سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » خانواده های رجایی و قدیانی: پیگیری‌های ما بی نتیجه است...

خانواده های رجایی و قدیانی: پیگیری‌های ما بی نتیجه است

چکیده :زمانیکه در زندان رژیم شاه حبس بودم اصلا چنین برخوردهایی با خانواده های زندانیان سیاسی صورت نمی گرفت. حتی در بازجویی ها هم هیچگاه تعرضی به خانواده ها نمی شد. قبلا هم آقای محمودیان یک نامه ای داده بودند و نسبت به برخوردهایی که با همسرشان شده بود، معترض بودند. این در حالی است که در آن زمان زندانیان مبارزه مسلحانه کرده بودند اما الان زندانیان سیاسی ما منتقدان دلسوزی هستند که با قلم و زبان خود جهت اصلاح انتقاد می کنند اما چنین برخوردهایی با آنها و خانواده هایشان صورت می گیرد....


 ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی روز سه شنبه(21 آذر) در نامه‌ای خطاب رییس قوهٔ قضاییه نسبت به برخوردهایی غیراخلاقی و غیر دینی اعتراض کرده و نوشته است که بار‌ها و بار‌ها برخوردهای کثیف برخی از بازجویان فاسدالاخلاق سپاه و وزارت اطلاعات که متاسفانه امروز حاکم بر قضات بی‌ارادهٔ دادگاه های سیاسی نیز هستند با خانواده‌های مظلوم زندانیان سیاسی بیان شده و حتما شما هم شنیده و مطلع شده‌اید ولی هیچ ترتیب اثری به آن‌ها نداده‌اید. او در ادامه نوشته است: «اگر شما و سایر مسئولین ارشد نظام کمترین غیرتی داشتید این بازجویان کثیف با اقداماتی بسیار کمتر از این آنچنان مجازات و رسوا می‌شدند که دیگر این بی‌دینی‌ها و اقدامات ضداخلاقی امکان بروز پیدا نمی‌کرد و نوامیس افراد به بازی گرفته نمی‌شد. ولی بدبختانه امروز این افراد از سوی سران کشور حتی تشویق می‌شوند و ترفیع می‌گیرند.»

علیرضا رجایی، عضو هیأت مدیره انجمن صنفی روزنامه‌نگاران ایران و مدیر انتشارات «گام نو» از اردیبهشت 1390 در زندان اوین بسر می برد.
صدیقه راحت طلب، مادر علیرضا رجایی ترجیح می دهد تنها در خصوص آخرین وضعیت جسمانی فرزندش صحبت کند. او به “جرس” می گوید: “پیگیری های ما برای مرخصی علیرضا که برای مشکلات جسمانی اش تحت درمان قرار گیرند، تاکنون به نتیجه ای نرسیده اما دیروز که ایشان را ملاقات کردیم، شکر خدا حالشان زیاد نگران کننده نبود. تاندون زانویش پاره شده و کمرش هم که از قبل ناراحتی داشت و الان از دیسک کمر رنج می برد. ناراحتی قلبی هم دارند و در حال مصرف دارو هستند و برای مشکلات دندانهایشان پزشک زندان هم نوشته است که برای درمان به بیرون از زندان اعزام شود اما متاسفانه تاکنون اجازه نداده اند و علت آن را نمی دانیم. در هر حال زندان است و شرایط سخت است اما پسرم روحیه بالایی دارد و با مسائل راحت برخورد می کند.”
نگرانی از شرایط جسمانی علیرضای رجایی در شرایطی ابراز می شود که خانواده های زندانیان سیاسی در منزل سید مصطفی تاجزاده از اعمال فشار غیراخلاقی و غیر شرعی برخی از بازجویان بر خانواده های زندانیان سیاسی از جمله همسر علیرضا رجایی ابراز نگرانی و انتقاد کردند.
به همین مناسبت “جرس” با زهرا رحیمی، همسر ابوالفضل قدیانی یکی از منتقدان صریح الهجه حاکمیت به گفت و گو پرداخته است که متن آن در پی می آید:
خانم رحیمی، آقای قدیانی نامه ای خطاب به رئیس قوه قضاییه نوشته اند و در آن از اعمال فشار بر خانواده های زندانیان سیاسی انتقاد کرده و نوشته اند که مفاسد بازجویان روی شکنجه‌گران ساواک شاه را سفید کرده است. شما این نامه را خوانده اید؟
بله این نامه را خواندم و حرفهای ایشان را تایید می کنم.
با توجه به اینکه شما و آقای قدیانی از مبارزان انقلابی هستید و سابقه زندان در دوران پهلوی را دارید، آیا در آن زمان چنین برخوردهایی با خانواده های زندانیان سیاسی صورت می گرفت؟
زمانیکه در زندان رژیم شاه حبس بودم اصلا چنین برخوردهایی با خانواده های زندانیان سیاسی صورت نمی گرفت. حتی در بازجویی ها هم هیچگاه تعرضی به خانواده ها نمی شد. قبلا هم آقای محمودیان یک نامه ای داده بودند و نسبت به برخوردهایی که با همسرشان شده بود، معترض بودند. این در حالی است که در آن زمان زندانیان مبارزه مسلحانه کرده بودند اما الان زندانیان سیاسی ما منتقدان دلسوزی هستند که با قلم و زبان خود جهت اصلاح انتقاد می کنند اما چنین برخوردهایی با آنها و خانواده هایشان صورت می گیرد.
شما به عنوان یکی از اعضای خانواده “بزرگ” زندانیان سیاسی وقتی چنین برخوردهایی را با دیگر اعضا می بینید، چه حسی دارید؟
به شدت متاسف می شوم. به هر حال ما نام اسلام را بر حکومت یدک می کشیم. اگر زمان شاه چنین اتفاقاتی می افتاد، می گفتیم دین ندارند. اما در این دوره که مدعی حکومت علی هستیم باید یک نشانه هایی از حکومت عدل علی داشته باشیم. مگر حضرت امیر مؤمنان امام علی (علیه السّلام) نبود که وقتی به او خبر دادند که لشکر«معاویه بن ابی سفیان» خلخالی را از پای زن یهودی درآورده اند، به شدّت ناراحت شدند و فرمودند که اگر مسلمانی به خاطر این اتّفاق بمیرد، او را قابل ملامت و سرزنش نمی دانم. حال چطور ممکن در این حکومت، تعرضی صورت بگیرد و ناراحت نشویم. مسلم است که بعنوان یک مسلمان از شنیدن چنین برخوردهای غیراخلاقی متاثر می شوم. بیشتر هم متاسف می شوم که چطور جواب جوانان خودم را بدهم؟ چطور از جوانان خودمان بخواهیم که صبر و تحمل کنند تا به نتیجه برسند؟ چگونه باید آنها را توجیه کرد که این رفتارها ارتباطی به اسلام ندارد تا از دین گریزان نشوند؟
خانم رحیمی از پیگیری های خود برای مرخصی آقای قدیانی بگویید؟
برای تشیع جنازه مادرم که اجازه ندادند در مراسم حضور پیدا کنند. برای مراسم چهلم هم اقدام کردیم و وعده دادند که به ایشان مرخصی می دهند اما باز موافقت نشد.
از سوی چه نهادی با مرخصی ایشان مخالفت شد؟
از طرف دبیر خانه دادستانی می گویند که موافقت شده و نامه آن را دو بار به سازمان زندان ها فکس کرده اند و شماره فکس را هم به ما دادند. ما خودمان هم نفهمیدم که مخالفت با مرخصی آقای قدیانی از سوی دادستانی است یا سازمان زندان ها. این در حالی است که مرخصی استعلاجی و ملاقات حضوری و دیگر حقوق زندانیان سیاسی در قوانین سازمان زندان ها آمده است. بالاخره سازمان زندان ها زیر نظر دادستانی است، اما نمی دانیم تعلل از کجاست. متاسفانه هیچ چیز شفاف نیست.
وضعیت جسمانی ایشان چطور است؟
ناراحتی قلبی که دارند و واقعا شرایط زندان برای سلامت ایشان خطرناک است. زانو و کمرشان هم مشکل دارد و در سن هفتاد سالگی باید مدام تحت نظر پزشک متخصص باشند و عدم رسیدگی روز به روز شرایط جسمانی ایشان را بدتر می کند. الان هم یک طرف دندان هایشان که جراحی شده است عفونت کرده و باید سریع رسیدگی شود اما متاسفانه نسبت به این مسئله بی توجهی می شود. حتی در خصوص شرایط نامناسب جسمانی ایشان، همان فروردین ماه پزشک قانونی چهار ماه برای ایشان مرخصی استعلاجی نوشتند اما باز اجازه ندادند.
به نظر شما علت این همه حساسیت بر روی آقای قدیانی چیست؟
اگر واقعا بخواهند به قانون عمل کنند این انتقادایی که آقای قدیانی می کند نباید ملاک باشد، زیرا در قانون اساسی آزادی بیان و انتقاد آزاد است. انتقادات و صریح الهجه بودن ایشان که نباید باعث شود از حقوق اولیه و مسلم خود محروم شود. اما ظاهرا انتقادات دلسوزانه ایشان باعث می شود که فشارها را افزایش دهند.


یک پاسخ به “خانواده های رجایی و قدیانی: پیگیری‌های ما بی نتیجه است”

  1. بنده ی خدا گفت:

    چه درد سنگینیست !!

    یکی از مخلصین و بزرگمردان تاریخ ایران که خادمی عزیز بوده به شهادت برسد و فرزندش 

    در بند باشد!

    داد بر شما که چشمهایتان را بسته اید داد!

    شرم آورست،شرم کنید!