سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » موسوی لاری: ما شرط نداریم، انتخابات شرایط دارد...

موسوی لاری: ما شرط نداریم، انتخابات شرایط دارد

چکیده :اولین شرطی که انتخابات آزاد دارد این است که انتخاب کننده میدان گزینشش باز باشد و بتواند بین سلیقه ها و افراد مختلف، کسی که می پسندد را انتخاب کند. از سوی دیگر کسانی که در خودشان توانایی انجام کار را می بینند این فرصت را پیدا بکنند که خودشان را در معرض گزینش دیگران قرار دهند. یعنی عرصه برای انتخاب شوندگان و انتخاب کنندگان باز باشد که الفبای این مساله است. حالا اگر کسی بگوید عرصه و زمینه باز است ما هم می گوییم انشاء الله....


عبدالواجد موسوی لاری گفت: اولین شرطی که انتخابات آزاد دارد این است که انتخاب کننده میدان گزینشش باز باشد و بتواند بین سلیقه ها و افراد مختلف، کسی که می پسندد را انتخاب کند. از سوی دیگر کسانی که در خودشان توانایی انجام کار را می بینند این فرصت را پیدا بکنند که خودشان را در معرض گزینش دیگران قرار دهند. یعنی عرصه برای انتخاب شوندگان و انتخاب کنندگان باز باشد که الفبای این مساله است.  حالا اگر کسی بگوید عرصه و زمینه باز است ما هم می گوییم انشاء الله.انتخابات یعنی اینکه ما و شما و آنها و دیگران و هر کسی که طبق قوانین می خواهد فعالیتی بکند دستش برای فعالیت زیر چتر قانون اساسی باز باشد و اگر باز نبود طبیعتا انتخابات مفهوم خودش را از دست می دهد.

به گزارش پویش، وزیر کشور دولت اصلاحات در سومین جلسه از سلسله نشست‌های هم اندیشی «اصلاح طلبی و آینده توسعه سیاسی و اجتماعی در ایران» که از سوی کمیته سیاسی سازمان دانشجویی حزب اسلامی کار برگزار می شود، با بیان اینکه “نباید دچار یاس شویم و دست از تلاش بکشیم”، افزود: این یک واقعیت است که متأسفانه امروز ما نمی توانیم حتی رسانه ای با پوشش محدود برای نشر افکار خود داشته باشیم و تشکلهایی مثل مجمع روحانیون مبارز از داشتن یک سایت خبری محروم است؛ اما این مساله نباید باعث شود که دچار یاس شویم و دست از تلاش بکشیم. این بر خلاف آموزه های دین ماست چرا که ما باور داریم خداوند قادر مطلق است و برهمه چیز و همه کس غالب است. بنابراین روایت اگر به خدا خیر ظن داشته باشید خداوند به شما کمک می کند و حسن ظن شما را جواب می دهد.
وی در توضیح اینکه شرایط سخت تر از این را نیز با امید به خدا گذرانده ایم، گفت: طی بیست یا سی سال گذشته شاهد فراز و فرودهای بسیاری بوده ایم و در جریان فعالیت های سیاسی اجتماعی خود چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب، ما شرایط سختری هم داشته ایم. در سال ۵۴ رژیم شاه فکر می کرد کاملا مسلط است و دیگر زندانی های سیاسی که دوره زندانشان تمام شده بود را آزاد نمی کرد. فضا به گونه ای شده بود که بعضی ها فکر می کردند در آن زندان ها خواهند ماند و مرد. اما نیمه دوم سال ۵۵ قصه عوض شد و همه زندانی ها تا ابتدای سال ۵۷ از زندان بیرون آمدند. در ایام جنگ هم آن وضعیت سخت را داشتیم و با وجود بمباران های شیمیایی و البته با پرداختن هزینه های بسیار دفاع مقدس را پشت سر گذاشتیم و هیچ قسمتی از خاک کشور را از دست ندادیم. در جریانات داخلی اگر یادتان باشد سال ۷۵ فضایی که در جامعه حاکم بود این بود که همه چیز از قبل تعیین و تمام شده است و لزومی ندارد تلاش کنیم و فضای یأس آلودی بود. خیلی ها می گفتند که آمدن و نیامدن ما از لحاظ نتیجه یکی است اما شاید بد نباشد که بالاخره یک حضوری هم داشته باشیم که در نهایت دوم خرداد برخلاف پیش فرض ها رخ داد و شرایط به سمت دیگری رفت. مثال های از این دست بسیار است.

عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز با تاکید بر ضرورت نگاه به آینده توسط اصلاح طلبان گفت: من همیشه مطرح کرده ام و گفته ام درست است که ما اصلاح طلب ها هم مثل هر جریان اجتماعی ممکن است جاهایی اشتباه کرده باشیم، اما ماندن در گذشته و عدم استفاده از گذشته به عنوان معبر  درست نیست. ما باید دنبال چراها باشیم تا بهتر بتوانیم برای آینده تصمیم بگیریم؛ اما نباید دل مشغولی های مرتبط با گذشته ما را نسبت به آینده بدبین نماید.

عدم نهادسازی و تکروی از مشکلات بودند
موسوی لاری در این جلسه در پاسخ به پرسشی درباره تکرار مکرر وقایع هزینه زا در کشور گفت: اهتمام به خرد جمعی و نهاد سازی برای صیانت از نتایج مثبت از تحولات اجتماعی دو راهکار عملی برای عدم تکرار شرایط نامطلوب است، ما باید از گذشته درس بگیریم و از آن به عنوان یک معبر استفاده کنیم، نه اینکه در گذشته بمانیم یا آن را فراموش کنیم. شما نگاه کنید به مساله انتخابات سال ۸۴ که اگر کاندیدای واحد داشتیم به پیروزی می رسیدیم، همانظور که در سال ۷۶ از اتفاق نظرمان نتیجه گرفتیم چون هماهنگ عمل کردیم. هر چه بکاریم همان را درو می کنیم. شما به انقلاب مشروطه که بعد از ۱۳ سال به دیکتاتوری رضاخانی ختم می شود اشاره کردید و اینکه این چرخه در سالهای بین شهریور بیست و کودتای سی و دو هم تکرار می شود. به اعتقاد من یک بخش از مشکل نهادسازی بود که ما انجام ندادیم و مشکل دیگر تکروی، هر جا همدل و هم صدا بودیم پیروز شدیم و هرجا تفرقه برقرا شد شکست خوردیم.

امروز تملق و چاپلوسی به صورت اصل درآمده اند
طی جلسه یکی از دانشجویان در خصوص بی اخلاقی های رایج سیاسی صحبت کرد و مشکلات فعلی عرصه سیاست کشور را به نوعی ناشی از مشکلات فرهنگی و عدم توجه به آموزه های مذهبی دانست.
عضو مجمع روحانیون مبارز در این رابطه تصریح کرد: در یک نظام اسلامی باید قبل از اینکه سیاست به معنای متعارفش حاکم شود، اخلاق و معنویات حاکم شود  اما متاسفانه فرهنگ بدی در چند سال گذشته در کشورمان رایج شده است. در روایتی که ابتدای جلسه تلاوت کردم به حسن خلق و غیبت نکردن درباره‌ی دیگران توصیه شد بود ولی امروزه با اموال بیت المال سایت هایی تأسیس و روزنامه هایی چاپ می شود که مالامال از دروغ هستند. دروغ که از بزرگترین گناه کبیره به شمار می رود، بسیار رواج پیدا کرده است. تا جایی که برای محققان هم امکان یک تحقیق مطمئن نیست و این به دلیل شکسته شدن قبح دروغ است. واقعا کار برای کسانی که میخواهند کار کارشناسی و علمی بکنند نیز بسیار دشوار است. در امور شخصی هم انگ زدن ها و تهمت و غیبت بیداد می کند، شما ببینید در رسانه های مختلف چه بلایی سر هم می آورند. تهمت های ناروا و انگ زدن، برچسب زدن و … به یک فرهنگ تبدیل شده است. این وضعیت، مطلوب هیچ جامعه ای نیست، چه برسد به ایرانی که مدعی دین و دین مداریست و باید نظامش دینی و بر اساس اخلاق بنا و اداره شود. این مسائل قطعا مطلوب نظام نیست و نمی تواند به عنوان شاخص نظام تلقی شود. بایدبا این فرهنگ تحمیل شده مبارزه کرد و نگذاشت که نهادینه شود. امروز تملق و چاپلوسی هم به صورت اصل در آمده اند. در بعضی از تریبونها، نشریات و سایت ها چاپلوسی فروان وتملق های عجیب رایج شده است. این مسائل اعتماد جامعه را از بین می برد و دیگر ثباتی وجود نخواهد داشت. آسیب پذیری جامعه بالا می رود و این تکلیف ماست که تلاش کنیم از این گونه روش ها و سنت ها دور بمانیم و به همه بگوییم این امور رواج یافته در تریبونها و رسانه ها ربطی به نظام اسلامی ندارد و کسانی که اینگونه رفتار می کنند منش و رفتارشان با نظام ناسازگار است ولو اینکه مدعی باشند برای دفاع از نظام است.

اصلاحات یک حزب نیست / اصلاحات یک طیف است
یکی از حاضرین با اشاره به اهمیت حمایت احمدی نژاد از اطرافیان و کابینه اش گفت: در دوران اصلاحات گاهی پیش می آمد که یکی از نزدیکان و مسوولان دولتی حرفی بزند و بعد آقای خاتمی بگوید که فلانی نظر شخصی اش را گفته است و من موافق نیستم. در حالیکه رئیس دولت فعلی با تمام قدرت از افراد دولت دفاع می کند. علت وجود این مشکل در دولت اصلاحات چه بود؟

موسوی لاری در این رابطه گفت: مشکلی که شما مطرح کردید را نه می شود نفی مطلق کرد و نه تایید مطلق؛ آقای خاتمی هم در جاهایی از مدیران حمایت کرد البته در جاهایی که دفاع را حق می دانست. شما می دانید جریان اصلاحات یک طیف است. یعنی از یک نطقه شروع می شود و به یک نقطه ختم می شود. کسانی که در این طیف هستند دقیقا یک حرف را نمی زنند. ما در اصلاحات دارای احزاب مختلف هستیم، اصلاحات یک حزب نیست که همه از مرامنامه اش پیروی کنند. مجمع روحانیون مبارز، حزب اسلامی کار و خیلی احزاب دیگر هستند که مشی آنها کاملا برهم منطبق نیست. وقتی تشکل های متعدد صنفی و سیاسی وجود دارند طبیعی است که در اصولی مشترکند و در بعضی مسائل اختلاف نظر دارند که ما آن را به رسمیت شناخته ایم. اینکه مدیری، مسئولی حرفی بزند و آقای خاتمی بگوید نظر شخصی ایشان بوده این نقطه قوست ماست که هر کسی نظرش را ولو مخالف ایشان ابراز می کند و آقای خاتمی ایشان را نکوهش نمی کند. حضرت امام (ره) در درس اخلاق خود حدود سالهای ۴۷ و ۴۸ جمله ای مطرح کردند و گفتند این ضرب المثل که می گوید «حرف مرد یکیست» غلط است. حرف مرد وقتی به حق رسید ممکن است دو تا شود. انسان امروز ممکن است حرفی بزند و بعد که برایش ثابت شود اشتباه کرده بگوید اشتباه کردم. اگر آدم از عمل خود یا مدیرانش لجوجانه دفاع کند این حسن نیست. اگر مدیری خود اشتباه کرد یا همکاران و همفکران او اشتباه کردند باید شجاعت پذیرش آن را داشته باشد. البته این به معنای فرصت طلبی و نداشتن اندیشه ثابت نیست. اگر قرار باشد مقامات از همه چیز دفاع کنند که خوب نیست. یکی از دلایلی که جامعه آقای خاتمی را بسیار قبول دارد، همین رفتارهای درست ایشان است. در هر انتخاباتی هر چهره سیاسی که مطرح باشد، وقتی آقای خاتمی هم وارد شوند بیشترین رای را خواهند داشت و دلیل این امر هم اخلاقی برخورد کردن ایشان با قضایاست و اینکه ایشان اگر اشتباهی بکند با جرات به آن اعتراف می کند و اگر همکارانش اشتباهی کردند دفاع لجوجانه نمی کند و در مقابل نظری که قبول ندارد ضمن اینکه جلوی اظهار نظر را نمی گیرد دفاع بیجا نمی کند.

فرهنگ سازی بصورت کپسولی انجام نمی‌شود
حجت الاسلام عبدالواحد موسوی لاری در پاسخ به صحبت های یکی دیگر از حاضرین در خصوص عوامل انسداد سیاسی و موانعی که بر سر راه دولت اصلاحات بود و در آینده نیز خواهد بود، توضیح داد: از همان روزهای آغازین تشکیل دولت هر جلسه ای تشکیل می شد برخی می ریختند و جلسه را بهم می زدند. این مال روزهای آخر دولت نبود. از همان روزهای اول بود؛ اما همان هایی که شما هم فکر می کردید عامل انسداد سیاسی و عدم شکل گیری نهادهای مدنی شدند. روزهای اول خیلی پرتلاش تر و طنین صدایشان بیشتر بود. به تدریج فضایی که به وجود آمد و گفتمانی که رایج شد جامعه را با ادبیاتی جدید روبرو کرد. این ادبیات جدید، زنده باد مخالف من بود که حق و اجازه می داد دیگران هم حرفشان را بزنند و به مرور آنهایی که آن حادثه آفرینی ها را می کردند رفتارشان از نظر جامعه منفی تلقی شد و خود آنها نیز کم کم از این رفتار فاصله گرفتند.

وی ادامه داد: آن بگیر و ببندها، آن جلسه بهم زدن ها، آن در نماز جمعه به وزرای کابینه حمله کردن ها و … در جامعه به شکل یک امر منفی درآمد و جای آن را فرهنگ مدارا گرفت و این فرهنگ سازی به مرور صورت گرفت. فرهنگ سازی امری نیست که بصورت کپسولی بشود انجام داد. اینطور نیست که جامعه یک کپسول بخورد و شب بخواد و صبح فرهنگ تحمل و تسامح و پذیرش را در خود ببیند.
موسوی لاری افزود: چند صباحی که از ورود من به وزارت کشور گذشت احزاب مختلف را از راست راست تا چپ چپ به وزارت کشور دعوت کردم. تا آنجا که به یاد دارم ۲۶ نفر از همه احزاب مدعی حضور داشتند؛ از جعیت موتلفه گرفته تا خانه کارگر، دفتر تحکیم و حزب مشارکت. همه جمع شدند از مرحوم حاج سعید امانی و آقای بادامچیان تا آقای رضا خاتمی و محجوب و شکوری راد و دیگران. در آن جلسه گفتم آقایان من این جلسه را برپا کردم تا فقط یک حرف بگویم و آن هم اینکه می‌شود اختلاف نظر داشت ولی زیر یک سقف هم جمع شد. اگر این مبنا را قبول دارید، روی همین مبنا بپردازیم به موارد اختلاف. مثلا برداشت من از جامعه مدنی یک چیز است و برداشت شما چیز دیگر، برداشت من از آزادی یک چیز است و آن آقا یک چیز دیگر، نهاد مدنی از نظر من یک توانایی هایی دارد و شما یک چیز دیگر فکر می کنید. خوشبختانه آنها هم پذیرفتند و جلسات ما ادامه پیدا کرد و نتیجه اش شکل گیری خانه احزاب شد و منشور وفاق احزاب.

نهاد شوراها، توزیع قدرت در لایه های زیرین جامعه بود
وزیر اسبق کشور در خصوص راه اندازی شوراهای شهر گفت: وقتی که بحث شوراها را مطرح کردیم خیلی از بزرگان به من می گفتند که فلانی اصلا وارد این قضیه نشو. زمانی که برنامه ی خودم را برای اخذ رای اعتماد به مجلس داده بودم، مرحوم آقای موحدی ساوه چی یکی از موارد مخالفتش با من این بود که آقای موسوی هم یک چیزی می گوید و مثل آنهایی که قبلا آمدند و گفتند انجام نمی دهد. نمی گفت که شکل گیری شوراها منفی است. می گفت اینها کار را شروع می کنند و بعد می بینند که کار سختی است و این کار را انجام نمی دهند. اما بالاخره نهاد شوراها که در حقیقت توزیع قدرت در لایه های زیرین جامعه بود شکل گرفت. بالاخره این شورای شهر یعنی قریب ۱۱۴ هزار عضو اصلی و قریب به ۵۰ و چند هزار عضو علی البدل در شهرها و روستاها در سرنوشت جامعه صاحب سهم و تصمیم گیر شدند. ممکن است بگویید که در شرایط فعلی ما اصلاح طلبان نمی توانیم عضویت شورای شهر یا مثلا مجلس را داشته باشیم، نهاد مردمی شورا هم انحصاری شده است، بنده می گویم اینگونه نیست و اصلاح طلب و غیر اصلاح طلب در شورا حضور دارند و ثانیا در هر حال این نهادسازی های ما اثرات خودش را دارد و بالاخره امروز نهادی به نام شورای شهر در هر جایی از طرف مردم تصمیم گیرنده است.

معاون سابق رئیس دولت اصلاحات در خصوص میزان موفقیت و عدم موفقیت دولت اصلاحات تصریح کرد: ممکن است گفته شود خواسته های ما صددرصد عملی نشد. من هم موافق هستم. همینطور که ما با شعار زنده باد مخالف من خیلی چیزها را تحمل کردیم. ما می خواستیم یک منش قابل قبول برای آحاد جامعه جا بیاندازیم که سلیقه های مختلف وجود دارند و تنوع سلیقه ها یک اصل است. این که مثلا امکان دارد من نگاهم به فرهنگ، هنر، نوع تعامل حکومت با مردم یا سیاست خارجی با دوست دیگری متفاوت باشد. می خواستیم این را جا بیاندازیم که جامعه ما همینطور که سلیقه بنده را می شنود و می بیند ، سلیقه آن آقا را هم بشنود و ببیند.  این حرف ما بوده و من فکر می کنم همین که امروز می بینیم نوع برخوردهای انسدادی و خشونت آمیز بعنوان یک عمل منفی تلقی می شود به خاطر همین فرهنگ سازی هاست و اگر این فرهنگ حاکم نشده بود، این روزها ما نمی توانستیم در این حد هم حرفها را بزنیم. مثلا بعد از مدتی که روزنامه شرق را محدود می کنند، بالاخره مجبور می شوند مساله را ببرند در دادگاه و دادگاه هم روزنامه را تبرئه کند. این ها به خاطر همین فرهنگ سازی است. نمی خواهم بگویم اینها همه حاصل کار ما بوده و به خودمان نمره بدهم اما میخواهم بگویم یادمان باشد که ما کجا بودیم و امروز کجاییم. امروز یک سری مسائل دیگر جزئی از فرهنگ جامعه شده است که هرکس بخواهد با آن مقابله کند با کل جامعه در می افتد. بنابراین نمی توانیم بگوییم آن چیزی که از خرداد ۷۶ تا الان اتفاق افتاده دست آوردی نداشته است؛ بله همه‌ی آنچه می خواستیم محقق نشد ولی آنچه محقق شد جامعه ما را خیلی جلو برد و امروز جامعه سال ۹۱ با جامعه سال ۷۵ کاملا متفاوت است در این سالهای اخیر که به اعتقاد من نتیجه کارکرد جریان اصلاحات است.

باز بودن عرصه برای انتخاب‌کنندگان و انتخاب‌شوندگان از الفبای انتخابات است
در ادامه جلسه یکی دیگر از اعضای سازمان دانشجویی حزب اسلامی کار در خصوص انتخابات طرح مساله کرد و گفت: در محافل مختلف خیلی در مورد انتخابات آزاد بحث می شود. همچنین بحث هایی در مورد این‌که در انتخابات کاندیدا معرفی کنیم یا کاندیدا معرفی نکنیم یا این که در چه شرایطی این کار را بکنیم. شما زمانی وزیر کشور بوده اید و با انتخابات سروکار داشته اید. به نظر شما با مساله انتخابات چطور باید برخورد کرد؟
وزیر سابق کشور در پاسخ به این سوال توضیح داد: خیلی ساده است و واقعا انتخابات آزاد چیز پیچیده ای نیست. انتخابات یعنی عرصه ای برای گزینش. پس اولین شرطی که انتخابات آزاد دارد این است که انتخاب کننده میدان گزینشش باز باشد و بتواند بین سلیقه ها و افراد مختلف، کسی که می پسندد را انتخاب کند. از سوی دیگر کسانی که در خودشان توانایی انجام کار را می بینند این فرصت را پیدا بکنند که خودشان را در معرض گزینش دیگران قرار دهند. یعنی عرصه برای انتخاب شوندگان و انتخاب کنندگان باز باشد که الفبای این مساله است.  حالا اگر کسی بگوید عرصه و زمینه باز است ما هم می گوییم انشاء الله. برای هر چیزی یک علامتی است. اولین علامتی که در این مساله می شود روی آن تکیه کرد این است که شما که می گویید انتخاب کنندگان می توانند از کاندیداهای مختلف با سلیقه های مختلف کسی را که می پسندند انتخاب کنند پس یعنی احزاب و تشکل هایی که گرایشات مختلف دارند امکان حضور و فعالیت داشته باشند تا بتوانند کاندیدای مورد نظرشان را مطرح بکنند. رسانه به شکل مساوی برای همه وجود داشته باشد؛ نه به این معنی که مثلا اگر آقای کمالی یک روزنامه داشت حتما عبدالواحد موسوی هم یک روزنامه داشته باشد. منظور این است که زمینه برای بهره گیری از رسانه ها اعم از رسانه ملی و غیره برای همه سلیقه ها باز باشد. ایده آلی هم نمی خواهیم فکر کنیم و نمیخواهیم شعار بدهیم یا شعری بگوییم که در قافیه اش بمانیم. می گوییم بالاخره یک مجموعه های سیاسی هستند که قانون اساسی را بعنوان میثاق ملی قبول دارند. لااقل همه آنهایی که پایبند به قانون اساسی هستند و این چتر را بالای سرشان گرفته اند بتوانند در عرصه گزینش یا انتخابات حضور پیدا بکنند. حالا اگر رسانه ی ملی ما شد رسانه یک جریان خاص، این یک علامت منفی است. اگر رسانه های دیگر از جمله رسانه های دیجیتالی متعلق به یک جریان سیاسی نتوانستند فعال شوند و همزمان از بیت المال ده ها سایت راه اندازی شد برای فحش دادن و دروغ پراکنی و هتاکی به یک جریان و آن جریان هم هیچ رسانه ای برای پاسخگویی نداشت. اگر احزاب و تشکل های رقیب و مدعی که می خواهند زیر چتر قانون اساسی فعالیت کنند اجازه کار پیدا نکردند و نتوانستند نشست ها،  کنگره و میتینگ هایشان را برگزار کنند و فعالیت سیاسی داشته باشند این هم یک علامت منفی خواهد بود. حالا اگر این علامت های منفی را دریافت کنیم به این معنی است که برای انتخاب کننده و انتخاب شونده عرصه آماده ای نیست. این درست نیست که دست و پای کسی را ببندیم و بعد بگوییم بیا در دوی ماراتن شرکت کن چون نمی تواند شرکت کند.

ما شرط نداریم، انتخابات شرایط دارد
موسوی لاری با تاکید بر اهمیت مساله و مفهوم انتخابات برای اصلاح طلبان ادامه داد: فلسفه وجودی اصلاح طلبان با انتخابات گره خورده است. نمی شود مدعی اصلاح طلبی باشیم و بگوییم در انتخابات شرکت نمی کنیم. اصلاح طلب باید در انتخابات حضور داشته باشه تا بتواند اصلاح کند. ولی وقتی که دست و پایش را بستند و آن علائمی که گفتیم وجود نداشت، شرایط است که به او دیکته می کند که نمی تواند به این عرصه بیاید. اما وقتی که احزاب و رسانه ها فعال بشوند و امکان حضور و عرضه ی دیدگاه ها و سلیقه ها فراهم بشود، ما حتما باید در انتخابات شرکت کنیم و نمی توانیم شرکت نکنیم. آن زمان می رسیم به مرحله بعد که آیا در آن شرایط مثلا کاندیدای ما رای می آورد یا خیر. تخریبش می کنند یا خیر. تاییدش می کنند یا نمی کنند. این مرحله ی بعدی است که من نمی خواهم الان واردش بشوم. انتخابات یعنی اینکه ما و شما و آنها و دیگران و هر کسی که طبق قوانین می خواهد فعالیتی بکند دستش برای فعالیت زیر چتر قانون اساسی باز باشد و اگر باز نبود طبیعتا انتخابات مفهوم خودش را از دست می دهد.

وی گفت: نگویید نمی خواهند به عرصه انتخابات بیایند. ما حتما می خواهیم بیابیم. باید بیاییم، اصلا نمی توانیم بگوییم که نمی آییم اما شرط دارد. شرطش هم شرط ما نیست. خود انتخابات شرایطی دارد. نه اینکه من فعال سیاسی شرایطی داشته باشم. این انتخابات است که تعریف و ویژگی هایی دارد و اگر آن ویژگی ها رعایت نشود زمینه ای برای انتخاب و گزینش باقی نمی ماند که اصلاح طلب بیاید، یا اصولگرا بیاید یا دیگری.

جامعه دانشجویی باید طلبکار باشد
وزیر کشور دولت اصلاحات در نقد و آسیب شناسی برنامه های اصلاح طلبان در ادوار گذشته انتخابات گفت:  قطعا هرکسی که وارد صحنه سیاسی می شود موفقیت هایی دارد و اشتباهاتی؛ و اگر مجددا خواست پا به عرصه گذارد یا وارد انتخابات می شود باید خودش را هم برای مناظره و دفاع از گذشته و پذیرش اشتباهات آماده کند و هم برای ارائه برنامه به مردم. احزاب و تشکل های عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات اگر بخواهند فعال شوند باید برنامه شان برای اداره کشور را به مردم ارائه کنند. رای دهنده انتظار دارد که هر کس وارد میدان شد حرف های جدی بزند و برنامه داشته باشد. به نظر من این را شما باید بعنوان یک مجموعه طلبکار دانشجویی بخواهید. جامعه دانشجویی باید طلبکار باشد.

وی ادامه داد: ما یک کارنامه داریم که روشن است. دولت و جریان اصلاحات بوده که سند چشم انداز بیست ساله را تهیه کرده است. اصلاحات جریانی بوده که برنامه سوم و چهارم توسعه را با اعداد و ارقام مشخص و با اهداف تعریف شده ارائه و عملیاتی کرده است. قاعدتا اگر بخواهد وارد عرصه بشود از تجربیاتش هم استفاده می کند و برنامه ارائه می کند. البته قرار بود که سال اول برنامه ی چهارم توسعه سال ورود به سند چشم انداز توسعه باشد ولی متاسفانه آن پایه ها به نوعی تخریب شده است. در این شرایط اگر دوستان ما مجالی برای حضور پیدا کنند و بخواهند برنامه ارائه دهند باید یک بار دیگر متناسب با شرایط امروز برنامه تهیه کنند.


یک پاسخ به “موسوی لاری: ما شرط نداریم، انتخابات شرایط دارد”

  1. محبوبه گفت:

    بابا موسوی لاری جون
    حتی سید اصلاحات زمینه رو هم فراهم نمیبینه