مذاکره آمریکا و ایران؛ از دست دادن زمان و فرصتهای رو به پایان
چکیده :سرمقاله اخیر نیوبورک تایمز، پیش بینی یک کارشناس دولتی روسیه از آغاز دوباره مذاکرات مخفیانه ایران و آمریکا از چند هفته آینده، تغییر و تحولات اخیر در دستگاه دیپلماسی آمریکا و یادداشت سولانا درباره مذاکره؛ همگی نشانه های آن هستند که زمان برای رسیدن به نقطه آغاز مذاکرات مستیم احتمالی در حال فشرده شدن است. علاوه بر والری جارت، از نقش آفرینی ال گور نیز سخن به میان آمده و گفته می شود که برخی تیم های مذاکره کننده، در قالب گروه های زیست محیطی، تجاری و اجتماعی به کشورهای همسایه سفر می کنند تا با طرف آمریکایی گفت و گو کنند. ...
کلمه – گروه بین الملل: در حالی که با وجود تکذیب های ظاهری، اخبار مراودات مستقیم ایران و آمریکا و گفت و گوهای سطح پایین همچنان در محافل سیاسی داخلی موضوع بحث است، تغییر و تحولات اخیر که برخی از آنها نیز به مطبوعات درز کرده، نشان می دهد که زمان برای رسیدن به نقطه آغاز مذاکرات مستیم احتمالی در حال فشرده شدن است. سرمقاله اخیر نیوبورک تایمز، پیش بینی یک کارشناس دولتی روسیه از آغاز دوباره مذاکرات مخفیانه ایران و آمریکا از چند هفته آینده، تغییر و تحولات اخیر در دستگاه دیپلماسی آمریکا و یادداشت سولانا درباره مذاکره؛ همگی نشانه های آن هستند که تلاش ها گسترش یافته و ارزیابی ها حاکی از آن است که همه، فرصت ها را رو به اتمام می بینند.
به گزارش کلمه، در محافل داخلی صحبت ها درباره مذاکرات بار دیگر بالا گرفته است. علاوه بر نقش ولایتی مشاور امور بین الملل رهبری در این سو و والری جارت مشاور اوباما در آن سو، از نقش آفرینی ال گور، معاون بیل کلینتون در دوران ریاست جمهوری وی و فعال غیردولتی در زمینه صلح و مسایل زیست محیطی، نیز سخن به میان آمده است. واضح است که علاوه بر مذاکرات رسمی و آشکار بین ایران و نمایندگان قدرت های جهانی در قالب گروه 1+5، یک سلسله مذاکرات پنهانی بین ایران و آمریکا به میزبانی کشورهای عربی برقرار است.
گفته می شود که برخی تیم های مذاکره کننده، در قالب گروه های زیست محیطی، تجاری و اجتماعی به کشورهای همسایه سفر می کنند تا با طرف آمریکایی گفت و گو کنند. افزایش موقت فروش نفت ایران از حدود 800 هزار بشکه پس از تحریم ها به یک میلیون و صدهزار بشکه در روز، در کنار برداشتن برخی موانع در بخش بیمه، به عنوان اولین امتیاز غرب در قبال کوتاه آمدن عملی ایران در زمینه تعلیق غنی سازی 20 درصد قلمداد می شود و همزمان، گفته می شود که در مذاکرات با کشورهای 1+5 این تهدید نیز مطرح شده که در صورت نرسیدن به یک توافق با ایران، دور جدید تحریم ها کاهش مجدد صادرات نفت ایران تا مرز 400 هزار بشکه در روز را هدف گیری خواهد کرد.
نیویورک تایمز: هنوز معلوم نیست رهبری خواستار توافق باشد
نیویورک تایمز که حدود سه ماه پیش خبر داد، “دو کشور که از زمان انقلاب اسلامی 1979 دشمن یکدیگر به شمار می روند، بر سر انجام مذاکرات رو در رو به توافق رسیده اند”، در سرمقاله اخیر خود آورده است: “جمهوری اسلامی ایران در اقدامی مغایر با قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل، 6 سال است که به غنی سازی اورانیوم ادامه می دهد و بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل تا کنون بارها تهدید کرده که در صورت متوقف نشدن این فعالیت ها تا بهار یا تابستان سال آینده؛ تاسیسات هسته ای ایران را هدف حملات نظامی قرار خواهد داد. به همین دلیل است که یافتن راهکاری دیپلماتیک در مورد ایران اولویت دارد. چرا که جنگ یک فاجعه خواهد بود، هر چند که ایران هسته ای نیز می تواند یک کابوس باشد.”
سایت دیپلماسی ایرانی که این خبر را منتشر کرده، به نقل از نیویورک تایمز ادامه داده: ” مقامات آمریکایی همچنان در این مورد تردید دارند که مقام رهبری در ایران به راستی خواستار یک توافق باشند. مقامات تهران پیام های پیچیده ای ارسال می کنند. آمریکا و متحدانش در گروه 1+5 شامل انگلیس، فرانسه؛چین، روسیه و آلمان، می خواهند مذاکرات در ماه جاری میلادی با ایران از سر گرفته شود اما تهران هنوز با تاریخی برای نشست موافقت نکرده و به نظر می رسد تا پس از تعطیلات سال نو میلادی در ماه ژانویه، مذاکره ای در کار نباشد. همچنین مشخص نیست که آیا باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا و شرکایش پیشنهادی جدی برای ایران روی میز خواهند گذاشت یا خیر. در آخرین دور مذاکرات ایران وگروه 1+5 در مسکو که در ماه ژوئن برگزار شد، درخواست تعلیق غنی سازی 20 درصدی از ایران در مقابل برخی امتیاز های محدود مطرح شد که تهران با آن مخالفت کرد و در نتیجه مذاکرات به شکست انجامید. همچنین از ایران خواسته شده بود ذخایر اورانیوم غنی شده را به خارج از کشور منقل کرده و تاسیسات غنی سازی فوردو در نزدیکی قم را نیز تعطیل کند.”
در ادامه سرمقاله نیویورک تایمز به گزارش های آماری از کاهش میزان تولید نفت اشاره شده است؛ بدون اشاره به اینکه میزان فروش نفت تولید شده به مراتب کمتر از این است و در همان حد محدود، آمریکا می خواهد ایران را با امتیازدهی های کوچک، راضی کند. نیویورک تایمز نوشته که “به ایران تضمین داده شده بود که در صورت انجام چنین اقداماتی، غرب تحریم ها علیه صنعت نفت، بانک ها و دیگر فعالیت های اقتصادی را تعدیل می کند. تحریم هایی که تولید نفت ایران را از 4 میلیون و 200 هزار بشکه در روز به 2 میلیون و 600 هزار بشکه در روز رسانده و کاهش 80 درصدی ارزش ریال را به همراه داشته است.”
از سوی دیگر اخبار و تحلیل ها از آمریکا نیز تمایل بیش از پیش برای حل دیپلماتیک مساله هسته ایران را نشان می دهد. چنانچه در همین سرمقاله نیویورک تایمز آمده که “برخی کارشناسان هم اکنون از غرب می خواهند پیشنهاد های بیشتری به ایران ارائه کند که شامل لغو گسترده تر تحریم ها و پایان دادن به انزوای دیپلماتیک جمهوری اسلامی در مقابل متوقف شدن برنامه های هسته ای ایران یا دست کم متوقف شدن بخش نظامی این فعالیت ها است.”
پیش بینی کارشناس دولتی روسیه: از سر گیری مذاکرات مخفیانه از چند هفته آینده
گذشته از این سرمقاله نیویورک تایمز، یک متخصص منع گسترش تسلیحات هستهای در دولت روسیه نیز در “صدای روسیه” درباره ایران و آمریکا نوشت: این دو کشور در گذشته سعی کردند از طریق میانجی گران بین المللی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند اما این واسطههای بین المللی نیز به دنبال اجرای اهداف سیاسی خود بودند و چندین بار تمام مسائل را به قهقرا کشاندهاند. بنابراین، امروزه یافتن میانجی برای هر دو کشور، امری بسیار دشوار است.
وی تصریح کرد: بدون توجه به بیانیههایی که دولتمردان ایرانی منتشر میکنند، باید بپذیریم که تحریمهای بین المللی تحت نظارت سازمان ملل متحد، تاثیر بسیار جدی بر اقتصاد ایران گذاشته است؛ به ویژه در بخش درآمدهای خارجی و توانایی این کشور برای واردات تکنولوژیهای غربی مخصوصا در بخش تولیدات نفتی. پس خطر افزایش این تحریمها به نگرانی اصلی مقامات ایرانی تبدیل شده است. بنابراین و در چنین شرایطی، ایرانیها بیش از هر زمان دیگری برای برقراری ارتباط با آمریکا آمادگی دارند.
وی پس از این مقدمات و ذکر تهدیدهای دیگری برای ایران مانند سقوط احتمالی دولت بشار اسد به عنوان متحد عربی ایران و نگرانی اوباما برای حمله احتمالی اسرائیل به ایران، نتیجه گرفت که انتظار می رود که در طول چند هفته آینده تلاشهای فعالانه و مخفیانه برای از سرگیری گفتوگوها بین آمریکا و ایران آغاز شود. آمریکاییها به طور کلی برای این گفتوگو آمادگی کامل دارند چرا که آنان اکنون فهمیدهاند که ساختن بمب برای ایران موضوع بسیار سادهای نیست و اقدامات زیادی را میطلبد و واشنگتن نیز باید برای جلوگیری از این مسئله، تلاشهای خود را دوچندان کند. اکنون آمریکاییها خود را آماده میکنند که طبق پیمان منع گسترش تسلیحات هستهای، غنی سازی اورانیوم تا اندازه مشخص توسط تهران را بپذیرند تا از این طریق خطر غنی سازی برای اهداف نظامی را به حداقل کاهش دهند. ایرانیها نیز باید از این فرصت استفاده کنند؛ البته موضوع سادهای نیست و راه دشواری پیش روی آنان قرار دارد. این نویسنده روس در خاتمه به روسیه توصیه کرد که خود را برای این مسئله آماده کند تا غافلگیر نشود.
از سوی دیگر به نقل از سایت عصر ایران، روزنامه کویتی الرای در گزارشی به قلم “حسین عبدالحسین” خبرنگار خود در واشنگتن آورده است: باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا برای سفر به ایران و دیدار با آیت الله خامنه ای اعلام آمادگی کرده است.
“حسین عبدالحسین” خبرنگار روزنامه الرای کویت در واشنگتن و پژوهشگر مهمان در مرکز مطالعات چاتهام هاوس بریتانیا نوشت: اوباما نظریه گفتگوی مستقیم و غیرمشروط با ایران در پیش گرفته است. حتی او به نزدیکانش گفته بود نگرانی ندارد که به تهران سفر کند و با آیت الله خامنه ای رهبر ارشد ایران و معاونان وی، دیدار کند به شرطی که این دیدار در اقناع ایران به دست برداشتن از برنامه هسته ای اش در مقابل باز شدن درهای آمریکا و جهان به روی این کشور و اعتراف به نقش منطقه ای آن تاثیر داشته باشد.
اوباما و هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا نیز قبل از این بارها پیشنهاد مذاکره مستقیم با ایران بر سرمسئله هسته ای این کشور را مطرح کرده بودند.
این گزارش روزنامه الرای ادامه می دهد: مشکل اوباما در این زمینه، این است که سناریوی گفتگو با ایران، هزینه سیاسی بالایی در واشنگتن دارد. چشم پوشی آمریکا از نقش آفرینی فعلی ایران در منطقه بدون برانگیخته شدن ترس و خشم اسرائیل غیرممکن است. اسرائیل در واشنگتن از وزن سیاسی گسترده ای روبه رو است.
به همین دلیل اوباما یا “چاک هاگل” کاندیدای تصدی سمت وزیر دفاع یا هر مقامی که خواهان مذاکره غیرمشروط با ایران باشد ، خود را در معرض رویارویی سیاسی با اسرائیل و دوستان پرشمار آمریکایی آن قرار می دهد. این وضعیتی است که هم اکنون برای هاگل در حال روی دادن است.
تغییر در کادر سیاست خارجی آمریکا؛ به سمت گفت و گو یا به تندروهای اسرائیلی، و یا هردو؟!
همان طور که در یادداشت خبرنگار کویتی الرای آمده، انتخاب هاگل یک پالس بزرگ برای تقویت مدافعان مذاکره در دولت اوباما است، چه این وزیر جدید دفاع آمریکا سابقه روشنی در دفاع از مذاکره و حتی تشدید تحریم های ایران در دوران سناتوری اش داشته است. اگرچه این تغییر و وجود لابی هایی همچون والری جارت و ال گور در هیات حاکمه آمریکا، به نفع صلح و حل دیپلماتیک مساله هسته ای ایران به نحوی است که اسرائیل چندان از آن خشنود نباشد، اما انتخاب جان کری به عنوان وزیر خارجه جدید آمریکا باعث شده تا تل آویو نیز ناامید از این تحولات نباشد.
وی که پیشتر در رقابتش با جورج بوش در انتخابات 2004 ریاست جمهوری آمریکا برای جهانیان شناخته شد، از نزدیک ترین نیروهای ارشد دموکرات آمریکا به اسرائیل است. مساله ای که می تواند رویکرد سختگیرانه تری را در وزارت خارجه آمریکا علیه ایران در پی داشته باشد، هرچند علاوه بر دوستی با اسرائیل، او مشهور به مداقع دیپلماسی مذاکره است. چیزی که نتیجه اش را برای ایران می شود این گونه پیش بینی کرد: مذاکره کننده ای سرسخت.
وی در تمام سال های فعالیتش در 5 دوره متوالی حضورش در مجلس سنا جزو پیشنهاددهندگان و یا حامیان لوایح مختلف حمایت از اسرائیل بوده، به نحوی که باعث شد “شورای ملی يهوديان دمکرات” با صدور اعلاميه ای اعلام کند که از انتخاب او “هيجان زده” است.
انتخاب زیرکانه جان کری، رضایت همزمان مدافعان گفت و گو با ایران و تندروهای اسرائیلی را در پی داشته است.
سولانا: بهترین برگه توسل به مذاکره است
رویکرد حل مساله هسته ای از طریق مذاکره نکته ای است که خاویر سولانا نیز اخیرا در مقاله ای که در روزنامه ال پائیس منتشر کرده به آن پرداخته است. مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در ادوار پیشین این اتحادیه و پیش از مسئولیت کاترین اشتون که مذاکرات زیادی با طرف های ایرانی درباره مساله هسته ای داشت، در این مقاله نوشته است: از سال آینده، پس از برگزاری انتخابات اسراییل در اوایل 2013، ایران بار دیگر تبدیل به اولویت اصلی برنامه های ریاست جمهوری آمریکا خواهد شد. یک مداخله احتمالی نظامی در ایران، می تواند منجر به شکل گیری وضعیت دراماتیکی از بی ثباتی های منطقه یی و جهانی شود. در چنین وضعیتی دنیای عرب، روسیه و چین مجبور به اتخاذ موضع خواهند شد که این چنین، روابط بین قطب های مختلف در جهان و هم چنین وضعیت منطقه پاسیفیک با تنش هایی روبه رو خواهد شد.
وی افزوده که ایران بر این عقیده است که ترجیح ایالات متحده آمریکا بر اجتناب از مداخله نظامی است. استهلاک ناشی از بیش از یک دهه جنگ با هزینه های گزاف اقتصادی و انسانی، این تفکر را ایجاد کرده که ایالات متحده آمریکا ترجیح می دهد به جای توسل به بمب ها، راه حل های دیپلماتیک را انتخاب کند. نظرسنجی که اخیراً توسط Chicago Council on Global Affairs که در نیویورک تایمز منتشر شده است حکایت از آن دارد که 67 درصد شهروندان آمریکایی عقیده دارند که جنگ عراق ارزش این همه زحمت و هزینه را نداشته است. هم چنین 69 درصد از آمریکایی ها معتقدند این کشور بعد از جنگ افغانستان در شرایط امن تری در برابر خطرات تروریسم به سر نمی برد و 71 درصد هم اعتقاد دارند که تجربه عراق نشان می دهد که آمریکا باید در زمینه چگونگی توسل به زور احتیاط به خرج دهد. این چنین که به نظر نمی رسد افکار عمومی خیلی موافق هزینه کردن مجدد میلیون ها دلار در ماجراجویی جدید که به بن بست ختم می شود باشند. دولت ایران هم به نوبه خود هر بار به خاطر عواقب تحریم های اقتصادی که آثار آن در داخل کشور مشهود شده است، در انزوای بیش تری قرار می گیرد. دو طرف کاملاً می دانند که در این شرایط بهترین برگه همان توسل به مذاکره است. آن چه اجازه خواهد داد ایالات متحده آمریکا به سیر و سفر آسیایی خود بپردازد.
مشکلات داخلی هنوز حل نشده؛ سبزها درباره مذاکره چه می گویند؟
رویکرد اصلی سبزها و منتقدان داخلی حاکمیت، سیاست خارجی مبتنی بر منافع ملی با تکیه بر اصول حرفه ای دیپلماسی و پرهیز از ماجراجویی است که بارها در سخنان و بیانیه های میرحسین موسوی هم مورد تاکید قرار گرفته است. اما حاکمیت هنوز نتوانسته جرات تصمیم گیری برای حل مشکلات داخلی و ایجاد یک وفاق ملی در داخل به عنوان مقدمه حل مسائل خارجی رابه خود بدهد.
حتی اگر انجام مذاکرات و وجود هرگونه گفت و گو و مراوده مورد تکذیب مقام های رسمی قرار گیرد، که در پی سال ها شعارزدگی در سیاست خارجی چنین تکذیب ها طبیعی هم هست، اما سرنوشت کشور و سرانجام بحران های کنونی قابل نادیده گرفتن نیست. منتقدان دلسوز حاکمیت بارها هشدار داده اند که نتیجه ادامه چنین روندی، نگرانی های عمیق برای منافع ملی و آینده ایران است. اما هنوز گوش شنوایی در سمت مقابل برای این دلسوزی ها، یافت نشده است.
قطعا موضع هیچ نیروی مطرحی از منتقدان حاکمیت در بین اصلاح طلبان و جنبش سبز، نفی اصل مذاکره با آمریکا نیست. حتی بسیاری از این منتقدان مشفق، به انجام ندادن مذاکره در مقاطعی که موقع شناسی بهتری محسوب می شد، انتقاداتی دارند. اما هیچ یک از دلسوزان نظام و انقلاب انکار نمی کنند که اصل حق ملت برای اطلاع از تغییر رویکردهای کلان در سیاست رسمی، یک حق غیر قابل گذشت است. نام مذاکره پنهانی در حکومت هایی که پایه های مشروعیت مردمی خود را با ندانم کاری و استبداد و انحراف از خواست مردم سست کرده اند، “زد و بند” است. کسی انتظار ندارد ریز مذاکرات به اطلاع عمومی برسد.
مذاکره و چانه زنی با سازمان ها و دولت های خارجی، اصولی دیپلماتیک و حرفه ای دارد که اتفاقا انتقاد به این است که در دولت های نهم و دهم به آنها بی توجهی شده و نوعی لمپنیزم در سیاست خارجی مدنظر قرار گرفته است. راه دور زدن دولت دست پرورده در سیاست خارجی، پنهانکاری نیست. اتکای به ملت و اعتماد به مردم، مهم ترین مولفه برای هر مذاکره کننده ای است که میخواهد از منافع ملی دفاع کند، وگرنه یا به ورطه امتیاز دادن بی حساب می افتد و یا به فرض ارائه پیشنهاد معقول در مذاکره، به سد زیاده خواهی طرف مقابل برمی خورد.
* * *
برای مشاهده مطالب پیشین کلمه در این باره، روی این پیوندها کلیک کنید:
نگاه اصلاح طلبانه به موضوع رابطه با آمریکا | مذاکره با آمریکا باید علنی باشد













