اصلاح طلبان قبل از انتخابات باید انتخاب کنند/ یادداشتی از اسماعیل گرامی مقدم
چکیده :آیا اصالت با حفظ هویت اصلاح طلبی است، یا اصالت انتخابات و یا اصالت با منافع ملی می تواند اولویت بندی شود؟ آیا می توان قائل به اولویت بندی این گزاره های متعدد در محدوده این سه راس مثلث این اصالت ها شد، به گونه ای که این اصول از خدشه پذیری حفظ شود؟ آیا می توان راهی جست که اصلاح طلبان پس از پشت سر گذاشتن روز انتخابات، به مانند انتخابات دوره نهم دست بر دست نمالند و به فرصت های از دست رفته افسوس نخورند؟ اصلاح طلبان در انتخاب هر یک از سناریوهای شرکت یا عدم شرکت در انتخابات، با چندین زیر مجموعه از گزاره ها متفاوت و متنوع مواجه خواهند شد. بی شک میزان کسب موفقیت در گزینش هر یک از گزینه های شرکت در انتخابات یا عدم شرکت در انتخابات و تضمین توفیق آن، در گرو حمایت و پشتیبانی رهبران جنبش سبز یعنی میرحسین موسوی و مهدی کروبی میسر خواهد شد....
کلمه – اسماعیل گرامی مقدم *
روز انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری در حالی فرا خواهد رسید که این شش ماه باقی مانده تا انتخابات برای اصلاح طلبان و اصولگرایان بسیار متفاوت تر از دوران پیشین انتخابات ریاست جمهوری است. در یک چنین روزهایی، یعنی شش ماه قبل از انتخابات دوره گذشته، اصلاح طلبان در تکاپو رسیدن به اجماع بر روی یک نامزد بودند، گاهی داستان شیخ و سید را می سرودند و صباحی دیگر خاتمی می گفت من یا موسوی یکی به انتخابات خواهیم آمد و سراغی از این گفتمانی که امروزه بزرگان اصلاحات پیرامون آن گفت و گو می کنند، نبود.حالا شش ماه مانده به انتخابات، اصلاح طلبان مانده اند که با انتخابات پیش رو چه کنند؟
برخی بر این باورند که شرایط انتخابات برای آنها مهیا نیست و حداقل های سلامت انتخابات فراهم نیست؛ به اینکه ترکیب هیئت های نظارت و اجرایی سلیقه های گوناگون را نمایندگی کند و چهره ای بی طرف داشته باشد تا ضامن انتخاباتی سالم شود هم از طرف حاکمیت اقبالی نشان داده نشده است، پس بسیار مرددند که اگر آمدند، بازار انتخابات را گرم کردند و باختند، آیا فقط باخت در انتخابات خواهد بود یا بازنده هویت خود نیز خواهند بود! شاید از همین منظر است که محمد موسوی خوئینی ها به عنوان یکی از شخصیت های برجسته اصلاح طلب می گوید هنوز تکلیف معترضین به انتخابات روشن نشده، متخلف را هم بر سر کرسی ریاست نشاندند!
شرکت در یک چنین مختصاتی از انتخابات، مخاطره ای بس بزرگ برای از دست دادن هویت اصلاح طلبی است واز آن سو حزب مشارکت نیز با درک عمیق از یک چنین نتایج نامیمونی برای هویت اصلاح طلبی، شرایط را برای حضور در انتخابات شایسته نمی داند. از دیگر سو، مسلم است اصلاح طلبانی هم هستند که میل شرکت در انتخابات دارند و حضور در صحنه را عین حفظ هویت اصلاح طلبی می دانند، که قطعا در تحلیل این بخش از اصلاح طلبان در صورتی که انتخابات با یک داور یک طرفه برگزار شود که نتیجه آن از قبل برای اصلاح طلبان باخت رقم خواهد خورد، حفظ هویت اصلاح طلبی بی تردید تهی ازمحتوا خواهد بود.
هم اکنون با رویکردی که حاکمیت دارد و با یک شمشیر دو لبه به جان اصلاح طلبان افتاده است؛ یعنی یک لبه آن فریاد می زند اگر شخصیت برجسته اصلاح طلب وارد انتخابات شود به تعبیر برخی از تندروهای این جریان نظیر جعفر شجونی با لنگه کفش مردم مواجه می شود و برخی نیز خواهان برائت نامزدهای اصلاح طلب از سران جنبش سبز هستند، و لبه دیگر این شمشیر به تشویق و ترغیب شخصیت هایی از اصلاح طلبان که دارای پشتوانه کافی برای جذب آراء و پیروزی در انتخابات نیستند می پردازند؛ به وضوح می بینیم که حاکمیت می خواهد اصلاح طلبان در انتخابات شرکت کنند! اما با چهره هایی که از پیش معلوم است احتمال رای آوری آنها ضعیف و نحیف است.
در حقیقت حاکمیت به این خاطر به این نوع وارد کردن اصلاح طلبان به انتخابات رضایت داده که معتقد است چندین سودجویی بر آن مترتب خواهد بود:
1 – تنور انتخابات را اصلاح طلبان گرم خواهند کرد.
2 – حاکمیت با بازنده نشان دادن اصلاح طلبان در انتخابات، اعتراض به انتخابات گذشته را نیز اینگونه توجیه خواهند کرد که اعتراضات به نتایج انتخابات بی پایه و اساس بوده و نتایج انتخابات اخیر نشان می دهد که اصلاح طلبان در دوره گذشته هم رای نداشته اند.
3 – هویت اصلاح طلبی که در یک چنین انتخاباتی حضور پیدا کرده باشد، به پوچی می گراید و هیچ وجه تمایزی میان آرمان های اصلاح طلبی و غیر اصلاح طلبی یافت نخواهد شد.
اینک که گروهای اصلاح طلب با روی خوشی از حاکمیت در جهت برگزاری انتخاباتی بی طرفانه مواجه نیستند و شخصیت های مبارز و برجسته آنها در زندان و حصر به سر می برند، آیا شایسته نیست اصالت حفظ هویت را به اصالت شرکت در انتخابات ترجیح دهند؟! در صدد آن نیستم که نتیجه گیری کنم برای حفظ هویت اصلاح طلبی از هم اکنون به پیشواز عدم شرکت در انتخابات گام برداریم، بلکه معتقدم که هم اصالت دادن به حفظ هویت و هم اصالت دادن به شرکت در انتخابات لازمه اش اجماع همه گروه های اصلاح طلب بر یک تصمیم واحد است این وحدت به خودی خود چه اصلاح طلبان در انتخابات شرکت کنند یا نکنند، هویتشان را حفظ خواهد کرد.
با نگاهی گذرا به اردوگاه اصولگرایان به سادگی می توان دریافت که آنها بسیار شکننده و پر اضطراب خود را آماده انتخاباتی می کنند که رقیب اصلی آنان فرمان ماشین اجرای انتخابات پر مسئله را در اختیار دارد و با در اختیار داشتن امکاناتی که دولت احمدی نژاد دارد و همه آنها را به پای نامزد مورد حمایتش که آقای رحیم مشایی است خرج خواهد کرد. این جریان با عنایت به توانایی جذب آرای 30 درصد جمعیت رای دهنده که در روستاها ساکن هستند و به انضمام جمعیت فراوان حاشیه شهرها به یمن توزیع پول که به بهانه یارانه ها صورت گرفته، به سهولت اصولگرایان را در حالت کیش و مات قرار داده است!
ضمن احترام به تصمیم شخصیت هایی نظیر علی اکبر ولایتی، محمدباقر قالیباف و غلامعلی حداد عادل که اسب خود را برای رقابت در میان اصول گرایان زین کرده اند، به نظر می رسد آنها باید با این واقعیت کنار بیایند که توان شکستن رای نامزد مورد حمایت دولت را دراین انتخابات به سادگی نخواهند داشت به باور من تنها شخصیتی که ظرفیت کافی را برای شکستن آراء نامزد مورد حمایت دولت را در روستاها و حاشیه شهرها و به ضرس قاطع در کلان شهرها دارد، شخصیت سید محمد خاتمی است و هموست که می تواند اصولگرایان را از کیش و مات احمدی نژاد رهایی بخشد.
البته این الزام به دو شرط است: نخست اینکه ایشان پیه سختی فشارها و حملات سنگین حکومتی ها را به تن بمالد، دوم اینکه اجماع بخش اعظم جنبش سبز و اصلاح طلبان بر سر نامزدی سید محمد خاتمی محقق شود. در آن صورت هم اصولگرایان دو راه بیشتر ندارند: یا باید 8 سال دیگر به نامزد مورد حمایت احمدی نژاد تن بدهند و یا باید سید محمد خاتمی را تحمل کنند، که صد البته تحمل آقای خاتمی برای حاکمیت شرایط جدیدی را به ارمغان خواهد آورد و دوران طلایی تنش زدایی و ارتقاء روابط با دول بزرگ جهان مجددا آغاز خواهد شد و چهره جمهوری اسلامی از انفعال به ارتفاع ارتقا خواهد یافت.
آنچه از صحنه انتخابات آینده می توان برداشت کرد، آن است که مسیر برای اصلاح طلبان و اصولگرایان ضمن اینکه پر پیچ و خم است، بسیار هم لغزنده است. در صورتی که اصلاح طلبان بر اصول بنیادین خود که همانا تحقق انتخابات سالم و آزاد است تاکید ورزند و آن را با هیچ حرکت سیاسی به مخاطره نیندازند و در انتخابات شرکت نکنند، صحنه رقابت کاملا دو قطبی خواهد بود و گمانه زنی ها در خصوص رد صلاحیت اسفندیار رحیم مشایی نیز 20 روز مانده به انتخابات از هر جهت برای حاکمیت پر هزینه خواهد بود؛ به ویژه آنکه رئیس دولت در ماه های اخیر سنگ های خود با حاکمیت را وا کنده و نشان داده است که از هر جهت مستعد ایجاد تنش های عمیق در فضای سیاسی است و با سود جویی از خواست رهبری که ایجاد آرامش و حاکم بودن فضای امنیتی بر انتخابات است، قادر خواهد بود نامزد مورد حمایت خود را با کمترین هزینه از فیلتر شورای نگهبان عبور دهد و در فضای دو قطبی هم خواهد توانست از سد رقیبان اصولگرای کم پشتوانه عبور کند. طبیعی است که رئیس دولت توامان مذاکره پشت صحنه با یگان های قدرت نظیر سپاه و رهبری را نیز در جهت پیروزی قطعی خود به پیش خواهد برد.
اما در صورتی که اصلاح طلبان با حفظ هویت اصلاح طلبی، قدری ریسک را بپذیرند و با وجود همه فشارها و تهدیدها با نامزدی محبوب وارد صحنه انتخابات شوند، پر واضح است که انتخابات از شکل دوقطبی خارج شده و رقابت سه قطبی شکل خواهد گرفت، و دور از ذهن نخواهد بود در صورتی که نظر سنجی ها رقابت میان نامزد اصلاح طلبان و نامزد مورد حمایت دولت را فشرده گزارش کنند، اصولگرایان سنتی با انگیزه تشکیل دولت وحدت ملی ضمن حمایت از نامزد اصلاح طلبان، امکانات حکومتی خود را جهت حفظ سلامت انتخابات در مقابل دولت متخلف به کار بگیرند تا کشور از ادامه بحران های پیش رو نجات یابد.
حال با بیان شرایط پیچیده اصولگرایان باید پذیرفت که شرکت کردن یا نکردن اصلاح طلبان در انتخابات، به شدت آرایش اصولگرایان را نیز متاثر خواهد کرد. وانگهی از تجمیع گزاره های پیش روی اصلاح طلبان به موضوعیت اصالت به مفهوم دیگری یعنی اصالت دادن به منافع ملی نیز استخراج خواهد شد و می توان سوال سطر بالا را به نوع دیگری نو کرد: آیا اصالت با حفظ هویت اصلاح طلبی است، یا اصالت انتخابات و یا اصالت با منافع ملی می تواند اولویت بندی شود؟
آیا می توان قائل به اولویت بندی این گزاره های متعدد در محدوده این سه راس مثلث این اصالت ها شد، به گونه ای که این اصول از خدشه پذیری حفظ شود؟ آیا می توان راهی جست که اصلاح طلبان پس از پشت سر گذاشتن روز انتخابات، به مانند انتخابات دوره نهم دست بر دست نمالند و به فرصت های از دست رفته افسوس نخورند؟
همانگونه که ملاحظه می شود اصلاح طلبان در انتخاب هر یک از سناریوهای شرکت یا عدم شرکت در انتخابات، با چندین زیر مجموعه از گزاره ها متفاوت و متنوع مواجه خواهند شد. بی شک میزان کسب موفقیت در گزینش هر یک از گزینه های شرکت در انتخابات یا عدم شرکت در انتخابات و تضمین توفیق آن، در گرو حمایت و پشتیبانی رهبران جنبش سبز یعنی میرحسین موسوی و مهدی کروبی میسر خواهد شد.
* مشاور ارشد مهدی کروبی














آقای خاتمی اگر نخواهد با پشتوانه مردم، در دوران ریاست جمهوری خواست مردم را در اصلاح اساسی حکومت محقق کند، نباید بیاید، زیرا در این حالت، حتی در صورتی که برنده شود، تنها فرصت خواهد یافت که بخشی از نابسامانی هایی که کشور را به آن دچار کرده اند را رفع کند، و در پاین دوره! مجددا نیروهای مستبد که تجدید قوا کرده اند، بر روند قبلی خود باز خواهند گشت! و همان آش و همان کاسه!
اما، اگر آقای خاتمی، رسما برنامه های خود را دراصلاح ساختار حقوقی حکومت بیان کند و از مردم قول حمایت بگیرد، با نهادهای استبدادی برای پایان دادن به فعالیت آنها اتمام حجت کند، بیاید، رای میاورد، مردم در دولت او، برای تحقق خواستشان تلاش خواهند کرد.
اما گزینه آخر و البته بهترین گزینه: اعلام کاندیداتوری میرحسین و آغاز خیزش بزرگ مردمی، برای آزاد کردن انتخابات و کشور…
شرکت در انتخابات با هر دلیل و بهانه ای، معرفی نامزد، رای دادن، حتا در روز انتخابات به خیابانها رفتن خیانت است به آرمانهای ملی، پایمال شدن خون عزیزان ما در وقایع پس از انتخابات 88 وتازه ترین آن، ستار بهشتی، تایید بی اعتنایی حاکمیت به خواست اکثریت مردم، تایید خود رایی رهبری و بیت رهبری. ما بالاخره باید به این حاکمیت حالی کنیم که حکومت بدون ملت بی معناست و باید به خواست های ما گردن نهد. ما که نمی خواهیم اسلحه بدست بگیریم. اسلحه ما قلم ما ، قدم ما و زبان ماست. رای نمیدهیم که نشان دهیم چه قدرتی داریم. شرکت در انتخابات به هر نحوی خیانت است به آرمانهای ملی
30 سال رای ندادن و انفعال ما باعث موقیعت امروز شد و امروز بنظر برای همه چیز دیر شده!امیدوارم فقط همین یک بار فرصتی باشه برای ورود خاتمی تا روزی که زنده ام رای میدهم حتی برای خبرگان رهبری!
شمادرست می فرمایید ولی شرکت نکردن چه سودی به حال من و شما دارد؟ وصعیت کشور در بدترین شرایط است کارخانه ها یکی یکی ورشکست میشوند تولید ملی تقریبا نابودشده .حتی اگر50 درصد احتمال دهیم که رای ما به خاتمی باعث بهبود اوضاع مملکت شود بایددرنگ نورزیم. و الا من جوان هیچ امیدی به اینده کشور بدون رای ندادن به خاتمی ندارم. حالا شما شرکت نکن یکی بدتر از احمدی نژاد بیاد سر کار
کدوم هویت اصلاح طلبی ،شرکت در انتخابات با شرایط موجود میخ آخری خواهد بود بر تابوت اصلاح طلبی.
رییس جمهور من کسی که بیباکی پاکدستی وروراستی او نمونه است در حصر خانگیست وتا رها نشود هیچ نامی برایم ارزش ندارد. درود بر میر بزرگوار.
باسلام/ اگر از اصلاح طلبان کسی جز آفای خاتمی کاندید شود ولو با حمایت خاتمی بعید بنظر میرسد که رای بیاورد و شکست اصلاحطلبان در این دوره بسیار بهای سنگینی برایشان دارد و تائیدی بر تمام حرفهای گذشته مخالفان اصلاح طلب است که میگویند اصلاح طلبان دیگر محبوبیتی ندارند/بنظر من اگر لازم باشد دوره ای آقای خاتمی کاندید شود همین دوره وقتش است و این آخرین فرصت برای اصلاحات و اصلاحطلبان است وگرنه دوره ای دیگر برای اصلاح باقی نخواهد ماند. با این وضعیت اگر کاری از دست اصلاح طلبی بر بیاید آن اصلاح طلب شخص خاتمیست و نه کس دیگر.
مهم نیست در انتخابات شرکت میکنیم یا نه ، مهم با هم بودن و یکصدا بودن است. اگر شخصی مثل سید محمد خاتمی دوباره بخواهد تکروی کند و رای بدهد حتی اگر 70 میلیون ایرانی هم رای ندهند باز توان خنثی کردن آن یک رای را ندارند. اگر ایشان دوباره بنای تکروی داشته باشد من هم در روز انتخابات رای خود را به سطل اشغال خواهم انداخت چون سطل زباله بسیار امانتدارتر و با صداقت تر از سیستم انتخاباتی جمهوری اسلامی است. والله دروغ نمی گویم و این کار را خواهم کرد.
عليرغم اينكه به خاتمي عشق ميورزم اما رهبر ورئيس جمهور اول من مير حسين است فقط مير حسين
آقااسماعیل از محافظه کاری بیابیرون فکر نکنم بتونی به این راحتی بیای ایران!؟بنابراین راحترحرف بزن مشکل جناب رهبره! فرض کن بفرض محال خاتمی رییس جمهور ؟ دوباره روز از نو روزی از نو ؟! کفن پوش ها وقتلهای زنجیره ای و…. هزار بدبختی دیگه مگر .میذارند کار کنه از همه بیشتر خود جناب رهبر شمشیر را ازرو خوا هد بست؟! وخلاصه اگر بخواهیم با شرایط فعلی کاری بکنیم برای انتخابات سکوت وعدم مشارکت در راستای تنبیه رهبر و دار ودسته ا ش در هر چه بیشتر بی اعتبار شدن انتخابات فرمایشیش ! بناچار بهترین گزینه است؟که اگر از حالا روی این گزینه کار بشه چه بسا از ترس از دست دادن مشروعیت ظاهرا مردمیش !؟رهبر از خواب غفلت بیدار بشه و حقوق ملت ایران را به رسمیت بشناسه ودست از زور گویی بی حد وحصرش برداره؟ وتن به قانون وآزادی واقعی در انتخابات بده؟!البته شاید! بالاخره انجام وظیفه درست مهمتر از نتیجه آن است پیروزی وشکست در اینصورت البته نزد خداوند اجرش مساویست؟! بهر حال در غربت از اینکه باز هم بفکر مردم وکشور بیچاره ات هستی ممنون وخدا یارت؟!
یاسوج عزیز کاش تو بین همشهریات بری و اونا را آگاه کنی که دیگه 95 درصدشون نیان رای بدن و رکورد مشارکت بزنن !!!!!!!!!!!!!!!!!
تا امثال باهنر نگن : ما تو روستاه ها و شهرهای کوچیک رای زیادی داریم !!!!!!!!!!!!!!
تحریم انتخابات حرف من هم هست .