7 نفر از دراویش زندانی، به سلول های انفرادی بند 209 منتقل شدند
چکیده :این دراویش که در اعتراض به روند غیر قانونی بازداشت و مقدمات محاکمه، از جمله سلب حق مطالعه پرونده از سوی خود و وکلایشان از حضور در دادگاه خودداری کرده بودند بعد از 24 ساعت اعمال فشارهای روانی مختلف، عصر سه شنبه 26 دی ماه توسط ماموران وزارت اطلاعات به بند 209 منتقل شدند...
هفت درویش گنابادی محبوس در بند 350 زندان اوین، به دنبال عدم تمکین به برنامه های قاضی صلواتی برای برگزاری غیر قانونی دادگاه خود، به سلول های انفرادی بند 209 منتقل شدند.
به گزارش کلمه، این دراویش که در اعتراض به روند غیر قانونی بازداشت و مقدمات محاکمه، از جمله سلب حق مطالعه پرونده از سوی خود و وکلایشان از حضور در دادگاه خودداری کرده بودند بعد از 24 ساعت اعمال فشارهای روانی مختلف، عصر سه شنبه 26 دی ماه توسط ماموران وزارت اطلاعات به بند 209 منتقل شدند .
در پی امتناع این دراویش از حضور در چنین دادگاهی، قاضی صلواتی طی مذاکره با نماینده درواویش زندانی، حمیدرضا مرادی تلاش کرد آنها را به حضور در دادگاهی که نه زمان آن طبق اعلام قبلی قانونی بود و نه وکلا و متهمان توانسته بودند پرونده را مطالعه کنند، به حضور در دادگاه راضی کند. مخالفت مجدد مرادی با این خواسته صلواتی منجر به انتقال وی به بند 209 شد و در پی آن دیگر دروایش زندانی (مصطفی دانشجو، فرشید یدالهی، رضا انتصاری، امید بهروزی، امیر اسلامی و افشین کرم پور) در همبستگی با وی درخواست دادند که آنها نیز به بند 209 منتقل شوند که با پافشاری آنان، به بند 209 منتقل شدند .
در بدرقه دراویش زندانی، دیگر هم بندیان آنها در بند 350 با سر دادن شعار علیه صلواتی و همخوانی سرود “ای ایران”، آنها را بدرقه کردند.
انتقال دروایش زندانی به انفرادی در حالی اتفاق افتاده که تعدادی از آنها دستور پزشکی مبنی بر بسیتری شدن داشتند. اما در مسیر اعزام آنها به بیمارستان با اعمال نفوذ قاضی صلواتی در حوزه ای که قانونا به وی ارتباطی ندارد، اعزام آنها مشروط به پوشیدن لباس فرم زندان و زدن دستبند و پابند می شود. در حالی که اعمال این رفتار پیش از این با موافقت دادستانی درباره زندانیان سیاسی متوقف شده است. در پی این اقدام، این دراویش از انتقال به بیمارستان خودداری کردند. از دیگر نکات نشان دهنده اعمال فشار بر این دراویش، تهدید پزشک معالج مصطفی دانشجو به بازداشت به دلیل انجام وظایف پزشکی خود در قبال این بیمار خود است.














هو
121
دمی با دوست در خلوت به از صد سال در عشرت من آزادی نمیخواهم که با یوسف به زندانم
آه دل درویش ( یا مظلوم فرقی نمیکند ) به سوهان ماند
گر خود نبرد برنده را تیز کند.
ظاهرا بسیاری از سردمداران قدرت که داعیه دینداری هم دارند یادشان رفته است که پیامبر اکرم ص در 1400 سال
پیش جه فرمودند:
الملک یبغی مع الکفر و لا یبغی مع الظلم
حکومتی با کفر میمانند و ممکن است که بماند اما هیچ حکومتی با ظلم ماندگار نیست.
بحمدلله این بنیان مرصوص و اخوت و اتحاد بین مومنین آنگونه قدرت و قوام دارد که آنان حاضر نیستند حتی کشیدن سختی و زحمت یا شکنجه برادر خود را به تنهایی قبول نموده و از جهت رساندن این فریاد و صدای بلند اتحاد و اتفاق
درخواست مینمایند که با همدیگر در این راه همراه باشند و تنهایی حمید رضا مرادی عزیز را برنمی تابند.
مومنین یکدل و متحد حتی زندان را با یکدیگر خوشتر دارند تا چه رسد به بهشت.
و بودن در زندان و نرفتن زیر بار زور و ظلم را از آن بهشتی که در آن حیات طیبه و اتحاد و اتفاق
الهی وجود ندارد بهتر و خوشتر دانسته و اگر قرار رفتن در بهشت را داشته باشند با دوست و یار خوش دارند.
مومن واقعی، درویش پاک نهاد و صوفی صافی سیرت در هنگام ریاضت و سختی های الهی چون همیشه در
ظاهر و باطن با اوست و دل در گرو یاد و ذکر معشوق ازلی و ابدی دارد مترنم این زمزمه است که:
اگر دستم رسد روزی که انصاف از تو بستانم قضای عهد ماضی را شبی دستی برافشانم
چنانت دوست میدارم که گر روزی فراق افتد تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم
دلم صد بار میگوید که چشم از فتنه بر هم نه دگر ره دیده میافتد بر آن بالای فتانم
تو را در بوستان باید که پیش سرو بنشینی و گر نه باغبان گوید که دیگر سرو ننشانم
رفیقانم سفر کردند هر یاری به اقصایی خلاف من که بگرفته است دامن در مغیلانم
به دریایی درافتادم که پایانش نمیبینم کسی را پنجه افکندم که درمانش نمیدانم
فراقم سخت میآید ولیکن صبر میباید که گر بگریزم از سختی رفیق سست پیمانم
مپرسم دوش چون بودی به تاریکی و تنهایی شب هجرم چه میپرسی که روز وصل حیرانم
شبان آهسته مینالم مگر دردم نهان ماند به گوش هر که در عالم رسید آواز پنهانم
دمی با دوست در خلوت به از صد سال در عشرت من آزادی نمیخواهم که با یوسف به زندانم
من آن مرغ سخندانم که در خاکم رود صورت هنوز آواز میآید به معنی از گلستانم
کمترین از دراویش نعمت اللهی سلطانعلیشاهی
عبدالله گنابادی