انتقاد روزنامه جمهوری اسلامی از قانون گریزی: روح قانون اساسی ریشه کن کردن ديكتاتوري و انحصارطلبی است
چکیده : عدم پايبندي به قانون، مقدمه خودكامگي و ديكتاتوري است. ديكتاتورها هنگامي كه از مادر متولد ميشوند ديكتاتور نيستند اما به مرور زمان و به دليل مهذب نبودن و فراهم بودن زمينه به اين نقطه ميرسند. نظام جمهوري اسلامي براي ريشه كن ساختن ديكتاتوري تأسيس شد. روح قانون اساسي نظام جمهوري اسلامي، مبارزه با ديكتاتوري و انحصارطلبي است. ...
روزنامه جمهوری اسلامی با انتقاد از دیکتاتوری و استبداد رای نوشته است: عدم پايبندي به قانون، مقدمه خودكامگي و ديكتاتوري است. ديكتاتورها هنگامي كه از مادر متولد ميشوند ديكتاتور نيستند اما به مرور زمان و به دليل مهذب نبودن و فراهم بودن زمينه به اين نقطه ميرسند.
در سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی تصریح شده است که نظام جمهوري اسلامي براي ريشه كن ساختن ديكتاتوري تأسيس شد. روح قانون اساسي نظام جمهوري اسلامي، مبارزه با ديكتاتوري و انحصارطلبي است.
در این یادداشت با انتقاد از بداخلاقی های موجود نوشته است: قطعاً مردم عادي از فضاي سرشار از معنويت ماههاي محرم و صفر حداكثر بهرهبرداري را به عمل آورده اند، ولي آنچه موجب تأسف است بيبهره ماندن فعالان سياسي و بعضي مسئولان از فيوضات معنوي اين ماه هاست. بگو مگوهاي سياسي و درگيريهاي همراه با بداخلاقي حتي در ايام ماههاي محرم و صفر، فضاي كشور را تيره كرد و نشان داد كه بسياري از سياسيون كشور به آموزشهاي اخلاقي بيشتري نياز دارند.
اينكه امام خميني پيوسته و در تمام سخنرانيها و پيامها بر ضرورت تزكيه نفس به ويژه براي مسئولين و دستاندركاران كشور تأكيد ميكردند، به اين دليل بود كه ميدانستند قدرت، وسوسهانگيز است و هر لحظه ممكن است مسئولين را به لبه پرتگاه ببرد. آنهمه تذكر و يادآوري اينكه “حب الدنيا رأس كل خطيئه” با اين هدف بود كه صاحبان قدرت از سقوط در پرتگاه دنيا خواهي مصون بمانند و به طرف صلاح و سداد رهنمون شوند.
در نگاه امام خميني، انحراف مسئولين كشور از مسير حق و عدل و صلاح و سداد، به خالي شدن نظام جمهوري اسلامي از اصول و ارزشها منجر ميشود. در آن وضعيت است كه از نام نظام سوءاستفاده ميشود و به نام نظام جمهوري اسلامي كارهائي صورت ميگيرد كه ربطي به يك نظام ديني ندارد. خطر اصلي نيز درست از همين نقطه شروع ميشود. فرار از قانون، يك نمونه است. افرادي كه مهذب نباشند، با توجيهات مختلف به قانون پشت پا ميزنند و اهداف خود را دنبال ميكنند. عدم پايبندي به قانون، مقدمه خودكامگي و ديكتاتوري است. ديكتاتورها هنگامي كه از مادر متولد ميشوند ديكتاتور نيستند اما به مرور زمان و به دليل مهذب نبودن و فراهم بودن زمينه به اين نقطه ميرسند.
در این یادداشت تاکید شده است که نظام جمهوري اسلامي براي ريشه كن ساختن ديكتاتوري تأسيس شد. روح قانون اساسي نظام جمهوري اسلامي، مبارزه با ديكتاتوري و انحصارطلبي است. اين قانون اساسي با ويژگيهائي كه دارد بسيار مترقي است. به همين دليل بايد نظام جمهوري اسلامي را حفظ كرد. وجوب حفظ نظام جمهوري اسلامي كه امام خميني بارها آن را به زبان و قلم تكرار كردند، يك توصيه منطقي و صحيح است. تعبير امام، كه “حفظ نظام را از اوجب واجبات” ميدانستند، اين واقعيت را گوشزد ميكند كه اهميت نظام جمهوري اسلامي به قدري زياد است كه حفظ آن در رديف واجبات است.
یادداشت نویس این روزنامه در ادامه نوشته است: اين اهميت را فقط درصورتي ميتوان فهميد و درك كرد و براي آن توجيه منطقي پيدا كرد كه معيارهاي نظام حفظ شود، اهداف خود را دنبال كند و در مسير اصول اوليه جريان داشته باشد. مردم ايران براي تأسيس نظام جمهوري اسلامي فداكاريهاي زيادي كردند. بعد از تأسيس و تا امروز نيز در صحنههاي مختلف از مقابله با توطئه گروهكها گرفته تا دفاع مقدس و تا تحمل تحريمها و خنثي كردن تبليغات دشمنان حضور يافتند و مقاومت كردند و همواره از تمام آزمايشها پيروز بيرون آمدند. اين نظام با اينهمه هزينه انساني كه براي تأسيس و حفاظت از آن صرف و البته منشأ تحولات بزرگي نيز در جهان گرديده، بايد حفظ شود تا كليه اهداف آن در داخل تحقق يابد و راه را براي تحولات عميقتر جهاني هموار نمايد. اگر نظام جمهوري اسلامي همانگونه كه قانون اساسي مقرر كرده جريان داشته باشد، بر قلبها حكومت خواهد كرد و نظامي كه بر قلبها حاكم باشد صاحبان آن قلبها از آن حفاظت خواهند كرد.
در این یادداشت تصریح شده است که محدود ساختن اهداف نظام جمهوري اسلامي به تغيير يك رژيم حكومتي و رفتن عدهاي از مناصب حكومتي و آمدن عدهاي ديگر به جاي آنها، ظلم به اين نظام و به ملتي است كه اين نظام را با فداكاريهاي خود تأسيس كرده است. برقراري عدالت، جاري ساختن احكام دين در جامعه، تأمين كرامت انساني براي آحاد مردم، هدايت جامعه به سوي توحيد، تقويت بنيه فرهنگي، اقتصادي و نظامي كشور، تشويق مردم به وحدت، همدلي و نوع دوستي و حفاظت از استقلال كشور و آزاديهاي مشروع مردم، حداقلهائي هستند كه نظام جمهوري اسلامي بايد عهدهدار آنها باشد. تمام اين انتظارات درسايه اجراي قانون قابل تحقق هستند. قانون را نيز مجريان قانونمند و صالح اجرا ميكنند نه كساني كه قانون را مزاحم اهداف خود ميدانند و يا فقط چيزي را به عنوان قانون ميپذيرند كه خواست خودشان باشد و با اميال و هواهاي نفساني شان در تضاد نباشد.














تشگیل جبهه ضد دیکتاتوری الازمیست
ما هزاران بار گفته ایم که نظام ما جمهوری اسلامی است. اسلام هم مکتب نیست بلکه دین است اما هیچ گوش شنوایی نیست! حالا چون حوزه دین بسیار گسترده است و هیچکدام از عالمان دینی هم ادعا ندارند که تمام حقیقت نزد ایشان است یک قانون اساسی نوشته ایم که بر اساس آن حرکت جامعه را مرتب و منسجم کنیم. این قانون اساسی را هم “ما” نو شته ایم و به ما وحی نشده و می تواند در جهت احقاق حق عده بیشتری از انسانها که در یک محدوده جغرافیایی زندگی می کنند تغییر کند.بنابر این انتخابات آزاد بدیهی ترین حق یک ملت است! اگر ملت در انتخاب خود اشتباه کرد نتیجه اش را می بیند و خود را اصلاح می کند و اگر درست انتخاب کرد خودش از دستاوردهایش منتفع می شود و به اینصورت در برابر رای خود مسئولیت پذیر می گردد.ایا این روش غیر از آن چیزی است که قرآن به ما می آموزد؟
وقتی به اصلاح قانون اساسی همه قدرت را داده به سید علی و تازه خود وسید علی میگوید قانون اساسی کف قدرت او هم نیست و خود را فراتر از قانون میداند وقتی میرحسین را سر خود بدون محاکنه به امر ولایت حبس خانگی کرده اند وقتی استاد خود منتطری را 5 سال حبس میکند بدون محاکمه حرف از کدام قانون میزنید قانون همان خود ولایت هست و لا غیر
اگر هم خامنهای و اطرافیانش به قانون اساسی احترام نگذارند نمیتوانند قوانین اقتصادی و قوانین بین المللی را نادیده بگیرند، و این به معنی تسلیم شدن سیاسی و وابستگی کامل اقتصادی این حکومت میباشد، چشم انداز چنین حکومت فاسدی به جز رواج فساد و بی اعتمادی و دروغ و رشوه و کلاهبر داری نیست حالا عدهای چاپلوس بچسبند به نظام ولایت وقیح، و چه نظرات خارج نشینان را قبول بکنند و یا نکنند و چه قانون اساسی را قبول داشته باشند یا نداشته باشند فرقی نمیکند، قوانین اقتصادی و قوانین بینالملل را نمیتوانند نادیده بگیرند. کشورهایی همچون کره شمالی و زیمبابوه نمونههای از آن شمار هستند.
لا اله الا الله