سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » دفتر تحکیم وحدت: سکوت دانشگاه، مقدمه فریادی است که جان و تن دیکتاتورها را خواهد لرزاند...

دفتر تحکیم وحدت: سکوت دانشگاه، مقدمه فریادی است که جان و تن دیکتاتورها را خواهد لرزاند

چکیده :دفتر تحکیم وحدت با صدور بیانیه ای به مناسبت فرا رسیدن ١٦ آذر، روز دانشجو را به جامعه دانشگاهی کشور تبریک گفته و ضمن اعتراض به فضای خفقان حاکم بر دانشگاههای کشور، خاطر نشان کرده است که "سکوت دانشگاه، مقدمه فریادی است که جان و تن دیکتاتورها را خواهد لرزاند."...


دفتر تحکیم وحدت با صدور بیانیه ای به مناسبت فرا رسیدن ١٦ آذر، روز دانشجو را به جامعه دانشگاهی کشور تبریک گفته و ضمن اعتراض به فضای خفقان حاکم بر دانشگاههای کشور، خاطر نشان کرده است که “سکوت دانشگاه، مقدمه فریادی است که جان و تن دیکتاتورها را خواهد لرزاند.”

به گزارش دانشجونیوز، در بیانیه دفتر تحکیم وحدت آمده است که جنبش دانشجویی ایران از درون تاریکخانه استبداد شعله ای بر افروخته که جز با فرا رسیدن روشنایی آرام نخواهد گرفت.

این اتحادیه دانشجویی با اعتراض به سیاست های وزارت علوم در تفکیک جنسیتی در حدود ٦٠٠ کد-رشته دانشگاهی در بیش از ٦٠ دانشگاه کشور اضافه می کند “تفکیک و سهمیه‌بندی جنسیتی علیه زنان امروز لبه برنده تیغی است که گلوی دانشگاه را می‌برد. نگاه واپس‌گرایانه حاکمان به زن بیش از هر زمانی هویدا شده و دانشجویان دختر بیشترین سهم را از تبعیض و ظلم متحمل می‌شوند”.

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

١٦ آذر دوباره با تمام زخم‌ها و امیدهایش از راه رسید. ۵٩ سال از آن روز می‌گذرد و هنوز قطره های خون بر خیابان‌های دانشگاه می‌جوشد. قندچی، بزرگ‌نیا و شریعت‌رضوی ستاره شدند و حالا همه می‌دانند که نه دانشگاه به دیکتاتوری تن می‌دهد و نه دیکتاتورها دانشگاه سرافراز را تحمل می‌کنند.

٢۵ سال بعد از ١٦ آذر ١٣٣٢، سقوط شاه، بذر امید را کاشت غافل از آن که از آن درخشش کوتاه آزادی تا سحر هنوز راه بسیار بود. در کوتاه زمانی، حاکمیت پسا-انقلابی آنچنان گلوی آزادی را فشرد که گویی هرگز از آزادی سخنی نرفته است. تیر زهرآگین انقلاب فرهنگی را آنچنان به جان دانشگاه نشاندند که سربازان تاریکی گمان کردند ریشه درخت تنومند جنبش دانشجویی برای همیشه خشکیده است.

دهه هفتاد اما در حالی فرا رسید که جنبش دانشجویی بار دیگر توشه از اندیشه های نو برداشته، در مسیر مبارزه با استبداد گام نهاد. کوی دانشگاه تهران، تیرماه ١٣٧٨، به خاک و خون کشیده شد، عزت ابراهیم نژاد، “جوانی که شور عشق در سینه داشت، چون سینه سرخان خنیاگر” با رویای رهائی رفت و دانشجویان تنها به جرم آگاهی محکوم شدند. نه نشانی از راکبان قدرت بود و نه تدارکاتچی‌هایشان. اما جنبش دانشجویی باز هم با استبداد سر سازش نداشت. از تهران تا تبریز، از اصفهان تا بابل، شیراز، همدان، شهرکرد، مازندران، مشهد، سیستان و بلوچستان، کردستان و خوزستان و بسیاری از دانشگاه ها در سراسر ایران بارها فریاد زدند که دانشگاه زنده است و استبداد رفتنی است. سال ٨٨ باز هم داستان کوی بود و داستان توحش پاسبانان ولایت.

این مقدمه به درازا کشید تا به یاد آوریم که جنبش دانشجویی ایران از درون تاریکخانه استبداد شعله ای بر افروخته که جز با فرا رسیدن روشنایی آرام نخواهد گرفت.

از سال ١٣٨٤ با روی کار آمدن محمود احمدی نژاد استقلال نسبی دانشگاه‌های کشور با انتصابی کردن روسای دانشگاه‌ها کاملاً از میان رفت و انقلاب فرهنگی دوم آرام به جریان گذاشته شد. سرکوب فعالین دانشجویی از طریق کمیته های انضباطی، تعطیلی انجمن‌های اسلامی منتقد، ممنوع الورود و ستاره دار کردن دانشجویان در دوره اول محمود احمدی نژاد به امری معمول در میان دستگاه سرکوب تبدیل شده بود. دوره اول احمدی نژاد در حالی به پایان می رسید که صدای دانشگاه همچنان رسا بود.

خرداد ٨٨ شد و جنبش دانشجویی بعد از ده سال، شعارها و آرمان‌های خود را این بار در میان افواج مردم در خیابان‌های کشور می‌دید. با این وجود سرکوب گسترده و کشتار معترضین بار دیگر نشان داد که استبداد برای حفظ قدرت از هیچ جنایتی فروگذار نمی‌کند. پس از آن روزها، دیکتاتور تصمیم گرفت انتفام آبروی رفته‌اش را از دانشگاه و دانشجو بگیرد.

تفکیک و سهمیه‌بندی جنسیتی علیه زنان امروز لبه برنده تیغی است که گلوی دانشگاه را می‌برد. نگاه واپس‌گرایانه حاکمان به زن بیش از هر زمانی هویدا شده و دانشجویان دختر بیشترین سهم را از تبعیض و ظلم متحمل می‌شوند. در سال تحصیلی جاری در بیش از ٦٠ دانشگاه و حدود ٦٠٠ کد-رشته دانشگاهی تفکیک جنسیتی صورت گرفته است. در بسیاری از موارد دانشجویان دختر در تحصیل در کد-رشته های مختلف تحصیلی محروم شده اند. سهمیه‌بندی جنسیتی، تبعیض در ظرفیت رشته های پرطرفدار دانشگاهی، پذیرش بومی و گسترش دانشگاه های تک-جنسیتی از جمله موارد دیگری است که در سال‌های اخیر در صدر سیاست های وزارت علوم قرار گرفته است و رؤسای پیشرو در سرکوب، مورد تقدیر قرار گرفته‌اند.

پس از تعطیل کردن انجمن‌های اسلامی عضو دفتر تحکیم وحدت و جعل تشکل‌هایی با عناوین مشابه توسط اعضای بسیج دانشجویی، اکنون نوبت به یکی از آخرین سنگرهای مستقل دانشجویان یعنی شوراهای صنفی رسیده است تا مورد هجوم عوامل وزارت اطلاعات در نظام دانشگاهی قرار گیرند. در حالی که شوراهای صنفی در دانشکده‌ها و دانشگاه‌های مختلف کشور به عرصه‌ای برای تجلی رأی دانشجویان و پیگیری مشکلات صنفی مبدل شده بود، وزارت علوم با تصویب آیین نامه ای جدید قصد دارد تا با تعطیلی کلیه شوراهای صنفی مستقل، در هر دانشگاه تنها یک شورای صنفی فرمان‌بردار مدیران وابسته برپا کند. محدود سازی و نابود کردن شوراهای صنفی که دستاورد بزرگ دانشجویان در دهه های اخیر بوده ، در حالی صورت می‌گیرد که از سوی دیگر در بسیاری از دانشگاه های کشور طرح بسیج دانشکده‌ای در حال اجرا است. بسیج دانشجویی که تجلی بارز سلطه سپاه بر بدنه دانشگاه‌های کشور است، به همراه رؤسای حراست، مسئولان کمیته‌های انضباطی، معاونین دانشجویی و روسای دانشگاه عاملان اصلی سرکوب دانشجویان و استاید منقد در سال های اخیر بوده اند.

١٦ آذر امسال در حالی فرا می رسد، که دانشجویان بسیاری همچنان در زندان های جمهوری اسلامی تاوان ایستادگی در برابر نظام استبدادی را می‌پردازند. بهاره هدایت، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، در حالی به ١٠ سال زندان محکوم شده که جز برای استقلال دانشگاه و آزادی مردم فعالیت نکرده است. مجید توکلی، سومین سال بازداشت خود را در حالی در زندان رجایی شهر می‌گذراند که پس از سخنرانی انتقادی علیه دیکتاتور در روز دانشجو بازداشت و به ٨ سال و نیم زندان محکوم شده است. علی اکبر محمدزاده دبیر انجمن اسلامی دانشگاه شریف دوران ٦ سال حبس خود را در زندان اوین تحمل می‌کند. سروش ثابت دیگر دانشجوی نخبه دانشگاه شریف به ٢ سال زندان محکوم شده و ضیا نبوی محکومیت ١٠ ساله را خود به دلیل دفاع از حق تحصیل را در زندان کارون اهواز و در تبعید می‌گذراند. مجید دری دوران ٦ ساله حبس خود به جرم اعتراض به محرومیت از تحصیل را در زندان بهبهان سپری می‌کند. سیاوش حاتم دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه بوعلی سینا همدان به ١٦ ماه حبس محکوم شده است. شبنم مددزاده دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم همچنان در حال گذراندن حکم ۵ سال حبس در بند زنان اوین است. داور حسینی دانشجوی دانشگاه اصفهان به ٦ سال حبس محکوم شده است. ایقان شهیدی و سارا محبوبی از دانشجویان بهائی علاوه بر محرومیت از تحصیل به دلیل باورهای مذهبی به ترتیب به ۵ سال و ١٠ ماه زندان محکوم شده اند. آرش صادقی دانشجویی که مادر خود را بر اثر حمله مأموران امنیتی از دست داده به ۵ سال زندان محکوم شده و در سلول انفرادی است. مهدی خدایی از فعالین به نامِ دانشگاه آزاد به ٧ سال زندان محکوم شده است. عماد بهاور و امید کوکبی هر کدام به ١٠ سال زندان و سعید جلالی فر و امیر گرشاسبی نیز به ٣ سال زندان محکوم شده اند. حبیب الله لطیفی در زندان سنندج زیر حکم اعدام است. حسن اسدی زیدابادی به ۵ سال، حامد امیدی ٣ سال، حامد روحی نژاد ١١ سال، نانین دیهیمی ٨ ماه، وحید علیقلی پور ١ سال، شاهین زینعلی ٢ سال و سه ماه، نوید نزهت ١ سال، علی ملاحاجی و آرش محمدی ١ سال، علی سالم و فرشته شیرازی هر کدام به ٢ سال زندان محکوم شده اند.

چندین هفته پیش نیز، یاشار دارالشفا برای گذراندن حکم ۵.۵ سال و نسیم سلطان بیگی برای گذراندن ٣ سال حبس به زندان اوین فراخوانده شده و در حال سپری کردن دوران محکومیتند.

با وجود تمام این فشارها، جنبش دانشجویی به راه خود ادامه خواهد داد. دفتر تحکیم وحدت همانگونه که پیش از این در بیانیه “راهبرد جدید فعالیت‌های دانشجویی در دانشگاه‌ها” اعلام کرده از دانشجویان می خواهد با تمرکز بر شیوه‌های جدید فعالیت، شبکه‌سازی درون دانشگاه‌ها و فعال کردن هسته‌های کوچک دانشجویی به تقویت مجموعه های دانشجویی پرداخته و توان خود را برای حفظ استقلال دانشگاه و مبارزه با استبداد به کار گیرند. تاکید بر حقوق صنفی و تمرکز بر نقاط ضعف مجموعه مدیریتی دانشگاه و وزارت علوم می تواند به نقطه قوت فعالیت های دانشجویی تبدیل شود. استفاده از امکانات فضاهای مجازی، شکل‌دهی به گروه های مطالعاتی،انتشار نشریات و تشکیل گروه های کوچک صنفی، سیاسی، فرهنگی و هنری در جهت تقویت همبستگی و استفاده از تمام ظرفیت دانشگاه گام‌هایی موثر برای عبور از شرایط سخت فعلی است. ارتباط با فعالین سابق دانشجویی و فعالین دانشگا‌های دیگر می توان به انتقال تجریه و همفکری کمک به سزایی باشد. عقلانی کردن و کنترل هزینه از دیگر مواری است که دفتر تحکیم وحدت در شرایط فعلی بر آن تاکید دارد. اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان سراسر کشور از تمام دانشجویان می خواهد برای کسب استقلال دانشگاه و مبارزه با استبداد با امید به آینده به سازماندهی هوشیارانه فعالیت های دانشجویی بپردازند.

این اتحادیه دانشجویی همچنین به رهبر و مسئولان جمهوری اسلامی هشدار می‌دهد که مسیر سعادت جز تن دادن به خواست ملت نیست و انتهای بیراهه‌ی امروزشان جز دره‌ نفرینی نیست که دیکتاتورها یکی پس از دیگری در آن سقوط می‌کنند. آزادی رهبران جنبش سبز، آقایان موسوی و کروبی، و تمام زندانیان سیاسی و عقیدتی شروعی برای تمکین در برابر خواست ملت است.

دفتر تحکیم وحدت در پایان با تبریک فرا رسیدن روز دانشجو به جامعه دانشگاهی کشور و گرامیداشت یاد تمام دانشجویان شهید از آذران اهورایی تا ژاله، آسا و مختاری مجدداً، خواستار آزادی تمام دانشجویان زندانی است که به جرم آزادی‌خواهی دربندند. تاریخ پر فراز و نشیب جنبش دانشجویی شاهد آن است که سکوت دانشگاه، مقدمه فریادی است که جان و تن دیکتاتورها را خواهد لرزاند.

اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان سراسر کشور

دفتر تحکیم وحدت

١٦ آذر ١٣٩١


8 پاسخ به “دفتر تحکیم وحدت: سکوت دانشگاه، مقدمه فریادی است که جان و تن دیکتاتورها را خواهد لرزاند”

  1. pashm گفت:

    نباید کری بیهوده خوند… به نظرم این کری ها شبیه کری های صدا و سیماست که از خشم طرفدارای انقلابیش میگه. متاسفم که اینو دارم میگم. چیزی که الان باعث سکوت دانشجوهاست فراموشی هست که از سرخوردگی و افسردگی بوجود میآد. ما و شما فعالان جای وعده هایی که نا امیدی رو بیشتر میکنه باید روح امید رو دوباره زنده کنیم و با اطلاع رسانی باعث بشیم فراموشی اتفاق نیافته.

  2. بنده خدا گفت:

    از دفتر تحکیم  در خواست میکنم نامه سرگشاده ای که فکر میکنم در زمان  ریاست جمهوری خامنه ای به ایشان نوشته بود  مجدد منتشر کنند

  3. Yasooj گفت:

    همه بايد تلاش كنيم تا ديكتاتور مسئوليت شرايط فعلى كشور را به گردن گماشته
    خود احمدى نزاد نياندازد.
     

  4. az diar fars گفت:

    و چه زيبا انشاء مي نويسيم و چه راحت تن به رقيت و بندگي ديكتاتوري مي دهيم كه تارهاي عنكبوت گونه اش روز به روز تنگ تر و ضخيم تر بر تن مان مي نشيند و مي چسبد ! آري ما نشسته ايم به اميد معجزه ، اما ديكتاتور و سپاه به معجزه ، مثل ما ، ايمان ندارد و حقيقت هم اين گونه است كدامين معجزه ؟ معجزه ساخت ذهن ترسو و عليل آنان است كه از ترس بدان پناه مي برند ! نه انسان هاي شجاع و عاقل ! حتي اين را ديكتاتور و سپاه هم بهتر از من و تو يي كه در خانه نشسته ايم به اميد معجزه مي دانند مي نشينم و نظارت مي كنيم ته مانده اميد به آزادي و رهايي را نيز از بين ببرند همان گونه كه بعد از روي كار آمدن احمدي نژاد اندك آزادي كه از زمان خاتمي مانده بود به تاراج رفت !
    تا كجا بايد دويد ؟ 

  5. Akbari گفت:

    سکوت امروز ما سرشار از شادی و پیروزی است.  
    مبارزات آزادیخواهانه جامعه دانشگاهی کشور دستاوردهای بسیار بزرگی داشته است. 
    جنبش دانشجویی لطمات سنگینی بر پیکر دیکتاتوری وارد آورده است و جان و تن آنها را لرزانده است.
    اکنون نظام استبدادی از درون تهی شده و به زانو درآمده است.
    به یاری خداوند پیروزی نهایی نزدیک است.

  6. pashm گفت:

    شما شاید یا در ایران نیستید یا اگر در ایرانید اطرافیان بسیار باحال و دوست داشتنی دارید…… متاسفانه چیزی که من در بین دوستانم میبینم نشانی از عقب نشینی منطقی نیست. در اطرافیان من در دانشگاه…. دیگه کسی اخبار رو دنبال نمیکنه، دیگه کسی پیگیر خواسته هاش نیست….. همه اعتقاد دارند مردم کاری نمیتوانند بکنند. و من اعتقاد دارم که گرد مرگ و نا امیدی به روی مردم ریخته شده. متاسفانه  و متاسفانه. به نظر من حقایق رو باید دید و بر اساس اون رفتار کرد.

  7. قاسم آقا گفت:

    اینها اگر عقل داشته باشند، باید از سرنوشت محمد مرسی، عبرت بگیرند و تا کار به جاهای باریک نکشیده، کوتاه بیایند و به فکر مردم و حق و حقوق آنان و آزادیهایشان باشند. دنیای امروز با سی و اندی سال پیش بسیار فرق ها کرده است.  دیگر این مردم را با افسون تعلقات مذهبی و…. نمی توان مشغول داشت. مردم زندگی میخواهند و دلشان می خواهد نقد را فدای نسیه نامعلوم نکنند.

  8. عبدالله خان گفت:

    ای کاش همین کاری را که مردم مصر مشغول اند، ما در همان اول انقلاب می کردیم و کار به اینجا نمی کشید. اول انقلاب قرار بود همه باهم برابر و برادر باشند، بین زن و مرد فرقی نباشد، آب و برق و گاز مجانی باشد، آقای سرلشکر نوکر نباشد، گورستانها گلستان شده و زندانها دانشگاه شود. طلبه ها بروند قم سرکارشان، کار را به کاردان بسپارند. بارها اعلام کردند که حتا حزب توده هم آزاد خواهد بود که فعالیت کند. قرار بود استقلال داشته باشیم، آزادی داشته باشیم و عدالت اسلامی هم داشته باشیم. اصلا قرار نبود ولایت فقیهی در بین باشد، قرار بود مجلس موسسان تشکیل شود و کسی اسم مجلس خبرکان را نشنیده بود. قرار بود رفراندم برای انتخاب نوع حکومت باشد و  از “جمهوری اسلامی آری یا نه”  یا “جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر” اصلا مطرح نبود.  قرار بود “میزان رای مردم” باشد قراربود…قرار بود… قراربود… آخ اگه ما هم از اول مثل مردم مصر میریختیم و از همان اول بیخ کار را میگرفتیم چی میشد؟ راستی که چی میخواستیم، چی شد؟