چرا آش ۹دی امسال از هر سال شورتر شد؟
چکیده :جریان اقتدار از یک بی اخلاصی و ریاکاری بزرگ نسبت به شعارهایش در رنج است که پاشنه آشیل این جریان خواهد شد. همین موضوع هم به مرور هواداران عادی این چریان را دچار سرخوردگی و ریزش خواهد کرد. دعوا سر گرفتن جای بیشتر بر سر سفره ای است که نان و آب دارد. برای رسائی ها 9 دی محلی است برای فرار از اتهام بی هویتی....
کلمه- علی بردبار:
امسال به بهانه نهم دی، برنامه های جریان تحجر در حوزه های مختلف از جمله در صدا و سیما با شدت و حدت بیشتری نسبت به سال گذشته برگزار شد. این در حالی است که تحرک بیرونی جنبش سبز نسبت به گذشته کمتر نمود بیرونی دارد و از این جهت ارزیابی این همه مانور و داغ شدن بحث های ضد جنبش می تواند قابل توجه باشد.
برای این موضوع می توان دلایل متعددی برشمرد و برای هر کدام به تفصیل بحث کرد. اما در حد طرح بحث، برخی دلایل آن به اجمال این گونه به نظر می رسند:
دلیل آتش بیاران معرکه: نهم دی، هویتی برای بی هویت ها
مرور اجمالی بر اسامی کسانی که در این داغ کردن عجیب و غریب نهم دی اصرار دارند، راهی است برای تحلیل چرایی بخشی از این پدیده. اکثر فعالان این ماجرا را کسانی تشکیل می دهند که به جبهه پایداری و کسانی که به سوم تیری ها مشهورند، وابسته اند. این طیف خود را زیر مجموعه مصباح یزدی تعریف کرده و از مشکلی اساسی در بحث با رقبایشان همواره در رنج بوده اند. آنها فاقد هویت و پیشینه انقلابی برجسته اند، نسبتشان با بنیانگذار جمهوری اسلامی دور است، در جنگ تحمیلی حضور متوسطی داشته اند و در ماجراهای بعد از انقلاب ردپای قابل اعتنایی از آنها به چشم نمی خورد، اما با همه این بی پشتوانگی ها جاه طلبی وسیعی برای در دست گرفتن همه امور کشور دارند. تحلیلشان هم به درستی بر این قرار گرفته که اگر در این مقطع جای پای محکمی برای خود ایجاد نکنند، در شرایط آرامش که منطق و بحث های اثباتی و ایجابی محور رقابت می شوند، چیزی در چنته نخواهند داشت. پس حفظ فضای آشوب و پرتنش حول بحث “قتنه” را برای خودشان بسیار پرفایده می دانند.
درباره این موضوع دقت به سخنان اخیر محمدباقر قالیباف به مناسبت 9 دی قابل توجه است. او گفت “امروز عدهای آنچنان از دفاع مقدس حرف میزنند که به جای آنکه میراثدار انقلاب باشند، میراثخوار انقلاب شدهاند و امروز عدهای میراثخوار حماسه ۹ دی هستند که در واقع همان جو فروشان گندم نما هستند و امروز مواضعشان نسبت به رهبری دیده میشود در حالی که ۴ سال قبل این طور نبود.” او در چارچوب منطق و ادبیات جناح راست، به عدم حضور شورکنندگان آش 9 دی در ماجراهای 18 تیر و تحصن نمایندگان مجلس ششم اشاره کرد و نبود آنها را در کنار تندروهای آن زمان به رخ کشید تا بگوید “اگر قدح برایشان برنگردد خودشان سران فتنه پیش رو میشوند.”
این سخنرانی قالیباف اگرچه پر از ناجوانمردی نسبت به مردم سبز اندیش و همراهان جنبش سبز بود، اما می تواند نشان دهد که این تندی ها نیز برای عقب نماندن از غافله همان “میراث حواران” است. او بر خلاف سال 84 که سعی کرد محبوب جامعه و طبقه متوسط شود، نشان داد که پیام حکومتی 22 خرداد 88 را دریافته و در پی کسب رای خاصی است که خودبخود بقیه رای ها را برایش مهندسی خواهد کرد و نیازی به جلب میلیون ها نفر ندارد. او همانقدر برای کانون اصلی قدرت حکومتی ریاکاری می کند که فکر می کند جبهه پایداری ها به مدد آن در حال پیشی گرفتن از سایر رقبای اقدارگرایشان هستند. لذا در این رقابت او در پاسخ به اتهام “ساکتین فتنه” به تندروی های گذشته خودش اشاره می کند و به آنها می گوید آن زمان شما کجا بودید!
جنس این بحث ها نشان می دهد که جریان اقتدار از یک بی اخلاصی و ریاکاری بزرگ نسبت به شعارهایش در رنج است که پاشنه آشیل این جریان خواهد شد. همین موضوع هم به مرور هواداران عادی این جریان را دچار سرخوردگی و ریزش خواهد کرد. دعوا سر گرفتن جای بیشتر بر سر سفره ای است که نان و آب دارد. برای رسائی ها 9 دی محلی است برای فرار از اتهام بی هویتی. به همین دلیل هم برخی تلاش دارند آن را انقلاب اسلامی و همپای 8 سال دفاع مقدس در برابر تجاوزگر خارجی در ادبیات درون گفتمانی اقتدارگرایان جا بیندازند. شهید سازی های امسال نیز در چارچوب همین تحلیل قابل درک است. آنها البته وارد این گفتگو نمی شوند که کدام یک از دو جریان جنبش سبز و به قول آنها فتنه و جریان سرکوب حکومتی در امتداد آن افتخار آفرینی ها بوده اند. آیا معیار حاکمان هستند یا ارزش های فراموش شده انقلاب که بر اساس آن باید حاکمان قضاوت شوند.
دلیل تحلیل گران رئالیست اقتدارگرا: واقعیت حیات جنبش سبز
اگرچه در دل شور کردن آش 9 دی، ریاکاری و اثبات وفاداری برای حاکمیت اهمیت بالایی دارد، ولی این گونه نیست که تحلیل گران جدی تر جریان حاکم، تنها به دلیل همراهی با تندروها و جاگیری بر سر سفره “مبارزه با فتنه” با آن همراهی کرده باشند. آنها نشانه های حیات جنبش سبز را می بینند، می دانند که در دل این سکوت خیابانی، ذهن ها در حال تعمیق مطالباتند. شبکه های اجتماعی محلی برای بحث و نقد درونی جنبش شده اند و تاثیر آن حتما در بروز و ظهورهای بعدی جنبش در قالب تقویت گفتمانی آن و خلاقیت و پختگی های روشی آن، خود را نشان خواهند داد. آنها می دانند که جنبش سبز هواداران میلیونی خود را دارد و اگرچه اهل مبارزه ای که به خشونت گرایید، نیستند، اما دست از طلب برنداشته اند. نشانه های این ادعا هم نه در تظاهرات خیابانی که در گفتگوهای خیابانی مردم، مهمانی ها، دانشگاه ها، فضاهای مجازی و غیره قابل مشاهده اند. از قضا خشونتی که نسبت به جنبش مسالمت جوی سبز صورت گرفت، آن را به لحاظ روشی محافظه کارتر و به لحاظ دیدگاهی عمیق تر کرده است. تقریبا توافقات نانوشته و سازمان نیافته ای درباره “آنچه می خواهیم” در بستر شبکه های اجتماعی در حال شکل گیری است که این تحولی بزرگ نسبت به اغلب جریان های اعتراضی پیشین است که عمدتا بر نفی و نخواستن ها استوار بودند تا خواسته ها و مطالبات.
به همین دلیل است که آن را به درستی تهدیدی برای تمامیت خواهی خود می دانند و آرام نمی گیرند. آنها مانند چبهه پایداری ها شلوغ نمی کنند، اما نگرانند و چه بسا برخی از آنها می خواهند برای تحول بعدی ” پل بازگشت” برای خودشان گذاشته باشند اما تا آن زمان با هرگونه سرکوب جنبش به شرط برجسته نشدن خودشان موافقند.
دلیل دوزیست های دیپلمات: خروج از فشار و بقا
برخی از همراهی ها را نیز لزوما در تعلق خاطر برخی نیروها با جریان اقتدار و یا هم رایی آنها با “فتنه” خواندن جنبش مدنی مردم ایران نباید دانست. اخباری در دست است که برخی کسانی که در برابر دوربین های 20.30 و باشگاه خبرنگاران جوان قرار گرفتند، تحت فشار پنهان و از سر ناچاری، با توجه به عادتشان برای ماندن در جمع حاکمان، به این کار دست زده اند. ادبیات رسمی آنها، گویی که نامه ای اداری و فرمایشی را جلوی دوربین به عنوان انجام مناسک ماندن در حکومت ادا می کنند، به اندازه کافی گویاست. آنها شایسته سرزنشند اما در عین حال ترحم برانگیزند. جاه طلبی جبهه پایداری ها را ندارند، بعضا سوابقی هم دارند که مانع از آن می شود که دست به هر دریوزگی برای کسب قدرت بزنند، اما آنقدر وارسته نیستند تا در برابر آنچه خطا می دانند بایستند. چیزکی می گویند به این امید که از شر فشار آن طرف ماجرا خلاص شوند و یکی دو حکم مشاوره و عضویتشان در فلان جمع و شورا حفظ شود و راننده و ماشین در اختیارشان بماند. در عین حال می خواهند که سبزها هم درکشان کنند! آنها میان دار نمی شوند و به همان اندازه که شلوغ کارها فاقد خلوص در یقه درانی هایشان هستند، این جماعت نیز در کلام آرام و دیپلماتیکشان، ایمان به آنچه می گویند وجود ندارد.














سقوط اقتصاد، سقوط سیاست خارجی، نارضایتی مردم، دعوا بین خامنهای و احمدی نژاد، اینها نشان از سقوط و شکست نظام ولایت فقیه دارد، خامنهای و احمدی نژاد هر دو شکست خورده اند، و حرفی برای زدن ندارند، و به جز تبلیغات و پرخاش به مخالفان چیزی برای گفتن ندارند، چون خود را در حال سقوط میبینند.
یک سراب است اینجاست که فرق خدمت و خیانت اشگار میشه
مطلب بسیار دقیقی بود. با سپاس از نگارنده این مطلب.
و صد البته که
“در دل این سکوت خیابانی، ذهن ها در حال تعمیق مطالباتند”.
مبارزه مدنی، راهی است که با کمترین هزینه و در اسرع وقت، ما را بر سرنوشت خودمان حاکم خواهد کرد.
با مقالات متوالی، مبارزات مدنی و ماهیت و ملزومات آن را برای مردم تشریح کنید.
با سپاس.
9دی یه اتفاق استثنایی بود اونم به خاطر امام حسین بود وگرنه مردم اهل این کارها نبودن
هم وطن دست به دست هم دهیم
میهن خویش را کنیم آباد
از برکات دولت تقلب…و دروغ….وفساد…..
جالبه ! من خیلی دوست دارم در مورد این جنبش سبز بدونم ، البته گویا این هم اسلامیست ، و به سکولاریسم هم اعتقادی ندارد . البته اطمینان ندارم و دوست دارم بیشتر بدونم ازش.
به اعتقاد من جنبش سبز ضمن حفظ احترام ، ادیان گوناگون، دین را بوسیده و از سیاست جدا کند و آنرا بفرستد به جایگاه اصلی اش که مساجد است و روی تاقچه اتاق ها و مهمتراز همه دل مردم. سیاست نیاز به حقه بازی و کلک و پس هم اندازی دارد، یک سیاستمدار اغلب درونش با بیرونش متفاوت است. این مشخصات یک سیاستمدارو دیپلمات ورزیده است. اما اگر همین رویه را یک مذهبی سیاستمدار پیش گیرد، منفور جامعه و مردم
قرار می گیرد. ازهمه اینها گذشته این تجربه سی و چندین ساله ثابت کرد که حاکمی که پیشنماز هم باشد، قادر به اداره اجتماع و مملکت داری نیست. من به سهم خودم سبزی هستم که به جدایی دین و سیاست اعتقاد راسخ دارم. اگر کسی طالب پست ومقام است، لباس روحانیت را نباید آلوده کند. آنرا دربیاور و وارد میدان پر حیله و حقه سیاسی بشو. احترام دین را نگهدار وگرنه بزودی مردم همه رلغزش ها و خطاها و دزدی ها و قطاع الطریقی ها را از چشم دین و دینداران و آموزش های آنان خواهند دید.
برادر من این حرف های چیه که میزنی ؟؟؟؟
مگر پیامبر سیاستمدار نبود ؟ مگر امامان ما سیاستمدار نبودند . مگر رهبر و امام و مسئول یک امت و ملت نبودند ؟؟؟؟
مگر دین همان برنامه جامع زندگی نیست ؟؟؟ اگر جامع هست پس برای سیاست هم برنامه دارد .
اگر دین را از سیاست جدا کنیم خب چه کسی می خواهد قوانینش را مشخص کند ؟؟ من و شما ؟؟؟
واقعا متأسفم برای شماهایی که حتی یک ذره فکر نمیکنید .
جنبش سبز، جنبش تکثر آراء وبه رسمیت شناختن یکدیگره. من با این که خودم مسلمان هستم، جنبش سبز رو جنبشی اسلامی نمیدونم ودوست دارم تمام ایرانیان، بلکه دوست داران انسان در این جنبش به رسمیت شناخته بشن.
امپراطوری دروغ هنوز بعد ازسه سال نتونسته یه تیکه فیلم مستند از این همه دروغ راجع به توهین به ائمه وعاشورا روکنه.
خانم پانته آ
9 دی استثنایی نبود اوج افلاس در بسیج اجتماعی جاکمیت بود که با انهمه تبلیغات وتدارکات ار یک شهر 12 میلیونی ،تنها نوانستند جمعیتی جدود 300 هزار نفر گرد هم آورندوآنرا به دروغ وبا مونتاژ ،میلیونی عالب کنند.ولی تصاویر ماهواره ای آنها را کاملا رسوا نمود
سرتو از برف بیرون بیار بالام جان!!
بی هویتی صد بار بهتر از هویتهای جعلی و من در اوردی است . ادم تکلیفش معلوم است . حجت اسلام . ایت خدا .