درگیری فیزیکی ماموران امنیتی با عیسی سحرخیز در بیمارستان
چکیده :روز گذشته ماموران امنیتی با عیسی سحرخیز که برای مداوای موارد حاد قلبی در بیمارستان تحت نظر، زندانی است، درگیری شده اند و با هل دادن ایشان، سر این زندانی سیاسی به زمین کوبیده شده است....
روز گذشته ماموران امنیتی با عیسی سحرخیز که برای مداوای موارد حاد قلبی در بیمارستان تحت نظر، زندانی است، درگیری شده اند و با هل دادن ایشان، سر این زندانی سیاسی به زمین کوبیده شده است.
بنا به گزارش سحام، پس از این برخورد ماموران امنیتی با این روزنامه نگار، حال ایشان به شدت بد شده است.
مهدی سحرخیز ضمن تایید این خبر گفته است که حالا که پس از قتل ستار بهشتی در زندان صحبت از بازدید نمایندگان مجلس از زندان هاست، بد نیست که به وضعیت تمامی زندانی ها رسیدگی شود.
این فعال سیاسی گفته است که سه سال پیش آقایان جلالی و سروری از طرف مجلس مامور تحقیق چنین مواردی بوده اند و برخی از بد رفتاری ها از زمان دستگیری تا زمان سپری کردن دوران زندان در بند عمومی و حتی در زمان مداوای پزشکی به اطلاع ایشان رسانده شده است.
مهدی سحرخیز، فرزند عیسی سحرخیز تایید کرده است که برخوردهای خشن فیزیکی ماموران تنها شامل زندانیان سیاسی نمی شود و حتی چنین برخوردهایی با زندانیان عادی علاوه بر زندان اوین در زندان های رجایی شهر و حتی اهواز به کرات مشاهده می شود.
ایشان اضافه کرده اند چنانچه گروه تحقیق مجلس نمی تواند به زندان برود، می تواند در بیمارستان به ملاقات ایشان رفته تا ضمن مشاهده آثار برخوردهای خشن مامورین زندان با آدمی که قبل از دستگیری سالم بوده است، از مشاهدات وی از آنچه در زندان ها می رود، باخبر شوند.
عیسی سحرخیز، عضو ستاد مهدی کروبی در انتخابات ۸۸ و عضو شورای مرکزی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات و مدیرمسئول روزنامه توقیف شده “اخبار اقتصاد” و ماهنامه توقیف شده “آفتاب” است.
سحرخیز تیرماه ۸۸ و در پی بازداشت های گسترده پس از انتخابات ریاست جمهوری دستگیر، و سپس توسط قاضی صلواتی، رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به اتهام “توهین به رهبری و تبلیغ علیه نظام” به سه سال حبس محکوم شد.
سحرخیز در تمام سه سال و سه ماه گذشته، در زندان بسر برده و با وجود تاکید پزشکان و بهداری زندان، امکان ادامه معالجات و درمان در خارج از زندان را نداشته و حتی از یک روز مرخصی نیز محروم بوده است.














سحر خیز عزیز می دانم مانند تو در راه ازادی مردم و کشور هزینه ای زیاد ی پرداخت کردید . امید وارم روزی همه با هم سرود ای ازاد ایران را سر دهیم
عمرتان کوته باد، عجب آدمهای نادانی هستید. سحرخیز کسی است که نمی خواهد زیر بار زور و جور و ستم برود. برای چه روی زندانی دست بلند می کنید. در دنیای امروز حیوانات راهم کتک نمی زنند. شما کارتان به جایی رسیده که کسی را که اسیر دستتان است و اغلب دست بسته و پابسته به زیر کتک می گیرید؟ وقتی هم بلایی سرشان می آید آنقدر بدبخت و ترسو هستید که فورا دشمن را عامل قتل او میدانید. ستار را دشمن در زندان کشت یا همکاران همین مامورانی که با سرخیز ما اینگونه رفتار می کنند. بترسید از “آه سرد سحری” این است اجر ما که به خیابانها ریختیم و شما را از روی مبنرها و صندلی های روضه خوانی به مرتبه ای رساندیم که حتا خوابش را نمیدید؟ چرا این لکه ننگین را از خود در تاریخ میگذارید؟ چرا اسرار دارید در طول تاریخ چند هزارساله ایران، سیاه ترین و بدبخت ترین حکومت را به یادگار بگذارید. سخرخیر خطا کرده، گناه کرده، او را دریک دادگاه آشکار به صورت علنی و با حضور عکاس و خبرنگار محاکمه کنید تا پشیزی آبرو برایتان نگذارد. مگر ما برده های زر خرید شما از خدا بی خبران هستیم؟