تبعید قدیانی بی شرمانه است؛ مدعی دین هستند و تاب کوچکترین انتقادی را ندارند
چکیده :ما جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی، اقدام غیرانسانی و تبعید غیرقانونی ابوالفضل قدیانی را به زندان قزل حصار محکوم کرده و ضمن ابراز نگرانی از وضعیت ایشان، هشدار می دهیم که مقامات ارشد نظام و قوۀ قضائیه، مسئول جان وی بوده و در صورت بروز کوچکترین مشکل برای ایشان، باید در محضر خدا و مردم، پاسخگو باشند....
جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی در نامه ای خطاب به مردم ایران با اشاره بر فشارهایی که هر روز بر زندانیان سیاسی افزوده می شود به تبعید ابوالفضل قدیانی معترض شده و آورده اند: قوۀ قضائیه و مسئولان امر به خوبی می دانند که این مبارز پیر دوران ستمشاهی به چه بیماری هایی مبتلاست و با وجود پنج استند داخل قلب و ناراحتی های شدید دیگر نه تنها از اعزام وی به بیمارستان و مراکز درمانی ممانعت بعمل آمد که متأسفانه بی عدالتی را به اوج رسانده و وی را به زندانی که پر است از قاچاقچیان و جانیان خطرناک، تبعید کردند که این اقدام غیرقانونی، انگیزه ای جز قتل وی را القاء نمی کند.
به گزارش کلمه، خانواده های زندانیان سیاسی در بخشی دیگر از این نامه ضمن محکوم کردن حبس ها و حصرهای فراوان این چند ساله بخصوص در بند کردن خانم رهنورد و آقایان موسوی و کروبی، بر خواستۀ منطقی فرزندانشان تأکید کرده و از قوۀ قضائیه خواسته اند که اگر شکی در اقدامات این دستگاه ندارد دادگاهی علنی برپا نماید تا مردم، پاسخ های آنان را نیز شنیده و آنگاه قضاوت کنند.
روز گذشته کلمه خبر داد که ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی عصر روز دوشنبه از بند ۳۵۰ زندان اوین به زندان قزلحصار تبعید شد. هفته ی گذشته این زندانی سیاسی پیش و پس از انقلاب با پیغامی از جانب قاضی صلواتی مطلع شد که قرار است به زندانی دیگر تبعید شود. تصمیمی که به اعتقاد قدیانی به دلیل نامه ها و مطالب وی اتخاذ شده است.
متن کامل نامه خانواده های زندانیان سیاسی که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
به نام خدای بی پناهان
بار دیگر دست ظلم و ستم، گریبان مظلومی دیگر را گرفت و ابوالفضل قدیانی، این پیر وارسته و قهرمان را به تبعیدی بی شرمانه فرستاد. عجب آنکه این رفتار غیرانسانی دقیقاً در ایامی رخ می دهد که یادآور فرار شاه معدوم بوده و در آستانۀ سالگرد انقلابی است که گمان می رفت عدالت و آشتی را با خود به همراه می آورد؛ اما دریغا که انقلاب به دست نااهلان افتاد و ظلم ستیزانی مانند ابوالفضل قدیانی که سال های زیادی را برای به بار نشستن آن، شکنجه شدند و حبس کشیدند، اینک نیز باید همان دوران سیاه را بار دیگر تجربه کنند؛ گویا دست هایی در کار است تا هزینه هایی هر چه بیشتر را بر نظام تحمیل کرده و تیشه بر ریشۀ این کشور زنند.
قوۀ قضائیه و مسئولان امر به خوبی می دانند که این مبارز پیر دوران ستمشاهی به چه بیماری هایی مبتلاست و با وجود پنج استند داخل قلب و ناراحتی های شدید دیگر نه تنها از اعزام وی به بیمارستان و مراکز درمانی ممانعت بعمل آمد که متأسفانه بی عدالتی را به اوج رسانده و وی را به زندانی که پر است از قاچاقچیان و جانیان خطرناک، تبعید کردند که این اقدام غیرقانونی، انگیزه ای جز قتل وی را القاء نمی کند.
ما به عنوان بخشی از خانوادۀ بزرگ زندانیان سیاسی بار دیگر یادآور می شویم که دستگیری های مرتبط با انتخابات فرمایشی 88، غیرقانونی بوده و عزیزان ما فقط و فقط تاوان اعتراض قانونی و انتقاد بحق خود را می پردازند و جا دارد ضمن محکوم کردن حبس ها و حصرهای فراوان این چند ساله بخصوص در بند کردن خانم رهنورد و آقایان موسوی و کروبی، بر خواستۀ منطقی فرزندانشان تأکید کرده و از قوۀ قضائیه میخواهیم که اگر شکی در اقدامات این دستگاه ندارد دادگاهی علنی برپا نماید تا مردم، پاسخ های آنان را نیز شنیده و آنگاه قضاوت کنند.
اکنون سؤال ما از کسانی است که دم از اسلام زده، لباس پیامبر بزرگ اسلام را بر تن کرده اند اما بر خلاف سیرۀ آن حضرت رفتار می کنند که پس از شنیدن دشنام و فرو ریختن زباله بر سر و روی مبارکشان، به عیادت دشمن آشکار رفته و به جای انتقام و کینه توزی، از او دلجویی کردند و اینان که مدعیان دین هستند تاب کوچکترین انتقاد را نداشته و زندانیانی را که از کمترین حقوق اولیۀ خود نیز محرومند پس از اعتراض به بی قانونی ها و خشونت ها، تبعید کرده و به شکنجه گاه می برند.
ما جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی، اقدام غیرانسانی و تبعید غیرقانونی ابوالفضل قدیانی را به زندان قزل حصار محکوم کرده و ضمن ابراز نگرانی از وضعیت ایشان، هشدار می دهیم که مقامات ارشد نظام و قوۀ قضائیه، مسئول جان وی بوده و در صورت بروز کوچکترین مشکل برای ایشان، باید در محضر خدا و مردم، پاسخگو باشند.
اینک بار دیگر آنان را در این روزها به سرنوشت حاکمان پیشین یادآوری می کنیم و همان آیۀ شریفه ای را که قدیانی در مطلع نامۀ خویش آورده در ختم کلام می خوانیم:
تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ
آن سرای آخرت را برای کسانی قرار می دهیم که نه هیچ گونه برتری را در زمین می خواهند و نه هیچ گونه فسادی را و عاقبت نیکو برای تقوا پیشگان است
سوره قصص آیه ۸۸
جمعی از خانواده های بزرگ زندانیان سیاسی
در همین رابطه بخوانید:
تاوان افشای تخلفات بازجوها؛ می خواهند ابوالفضل قدیانی را تبعید کنند
نامه ابوالفضل قدیانی به آملی لاریجانی: آب در هاون می کوبید؛ ساکت نخواهم شد
انتقال ابوالفضل قدیانی از بند ۳۵۰ اوین به مکانی نامعلوم
تبعید منتقد رهبری در میان شعارهای زندانیان/ ابوالفضل قدیانی: قصد قتل مرا دارند














از اون روزی میترسم که آقای خاتمی با وجود تمامی این بدبختی ها دوباره بره پای صندوق و تمام این فسادها و ظلمها رو تائید کنه. آقای خاتمی تو را به وجدانت به این ملت رحم کن.
درود بی پایان بر خانواده بزرگ زندانیان سیاسی..فریاد رسا وبانگ بلند تظلم خواهی تان گوش همه ی مردم حق طلب و آزادیخواه را نواخت و روحی تازه بر تن و جانمان دمید..فلذا لبیک گویان با شما همراهیم..از شما میخواهیم پیش کسوت این امر خطیر شده..وقتی را به همین مناسبت تدبیر کرده در میدان عمل داد به دادار ببریم
ابوالفضل قدیانی، حبیب بن مظاهر زندان است.
با سلام بر خانواده های زندانیان سیاسی
اینکه فرموده اید “مدعی دین هستند و تاب کوچکترین انتقادی را ندارند” کاملا درست است ولی یک نکته را احتمالا متوجه نشده اید اینکه عدم تحمل مخالف از ویژگی های ذاتی دین است اینان نه اینکه دین ندارند بلکه صرفا به این علت که دین دارند تحمل ندارند.
به امید حکومتی سکولار
زنده و پاینده باد قهر ما نان جنبش سبز مانند قدیانی ها نوری زاد ها و تاج زاده ها و نسرین ستوده ها و.. زنده و پاینده باد باد شهیدان جنبش سبز که با خون خود شان نوشتند یا مرگ یا ازادی
خدایارش باشدجناب قدیانی…
ضمناسخنان آخراحمدی نژاددرمجلس بنابه دستورمشایی بود که شعرمعین خواننده محبوب رابخواند
کسی که فرش میبافه نبایدروحصیرباشه
این حکومت ؛ عجیب شاهتی به حکومت نی عباس دارد . خشت هردو بر پایه نیرنگ و فریب زده شده است. بنی عباس به نا م بنی هاشم ومبارزه با ستم بنی امیه روی کار آمدند . در همان روزهای اول کم کم نقا ب از چهره برداشتند وآل علی را ازدم تیغ گذراندند . زندان هایشان پر شده بود از مظلومانی که صدا به داد خواهی بلند کرده بودند . گزمه ها شان در سر هر کوی بر زنی شلاق به دست و خنجر کین به کمر بسته ؛آماده جنایت بودند و جاسوسان پلیدشان در تمام خانه ها رسوخ پیدا کرده بود ند . بر سر هر کو ی وبرزنی نطعی گسترده بودند ،وهروز سر بی گناهی را بر نیزه میکردند ودر دل ها بذر وحشت می کاشتند . امام موسی علیه السلام را آشوبگر معرفی می کردند و به نام حفظ آرامش مملکت و کیا ن دین در بدترین شرایط حبس کردند و رذل ترین افرادرا به زندان بانیش گماردند. کمی بعد تر متوکل (رذلترین و کینه توزرتین خلیفة سیاه پوش سیه دل عباسی) امام هادی (ع)را در سیاه چال تاریک محبوس کرد و سرانجام به شهادتش رساند . مستان بادة قدرت ،نه به قیامت باور داشتند و نه از خدا باکی . نه وجدانی داشتند که گاهی تلنگری برآنها زند ونه حیائی که شرمشان آید . وقاحت وستم ذاتیشان شده بود . تا جایی که مردمی که به امید بر پایی عدالت و بهروزی ، جانیان آلعباس را یاری کردند که به قدرت برسند؛ نا امید و سرخورده و به جان آمده از آن همه ستم ناله شا ن بلند شد ؛رسا گردید وفریاد بر آوردند «یالیت جور بنی مروان عادَ لنا //والعدل بنی عباس کان فی النار » امروز نیز پاکترین افراد را مطلومانه در بند کرده اند و بی رحمانه به مسلخ می کشانند . قاضیان امروز ،روی قضات دست نشانده و ناشایستة انها را سفید وداد گاه را بیدادستان کرده اند . دریغ از ذرّه ای شرف ودین ووجدان . اما این نیز بگذرد همان طور که به قول سیف فرغانه :
در مملکت چو غرش شیران گذشت ورفت
ای عو عو سگان شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمع ها بکشت
هم بر چراغ دان شما نیز بگذرد
چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد
بیداد [قاضیان] شما نیز بگذرد
بیداد ظالمان شما نیز بگذرد .
آری این نیز بگذرد
اگر این همه بالا و پایین پریدن های شما برای رسیدن به قدرت نبود ف عجب بود.
از قافله عقب موندید از مردم مایه نزارید