بهره های 5/2 درصدی با سند ششدانگی؛ وامهای ترکمانچایی زیر پوست شهر
چکیده : نیاز به تامین مالی هم برای بنگاههای اقتصادی جدی است هم برای عامه مردم. بهطور طبیعی این بانکها هستند که باید پول را به فروش بگذارند اما بنا به دلایل مختلف نهادهای تامینکننده در کشور با لکنت و نقص در این خصوص مواجهاند. در این وضعیت حلقهها و محافلی شکل میگیرند که از این تقاضای بازار استفادهها میکنند....
در حالی که بدهکاران عمده بانکی از پس دادن بدهی های خود طفره می روند، موسسات مالی با بهره بالا امان از مردم بریده اند.
در بین آگهیهای روزنامهها شرکتهایی هستند که وامهایی که بانکها نمیدهند و مردم هم احتیاج دارند را تامین میکنند. معمولا آنانی که این قدرت را دارند تا در چنین فضای اقتصادی یک شبه، مثلا با خرید دلار و سکه به سودهای کلان برسند مشتریان این شرکتها هستند؛ آنانی که بازار را پیوسته رصد میکنند و رانت خبری هم دارند.
شرق که روز گذشته پس از بیش از سه ماه توقیف بر پیشخوان روزنامه فروشی ها آمد، نوشته است: نیاز به تامین مالی هم برای بنگاههای اقتصادی جدی است هم برای عامه مردم. بهطور طبیعی این بانکها هستند که باید پول را به فروش بگذارند اما بنا به دلایل مختلف نهادهای تامینکننده در کشور با لکنت و نقص در این خصوص مواجهاند. در این وضعیت حلقهها و محافلی شکل میگیرند که از این تقاضای بازار استفادهها میکنند.
یکی از آنها، شرکتهایی است که این روزها با نام«سرمایهگذار و تامین کننده»پا جای پای بانکها گذاشتهاند و 50 تا 90 درصد ارزش هر ملک یا دارایی را وام میدهند. پیدا کردنشان سخت نیست. نیازمندیهای روزنامهها این روزها سرفصلی با عنوان«سرمایهگذاری و تامین وام»دارند. در هر کدام نیز بالغ بر 150 شرکت شمارههای خود را به نمایش میگذارند. کمتر جایی در آنجا میتوان یافت که نام شرکت مربوطه در آن قید شده باشد. فقط شماره تلفن است. ترجیح دادهاند بدون ذکر نام، فقط به اصل موضوع بپردازند. اما یک کلمه در اغلب این تبلیغات خودنمایی میکند و آن پرداخت «فوری وام» است. حتی برخی پا را فراتر گذاشتهاند و با ذکر تامین مالی فقط در یک ساعت جذابیت بیشتری را به نمایش گذاشتهاند. برخی نیز شرعی بودن را چاشنی تبلیغ خود کردهاند.
رایجترین تامین مالی در حوزه ملک و مسکن انجام میشود. شماره تماس اولین شرکت را که مربوط به غرب تهران است، میگیرم. آقایی تلفن را برمیدارد. پس از گپ و گفتی سریع، بی توجه به صحبتها، سوالات خود را میپرسد.
ملک دارین؟
بله
چند متره؟
55 متر.
کجای تهرانه؟
پونک، سردار جنگل/قیمتش در حدود 150 میلیون.
سند شش دانگه؟
بله.
حالا که خیالش راحت شد که من واجد شرایط دریافت وام هستم، توضیحات خود را ارایه میکند:«ما 50 درصد ارزش ملک را به شما وام میدهیم (75 میلیون). شما موظف هستید که ماهانه اقساط خود را پرداخت کنید و در هر ماه دو و نیم درصد باید سود پول را بدهید. مدت زمان بازپرداخت وام هم زیر یک سال است (معمولا ده ماهه) و سند هم به عنوان وثیقه به نام سرمایهگذار میشود.»
کل شش دانگ؟
بله.
اما شما که 50 درصد مبلغ را به من وام میدهید پس چه نیازی است که کل سند به نام سرمایهگذار شود؟
او که متوجه ترس من شده میگوید:«البته جای نگرانی نیست زیرا یک قرارداد هم در محضر نوشته میشود که قرارداد برگشت نام دارد. طی این قرارداد زمانی که اقساط وام شما تمام شد سند به طور کامل به نام شما زده میشود.»
و اگر من نتوانستم اقساط خود را پرداخت کنم؟!
خانه به نام سرمایهگذار میشود.
یعنی باقی پول مرا برنمیگرداند؟
میتوانید پیگیری کنید و مابقی مبلغ ملک خود را از او بگیرید.
منظورتان از راه قانونی و مراجع قضایی است؟
نه، انشاءالله با گفتوگو حل میشود. تاکنون چنین مسالهای برای هیچیک از مشتریان ما پیش نیامده.
مبلغ وام طی چه مدتی باید بازگردانده شود؟ یکسال.
سودش چقدر است؟
5/2درصد ماهانه.
میخواهم تماس را به پایان برسانم که میگوید:«خانوم نترسید تاکنون چنین اتفاقی پیش نیامده. معمولا همه توانستهاند اقساط خود را پس دهند.»
در واقع با این مدل 75 میلیون وام به من پرداخت میشود و ماهی 9میلیون و 300 هزار تومان در اقساط ماهانه (ده ماهه) باید برگردانم. در مجموع 93 میلیون. این تازه به غیر از 5درصد کارمزد شرکت واسطه و 5درصد خرج محضر برای انعقاد قرارداد وام 75میلیونی، که در همان ابتدا از اصل وام کسر میشود. در واقع دریافت 65 میلیون تومان (از سوی متقاضی) در قبال پرداخت 93 میلیون تومان. ضمانت اما سند شش دانگ منزل 150 میلیونی است.
شرکت دیگری هم هست که در زمینه تامین سرمایه ملک فعال باشد. فرقی نمیکند که آن ملک مسکونی باشد یا تجاری.
باز هم مردی گوشی را برمیدارد و مانند اولی سوالاتی را مطرح میکند. بعد از اینکه مانند اولی، خیالش از بابت سند شش دانگ راحت شد، میگوید:«به ازای ملک مسکونی 70 درصد وام به شما داده میشود که طی 12 قسط باید آن را به ما برگردانید.»
ملک تجاری چطور؟
ملک تجاری با مسکونی فرق میکند. وامی که به این نوع سند تعلق میگیرد 35 درصد ارزش ملک است.
برای تعیین ملک ارزیاب میفرستید؟
بله.
در آگهی نوشته بودید که وام آزاد هم پرداخت میکنید، این دیگر چه نوع وامی است؟
وام آزاد توسط سرمایهگذاران شرکت تامین مالی پرداخت میشود اما وام بانکی را از بانکها میگیریم و به شما میدهیم. البته برای ما فرقی نمیکند، هر کدام را که شما بخواهید میتوانیم برایتان بگیریم.
این دو وام چه تفاوتی با هم دارند؟
دریافت وام بانکی زمانبر است اما وام آزاد را دو، سه روز به شما میدهیم.
مدت زمان بازپرداخت این دو وام با هم فرق میکند؟
بله. مدت زمان بازپرداخت وام بانکی طولانیتر است و نرخ سودش هم کمتر.
نرخ سود وامی که خودتان میدهید چقدر است؟
30 درصد سالانه.
معوق شدن وام این شرکت اما با آن دیگری متفاوت است. اینجا خانهای که به نام سرمایهگذار شده است در صورت معوق شدن اقساط، فروخته و مابقی مبلغ آن پس از کسر وام و سودش به صاحب ملک بازگردانده میشود.
برخی از این شرکتها به ازای طلا و سکه وام میدهند. خانمی گوشی را برمی دارد و خود را مدیر شرکت معرفی میکند، یعنی همان نامی که در پای آگهی درج شده بود.
وامی که به سکه و طلا داده میشود کمتر از وام ملک است. خانم مدیر میگوید:«90 درصد ارزش طلا و سکه به نرخ روز محاسبه و به عنوان وام به شما داده میشود. سود آن نیز 3 درصد است. کارمزدی هم ناقابل میگیریم که آن نیز جای تخفیف دارد.»
یعنی هم شما سود میگیرید و هم کارمزد؟
همه شرکتها به همین روش عمل میکنند.
خانوم جان سود که مال شرکت نیست، مال سرمایهگذار است. کارمزدی که دریافت میشود مال شرکت است. کارمزدش هم کم است به ازای هر یک میلیون بین 90 تا 120 هزار تومان کارمزد گرفته میشود که این نیز قابل مذاکره است. شما خیالتان راحت باشد، از شما کمتر هم میگیریم.
یعنی شما به عنوان شرکت واسطه بین سرمایه گذار و متقاضی عمل میکنید؟
بله.
اقساط در چه مدت زمانی باید تسویه شوند.
از 4 ماه تا 14 ماه. بسته به توان مالی شما قسطبندی میشود.
درواقع این شرکتها نیز مانند سایر شرکتها قراردادی منعقد میکنند که همه چیز را شفاف میکند. یکی از مواردی که در این قراردادها قید میشود این است که به ازای هر قسط مقداری طلا به فرد بازگردانده میشود. در صورتی که طلای موجود یک سرویس باشد به ازای هر چند قسط یک تیکه از سرویس به صاحب آن مرجوع میشود.
تاخیر در پرداخت اقساط قابل اغماض است به شرطی که به سرمایهگذار اطلاع داده شود و بدهیها هم طی چند روز صاف شوند. در این مواقع خطر از بیخ گوشتان گذشته است. اما اگر پرداخت اقساطتان به تاخیرهای وحشتناک چند ماهه بیافتد آن زمان است که طلاها را باید بر باد رفته بدانید؛ چرا که طبق همان قراردادی که بستهاید طلاها توسط شرکت برداشته میشوند. حالا اگر انصافی باشد مابقی طلا بعدا به شما بازگردانده میشوند.
اما فکر نکنید همان تاخیرهای چند روزه هم به همین آسانیها بخشیده میشوند. اغلب این شرکتها به ازای هر روز تاخیر 2هزار تومان به عنوان جریمه دیرکرد میگیرند.
برخی از شرکتها اما در محاسبه ارزش طلا روش جالبی دارند. از آنجایی که طلا این روزها نوسان شدیدی دارد و گاه بالا میرود و گاهی پایین میافتد، ارزش هر گرم طلا
10 هزار تومان کمتر از قیمت بازار محاسبه میشود تا سقوط طلا به هر میزان که باشد ریسک معامله را برای سرمایهگذار کاهش دهد.
لابهلای انبوهی از این تبلیغات، شرکتهایی هم پیدا میشوند که به ازای سیمکارت تسهیلات میدهند. این شرکتها نیز 90 درصد ارزش سیمکارت را وام میدهند. خانم منشی که این شرایط را چندان هم خوب نمیداند، میگوید:«اجازه بدهید یادداشتهایم را پیدا کنم… . ببینید، سیمکارت باید دایمی باشد و ما 90 درصد قیمت سیمکارت را پس از ارزیابی به شما وام میدهیم. نرخ سود این تسهیلات 5/2 تا 3 درصد ماهانه است.»
کارمزد هم میگیرید؟
بله، 70 تا 80 هزار تومان هم به عنوان کارمزد به ازای هر فقره تسهیلات میگیریم.
در این میان شرکتهایی هم هستند که در مقابل سند خودرو وام میدهند. برخی خیال خود را راحت کردهاند و بیش از 5 میلیون تومان بیشتر وام نمیدهند. بعضی نیز پس از ارزیابی، نیمی از قیمت خودرو را با همان سفت و سختی سایر وامدهندگان پرداخت میکنند.
مسوول پاسخگویی به تماسهای مربوط به آگهی این شرکت برخلاف سایرین میگوید:«در صورت معوق شدن اقساط حقفروش خودرو را نداریم فقط خودرو توقیف و طی مزایدهای فروخته میشود.»
این پایان ماجرای این شرکتها نیست. سند هم نداشته باشی میتوانی وام بگیری. کارمند بودن اینجا مزیت است البته از نوع دولتیاش. برخی شرکتها به ازای فیش حقوقی وام میدهند. مبنای محاسبه به این شکل است که 5 تا 6 برابر خالص دریافتی کارمندان را تسهیلات میدهند به شرط اینکه فیش حقوقی را رو کنید. سقف این وام 10 میلیون تومان است و اگر کسی بیش از اعتبار خود وام بخواهد باید ضامن معرفی کند؛ ضامنی که چک هم داشته باشد و البته کارمند دولت هم باشد. بازنشستگان هم شامل این وام میشوند. اقساط معمولا بین 700 تا یک میلیون و 200 هزار تومان محاسبه میشوند و نرخ سود این وام 5/2درصد به صورت ماهانه است.
شاید اندکی دیگر هم که بگذرد انواع و اقسام وامهای مورد نیاز را بتوانید در آن صفحات ببینید. وامهایی که بانکها نمیدهند و مردم هم احتیاج دارند. معمولا آنانی که این قدرت را دارند تا در چنین فضای اقتصادی یک شبه، مثلا با خرید دلار و سکه به سودهای کلان برسند مشتریان این شرکتها هستند؛ آنانی که بازار را پیوسته رصد میکنند و رانت خبری هم دارند. به قول کارشناسان تا وضع اقتصاد همین است این شرکتها هم هستند و مشتریان خاص خود را هم دارند. شما اما بیگدار به آب نزنید و خانه بر آب بنیان ننهید.














یکی از این شرکت ها از سرمایه فردی که مدیر کل بهره برداری گاز استان تهران است و قبلا هم پاسدار بوده است و با اسم کوچک یعقوب شناخته می شود اداره می شود . این فرد که در سال 69 در یک پارکینگ مستاجر پدر خانم من بوده
پس از گذشت این سالها به چنین ثروتی رسیده که از اندازه بیرون است . داماد ایشان هم که پدرش پاسدار و شهردار منطقه 20 تهران بوده هم چنین شرکتی دارد . فقط باید بیایید و هنگامی که اینها به نماز می ایستند میزان اخلاص این نزول خواران را ببینید . هر سال هم به حج و کربلا می روند . خدا حفظ کند این آدمهای خدمتگذار را برای این ملت !!!!
متاسفانه برادرمن به همين صورت خانه أش راهمين چند هفته پيش إز دست داد ونزول خوري به اسم شريفي تمام خانه رابابت قسط وسود نزول وسودسودنزول برداشت جون بابت پول نزولي سند به نام شريفي نزول خور خورده بودهمه رابالاكشيد خدا ازاحمدي تزاد نگذردكه همه را ورشكست كرد وتوي دامن نزول خورهايي مثل شريفي نام انداخت