آیت الله دستغیب خواستار آزادی میرحسین و کروبی و زندانیان سیاسی شد
چکیده :وی تاکید نمود که حکم محاربه برای برخی از زندانیان صادق نیست و ادامه داد که اين به هيچ وجه يك موضعگيرى سياسى نيست، بلكه نظرى كاملا فقهى است و عدّهى ديگرى از فقها نيز با آن...
آیت الله دستغیب در ادامه سخنان خود در ماه محرم بار دیگر خواستار آزادی میرحسین و کروبی و زندانیان سیاسی شد.
وی تاکید نمود که حکم محاربه برای برخی از زندانیان صادق نیست و ادامه داد که اين به هيچ وجه يك موضعگيرى سياسى نيست، بلكه نظرى كاملا فقهى است و عدّهى ديگرى از فقها نيز با آن موافقند.
این مرجع تقلید در سخنانی که در شب عاشورا بیان شد، اظهار کرد: رزمندگانى كه در جبهههاى جنگ حاضر بودند، حكمت و فلسفه نخوانده بودند، امّا چون از خود گذشته و متّصل به فطرت و وجدان خدايى خود شده بودند، موقعى كه تيرها و تركشهاى دشمن به بدنشان مىخورد، از يك سو خدا را شكر مىكردند و از سوى ديگر دشمن را لعن مىنمودند. آنها مىدانستند كه اصل قدرت از خدا است، امّا اگر كسى آن را با اختيار خود در بدى به كار انداخت، گناهكار است.
متن کامل سخنان این مرجع تقلید به نقل از سایت حدیث سرو به شرح زیر است:
«مَتَى غِبْتَ حَتَّى تَحْتَاجَ اِلَى دَلِيلٍ يَدُلُّ عَلَيْكَ وَ مَتَى بَعُدْتَ حَتَّى تَكُونَ الآثَارُ هِيَ الَّتِي تُوصِلُ اِلَيْكَ عَمِيَتْ عَيْنٌ لاَ تَرَاكَ عَلَيْهَا رَقِيباً وَ خَسِرَتْ صَفْقَةُ عَبْدٍ لَمْ تَجْعَلْ لَهُ مِنْ حُبِّكَ نَصِيباً»
«تو كى از نظر پنهانى تا به دليل و برهان محتاج باشى و كى از ما دور شدى تا آثار و مخلوقات، ما را به تو نزديك سازد؟ كور باد چشمى كه تو را نمىبيند با آنكه هميشه تو مراقب و همنشين او هستى، و در زيان باد بندهاى كه نصيبى از عشق و محبّتت نيافت.»
كسى كه اهل تقواى كامل است، نور وجود خداى تعالى را در وجود هر موجودى، با چشم دل مشاهده مىكند.
شخص متّقى، فقط خداى واجب الوجود را قادر و عالم و حى و كريم و رحيم و رحمان مىبيند. از اين روى هر كجا علمى يافت، آن را از خدا مىبيند؛ هر كجا قدرتى بود، آن را منتسب به خدا مىداند و ساير صفات خوب را در هر كجا ديد، متوجّه اصل آن؛ يعنى خداى تعالى مىشود. همچنين هر فعلى را از هر كس كه صادر شود، از خدا مىبيند. به جهت آن كه پشتوانهى آن فعل، «اراده» است و اراده فقط از آنِ خداوند است. به علاوه نفس حيات و موجوديت موجودات را از آنِ حضرت واجب الوجود مىبيند و مىداند كه او منشأ حيات است، پس همواره با چشم دل، خدا را مىبيند و متوجّه او است لذا فرمود : «مَتَى غِبْتَ حَتَّى تَحْتَاجَ اِلَى دَلِيلٍ يَدُلُّ عَلَيْكَ».
اين گونه خدا را ديدن، فرق مىكند با اين كه موجودى را ببيند و از وجود او پى به وجود خداى تعالى ببرد. او اول خدا را مىبيند.
درباره صفات بد هم همين است؛ يعنى هر كجا صفت بدى از كسى ظاهر شد، قدرت آن از خداوند است لكن فاعل آن، آن را به شكل بد به كار برده است.
رزمندگانى كه در جبهههاى جنگ حاضر بودند، حكمت و فلسفه نخوانده بودند، امّا چون از خود گذشته و متّصل به فطرت و وجدان خدايى خود شده بودند، موقعى كه تيرها و تركشهاى دشمن به بدنشان مىخورد، از يك سو خدا را شكر مىكردند و از سوى ديگر دشمن را لعن مىنمودند. آنها مىدانستند كه اصل قدرت از خدا است، امّا اگر كسى آن را با اختيار خود در بدى به كار انداخت، گناهكار است.
مؤمن اگر از حيوانى آسيبى ببيند، خدا را شكر مىكند، امّا اگر آسيب رساننده انسان باشد، او از يك طرف قدرت پروردگار را مىبيند و شكر مىكند و از طرف ديگر، ظالم را مجرم و مستوجب عقوبت مىداند. ظاهر شدن حقيقت عبوديت ـ كه امام صادق عليه السلام به عنوان بصرى فرمود ـ انسان را صاحب چنين فهمى مىكند.
امام صادق عليه السلام در ادامه حديث عنوان بصرى مىفرمايد :
اين اولين درجه تقوا است. خداوند متعال مىفرمايد :
(تِلْكَ الدَّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الأرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِين)
«جهان آخرت را براى كسانى مهيّا نموديم كه در روى زمين درپى مقامپرستى نرفته، مرتكب فساد نشده باشند و پايان نيك براى پرهيزگاران است.»
اين ويژگى كسى است كه مىخواهد بندهى خدا باشد و ظلمى به كسى نكند. با وجود شجاعت مبارزه با نفس و مهار آن ـ أشْجَعُ النّاسِ مَنْ غَلَبَ هَواهُ ـ خود را ذليل خداى تعالى مىداند؛ «انا عبدك الضعيف الذليل الحقير المسكين المستكين».
اين اولين درجهى تقوى از مرتبهى سوم آن؛ يعنى «اقبال الى الله» است. تقوا داراى سه مرحله است. مرحلهى اول، انجام كامل واجبات و ترك محرمات؛ مرحلهى دوم، ازالهى اخلاق ناپسند و مرحلهى سوم، خود سه مرحله دارد: اقبال الى الله، تخلّق به اخلاق الله و فناء فى الله. اين راه، مخصوص كسانى است كه مىخواهند سالك طريق الى الله باشند.
عنوان بصرى به امام صادق عليه السلام عرض كرد: مرا نصيحتى فرما. فرمود :
«تو را به نُه چيز سفارش مىكنم و اين نُه چيز سفارش من است به كسانى كه پويندگان راه خدا هستند و از خداوند مىخواهم كه تو را در عمل به آنها توفيق عنايت فرمايد. سه چيز در تربيّت نفس، سه چيز در بردبارى و سه چيز در علم است. آنها را به خاطر بسپار و در مورد آنها سهلانگارى مكن. عنوان گويد: دلم را براى شنيدن آماده ساختم.
حضرت فرمود: امّا سه وصيّتى كه به تربيّت نفس مربوط مىشود: آنچه را اشتها ندارى نخور؛ زيرا موجب حماقت و نادانى مىشود. تا گرسنه نشدى غذا نخور و هرگاه خواستى غذا بخورى، غذايت حلال باشد و «بسم الله» بگو، و به ياد آور سخن رسول خدا صلّى الله عليه و آله را كه فرمود: آدمى ظرفى را بدتر از شكمش پر نكند. پس چون ناچار به آن است، يك سوم آن را براى غذا، يك سومش را براى نوشيدنى و يك سوم ديگر را براى نفس كشيدن بگذارد.»
حضرت در ادامه مىفرمايد: «امّا آن سه خصلت كه در بردبارى است: اگر كسى به تو گفت: اگر يكى بگويى ده تا مىشنوى، بگو: اگر ده تا بگويى، يكى هم نمىشنوى. اگر كسى دشنامت داد، بگو: اگر تو راست مىگويى از خدا مىخواهم مرا ببخشد و اگر دروغ مىگويى از خدا مىخواهم تو را ببخشد. اگر كسى تو را تهديد نمود، تو او را اندرز ده و برايش دعا كن. امّا آن سه خصلت كه در علم است: آنچه را نمىدانى، از علما بپرس و هرگز براى سرزنش كردن و آزمايش نمودن آنها سوال نكن. از عمل كردن به رأى خود برحذر باش و در هر چه احتياط را مناسب مىبينى، احتياط كن. از فتوى دادن بگريز، همانگونه كه از شير مىگريزى و گردن خود را پل براى مردم قرار مده.»
نظر فقهى بنده اين است كه درمورد آقايان موسوى و كروبى و بسيارى از زندانيان سياسى، عنوان محارب صادق نيست. اين به هيچ وجه يك موضعگيرى سياسى نيست، بلكه نظرى كاملا فقهى است و عدّهى ديگرى از فقها نيز با آن موافقند و از خداوند تبارك و تعالى به بركت حسين بن على عليه السلام خواستاريم كه اين دو بزرگوار و همسر آقاى موسوى و ديگر زندانيان سياسى را آزاد فرمايد و اين مشكل بزرگ را به دست تواناى خود برطرف نمايد.
خداى تعالى همهى ما را از بلاهاى دنيا وآخرت حفظ كند. بلاهاى دنيا مىگذرد، امّا صرف مواجهه با حضرات معصومين، با حال گناه و سرزنش آنان بر كردار ما، بسيار سخت و خجالتبار است، مخصوصآ سادات وقتى در مقابل جدّشان قرار مىگيرند، مانند فرزندى كه پدرش او را در حال انجام كار زشتى ديده و مىخواهد نصيحتش كند، چقدر خجالت و شرمندگى براى آن فرزند وجود دارد؟ سادات چنين هستند، در مقابل جدّ خود. اين شرمندگى گاه به حدّى است كه انسان حاضر است به جهنّم برود، امّا با ائمه اطهار رو در رو نشود. درست است كه رحمت واسعهى الاهى شامل حال همهى مؤمنين مىشود، امّا نبايد از خداى تعالى و اولياى او حيا كرد؟ گيرم كه امام حسين عليه السلام شفاعت كند و خداى تعالى ببخشد، امّا انسان كه نمىتواند خطاى خود را فراموش كند.














مردم باید انتخابات را آزاد کنند.
بهتر است نام این مرجع تقلید را برای معرفی بیشتر وی در سطح جامعه پخش نموده تا مقلدین وی بیشتر گردند
درود بر مرجع مردمی آیت الله دستغیب.
شما باعث افتخار روحانیت هستید. افرادی همچون شما روحانیت را زنده نگاه
داشته اند. ولی برخی که بر طبل ولایت فقیه میکوبند قصد جایگزینی انقلاب
را دارند و میخواهند یک نظام سلطنتی از ولایت فقیه بسازند. این عده از طرف
بیت خامنهای حمایت میشوند. همه ی روحانیون باید هشیار باشند.