سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

مرگ بی‌صدای کتاب

چکیده :تبعات کتاب‌نخواندن متأسفانه در بلندمدت خود را نشان می‌دهد، هرچند هم‌اکنون هم نشانه‌هایی از آن قابل مشاهده است: مردم بیش از پیش تبدیل به توده‌های بی‌شکلی می‌شوند که هرکس وعده‌های خوش‌رنگی به آن‌ها بدهد گول می‌خورند و زمام کار را به او می‌سپارند، افق دیدشان کوتاه می‌شود؛ به‌جای آن‌که به منافع بلندمدت بیاندیشند صرفاً به این فکر می‌کنند که چه‌گونه صبح را به شب برسانند و در نتیجه از ایجاد دگرگونی در هر عرصه‌ای بازمی‌مانند، هنر و فرهنگ نابود می‌شود، به‌دلیل عدم آگاهی از اندیشه‌های تازه، تحرکی در زندگی مردم پدید نمی‌آید و در حالی که دنیا دارد هرروز عرصه‌های تازه‌ای از علم را فتح می‌کند، ما در نهایت چون بیماران محتضری می‌شویم که روز به روز مرگ‌مان نزدیک‌تر می‌شود....


کلمه – یوسف رحمانی:

از کودکی عادت به خواندن داشته‌ام. جوری خواندن را دوست دارم که هرچه می‌خرم نخست همه‌جایش را بررسی می‌کنم که اگر چیزی رویَش نوشته‌است ابتدا آن را بخوانم. تمام آگهی‌هایی که جلوی چشمم می‌آید می‌خوانم، تمام تابلوها و الخ. در نتیجه علاقه‌ی فراوانی به کتاب دارم، و می‌کوشم اوضاع کارهایم به هر ترتیبی هم باشد، حتماً بخش مهمی را به کتاب‌خواندن اختصاص دهم.

امروز که برای آگاهی از کتاب‌های تازه‌منتشرشده به کتاب‌فروشی‌های میدان انقلاب رفتم، دیدم نشر ِ ارج‌مند «نی» کتابی را از «فریتیوف کاپرا» منتشر کرده با نام «پیوندهای پنهان». اگر بخواهم توضیح خلاصه‌ای بدهم، کتاب در پی آن است که با شناخت سامانه‌های طبیعی، مقدمه‌ای برای طراحی سامانه‌های اجتماعی ارائه دهد. نویسنده مدعی‌ست که سامانه‌های اجتماعی برای کارآمدی بیش‌تر، باید هرچه منطبق‌تر بر مبانی حاکم بر سامانه‌های طبیعی باشند.

تحلیل محتوای کتاب موضوع این نوشتار نیست، آن‌چه مرا به نوشتن این نوشته واداشت چیز دیگری‌ست. به‌خاطر بالارفتن بهای کاغذ، قیمت کتاب شدیداً افزایش یافته، و به‌موازات آن، هم شیوه‌ی چاپ کتاب و هم جنس کاغذ استفاده‌شده در آن، به‌طور قابل توجهی تنزل پیدا کرده‌است. این کتاب هم از این قاعده مستثنا نیست؛ روی نازل‌ترین کاغذ کاهی چاپ شده، و قیمت آن ۱۲هزار تومان است.

کتاب‌های جدی اصولاً شمارگان بالایی ندارند؛ یعنی اگر کتابی جدی در شمارگان ۲هزار نسخه چاپ و یک‌بار هم تجدید چاپ شود که مثلاً شمار آن به ۴هزار نسخه برسد، نوعاً یک پیروزی برای انتشارات رقم می‌خورد. این شمارگان پایین کتاب در وهله‌ی نخست نشان می‌دهد خریداری برای آن نیست. نبود خریدار برای کتاب‌های جدی، احتمالاً به همان موضوعی برمی‌گردد که باعث می‌شود کتاب‌های جدی روی کاغذهای نازل چاپ شوند و با بهایی گران به‌فروش برسند: اوضاع نابه‌سامان اقتصادی.

وقتی پولی که در جیب‌هاست حتا برای رفع نیازهای اولیه‌ی انسان ـــ خوراک، پوشاک، مسکن ـــ هم کفایت نمی‌کند، کتاب به کالایی لوکس تبدیل می‌شود. وقتی فکرها تماماً روی بقا متمرکز است، پولی برای کتاب‌خریدن باقی نمی‌ماند؛ آن هم کتابی که صرفاً مغز آدم را به‌کار می‌گیرد، و احیاناً وقت آدم را برای کارکردن بیش‌تر می‌گیرد. یکی از دوستانم که خیلی بیش‌تر از من خوره‌ی کتاب است، کلاً خرید کتاب را متوقف کرده و تنها به‌کمک کتاب‌خانه است که کتاب می‌خواند.

تبعات این کتاب‌نخواندن متأسفانه در بلندمدت خود را نشان می‌دهد، هرچند هم‌اکنون هم نشانه‌هایی از آن قابل مشاهده است: مردم بیش از پیش تبدیل به توده‌های بی‌شکلی می‌شوند که هرکس وعده‌های خوش‌رنگی به آن‌ها بدهد گول می‌خورند و زمام کار را به او می‌سپارند، افق دیدشان کوتاه می‌شود؛ به‌جای آن‌که به منافع بلندمدت بیاندیشند صرفاً به این فکر می‌کنند که چه‌گونه صبح را به شب برسانند و در نتیجه از ایجاد دگرگونی در هر عرصه‌ای بازمی‌مانند، هنر و فرهنگ نابود می‌شود، به‌دلیل عدم آگاهی از اندیشه‌های تازه، تحرکی در زندگی مردم پدید نمی‌آید و در حالی که دنیا دارد هرروز عرصه‌های تازه‌ای از علم را فتح می‌کند، ما در نهایت چون بیماران محتضری می‌شویم که روز به روز مرگ‌مان نزدیک‌تر می‌شود.

«پیوندهای پنهان» ـــ همان که امروز آن را خریدم ـــ با شمارگان ۵۰۰ نسخه چاپ شده‌است. شاید فکر کنید این فاجعه است، ولی فروشنده در پاسخ به ابراز تأسف من از این شمارگان، که اساساً در خارج از ایران خنده‌دار است، می‌گفت تازه این رقم خوب است، باید منتظر شمارگانی در حدود ۲۰۰ نسخه باشی. او البته این را نگفت که در سراشیبی این روزهای ایران، تعطیلی کامل چاپ و نشر کتاب، نزد بیش‌تر آدم‌ها و تمام مسئولان، کم‌اهمیت‌ترین پدیده‌ای‌ست که باید منتظرش باشیم.


یک پاسخ به “مرگ بی‌صدای کتاب”

  1. محمد گفت:

    آقای نقدی معتقد است که تحریم ها هرچه بیشتر شود بهتر است، حتی او هم فهمیده که اولین قربانی تحریم ها فرهنگ است (همان داستان ایرانی ها را گرسنه نگه دار و عرب ها را سیر).