدی، سازمان های مردمی هنرمندان، ادبا و کارگران “قیم” نمی خواهند. پزشکان نیز حق دارند و مسئول هستند که از حقوق صنفی خود دفاع کنند و خواهند کرد!.)

    • من گفت:

      شما بافت انتخاباتی را در شهرستانهای کوچک و روستاها نمی شناسی. در آنجا انتخابات بر اساس اطلاعات محفلی است. مثلا کافی است یک نفر از گروه کودتا وارد محفل آنها شود و هزار دروغ در مورد آقای هاشمی یا ناطق یا خاتمی بگوید. آنها باور می کنند. هیچکدام پرسش نمی کنند که بر اساس چه سندی!! اینگونه است که رای ها خریداری می شود و نه اینکه پول در جیب روستایی بگذارند. اتفاقا روستاییان چون انسانهای پاک نهادی هستند حرفها را زود باور می کنند. کافی است کدخدا یا امام جماعت مسجدشان یا هر شخص دیگری که مقامی در روستا دارد حرفی بزند. آنها بی چون و چرا باور می کنند و مزدوران با اتکا به همین رفتارهای محفلی مبادرت به سوئ استفاده از آرای روستاییان می کنند. در ضمن روستاهای زیادی در مناطق دور دست هست که اصلا شخصیت های سیاسی را نمی شناسند و حتی نمی دانند انتخابات چه نقشی در سرنوشت آینده آنها خواهد داشت و رای این گروه را اصلا احتیاج نیست بخری بلکه می توانی به جای آنها رای بنویسی و صندوقهای رای تقلبی از روستاهای دوردست ترتیب دهی و آنها هیچگاه اعتراض نخواهند کرد که ما اصلا به فلانی رای ندادیم و به بهمانی رای داده ایم. من مطمئنم که نه آقای شکوری قصد توهین داشته و نه سایت کلمه. اگر واقعیات را نبینیم شکست خواهیم خورد. منظورم دسته و گروه خاصی نیست بلکه کل نظام شکست خواهد خورد.روستاییان، نزد ملت ایران و خصوصا اصلاح طلبان، همیشه عزیز بوده اند و اصلاح طلبان همیشه سعی داشته اند با احترام به بافت اجتماعی آنها برایشان شرایط رفاه فراهم کنند و نه اینکه باعث مهاجرت آنها به شهر و ایجاد عارضه اجتماعی برایشان شوند. بر خلاف نگاهی که دارو دسته احمدی نژاد به این گروه از هموطنان دارند،اصلاح طلبان هیچگاه به روستاییان به عنوان ابزار کسب قدرت نگاه نکرده اند. اینها دل ما را به درد می آورد و فریادی که می کشیم بر سر دارو دسته کودتاست و به همه اعلام می کنیم که آنها آنقدر بی وجدان هستند که انسانها را پله ترقی خود کرده اند. این واقعیت است….

  6. روستايي گفت:

    كاظم جان
    من يك روستايي هستم. باور كن راست مي گويند. اين توهين نيست بلكه واقعيتي است كه بايد بپذيريم. بي سوادي عامل بدبختي ماست كه امثال اين اقتدارگرايان به ما حكومت مي كنند. به نظر تو اين اقتدارگرايان با منبرهايي كه در اختيار دارند كم اين مردم ساده را گول زده اند. كم بهشت و جهنم را معامله كرده اند. البته در روستا هم آدم هاي باسواد و فرهيخته بسيارند. و اين عوام الناس در شهر هم كم نيستند. خداوند ظرف آگاهي ما را بيشتر كند انشاء اله

  7. يك روستايي گفت:

    كاظم جان
    من يك روستايي هستم. باور كن راست مي گويند. اين توهين نيست بلكه واقعيتي است كه بايد بپذيريم. بي سوادي عامل بدبختي ماست كه امثال اين اقتدارگرايان به ما حكومت مي كنند. به نظر تو اين اقتدارگرايان با منبرهايي كه در اختيار دارند كم اين مردم ساده را گول زده اند. كم بهشت و جهنم را معامله كرده اند. البته در روستا هم آدم هاي باسواد و فرهيخته بسيارند. و اين عوام الناس در شهر هم كم نيستند. خداوند ظرف آگاهي ما را بيشتر كند انشاء اله

  8. ناشناس گفت:

    نمیدونم چرا هر وقت شریعتمداری رو میبینم هیبت شمرذی الجوشن جلوم چشم تداعی میشه. شمرهم برای مقام و منصب خودش و عرض چاکریش به ولایت یزید تا بریدن سر امام جلو رفت و اینکارو برای خودش افتخار میدونست. اینبار وقتی تو تلویزیون میبینید کمی دقت کنید ببینید حتی به اندازه ذره ارزنی در هیبت و کلام و رفتار این مرد نشانه ای از صوت و صورت و سیرت و کردار یک انسان میبینید چه رسد به مومن خداپرست.

  9. Naserd39 گفت:

    جناب برجسته
    جملات شما را که خواندم بلافاصله به یاد فرمایش مولا علی افتادم که می فرمایند، کلمه حق و لکن یراد به الباطل. شک نیست که سخن شما عین حق است که نباید هیچ کسی را در هر جایگاهی که قرار دارد حقیر شمرد، اما خود خوب می دانید که نویسندۀ مقال فوق به هیچ وجه چنین قصدی ندارد. شما به عمد و از سر علم همۀ دوستان ما را به طریقی هدایت کرده اید که اصل ماجرا را فراموش کنند.
    دعوا بر سر اینکه قشر روستایی عوام الناس است یا خیر نیست، خود خوب بر این واقفید، بحث بر سر آنست که دوست هم پالکی حضرتعالی جامعۀ پزشکی را از عوام فرض کرده و احتمالا از طریق پیشوای دیکتاتورتان سعی در مهندسی این فضای باقیمانده از کشور استبداد زدۀ ایران دارد. پس خود را به کوچۀ علی چپ نزنید که … ببخشید، از واژۀ نامناسبی که به کار رفت، یقین دارم هم اینک می خواهید قلم فرسایی کنید که ای بابا چرا علی چپ و نامسلمان چرا نگفتید کوروش چپ، بماند.
    جناب برجسته، زیاد نمی خواهد به این و آن استناد کنید ایهالناس بیاید انقلاب 57 را هم گروهی خائن وطن فروش به قشر پا برهنه نسبت دادند و آنان را فاقد تشخیص جلوه داده اند، نه عزیز من ، بنده و امثال این حقیر اگر از کپر نشینان حومۀ تهران نبودیم و در ناف تهران به زندگی مشغول بودیم از نظر درک و فهم سیاسی بهتر از آنان نبودیم که اگز بودیم، استبداد دینی را با دست خودبر این دیار حاکم نمی کردیم.
    ما اگر اندکی از تاریخ این کشور آگاهی داشتیم ، از مشروطۀ مشروعه باخبر بودیم ، اگر از سخنان نغز آخوند خراسانی، نگاه زیبای آیت الله میلانی به استبداد دینی و از دیدگاه هزاران معمم و مکلای فهیم این سرزمین اندک آطلاعی داشتیم ، پشت دستمان را داغ می گذاشتیم و هر گز به ولایت مطلقۀ فقیه که عین حاکمیت جابرانۀ اعلیحضرت همایونی با نقاب دین است، گردن نمی نهادیم. گریبان چاک نکنید، وا انقلابا سر ندهید، امروز ابوالفضل قدیانی عزیز، تاجزادۀ بزرگ و کرور کرور در بند آزادۀ وطن با فریادی بلند میگویند که ما را به خاطر عوام بودنمان فریفتند. به فیلم ده گانۀ نوریزاد « شعبان بی مخ ها » نگاهی بیاندازید تا ببینید که چگونه با انواع ترفندها بر گردۀ ما نشستند و اینک حتی برای انتخابی صنفی نیز ساواک حضرت خامنه ای بر هر بنی بشری می تازد، بگذریم که در پایان نیز آنچه می خواهند زرع خواهند کرد و همانقدر که طالبند، می برند.
    جناب برجسته ، امیداوارم که از برادران مخلص اطلاعاتی ببخشید سربازان گمنام امام زمان نباشید که لحن و بیانتان بدانان می ماند، هر که هستید بی جهت به خود زحمت می دهید، ارباب هر آنچه بخواهد ، خواهد شد. این نیز بگذرد ، چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند.
    آگاهی تا رهایی