10 میلیارد خسارت و مرگ 4460 شهروند تهرانی در اثر آلودگی هوا/ اراده ای برای حل مشکل نیست
چکیده :در سال 90 حدود 2318 مورد مرگ به علت ذرات معلق کمتر از 2و نیم میکرون و 2142مورد مرگ مربوط به ذرات معلق کمتر از 10میکرون بوده است. همچنین ميزان خسارت آلودگي هوا در كلانشهرها 10 ميليارد دلار و در شهر تهران سه ميليارد و 300 ميليون دلار برآورد شده است. اين هزينه يا به عبارتي خسارت، 20 درصد توليد ناخالص داخلي را به خود اختصاص ميدهد و البته در كنار آن، هزينههايي هم وجود دارد كه هر يك روز تعطيلي ناشي از آلودگي هوا به اقتصاد تحميل ميكند و به طور قطع در اين آمار وجود ندارد....
کلمه – گروه خبر: در حالی که آلودگی های تهران سالانه بیش از چهار هزار قربانی می گیرد و 10 ميليارد دلا ر خسارت وارد می کند، مديرعامل شركت كنترل كيفيت هواي تهران می گوید «ارادهای برای رفع این مشکلات در دستگاههای مسئول وجود ندارد».
مشاور وزیر بهداشت با اشاره به افزایش 30درصدی مراجعات بیماران قلبی طی چند روز گذشته به بیمارستانها گفت: در سال 90 حدود 2318 مورد مرگ به علت ذرات معلق کمتر از 2و نیم میکرون و 2142مورد مرگ مربوط به ذرات معلق کمتر از 10میکرون بوده است.
به گزارش مهر، حسن آقاجانی دربرنامه تلویزیونی نبض ضمن اعلام آمار مرگ و میر منتسب به آلودگی هوای پایتخت در سال گذشته، گفت: آلودگی هوا مسئلهای ملی است. در این زمینه ملاک ما قانون است و دستگاههای مربوطه باید به وظایف خود عمل کنند.
وی در پاسخ به این سوال که چرا وزارت بهداشت در مواقع آلودگی هوا تنها به هشدار برای گروههای خاص بسنده میکند، گفت: تا قبل از قانون برنامه دوم توسعه نقشی برای وزارت بهداشت در زمینه آلودگی هوا در نظر گرفته نشده بود، اما از زمانی که در این نقش حضور یافته، به نحو احسن وظیفه خود را ایفا کرده است. وزارت بهداشت به عنوان متولی نظام سلامت وظیفه ارتقای سلامت مردم را بر عهده دارد.
به گفته مشاور وزیر بهداشت و مدیرکل دفتر وزارتی، طی چند روز گذشته و به دنبال افزایش آلایندههای هوایی، حدود 10درصد میزان ماموریتهای اورژانس 115به دنبال افزایش آلایندههای هوایی، اضافه شده است و این باری اضافی برای وزارت بهداشت ایجاد میکند. این درحالیست که هر ماموریت اورژانس 80هزار تومان بار مالی برای وزارت بهداشت به دنبال دارد. وزارت بهداشت به عنوان بخشی که باید به سلامت مردم رسیدگی کند، ماموریتهای خود را به درستی انجام میدهد.
وی با اشاره به افزایش بار مراجعات قلبی و تنفسی به بیمارستانها در پی تشدید آلایندههای هوایی، گفت: در برخی بیمارستانها از جمله مرکز قلب تهران طی چند روز اخیر مراجعات قلبی حدود 30 درصد افزایش داشته است. در مجموع کهنسالان و افراد دارای بیماریهای زمینهای و تنفسی در معرض خطر بیشتری قرار دارند.
مشاور وزیر بهداشت و مدیرکل دفتر وزارتی افزود: وزارت بهداشت در کمیته و کارگروه کاهش آلودگی هوا حضور فعال دارد. نگاه ما به مسائل، کارشناسی است. ضمن آنکه هشدارهای لازم را به مردم و مسوولان مربوطه ارائه میدهیم، موارد لازم را هم پیگیری میکنیم. هشدار به مردم و دستگاههای مربوطه، جزو وظایفی است که قانون بر عهده وزارت بهداشت گذاشته است.
آقاجانی درباره آمار مرگ و میر منتسب به آلودگی هوا، گفت: آماری که در این زمینه وجود دارد کم نیست. بر اساس اعلام سازمان جهانی بهداشت روزانه 8هزارنفر در دنیا به علت آلودگی هوا جان خود را از دست میدهند.
وی با اشاره به آمار مرگ و میر منتسب به آلایندههای ذرات معلق کمتر از 2 و نیم و 10میکرون در تهران نیز گفت: حدود پنج درصد کل علل مرگ و میر را ذرات معلق کمتر از 2و نیم و 10میکرون تشکیل میدهند. در سال 90 حدود 2318 مورد مرگ به علت ذرات معلق کمتر از 2و نیم میکرون (PM) و 2142مورد مرگ مربوط به ذرات معلق کمتر از 10میکرون (PM) بوده است که با توجه به شرایط آب و هوایی تهران و تکالیفی که برای مجموعهها و دستگاههای مختلف در نظر گرفته شده، حتی یک مورد مرگ هم زیاد است.
آقاجانی با اشاره به ماده قانونی مبنی بر لزوم پرهیز از تاسیس کارخانجات تا شعاع 120کیلومتری شهرها، ادامه داد: بر اساس مصوبه شورای عالی سلامت و امنیت غذایی، هر صنعت بزرگی برای فعالیت در کنار شهرها باید پیوست سلامت داشته باشد. در مجموع کار وزارت بهداشت در کارگروههای آلودگی هوا، ارائه راهکارهای علمی و دفاع از حقوق مردم است. پیگیریهای لازم در این زمینه را نیز انجام میدهیم.
ارادهای برای رفع این مشکلات در دستگاههای مسئول وجود ندارد
مديرعامل شركت كنترل كيفيت هواي تهران می گوید «ارادهای برای رفع این مشکلات در دستگاههای مسئول وجود ندارد».
فکر میکنید که آلودگی هوا چقدر باید فاجعه به بار بیاورد تا این معضل را جدی بگیریم؟
آلودگی هوا همیشه فاجعهبار بوده است. از آنجا که میزان مرگومیر ناشی از آلودگیها آنی نیست یا اینگونه تلقی نمیشود، خیلی نسبت به آن حساسیت وجود ندارد. اگر آمار بیمارستانها و یا متوفیات بهشت زهرا بهویژه در روزهای اوج آلودگی مورد بررسی قرار گیرد، قطعا شاهد آمار حیرتآور حملات قلبی و مرگومیر ناشی از بیماریهای تنفسی خواهیم بود. بنابر این فاجعه در حال وقوع است.
اگر بخواهیم در این مورد کمی علمی صحبت کنیم تاکنون چه اقداماتی برای رفع آلودگی هوا صورت گرفته است؟
بله بگذارید فارغ از سیاهنمایی این پدیده را مورد بررسی قرار دهیم. ما در طول سالها فعالیتمان برای رفع آلودگی هوا، اقداماتی نیز انجام داده و موفقیتهایی هم بهدست آوردهایم؛ بهعنوان مثال حذف سرب از بنزین یکی از موفقیتهایی بود که در سال82 بهدست آوردیم؛ پس از آن سرب از هوای تهران حذف شد. بهعنوان مثال وقتی حدود 10سال پیش شاخص آلودگی هوای تهران را بررسی میکردیم، مونواکسیدکربن همیشه بالاتر از حد استاندارد بود. این در حالی است که در حال حاضر حتی در بدترین شرایط پایداری هوا و وارونگی دما، مونواکسیدکربن از حد استاندارد تعیین شده بالاتر نمیرود. بنابراین میتوان گفت ما در بخشهایی نیز موفق بودهایم.
من معتقدم که برای آلودگی هوای تهران کارهایی انجام شده است اما شتاب لازم را نداشته و گاهی هم فراموش میکنیم که چنین مشکلی وجود دارد. اگر ما براساس قوانین گذشته پیش میرفتیم هماکنون باید استاندارد یورو چهار را برای خودروهایمان بهکار میبردیم یا در مهرماه سال90 باید سوخت یورو چهار تولید میکردیم که متأسفانه این اتفاقات نیفتاد. بهنظر میرسد که دستگاههای ذیربط خیلی برای اجرای چنین اقداماتی ضرورتی احساس نمیکنند. بگذارید به این سخن برگردیم که ما در حال حاضر با فاجعه روبهروییم و زمانی که بخواهیم این مشکل را حل کنیم، مسلما قادر به انجام آن خواهیم بود. حل این مشکل نه رؤیایی است و نه دستنیافتنی. اگر بخواهیم، قابل حل است. متأسفانه تاکنون نخواستهایم.
از قرار، اخیرا قانونی جدید تصویب شده است که به حل آلودگی هوا اختصاص دارد.
بله. قانون اخیر هم قانون خوبی است. صرفنظر از برخی مفاد فانتزی، در مجموع نقاط مثبتش به نقاط ضعفش برتری دارد.
منظــورتان از فانتــزی، غیرقابلاجرایی است؟
بله. مثل بند 19 این قانون که در آن آمده است: اگر هوا در شرایط هشدار قرار گیرد، وزارت نیرو موظف است با باروری ابرها موجبات بارندگی و رفع آلودگی را فراهم کند.
یعنی این بند در این قانون آمده است؟
بله. این قانون، مصوب هیأت وزیران است. در طول سال گذشته و حتی سالجاری ما شرایط هشدار داشتیم. اما آیا وزارت نیرو توانسته به وظیفهاش عمل کند و ابرها را بارور کند؟ یا در یکی از بندها به آبپاشی با هواپیما اشاره شده است یا استفاده از روشهای یونیزاسیون. منطقی آن است که در آلودگی هوا ببینیم شهرهای آلوده جهان چه کار کردهاند و ما هم از همان تجارب بهره بگیریم. قرار نیست روشی نو اختراع کنیم. درست است که در بخشهای مختلف دانش، وضعیت خوبی داریم اما در این بخش نمیخواهیم و نمیتوانیم مرزهای دانش را جابهجا کنیم. ما اگر بتوانیم تجارب موفق دنیا را به خوبی عملی کنیم، قطعا موفق خواهیم بود.
آمارهای روزهای سالم و ناسالم شما با وزارت بهداشت اندکی متفاوت است. دلیل این تفاوت در چیست؟ آیا از استانداردهای متفاوتی پیروی میکنید؟
این بیشتر یک اختلافنظر بین وزارت بهداشت و سازمان محیطزیست است. وزارت بهداشت حداکثر میزان آلایندگی ثبتشده در ایستگاهها را بهعنوان شاخص میشناسد اما سازمان محیطزیست متوسط آلودگی ثبت شده در چند ایستگاه را ملاک قرار میدهد. این ماجرا با توجه به جلسات متعدد این دو نهاد هنوز حل نشده است. نکته دوم هم در این است که وزارت بهداشت مبنای تعیین روزهای سالم و ناسالم را استانداردهایی میداند که در سال 88 به تصویب رسیده است که این موضوع هم محل اختلاف وزارت بهداشت و سازمان محیطزیست است. ما هیچ حساسیتی نداریم، چراکه یک نهاد فنی هستیم. تفاوت در نگرش دونهاد عمده کشور یعنی وزارت بهداشت و سازمان محیطزیست باعث این تفاوت در ارائه آمار است. اما من اعتقاد دارم که آنچه وزارت بهداشت میگوید، درست است چون از نظر سلامت، باید تابع این وزارتخانه بود؛ چرا که این وزارتخانه متولی بهداشت و سلامت جامعه است.
اما این وزارتخانه در برخی مواقع خوب عمل نمیکند. بهعنوان مثال آمارهای اعلامشده از مرگومیر ناشی از آلودگی هوا را نمیپذیرد و بهنظر میرسد اقدامی در اینباره هم انجام نمیدهد.
این درست نیست. آقای دکتر نداف، مدیرکل بخش سلامت وزارت بهداشت، یک کار علمی خوب دارند که بهصورت مرتب انجام میدهند. وی و مجموعه تحت امرش براساس یک مدل جهانی به نام Air Q آمار دقیقی از میزان مرگومیر منتسب به آلودگی هوا استخراج کرده و آمارش را هم ارائه دادهاند. مدل Air Q یک مدل ثابت شده و استاندارد سازمان بهداشت جهانی است. این آمار توسط وزارت بهداشت میتواند مورد استناد قرار گیرد. همچنین این آمار در اختیار مجلس و سایر نهادها از جمله شورای شهر تهران گذاشته شده است.
هر دو ساعت یک تهرانی بر اثر آلودگی هوا میمیرد. بهنظر شما کارخانههای خودروسازی در برابر این اتفاق نباید کمی مسئولیتپذیرتر باشند؟
مسلما ما باید یک بازنگری اساسی بر مدیریت آلودگی هوا داشته باشیم. برای نخستین بار در سال79 استاندارد خودروها در کشور ایجاد شد؛ یعنی حدودا 12تا 13سال است که خودروهای ما تحت یک استاندارد مشخص تولید میشوند. قبل از آن هیچ استاندارد و نظارتی نبود. به همینخاطر باید یک بازنگری اساسی در تولید و نگهداری صورت گیرد. یک بند قانونی هست که از ابتدای امسال مراکز خدمات پس از فروش با نظارت وزارت صنایع باید کاتالیست خودروها را تأمین میکردند. متأسفانه تاکنون حتی یک کاتالیست تأمین نشده است. بنابراین من معتقدم که واحدهای صنعتی مسئولیت اجتماعی لازم را به دوش نمیکشند. در بسیاری از کشورهای دنیا کاتالیس یک قطعه با گارانتی مادامالعمر است چرا که آلودگیها را کنترل میکند.
10 ميليارد دلا ر خسارت آلودگي هوا
گفته شده است كه ميزان خسارت آلودگي هوا در كلانشهرها 10 ميليارد دلار و در شهر تهران سه ميليارد و 300 ميليون دلار برآورد شده است. اين هزينه يا به عبارتي خسارت، 20 درصد توليد ناخالص داخلي را به خود اختصاص ميدهد و البته در كنار آن، هزينههايي هم وجود دارد كه هر يك روز تعطيلي ناشي از آلودگي هوا به اقتصاد تحميل ميكند و به طور قطع در اين آمار وجود ندارد. اما آيا برآورد جديدي از ميزان خسارتهاي آلودگي هوا وجود دارد؟ اين موضوع، سبب شد تا «اعتماد» به گفتوگو با يوسف رشيدي، مديرعامل شركت كنترل و كيفيت هواي تهران بپردازد و وي از عوامل موثر در اين موضوع بگويد.
جناب رشيدي آيا برآورد جديدي از خسارت آلودگي هوا داريد؟
خير، متاسفانه آمار به روز نشده است. آخرين آماري كه داريم مربوط به 2 سال پيش است كه بانك جهاني داده كه خسارت كلانشهرها را 10 ميليارد دلار و تهران را 3/3 ميليارد دلار برآورد كرده است. چراكه ما بايد خودمان اين آمار را بهروز كنيم. اما آمار موجود را شما ميتوانيد از وزارت بهداشت راجع به مرگ و ميرها بگيريد كه مرتبط با تهران و شهرهاي بزرگ است.
يعني شما هيچ گزارش جديدي نداريد؟
متاسفانه بله، اگر آماري وجود داشت، حتما ارائه ميكردم. ما دستگاهي هستيم كه كار اصليمان سنجش آلودگي است. بخشي كه مرتبط با خسارت است را بايد بخشهاي اقتصادي كشور برآورد كنند و اين اطلاعات را با همكاري بخشهاي بهداشتي به دست آورند؛ يعني آمار مرگ و مير و مشكلاتي كه بيماريها ايجاد ميكنند. اين آمارها را بايد اين بخشها ارائه كنند.
موضوع آلودگي هواي تهران مساله كماهميتي نيست، چرا نبايد برآورد جديدي وجود داشته باشد؟
اين كار در توان و تخصص ما نيست. اين موضوع را بايد از سازمان محيطزيست و وزارت بهداشت سوال كنيد.
با توجه به برآوردهايي كه به طور قطع در سازمان شما وجود دارد، سهم بنزين را در آلودگي هوا چند درصد ميدانيد؟
اينطوري نميشود جواب سوال را داد. الان ميگويم چرا نميشود همينطوري به شما پاسخ بدهم؛ شما فرض كنيد بنزين بسيار مرغوب توليد كنيد و بنزين را در خودرويي كه استاندارد نباشد، بريزيد. به طور قطع اين خودرو آلودگي هوا ايجاد ميكند و هيچ ربطي هم به بنزين ندارد. ولي شما اگر بنزين را در مخزن خودرويي بريزيد كه با استانداردهاي مناسب كار ميكند، به طور قطع آلودگي هوا كم ميشود، بنابراين سوخت به خوديخود نميتواند يك عامل اصلي در آلودگي هوا باشد؛ كما اينكه وجود بعضي ناخالصيها در بنزين و گازوييل داراي گوگرد ميتواند آلودگي ايجاد كند، اما بنزين به خوديخود آنطوري كه فكر كنيم اصليترين عامل آلودگي هواي تهران است، نيست. به نظر من اصليترين مشكل آلودگي هواي تهران اين است كه خودروهايي كه تردد ميكنند، استاندارد مناسبي ندارند. در حال حاضر موتوسيكلتهايي كه تردد ميكنند، استاندارد مناسبي ندارند. حالا نه اينكه بگوييم بنزين ما يك چيز خيلي خارقالعاده و خوبي است، اما در حد متوسط خوب است.
بالاخره الان اصلا بنزين پاك در جايگاهها عرضه نميشود.
اصلا بنزين پاكي در دنيا وجود ندارد. بنزين مجموعهيي از هيدروكربن است كه اگر به صورت نسوخته وارد هوا شود، ميتواند آلودگي ايجاد كند. بنزين حتما بايد در موتور خودروها به صورت كامل بسوزد و اگر يك مقداري باقي بماند، در كاتاليستها تبديل به مواد بياثر شود.














با عرض معذرت از همشهریان تهرانی باید بگویم اگر تهرانیها زنده بودند نمی مردند متاسفانه تهرانیها قبل از مرگ به دلیل ترس از حکومت مرده اند و این اغاز ذلت مردم پایتخت است .